در سال شمار کهن ایرانی، هر ماه از سال دارای سی روز بود و شهريور روز، همواره برابر بود با روز چهارم شهريور ماه که آ ن را «شهريورگان» می ناميدند. 

با روی آوردن به سال شمار تازه، که آن را سال شمار «جلالی» و يا «خيامی» نيز می نامند، شش ماه نخستين سال، دارای سی و یک روز شدند. بنا بر اين «روز شهريور» از ماه «شهريور» که برابر با چهارم شهريور ماه در سال شمار کهن بود، پنج روز به جلو کشيده شد و  شهريور روز، به  يک روز مانده  به پايان«امرداد ماه» جا به جا شد و اينك در روز سی ام امرداد ماه برابر با بیست و دوم اگست ، جشن شهريورگان را برگزار می كنند.

از آيين‌های جشن شهریورگان و مراسم وابسته به آن، هيچ گونه آگاهی در دست نيست. برگزار نشدن آيين‌های جشن شهريورگان توسط ايرانيان در زمانی طولانی، موجب شده است تا همه جزئيات آن به فراموشی سپرده شود و حتا در متون کهن نيز آگاهی‌های چندانی در باره ی آن به دست نيامده است.

نام «شهريور» در متون اوستايی به گونه ی «خْـشَـتْـرَه ‌وَئيریَـه» آمده که به معنای تقريبی «شهر و شهرياری (شهرداری) آرمانی و شايسته» است. این گونه به نظر می آید که چنين انديشه‌ و آرمانی، خاستگاه نظريه‌های افلاطون و فارابی در «آرمان‌شهر» يا «مدينه فاضله» بوده باشد.

 نام «شهريور» چند بار به همين معنا در «گاتها»ی اشو زرتشت نيز آمده است و بعدها در اوستای نو، او را به گونه‌ای تشخص‌يافته به پيکر يکی از امشاسپندان در می‌آورند.

این امشاسپند در جهان مادی، نگهبان سیم و زر و فلزات دیگر و دستگیری از بینوایان و فرشته ی رحم و جوانمردی است.

از آن جایی که این جشن به «پادشاهان دادگر» بستگی دارد که نماینده ی شهریاری آسمانی هستند، ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و نیکوکاری کردن و دادن غذا به فقرا و نیازمندان، نزد پادشاه رفته و این جشن را شادباش می گفته اند. سپس فلزهای کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو می کردند و پس از آن به شادی و پایکوبی می پرداختند.

از اين جهات می توان گفت شهريور سودمند ترين امشاسپندان است. همكاران او ايزد مهر، ايزد خورشيد و ايزد آسمان هستند و ايزدان هوم، بفرز، اردوی سوره آناهيتا و سوك (ايزد همكار ماه كه خواسته و سود می بخشد) نيز جزو ياران او به شمار آمده اند. او پشتيبان فلزات است و فلزات نماد زمينی او هستند. اوست كه در پايان جهان، همه ی مردمان را با جاری كردن فلز گداخته ای خواهد آزمود.

دشمن اصلی شهريور سَوْروَه Saurva (سَروَه / ساوول) است كه درواقع سَرديوٿ «حكومت بد» و «ستمكاری» و «هرج و مرج» و «مستی» است.

در اوستا، از شهريور به عنوان كشور جاودانی اهورامزدا، سرزمين فناناپذير و بهشت برين نام برده شده است و انسان بايد چنان زنده گی كند كه پس از مرگ، شايسته ی اين مملكت شود.

 در انديشه ی اشوزرتشت، انسان به واسطه «انديشه نيك» است كه «راه راستی» را دنبال می كند و به «كمال» و «بی مرگی» دست می يابد و بدان وسيله به «شهرياری» می رسد. بدين گونه است كه انسان می تواند در سرشت خدا سهيم باشد. در حقيقت، وظيفه ی دينی انسان اين است كه با منبع غايی يا آفريدگار يكی باشد.

در بند هفتم هفتن يشت كوچك آمده است: «... شهريور امشاسپند را ما می ستاييم، فلز گداخته را ما می ستاييم، رحم و مروت را كه غمخوار بيچاره گان است ما می ستاييم.» چون شهريور نگهبان فلزات است، از اين رو، او را دستگير فقرا و فرشته ی رحم و مروت نيز خوانده اند.

يكی از وظايف شهريور نيز شفاعت درويشان نزد هورمزد است. همچنين گفته شده شهريور آزرده و دلتنگ می شود از كسی كه سيم و زر را بد بكار اندازد يا بگذارد كه زنگ بزند.

بر اساس متون ايرانی، جشن شهريورگان يا چهارم شهريورماه، با زايش و مرگ دو نفر از تأثيرگذارترين شخصيت‌های تاريخ ايران همزمان است: زايش «داراب» و مرگ «مانی».

خلف تبريزی در «برهان قاطع» (جلد سوم، ص 1316) از اين روز به عنوان «زادروز داراب» نام می‌برد. با توجه به پاره‌ای اشاره‌های تاريخی و شباهت‌های داستان داراب در «شاهنامه ی فردوسی» و ديگر تاريخ‌نامه‌های ايرانی با گزارش‌های مورخان يونانی و ايرانی در باره ی «کورش بزرگ» می‌توان احتمال ضعيفی در باره اينهمانی داراب و کورش را پيش کشيد.

ممکن است منتسب دانستن زادروز داراب يا کورش به روز شهريورگان که بر شهرياری آرمانی و شايسته دلالت دارد، يادمانی از خاطره ی پادشاهی کورش بزرگ در ياد مردمان و تاريخ‌نگاران بوده باشد.

اما از سوی ديگر متون مانوی (متن ce و p به زبان پارتی) از اين روز به عنوان روز جان‌باختن «مانی» ياد کرده‌اند:

 «مانی با شادی بزرگ و با خدايان روشنی‌ها و با نوای چنگ و سرود شادی پرواز کرد . . . و جاودان بماند به نزد خداوند اهورامزدا . . . چهار روز گذشته از شهريورماه، شهريورروز، روز دوشنبه، ساعت يازده، در استان خوزستان و به شهر بيلاباد (گندی شاپور)، که او پرواز کرد . . . به سوی سرای روشنايی» (M. Boyce, Acta Iranica, No. 9؛ وامقی، ايرج، نوشته‌های مانی و مانويان، 1378، ص ۲۹۰ تا ۲۹۳).

سنگ‌نگاره مرگ مانی، بیشاپور

عکس از مرادی غیاث‌آبادی، 1376

از دو دید دیگر می­توان اهمیت جشن شهریورگان را دریافت: نخست این­ که ماه شهریور، ماه گردآوری محصولات کشاورزی می­باشد و به خصوص برای کشاورزان این نتیجه گرفتن از کار و زحمت و کشت­وکار و به دست آوردن محصول همیشه همراه با شادمانی بوده و برای همین باید این کار با جشنی همراه می­شده.

دوم این ­که در این ماه پاییزه کاری آغاز می­شود و چون آغاز هر کار نیکی را باید با شادی در آمیخت از این رو نیز جشن شهریورگان را می­توان آغاز فصل نویی دیگر از هنگام کشت دانست.

 

فرید ستوده - مجله اپیزود ، شماره نُه

نُهم شهریور ماه 1387 خورشیدی

 

   منابع:

-------------------------------------------------------

  پژوهش های ایرانی ، رضامرادی غیاث آبادی

  تارنمای خبری زرتشتیان

  نوشتار موبد آذرگشسپ

  سایت رضا مرادی غیاث آبادی

 

Home

   

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved