|
فیلم«باکت لیست» دربارهی دو پیرمرد است که در اتاقی در بیمارستان، روزهای آخر زندهگی خود را سپری میکنند. یک روز یکی از آنها میگوید که این آخر عمری کارهایی را انجام بدهند که تا حالا آرزوی انجام دادن آنها را داشتهاند. در پی این تصمیم اتفاقاتی در سراسر فیلم رخ میدهد که هم خندهدار است و هم جای تامل و تفکر دارد. گفتوگوی زیر صحبتی است پیرامون این فیلم با دو بازیگر اصلی آن «جک نیکلسون» و «مورگان فریمن».
سوال: آیا بازی کردن دراین فیلم این احساس را در شما به وجود نمیآورد که دارید با مرگ خودتان دست و پنجه نرم میکنید؟ یا شما از آنها چشمپوشی میکنید وقتی که دارید فیلمی دربارهی مرگ می سازید؟ مورگان فریمن: فکر میکنم چیزی که شما درحال انجام دادن هستید، در هر موقعیت بازیگری، فقط بازیگری است نه بیشتر. شما سعی نمیکنید که آن شخصیت را در خودتان بگنجانید، اگر این کار را بکنید، آنوقت خودتان را در رنجی عمیق قرار میدهید. بازی کردن شخصیتی که دارد میمیرد یا قرار است که بمیرد، ما فقط نقشاش را بازی میکنیم و هیچگونه احساس مرگی در خود ما بهوجود نمیآید. حالا شاید بگویید که پس فیلم دربارهی چه هست؟ من منطق این فیلم را دوست دارم. فیلم دربارهی زندهگی است نه دربارهی مرگ. جک نیکلسون: بله درست میگوید. این همان جملهای است که اولین بینندهها گفتند. «فیلم دربارهی زندهگی است». حسی درون فیلم است که من آن را دوست دارم و آن این است که شما با دیدن فیلم به فکر زمان مرگ خود میافتید. این ترس ناشناخته تو را تحریک میکند. من به سخنرانیهای زیادی رفتهام که این موضوع را مورد بحث قرار دادهاند. سوالی که قبل از شما، از ما پرسیده شد این بود که آیا تاثیرات این فیلم با شما خواهد ماند؟ ما میخواستیم اگر چه این رویکردی کمیک است، ولی ما میخواستیم که فیلم کمی همنوایی داشته باشیم . فکر میکنم به خاطر این باشد که این مسایل درونی هستند، اینها مکالماتی هستند که ما مخفیانه با خودمان انجام میدهیم. مطمئنن شما تا بهحال در مراسم تششیع جنازه شرکت کردهاید و این سوال را از خود کردهاید که چهطور میتوانم با مرگ کنار بیام؟ شما تمثال بزرگی مثل این فیلم را میخواهید که بعضی وقتها در فکر من هم هست. همهی ما یکجور هستیم و هیچ فرقی با هم نداریم. سوال: چهطور ریتم بازی با یکدیگر را به دست آوردید؟ آیا شما بیشتر از آنکه فیلمنامه بود، همدیگر را تحت فشار قرار دادید؟ مورگان فریمن: من از همان اول داشتم یک جورایی با جک میرقصیدم. من ریتم کارش را بلدم و چیزهایی زیادی دربارهی بازیگری او میدانم که همهی اینها را فقط از تماشا کردن فیلمهایش به دست آوردهام. جک نیکلسون: هدف کلی من به عنوان بازیگری این نقش این است که او را تحت فشار قرار دهم تا او را راضی به رفتن به گردش کنم. فکر میکنم هر دوتای ما به اندازهی کافی، حرفهای برای انجام این کار باشیم. اولین باری که او را دیدم بهش گفتم: «چیزی بهت میگم که شاید کسی تا حالا بهت نگفته باشد. من فکر میکنم که تو جیمز دین مدرن هستی.» او گفت: «چی؟»... من گفتم: «من دربارهی یک ویژهگی جیمز دین صحبت میکنم. سینما وجود دارد، بازیگری وجود دارد.» دین این کیفیت را داشت. مورگان کار زیادی را برای این فیلم انجام داد، درحالی که شاید لازم نبود. سوال: آیا هر کدام از شما لیست باکتی داشتهاید؟ چیزهایی در آن لیست بوده که بخواهید انجام بدهید؟ جک نیکلسون: من دوست دارم که اهرام ثلاثه مصر را ببینم. مورگان فریمن: فکر میکنم همهی ما یک باکت لیست خصوصی را داریم. شاید آنها روی کاغذ نوشته نشده است و شما آن لیست را جایی نوشتهاید. من همیشه درحال تغییردادن آنها هستم. سوال: آیا در هنگام کار اوقات خوبی را گذراندید؟ مورگان فریمن: ما با هم به کنار دریاچه برای ماهیگیری رفتیم. تجربهی جالبی را ان شب داشتیم. وقتی داشتیم برمیگشتیم مردم دورمان جمع شدند و از ما امضا و عکس میخواستند. من از ازدحام جمعیت فرار کردم، چون از امضا دادن متنفرم. جک نیکلسون: درست میگه. مورگان از ایستادن متنفره. من هم شب جالبی را با مورگان آن شب گذراندم. سوال: صادقانه به ما بگویید که، شخصیت شما چهقدر به شخصیتهای درون فیلم نزدیک است؟ مورگان فریمن: خوب نمیدانم. هیچوقت یک مکانیک نبودهام. بله چیزهایی هست که همیشه میخواستم داشته باشم. وقتی در نیروی هوایی بودم یک تکنسین الکترونیک بودم. سراسر زندهگیام یک بازیگر بودهام، یا به عبارتی یک متظاهر. فکر نکنم که خیلی به شخصیت درون فیلم نزدیک باشم و بزنم به تخته هنوز با اینکه شصتودو ساله و سیاهپوست هستم، همچنان سالم و سرحال هستم.ا جک نیکلسون: (خطاب به مورگان فریمن ): واقعن؟ مورگان فریمن: بله. من زندهگی راحتی دارم و واقعن به مانند فیلم نیستم. سوال: چیزی هست که بنابرمیل شما نباشد؟ مورگان فریمن: سوال سختی است به خاطر اینکه چیزهای زیادی وجود دارد. من یک فیلمنامهی ماندلا را دارم و میخواهم آن را سال آینده اجرا کنم. واقعن میخواهم آن را انجام بدهم . پانزده سال است که دنبال این کار هستم. واقعن آدم کاملی است. جک نیکلسون: کی آن را نوشته است؟ مورگان فریمن: هنوز کسی آن را ننوشته است. سوال: شما دربارهی تصمیم شخصیتهای فیلم دربارهی مرگ خودشان چه فکری دارید؟ مورگان فریمن: از شخصیت«جک» در فیلم رهایی از شاوشنک یادم هست که خطاب به من گفت: «دوست داری مشغول مُردن باشی یا مشغول زندگی؟» و تصمیم آن بود که مشغول زندهگی کردن باشم. جک نیکلسون: ما میدانستیم که باید فیلم را قابل باور میساختیم و کار خوبی از کار درآمد.
مجلهی اپیزود، شمارهی نودودو دوم امردادماه 1389 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |