|
بخش هشتم
از دیگر خانمهای بازیگر تئاتر،«ایرن زوایانس» بود که در سال 1328 به تئاتر روی آورد و برای نخستین بار در نمایشنامهی«کارمند شریف» به کارگردانی«استپانیان» شرکت کرد که این نمایشنامه در تئاتر سعدی به روی صحنه رفت. او چندین نمایشنامه را در تئاتر سعدی زیر نظر«لرتا» و بعد تئاتر تهران زیر نظر«جعفری» به اجرا درآورد. پس از آن تئاتر را ترک کرد و به سینما روی آورد. «ایرن» در ابتدا همسر«محمد عاصمی» شاعر و نویسندهی معروف و ناشر مجلهی «کاوه» در آلمان بود. «ایرن» در همان روزهای نخست، با اجرای یکی دو نمایشنامه ثابت کرد که در ارایهی نقشهای مختلف، استعداد خارقالعادهای دارد. «ایرن» در تئاتر بسیار درخشید اما در سینما نتوانست موفقیت چندانی بهدست بیاورد زیرا که کار سینمایی او برخلاف کار تئاتریاش، فاقد ارزشهای هنری بود. «ایرن» پس از اینکه از «محمد عاصمی» جدا شد با «شاهرخ رفیع» ازدواج کرد اما پس از مدتی از وی نیز جدا شد. از دیگر بانوان تئاتری آن روزگار میتوان از «منیره فرهی» و «فلور انتظامی» (همسر عزتالله انتظامی) نام بُرد. این دو بانوی بازیگر نیز در دو یا سه نمایش بر روی صحنهی تئاتر سعدی رفتند. «هوشنگ گلمکانی» در «آقای بازیگر» از قول عزتالله انتظامی» مینویسد: «یادم است در تئاتر سعدی که بودیم و تازه مدت کوتاهی از ازدواجمان میگذشت، به ما گفتند که برای نقشهای زن، غریبهها را راه نمیدهیم و از همسران خودتان برای ایفای نقش استفاده کنید. همسرم هم در دو سه نمایش بهطور حرفهای کار کرد، اما دیگر رغبتی به ادامهی کار نشان نداد. زمینهی مساعدی هم البته نبود.» در سال 1326 تئاتر فردوسی مجددن به سرپرستی«عبدالحسین نوشین» فعال شد، ولی یک سال بعد، او را به دلیل فعالیتهای سیاسی دستگیر و زندانی کردند. در این مدت«عبدالحسین نوشین» از درون زندان، از طریق خانم«لرتا»، کارگردانی نمایشها را انجام میداد. پس از گذشت یکسالونیم از زندانی بودن او، در زمان نخستوزیری رزمآرا، بنابر توافقهایی که شده بود، آنها زندانیهایشان را در سال 1329 فراری دادند و «عبدالحسین نوشین» هم به مسکو رفت و تا آخر عمر آنجا ماند. «عباس شباویز» از بازیگران تئاتر سعدی و فردوسی میگوید: «تئاتر سعدی را دارودستهی امیر موبور با اشارهی مقامات پشتپرده آتش زدند. هنرمندان در مجلس متحصن شدند که به جایی نرسید و بعد کودتای بیستوهشت مرداد اتفاق افتاد که هرکدام به گوشهای فرار کردند.»
خانم «لرتا» در تئاتر سعدی، سه نمایشنامه به نامهای «خانم ویندرمیر» و«شنل قرمز» اثر «گوگول» را اجرا کرد. پس از حادثهی فرار«عبدالحسین نوشین» از زندان، از کار تئاتری «لرتا» جلوگیری کردند و وی به مدت ده سال به اروپا سفر کرد. او تمام اروپا را برای پیداکردن «عبدالحسین نوشین» زیرپا گذاشت و سرانجام او را در مسکو پیدا کرد و نزد او رفت و مدت نُه سال با «نوشین» و پسرش زندهگی کرد. خانم«لرتا» پس از نُه سال دوباره به ایران بازگشت درحالی که همسرش در مسکو و پسرش در آلمان بهسر میبردند. در طی این مدت، چهار سال دورهی انستیتو تئاتر را گذراند و در کارهای صحنهای، ورزش، صدا و حرکات دیگر، با علاقهی خاصی کار کرد. با وقوع انقلاب 57 ایران، خانم«لرتا» به امریکا و سپس به اتریش رفت و تا پایان عمر نزد یگانه فرزندش«کاوه» زندهگی کرد. از دیگر خانمهای بازیگر که در حدود سال 1330 بر روی صحنهی تئاترهای تهران ایفای نقش کردند میتوان از «شهین»، «سودابه»، «پروین سلیمانی» و «مهین بزرگی» نام بُرد.
«شهین» با نام اصلی«مهینتاج مغول کیسر» در سال 1330 درحالیکه دوازده سال بیشتر نداشت به تشویق سرهنگ«قزلایاغ» وارد تئاتر پارس شد و با نمایشنامهی«بهسوی تو» با شرکت«صادق بهرامی»، «حمیده خیرآبادی» و «مورین» به ایفای نقش پرداخت. او سپس به «جامعهی باربد» رفت و در کلاس تعلیم صدای«مهرتاش» حضور یافت و به آموختن صدا پرداخت و در اپرتهای «جامعهی باربد» بازی کرد. پدر«شهین» از تاجران پاکستان بود که در مسافرت به شیراز، با مادر«شهین» ازدواج کرد. «شهین» در سال 1336 ازدواج کرد ولی خیلی زود از همسرش جدا شد. حاصل ازدواج او پسری به نام «نادر» است. «شهین» بعدها به کانادا مهاجرت کرد.
«سودابه» با نام اصلی«ملک نیکسرشت» بازی در تئاتر را همزمان با فعالیتاش در سینما، در سال 1330 آغاز کرد. او بازی در تئاتر را از تماشاخانهی تهران آغاز کرد. خانم سودابه نیز به خارج از ایران مهاجرت کرد. «پروین سلیمانی» در تئاترهای تهران فعالیت داشت اما در مورد تاریخ دقیق آغاز فعالیت هنری او، منبع موثقی در دست نیست. یکجا آغاز بازیگری او را در سال 1323 با نمایشنامهی «شهرزاد قصهگو» دانستهاند و در جایی دیگر، نخستین حضور او در تئاتر را در سال 1330 و با نمایشنامهی «دلدادهگان» در تئاتر فرهنگ میدانند. بههرشکل، «پروین سلیمانی» در بسیاری از تئاترها و فیلمهای سینمایی پیش از انقلاب حضور داشت.
«مهین بزرگی» ابتدا دوبلور بود و نخستین بار در فیلم«مستی عشق» گویندهگی کرد. خانم بزرگی در سال 1330 به دعوت«صمد صباحی» به تئاتر پارس رفت و همراه با مرحوم«علی تابش» در نمایشنامهی «سلطان عبدالحمید» بازی کرد. او همزمان در هنرستان هنرپیشهگی تهران نیز تحصیل میکرد. مدتی هم در تئاتر فردوسی به فعالیت هنری پرداخت. از نمایشنامههایی که در تئاتر فردوسی بازی کرد میتوان از نمایشنامهی « اعدام به ده شماره» نام بُرد که با «پرویز بهرام» و «عبدالله بوتیمار» همبازی بود. خانم بزرگی در سالهای بعد فعالیتاش را در تئاتر کم کرد و کارش را در زمینهی گویندهگی رادیو و دوبله متمرکز ساخت.
خانمی هم در آن زمان در تئاتر فعالیت میکرد به نام «تامارا» که بیشتر فعالیت او اجرای رقص و حرکات موزون در نمایشنامهها بود. میگویند«تامارا» در آنزمان تنها کسی بود که به گروه موسیقی نُت میداد و خود نیز برمبنای نُت میرقصید. «تامارا» با بیشتر گروههای تئاتر آن دوره و بهویژه تماشاخانهی تهران همکاری میکرد. آغاز فعالیت هنری او بهطور دقیق مشخص نیست ولی بهیقین به بعد از سال 1314 و واقعهی کشف حجاب برمیگردد. به نوشتهی«معصومه سوری» در رسالهی «زن در تئاتر ایران»، در سال 1332 بعد از کودتای بیستوهشتم امرداد، نمایش که در اوج خود بود، قطع شد و دوران رکودی پنج ساله در این زمینه آغاز شد. بسیاری از هنرمندان و بازیگران، صحنه را ترک کردند و به دنبال آن نمایشهای کابارهای و لالهزاری رشد کرد. پایان
منابع: فرهنگ جامع زنان بازیگر ایران – حسین محبی – با تلخیص و ویرایش متن فصلنامهی تئاتر – سال 1370 ماهنامهی فیلم
آنسه امیری - مجلهی اپیزود، شمارهی نودودو دوم امرداد ماه 1389 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |