|
هفتمین روز از ماه «امرداد» جشنی در ستایش و گرامیداشت «امُرداد»، در اوستایی «اَمِرتات»(ameretat) و در پهلوی «اَمرداد»(amordad) به معنی بیمرگی و جاودانهگی و نام یکی از امشاسپندان، برگزار میشود. «امرداد» در باورهای ایرانی در جهان خاکی نگاهبان و سرپرست گیاهان و رُستنیها بهشمار میرود و همواره با«خرداد» در كنار هم جای دارند و «كمال» و «دوام» در جهان مینوی نیز از این دو امشاسپند است. واژهی«امرتات» از سه بخش ساخته شده است: «اَ» + «مَر» + «تات» که بخش نخست در زبان اوستایی «پیشوند نفی» است، بخش دوم، از ریشهی مصدری «مَر» به معنای «مرگ» و بخش سوم پسوند «كاملی»، «رسایی» و «سالمی» را میرساند. این نام در اوستا، بهویژه «گاتها» صفتی است از برای
«اهورامزدا» مظهر زوالناپذیری و پایندهگی خداوند.
واژهی «اَمِـرِتات» در اوستا به معنای «نمیرندهگی» و «بیمرگی» و در اوستای نو به چهرهی امشاسپند بانوی نگاهبان گیاهان و خوراکهای گیاهی درمیآید. این واژه با تغییرات آوایی که در گذر زمان روی میدهد، در متون پهلوی متاخر به گونهی «اَمُـرداد/ اَمُـردات» و در زبان فارسی به شکل «مرداد» تغییر یافته که از ظاهر هیچکدام از آواها و نگارشهای سهگانهی اخیر، معنای اصلی اوستایی آن برنمیآید. اما با این وجود، تمامی نویسندهگان متون پهلوی و ادبیات فارسی، معنای امرداد و مرداد را همچنان «بیمرگی/ نمردنی» دانستهاند. گروهی معتقدند که نگارش واژهی «مرداد» به شکل «امرداد» (آنگونه که برخی بر آن اصرار میورزند) در زبان و ادبیات فارسی سابقهای ندارد و در شاهنامهی فردوسی و دیگر آثار ادبی، تاریخی و نجومی، این نام به گونهی«مرداد» نوشته شده و از آن جا که آثاری همچون شاهنامه، خود مرجع و معیار زبان فارسی است، بعید است که حق دستکاری در آن را داشته باشیم و به خود اجازهی اشتباه دانستن گفتار گزارندهی شاهنامهای را بدهیم که نه تنها سخناش بنیاد و داور زبان فارسی، که گسترهی ادبیات پهلوی نیز مرجع واژگان سرودههای او بوده است. تغییر آوای«امرتات» به «امرداد» و «مرداد» محصول تطور و پیشرفت زبان است و بسیاری از واژگان دیگر، و از جمله آوا و تلفظ نام تمامی یازده ماه دیگر سال نیز دیگرگون شده است. اما گروه دیگر نیز بر این باورند که واژهی «مرداد» برای نام این ماه اشتباه است و حتمن باید از واژهی «امرداد » استفاده شود، چون «امرداد» که به معنای بیمرگی است، «مرداد» متضاد آن و به معنای نابودی و مرگ است و استفاده از این واژه درست نمیباشد. «امرداد» پنجمین ماه گاهشماری خورشیدی ایرانی با مبدأ اعتدال بهاری است که نام آن همراه و مترادف با نام برجی آن، یعنی شیر (اسد) آمده است. امردادماه در فرهنگ ایرانی از اهمیت فراوانی برخوردار بوده است، چرا که در دوران هخامنشیان و صدها سال پیش و پس از آن، این ماه هنگام رسیدن خورشید به برج شیر یا اسد بوده است. رویدادی که سخت گرامی دانسته میشد و یادمان آن در نگارههای فراوانی برجای مانده است. امروزه نیز همزمانی ماه مرداد با بسیاری از رویدادهای تقویمی و از جمله آغاز سال در گاهشماریهای گوناگون ایرانی جالب و توجهبرانگیز است که به برخی از آنها اشاره کوتاهی میشود: دومین روز از این ماه، برابر با یکمین روز از «فردینه ماه» طبری/ تبری و آغاز سال نو در گاهشماری کهن «طبری» است که هنوز در نواحی مازندران و بهویژه بخشهای کوهستانی آن رواج دارد. ششمین روز از امردادماه در گاهشماری سنتی ساحلنشینان خلیج فارس که به «تقویم صیادی» معروف است، روز «نوروز دریایی» و آغاز سال نو دانسته میشود. هفدهم امرداد ماه برابر با روز نخست از «نوروز ماه» گیلانی است که در گاهشماری سنتی «دیلمی» آغاز سال نو بهشمار میرود. بیستم امردادماه برابر با یازدهم اوت، همزمان است با جشن آغاز سال نو، در گاهشماری باستانی ارمنیان که «ناواسارد» نامیده میشود و به معنای «سال نو» است. آیین«ناواسارد» هنوز هم در میان ایرانیان ارمنی با برگزاری مسابقههای ورزشی و دستههای موسیقی که سابقهای کهن دارد، برگزار شده و گرامی داشته میشود. به جز اینها، امروزه آغاز سال در دو گونه از گاهشماریهای «پَـرسی» یا بدون کبیسه ایرانی، با مردادماه مصادف شده است. یکی از اینها عبارت است از گاهشماری بدون کبیسه و کهن زرتشتیان ایران که نوروز و فرودینماه آن درحال عبور از امردادماه است و دیگری گاهشماری باستانی «منداییان» (صابئین) خوزستان که آغاز سال نوی آنان نیز با اوایل مردادماه مصادف شده و آنرا به نام «دِه وارِبّـا» (عید بزرگ) میشناسند. نکتهی جالب دیگری که دربارهی تقویم مندایی میتوان گفت این است که نام ماهِ برابر با برج شیر در این تقویم «آریـا» است و از آنجا که شیر و نگارهها در پیوند با خورشید، در نزد ایرانیان جایگاهی گرامی داشته است، میتوان پرسید که آیا واژهی «آریا» به معنای شیر در تقویم مندایی با نام آریا و آریاییان پیوندی دارد یا تنها یک تشابه است؟ و اگر پیوندی داشته باشد، آیا نامگذاری سپسین این ماه با واژهی مرداد/ امرتات، به معنای بیمرگی، نوعی آرمان و آرزو برای پایندهگی ایران نبوده است؟
امروزه به این دو گاهشماری مهم ایرانی توجه چندانی نمیشود، درحالی که گاهشماریهای بدون کبیسه باوجود این که توانایی تطبیق با تقویم طبیعی را ندارند، اما به دلیل این که همواره از تعداد روزهای کامل و بدون کسر تشکیل شدهاند، اهمیت فراوانی در تاریخنگاری و ثبت رویدادهای تاریخی و محاسبات تقویمی دارند. در امردادماه چند مناسبت دیگر تقویمی و نجومی بازمانده است. یکی از اینها، آیین گاهنبار «میدیوشِـم» (میانهی تابستان) است که بازماندهای دیرپا از کهنترین گاهشماری شناختهشدهی ایرانی یا گاهشماری «گاهنباری» است. گونهای از تقسیمات سالیانه که طول سال خورشیدی در آن نه به دوازده ماه خورشیدی، که به چهار فصل و چهار نیمفصل بخش میشده است و دیگری، آیین کهنی است که امروزه در تقویم ترکمنی به نام «یالدیراق» بازمانده و به موجب آن روز بیستویکم مردادماه را روز طلوع ستاره شباهنگ (تشتر/ شِعرای یمانی) میدانند و برای تماشای آن به بلندی میروند و انتظار دیدار آنرا در آسمان بامدادی میکشند. آیینهای دیگر مردادماه نیز فراوان و متنوع بودهاند که به دو نمونه آن اشارهای میشود: جشن کهن «امردادگان» در هفتمین روز این ماه است که امروزه آیینهای دیرین آن بهکلی فراموش شده است، اما از آن جایی که «مرداد/ امرتات» امشاسپندی موکل بر گیاهان و پشتیبان آنان دانسته میشده، میتوان گمان داد که کوششهایی در پاسداری و مراقبت از گیاهان، بخشی از مراسم آن بوده باشد. جشن «مَـی خواره» در سرزمین «سغد» و «ورارود» که ابوریحان بیرونی از آن یاد میکند و آن را برابر با هجدهمین روز مردادماه یا «اشناخندا»ی سغدی میداند. ذکر این نکته هم جالب است که گل «زنبق» نماد امردادگان است. امردادگان بر همهی ایرانیان فرخنده باد.
منابع: تاریخ نوروز و گاهشماری ایران -
عبدالعظیم رضایی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |