|
آلبوم «دنیای اینروزای من» عاقبت در خردادماه منتشر شد. در سلسله یادداشتهایی که زین پس خواهم داشت نگاهی خواهم کرد به این آلبوم و آنچه که در فضای نت در حاشیه گفته و نوشته شده است. برای ورود به بحث در مورد این اثر، ناشناسی در نت برایام پیام گذاشته بود که ابتدا پیاماش را بخوانیم و در ادامه پاسخ من: سلام! منو امثال من خیلی از داریوش انتظار بالاتری داشتیم ولی متاسفانه انتظاراتمون در این آلبوم برآورده نشد مثلا همین آهنگی که شما مثال زدی قیصر مضمونش شبیه آهنگ داش آکل خشایار اعتمادی است... آخه داریوش که بیاد از مقلدش تقلید کنه وای به حال دیگران... شما که انقدر از ملودیهای فرید زولاند در حجم سبز ایراد گرفتی انتظارم اینست که بحق از این آلبوم نقد و حتی انتقاد کنی... خدا به قبر بیات و عبدی یمینی واروژان بزرگ نور بپاشه... رفتند و موسیقی ایران رو یتیم کردند فرصت مغتنمی برای افکاری بود با ارائه آثار ضعیف ما رو دلسرد کرد .آخه ترانه من از تو رو گوش کردی ور داشته آهنگ بایلاموس انریکه اگلاسیاس رو عوض کرده داریوش هم به جای کلمه بایلاموس انریکه میگه من از تو واقعا هر چی حرف نزنم بهتره. یادم رفت بگم آهنگهای سراب ردپای تو ..دنیای اینروزای من و شکنجه گرقابل قبول بودند...ولی بقیه ملودیها و تنظیمها معولی و سطحی و تکراری بودند البته گویا داریوش هم خودش فهمیده این آلبوم ، آلبوم ناقصی هست بخصوص در این شرایط سیاسی کشور دادن چنین آلبومی با مضمون عاشقانه درست نبوده و همزمان با این آلبوم آهنگ سیصد گل سرخ رو هم ارائه داده.. ما فکر کردیم ارائه این آلبوم اراده درد و دلهای مردم داخل سرزمین است اما در هشتاد درصد آلبوم درد و دل مرفهین بی درد که فقط فکر عشق و عاشقی هستند بیان شده ..من خیلی دلم از این آلبوم پره.
این مخاطب همهی حرف حساباش این است که آلبوم انتظارات او را برآورده نکرده است. ضد و نقیض نظر داده است. جایی نوشته مضمون "قیصر" شبیه "داش آکل" خشایار اعتمادی است و جایی دیگر نوشته هشتاد درصد آلبوم به سمتوسوی فضای عشق و عاشقیست و برای مرفهین بیدرد است. نوشته در شرایط سیاسی کشور نباید چنین آلبومی بیرون میآمد! از همین نکتهی آخر یعنی شرایط سیاسی اگر بخواهم پاسخ بدهم باید بگویم کدام قانون میگوید که در شرایط ویژهی سیاسی یک مملکت نباید آلبوم عاشقانه بیرون داد؟ مگر داریوش در فاصلهی خرداد سال پیش تا انتشار آلبوم در خرداد امسال چندین تکترانه با مضامین سیاسی-اجتماعی منتشر نکرد؟! اگر این تکترانهها را جمعآوری کنیم میشود یک آلبوم! در همین آلبوم مورد اشاره، سه ترانه از هشت ترانهی آلبوم، مضامینی عاشقانه ندارند. نمونهی بارزش ترانهی "قیصر" که در یادداشتهای بعدی بیشتر ترانه را بررسی خواهم کرد. از زندهیاد "عبدی یمینی" یاد کرده که بایست بگویم ایشان در آلبوم "امان از" بیشتر کارها و فضاهایاش عاطفی است و در بیشتر همکاریهایاش با داریوش فضاهای سیاسی-اجتماعی کمی دارد. البته ایشان منظورش این است که ملودیهای آقای "افکاری" نوآوری خاصی در مقایسه با عزیزانی که نام برده ندارد. برای بحث در این مورد در آینده بیشتر خواهم نوشت. ترانهی "من از تو" را مثال آورده که برداشتیست از ترانهی "Bailamos" که آقای انریکه اجرا کرده که بنده نشنیده بودم و با جستوجو یافتم و شنیدم که هرگز ملودی و فضا شبیه ترانهی "من از تو" نیست. دریغ از کمترین شباهت!! حال چهگونه ایشان این ترانه را شبیه با ترانهی "من از تو" دانسته و برای اینکه مخاطب این نوشته خودش قضاوت کند حتمن این ترانه را در فضای نت جستوجو کند و کلاهاش را قاضی! البته ایشان سه ترانه را از بقیه جدا کردند و فضا و مضمون بقیه را تکراری نوشتند. بعد هم نتیجهگیری کردند که برای جبران مافات، داریوش ترانهی "سیصد گل سرخ" را منتشر کردند. البته بنده از ایشان انتظار ندارم که با دلیل و مستندات سخن بگویند. مثلن باید از ایشان پرسید "تکراری" در مضامین ترانه یا ملودی یا هر دو؟ یا مگر قرار است ترانههایی با مضامین عاشقانه حرف مردم اقشار فرودست جامعه نباشد؟ مگر عاشقانه زیستن و خواندن به مرفهین بیدرد جامعه نزدیک است؟ نوشتهاند بنده از ملودیهای"فرید زلاند" ایراد گرفتهام! بنده از فضایی نوشتم که آلبوم"حجم سبز" بسیار غیرقابل تحمل بود. در مقایسه با ملودیهای آقای آسمانی و پیشینهی"زلاند" در ملودیسازی، یقینن آلبوم ضعیفی بود و نه تنها بنده، بلکه بسیارانی آلبوم به دلشان ننشسته بود. مطمئنن قبول دارید که فضای یک ترانه که خوشایند مخاطب است برای شنیدن، نخست ملودی و تنظیم است و سپس کلام! یعنی با شروع ترانه آنچه که شما را ترغیب به ادامهی شنیدن ترانه میکند آهنگ است تا کلام. حالا شما بفرمایید یکبار دیگر این آلبوم را بشنوید تا ببینم طاقت میآورید تا پایان یک ترانه را بهراحتی تحمل کنید؟ اما بسیارانی را میشناسم که هوادار داریوش نبودند و از آلبوم او لذت بردهاند و حتا این آلبوم را بهترین آلبوم سالهای اخیر او میدانند. البته من با این نظر مخالفام که بهترین آلبوم سالهای اخیر اوست، ولی باور دارم که فضا و ملودیهای "افکاری" بهگونهایست که عامهی مخاطبان را مجذوب میکند. این امتیاز مثبت آلبوم است. تاکید دستاندرکاران آلبوم از ترانهنویس تا آهنگساز بر اینکه خواستهاند از عشق و فضاهای عاطفی دور نمانند و قبول آوازخوان در حرکت به آنسو باعث شده تا عموم مخاطبان از هر طیفی با آلبوم رابطه برقرار کنند. پیش از این در یادداشتی نوشته بودم که بعضی از هواداران داریوش متاسفانه گمان میکنند همیشه باید فضای ترانهها و آهنگها به دههی پنجاه و شصت بازگردد و از آوازخوان انتظار دارند تا همچنان فضای آثارش را تغییر ندهد که تاکنون با مد نظر قرار دادن پیشرفت موزیک و الکترونیکی بودن فضای آهنگها در مقابل فضای سازهای آکوستیک، میتوان نتیجه گرفت که آلبومهای داریوش در مقایسه با دیگر همکاراناش از این گزند دورتر بوده است. شما کافیست نگاهی گذرا داشته باشید به آثار "ابی" که در سالهای اخیر ترانههایی را در فضای "ترنس" اجرا کرده و مخاطباناش را از دست داده است. البته اسماش را میگذارند "ریمیکس" و سر و ته ترانه را با تنظیمی جدیدتر که هیچ به فضای کار نزدیک نیست و نچسب است هم میآورند. آیا در آثار داریوش چنین چیزی مییابید؟ فقط در آلبومهای اخیر فضاها نوتر و تازهتر شده است. اما به فضا و مضمون ترانه خیانت نشده است. این سلسله یادداشتها در همین مجله ادامه خواهد داشت و اگر کسانی نظرات دیگری دارند منتظر خواندن نظراتشان هستیم.
محمود بیتا - مجلهی اپیزود، شمارهی نودودو دوم امرداد ماه 1389 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |