محمد صالح علا در سال 1331 در شهر اراك متولد شد. او

فوق ديپلم سينما و تلويزيون از مدرسه هنرهای دراماتيك «رويال آكادمی» لندن در سال 1356

 ليسانس بازيگری و كارگردانی از دانشكده هنرهای دراماتيك در سال 1359

 فوق ليسانس زبان و ادبيات فارسی از دانشكده ی ادبيات دانشگاه علامه طباطبايی در سال 1374 است.

«محمد صالح علا« فعاليت هنری خود را از سال 1347 با قصه نويسی و قصه خوانی در راديو و سپس نويسنده گی متن برنامه ها و نمايش نامه ها آغاز کرد.

آغاز  فعاليت سينمايی ایشان در سال 1347 با ساختن فيلم های تبليغاتی و بازیگری سينما از سال 1365 با فیلم «تيغ و ابريشم» ساخته ی «مسعود كيميايی» بود.

«محمد صالح علا» هنرمندی ست که در حیطه های مختلف هنری دست دارد و فعالیت همزمان وی در زمینه ی شعر و ترانه، سینما، رادیو و تلویزیون ، تئاتر و نویسنده گی جالب توجه است. ويژه گی كار «صالح علا» در كلام اوست، اين ويژه گی شاخصه ی همه رشته های هنری است كه اودر آن ها دست دارد. او كلمات را يك بار ديگر می زاياند. به عبارت بهتر، آن ها را به شکلی ادا می كند كه گويی همين حالازاده شده اند، همين حالا از راه رسيده اند و اين خود شعر است.

«صالح علا» از میان زمینه های مختلف فعالیت هنری اش، ترانه را بیش از همه دوست دارد، خود در این باره می گوید:

«به طور مادرزادی داشتن يك دو سه كار يا شغل برايم كم بوده، مثلن يك سال هايی شب و روز تئاتر كار می كردم. سال هايی شب و روز تلويزيون، سال هايی سينما، ترانه يا پژوهش، به ويژه در حوزه ی ادبيات، ادبيات نمايشی، سال ها راديو و... دوست دارم همه جا باشم، شده حتا چكه ای! بين همه اين ها، ترانه را بيش تر از همه دوست دارم، زلفِ گره زده داشته ام با آن و آخر از همه بازيگری در سينما را.

 ترانه، سينما، تئاتر، نمايش راديويی و تلويزيونی، شعر و... وسيله ی بيانی و جمال شناسانه‌ای هستند برای بيان احساسات. من فکر می‌کنم ترانه،  رسانه‌ای قدرتمند است که به نياز مخاطب تبديل شده. واقعيت امر اين است که چون در خودم ظرفيت موسيقيايی می‌ديدم، شروع کردم به ترانه گفتن. اين درحالی بود که ترانه با تمام زوايای جمال شناسانه، مورد قبول جامعه ی فرهيخته گان و نخبه گان نبود. البته دليلی برای چنين برخوردهايی وجود داشته و دارد اما در هر صورت من به کارم ادامه دادم.

من هيچ وقت خودم را در هنر، حرفه ای نمی دانم، مثلن وقتی سفارش ترانه دارم واقعن مطمئن نيستم كه بتوانم اين كار را بكنم يا نه. يا در مورد ساخت سريال و... من فقط در تلويزيون حرفه ای هستم و شغل رسمی و تعهدم تلويزيون است و مسئوليت دارم و به نظرم چون با ماليات عمومی تامين هزينه می شود، هيچ كس نبايد غيرحرفه ای باشد.

 من شاعر نيستم و تا زنده ام ترانه هايم را چاپ نمی كنم. تقريبن همه ترانه هايم را آوازخوان ها خوانده اند، سوای آن، اغلب ترانه هايم را روی لب های خودم نگهداری می كنم. هركه می خواهد ترانه های مرا بشنود، به خودم امر كند، برايش می خوانم. اوايل كمی خجالت می كشيدم، سختگيری می كردم، بايد خيلی اصرار می كردند تا ترانه ای بخوانم، اما حالا اوضاع عوض شده، خودم دربه در دنبال كسی هستم كه ترانه ام را برايش بخوانم.

 داستان ترانه های من داستانی رازآلود است. هر ترانه ام لايه ای از زنده گی روی لايه های ديگر است. ترانه های من شخصی است. من وقتی ترانه می نويسم كه به كائنات عالم از سمت نرم و لطيفش دست كشيده باشم، ترانه هايی هم دارم كه ننوشته ام و برای شنيدن آن ها بايد كسی سر روی قلبم بگذارد. آن ها ترانه هايی است بی واژه، ترانه هايی است كه در آن ها، كلمه هيچ نقشی ندارد.

در سال هایی هم به دلایل مختلف که مهم ترین شان مهجور ماندن ترانه بود، من در قراردادم تا سال 1373 با کمپانی‌ها قيد کردم که نامی از من در ترانه‌ها برده نشود چون مسايل تلخ و شيرين زيادی برايم اتفاق افتاده بود. حتا از اسم «محمد بارانی» استفاده کردم که «باران» اسم پسرم است.

«محمد صالح علا» تا سال 1355 که بیست و چهار ساله بود، ده نمایشنامه نوشت وکارگردانی کرد، اما امروز دیگر به قول خودش با تئاتر متارکه است. او در باره ی کار تئاتر چنین می گوید:

«عنصر اصلی كار من در تئاتر، طراحی به طور كلی پرفورمنس بوده است. ادبيات نمايشنامه هايم از حيث شكلی هم مونولوگ، آن هم با درونمايه ای تاويلی بوده است. بيش تر رويای من در تئاتر طراحی بود. اما نكته ای هم وجود دارد كه من ديگر به جمال شناسی تئاتر دراماتيك اعتماد ندارم و دنبال شيوه های ديگر بوده و هستم، كارهايم نيز همه اكسپريمنتال و تجربی بوده است. اين سال ها كه اصرار زياد می شود كه كار جديد بكنم، خودم نمی دانم كه فضا برای آن كارها وجود دارد يا نه؟»

او در مورد بازیگری سینما عقیده دارد:

«انسان اجتماعی به طور كلی، موجودی بازيگر است. اين به طور ذاتی و مادرزادی است. شما ديده ايد كه بسياری از آدم ها مراجعه می كنند و می گويند كه من می توانم بازيگر شوم، آيا آشنا نداريد؟ چرا هيچكس نمی خواهد مثلن سوليست يك اركستر سمفونيك شود؟ بازيگری چيزی خارج از وجود آدميزاد نيست. آدمی بالقوه و فطرتن بازيگر است. ما در ميزانسن های مختلف، بازی های مختلفی داريم، وقتی پيش رئيس مان می رويم يك بازی داريم، در مجلس عروسی، خودمان را گريم می كنيم، لباس های مخصوص می پوشيم، بهترين واژه ها را در مشت مان نگه می داريم تا به موقع آن را ادا كنيم. در مجالس ترحيم نيز باز همين بازی كردن وجود دارد. به طور كلی جهان در حال بازی است.»

محمد صالح علا با این که بازیگری سینما، آخرین زمینه ی فعالیت هنری مورد علاقه ی اوست، اما به جز فیلم«تیغ و ابریشم» در چندین  فیلم دیگر نیز به عنوان بازیگر حضور داشت .

تعدادی از فیلم هایی که «صالح علا» به عنوان بازیگر در آن ها حضور داشته، بدین قرار است:

تيغ و ابريشم (1364)

پنجره (1368) 

دستمزد (1368)

جدال بزرگ (1369)

تيغ آفتاب (1369)

گرگ های گرسنه (1370)

دادستان (1371)

پادزهر (1372)

عقرب (1375)

شوكران (1377)

دوستان (1378)

مثلث آبی (1378)

«محمد صالح علا» مدیر مسئول و صاحب امتیاز ماهنامه ی «نشانی» بود شماره ی نخست آن در سال 1385 منتشر شد . «نشانی» پس از انتشار چندین شماره، دچار وقفه گردید.صالح علا در این باره می گوید:

«چاپ مجله از من برنمی آيد. شايد برخی از كارهايش را ياد گرفته باشم، اما نمی توانم و به خصوص كارهای اداری ومسائلی از این قبیل، كار من نيست.»

فعالیت تلویزیونی «صالح علا»  با برنامه ی تلویزیونی «دو قدم مانده به صبح» که از شبکه ی چهار سیما پخش می شود، ادامه دارد. برنامه ی «دوقدم مانده تا صبح»  برنامه ای فرهنگی هنری است که مخاطبان زیادی دارد و هر شب حوالی ساعت یازده به بعد پخش می شود. نحوه ی اجرای این برنامه توسط «صالح علا» ونوع سخن گفتن اش که خاص خود اوست، بر جذابیت این برنامه و تعداد مخاطبان آن افزوده است.

بحث و گفت وگو های جالب در زمینه های شعر، نقاشی، کاریکاتور، عکس، تئاتر، سینما و تاریخ که مباحث برنامه ی «دو قدم مانده به صبح» است  مباحثی بود که پیش از این با کم لطفی عجیبی از سوی برنامه سازان سیما روبه رو شده بود. «صالح‌‌علا» در این برنامه، یک تنه سعی در جبران این کمبود دارد. بحث هایی که شاید اگر سال ها پیش توسط منتقدان و کارشناسان در چنین برنامه هایی مطرح می شد اکنون با چنین وضع تاسف باری در هنر این کشور روبه رو نبودیم. 

«صالح علا» در هر کدام از مباحث این برنامه، از کارشناسانی بهره میگیرد که از سردمداران آن حوزه هستند.

با وجود مخالفت محافل تندرو «صالح علا» توانست برنامه اش را ادامه دهد و حتا پای برخی از کسانی را که سال ها از تلويزيون دور بودند نيز به برنامه اش بازکرد. شايد وزن و اعتبار خود «صالح علا» در ميان برترهای فرهنگی و هنری باعث شد که بهبرنامه اش اعتماد کنند.

حضورافرادی مانند «شمس لنگرودی»  در اين برنامه، غافلگير کننده بود. خود «صالح علا » و زبان و رفتار خاص اش، نقطه ی جذاب اين برنامه است. اصطلاحات خاص او، به خوبی در ميان تماشاگران جا افتاده و همه می دانند که «مرغزار گفت وگو» کجاست و «زلف گره زدن» به چه معناست.

«فريدون جيرانی» و «محمد رحمانيان» به خوبی عرصه ی سينما و تئاتر را در این برنامه پوشش داده اند. بحث های انتقادی مهمانان اين برنامه گاه تا حد زيادی ريشه ای و قابل توجه از کار در می آيند.

به هر شکل«محمد صالح علا» و گروه توليد اين برنامه توانستند مخاطب عام علاقه مند به مباحث فرهنگی را، يک پله به فضای بالاتر بحث های هنری نزديک کنند.

 

 آنسه امیری - مجله اپیزود ، شماره نُه

نُهم شهریور ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved