|
نوروز وارد تقویمهای کشورهای عضوسازمان ملل متحد خواهد شد
با کوششهای پیگیر ایرانیان و ایرانیتبارها در سراسر جهان، در روز سه شنبه چهارم اسفندماه 1388 ،مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصويب قطعنامهای تحت عنوان «روز بينالمللی نوروز» ، برای نخستين بار در تاريخ اين سازمان، نوروز ايرانيان را بهعنوان يك جشن جهانی ومناسبت بين المللی به رسميت شناخت. به گزارش صدای امریکا، درخبرنامهی سازمان ملل متحد دربارهی اهمیت نوروز چنین نوشته شده است:«بیش از سیصدمیلیون نفر در سراسر جهان نوروز را جشن میگیرند و برای آنان این روز آغاز سال نو محسوب میشود و بیش از سههزار سال است که در مناطقی از کشورهای بالکان، منطقهی دریای سیاه، قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه و نیز نقاط دیگری از جهان این روز جشن گرفته میشود.» پیشنهاد به رسمیت شناختن نوروز ابتدا توسط نمایندهی کشور آذربایجان مطرح شده است که این پیشنهاد را همراه با شعری از مولانا جلال الدین معروف به «رومی» دربارهی تولد دوبارهی جهان و موجودات در روز اول بهار ارایه داده است. این طرح سپس در یک ابتکار عمل مشترک با کشورهایی که نوروز را به عنوان یک جشن ملی گرامی میدارند از جمله ایران، افغانستان، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان آماده شده است. سپس با حمایت عموم کشورهای عضو سازمان ملل متحد، این طرح نهایتن به اتفاق آرا به تصویب رسید. ازنکات جالب دررابطه با این خبر، پیوستن سه کشور هند، آلبانی و مقدونیه هنگام رایگیری به کشورهای بانی این طرح است. ازکشورهای دیگری که برای ثبت جهانی نوروز همکاری کردهاند باید از ازبکستان نام برد که بخش عظیمی از جمعیت آن را فارسیزبانان تشکیل می دهند و پیوندهای قوی و مشترکی با کشورهای منطقه از جمله ایران دارند. فعالیتهای مربوط به این قطعنامه از چند ماه پیش آغاز شد و پس از توافقهای اولیه در مورد متن پیشنویس، این قطعنامه فعالیتها برای پیشبُرد آن بین کشورهای نامبُرده آغاز شد. متن توافقشده سپس به شش زبان رسمی در سازمان ملل ترجمه شده و در اختیار کشورهای مختلف عضو سازمان ملل قرار گرفت. مرحلهی بعدی رایزنیهای گسترده با کشورهای گوناگون برای رسیدن به حمایت عمومی اعضای سازمان ملل متحد از این قطعنامه بوده است. «روز بین المللی نوروز» در چهارچوب مادهی چهلونُه دستور کار مجمع عمومی سازمان ملل قرار گرفت و تحت عنوان «فرهنگ صلح» به تصویب رسید. باتصویب سازمان ملل متحد، از این پس هریک از کشورهای عضو این سازمان موظفند تا در تقویمهای رسمی خود روز بیستویکم مارس را به عنوان «نوروز» به ثبت برسانند و برای حفظ و توسعهی فرهنگ و سنتهای این جشن ملی پارسیان و ملل نامبرده در قطعنامه تلاش کنند. درنشست مجمع عمومی سازمان ملل بر این مسئله تاکید شد که:«نوروز تنها روزی در تقويمها نيست بلکه این روز دارای فرهنگی عمیق و ریشه- دار است که با تمامی آداب و سنن خود هرسال امید، صلح ،خوشبختی و خوشحالی برای میلیونها انسان در سراسر جهان به ارمغان میآورد. » «پایهی نوروز نخستین بار در سرزمین پارس گذاشته شد و درسراسر قرون همواره خاستگاه اقوام و تمدنهای مختلف بوده است. نوروز به صورت زبان مشترک میلیونها تن از اهالی آسیا، شبه قارهی هند، آسیای مرکزی، خاورمیانه، بالکان، حوزهی دریای سیاه و بسیاری از نقاط دیگر جهان درآمده است و امروزه بیش از سیصد ميليون نفر، نوروز را در سراسر جهان جشن میگیرند. بزرگداشت نوروز، بزرگداشت ريشهها، تاريخ و ارزش های تمدنهای درخشان بشری است که در طول قرون، ارزشهای انسانی را منتقل ساختهاند. ترويج و پيشبُرد فرهنگ زندهگی سازگار با طبيعت یکی دیگر از جنبههای مهم نوروز است که همسو با بسیاری از اهداف سازمان ملل متحد است.» این قطعنامه در هفده بند مقدماتی و پنج بند اجرایی تنظیم شده است. بندهای اجرایی این قطعنامه عبارتند از: شناسایی روز اول فروردین ماه (بیستویکم مارس) به عنوان روز بینالمللی نوروز، استقبال از تلاش کشورهایی که نوروز را گرامی میدارند درجهت حفظ و توسعه فرهنگ و سنتهای نوروزی، تشویق سایر کشورها به آگاهسازی در مورد نوروز و سازماندهی مراسمی در بزرگداشت این روز جهانی، درخواست از کشورهایی که نوروز را گرامی میدارند برای پژوهش در رابطه با تاریخ و سنن نوروزی با هدف انتشار آگاهی در مورد میراث نوروز در میان جامعهی بینالمللی. دعوت از کشورهای علاقهمند، نظام ملل متحد، کارگزاریهای تخصصی ملل متحد به ویژه یونسکو، صندوقها و برنامههای ملل متحد، سازمانهای بینالمللی و منطقهای و سازمانهای غیردولتی برای شرکت در مراسم نوروزی.ا
نامزدهای جایزهی ادبی قلم «فاکنر» 2010 اعلام شدند
بنیاد ادبی جایزهی قلم «ویلیام فاکنر» روز سهشنبه نام پنج نامزد دریافت این جایزه در سال ۲2010 از میان 350 رمان و مجموعه داستان منتشر شده در سال 2009 را اعلام کرد. رادیو فردا اعلام کرد به نوشتهی وبسایت رسمی بنیاد فاکنر، سه رمان «خلاء» اثر«باربارا کینگسالور»، «دروازهی پایین پلکان» نوشتهی «لوری مور» و «بندرگاه ساگ» اثر «کولسن وایتهد» نامزد دریافت این جایزهی معتبر ادبی هستند. علاوه براین، دو مجموعه داستان «رقص جنگ» نوشتهی «شِرمن الِکسی» و «پیکنیک بازماندهگان قتل عام» به قلم «لورین ام. لوپِز» نیز از جمله نامزدهای نهایی جایزهی قلم فاکنر اعلام شدهاند. هیات داوران این جایزهی داستانی پانزدههزار دلاری که جزو مهمترین جوایز ادبی امریکا محسوب میشود، این پنج اثر را از میان حدود 350 رمان و مجموعهی داستان کوتاه انتخاب کرده است. سال گذشته، این جایزه به رمان «نِدِرلَند» نوشتهی
«جوزف اونیل» تعلق گرفت. امروزه این جایزه که هر سال به بهترین اثر منتشر شده امریکایی تعلق میگیرد یکی از سه جایزهی معتبر ملی ادبیات امریکا به شمار میرود. هیات داوران این جایزه متشکل از سه نفر است که هر ساله توسط مدیران «بنیاد قلم فاکنر» انتخاب و معرفی میشوند. این گروه هرساله پس از ارزیابی بیش از سیصد اثر منتشر شده، پنج اثر را به عنوان نامزد دریافت جایزه معرفی میکند. جایزهی پانزدههزار دلاری قلم فاکنر از صندوقی اهدا میشود که زمانی ویلیام فاکنر، نویسندهی آثار مشهوری چون آبشالوم، آبشالوم! و خشم و هیاهو، به منظور «حمایت و تشویق نویسندهگان ادبیات داستانی» آن را پایهگذاری کرد و بخشی از جایزهی نقدی نوبل خود را به آن اختصاص داد. درحالی که برندهی اصلی این جایزه به نویسندهگان معروفی چون «جان آپدایک» و «فیلیپ راث» خواهد پیوست که پیشتر این جایزه را از آن خود کردهاند، چهار فینالیست دیگر، جایزهی قلم فاکنر نیز هر یک پنجهزار دلار دریافت خواهند کرد. برندهی نهایی سیامین جایزهی قلم ویلیام فاکنر،
روز بیستوسوم مارس، سوم فروردینماه
1389، اعلام خواهد شد.
عکاسان ایرانی برندهی جوایز «عکس برتر سال رینولدز» شدند
جوایز بهترین عکسهای سال 2009 در زمینهی «اعتراضات مدنی» به عکاسان خبری ایران تعلق گرفت. به گزارش بیبیسی، «موسسه روزنامهنگاری رینولدز»(Reynolds Journalism Institute)، برگزارکنندهی مسابقهی «برترین عکسهای سال» روز پنجشنبه هجدهم فوریه (بیستونهم بهمن) جوایز اول تا سوم خود را در رشتهی «اعتراضات مدنی» به عکسهای خبری عکاسان ایرانی اختصاص داد. هیأت داوران شصتوهفتمین دورهی مسابقهی «برترین عکسهای سال» (Pictures of The Year International) آثار عکاسان خبری ایران را که از حوادث مربوط به راهپیمایی معترضان به نتایج انتخابات در ایران و حوادث آن تهیه شده بود، به عنوان برترین عکسهای سال 2009 در بخش «اعتراضات مدنی» انتخاب کرد. در کنار احراز رتبههای اول تا سوم، سه عکس دیگر از عکاسان ایرانی هم مورد توجه داوران این مسابقه قرار گرفت و تحت عنوان «جوایز ویژه» (Award of Excellence) از آنها تقدیر شد. «حسن سربخشیان» عکاس خبری، در گفتوگو با بیبیسی فارسی، توجه جهانی به تصاویر اعتراضات خیابانی را بیانگر موفقیت عکاسان ایرانی در ثبت وقایع دانست و نقش عکاسی خبری در جریان برخورد با مخالفان دولت را «پاشنه آشیل» دولت ایران خواند. آقای سربخشیان گفت که عکاسان ایرانی در روزهای نخست اعتراضات مدنی مردم ایران و تا زمانی که مجوز پوشش این وقایع را از طرف دولت ایران داشتند، ثابت کردند که عکاسی خبری در ایران تا چه حد میتواند اثرگذار و آگاهیبخش باشد. این عکاس خبری به بیبیسی فارسی گفت: «عکاسان ایرانی تا آنجا که اجازه یافتند، با ثبت وقایع و انعکاس آن، ارزشهای حرفهای خود را به اثبات رساندند و نشان دادند که تلاش دولت برای محدود ساختن عکاسی خبری در ایران نتیجهای نخواهد داشت و مورد توجه قرار گرفتن عکسها و تصاویر اعتراضات مدنی مردم ایران توسط جشنوارههای معتبر جهانی طی هفتههای گذشته شاهدی بر این مدعا است.» هفتهی گذشته، عکس«معترضان بر بامهای تهران» برندهی بهترین عکس خبری سال شد و موسسهی «ورلد پرس فوتو» (World Press Photo) عکاس ایتالیایی این عکس را به عنوان برترین عکس خبری سال معرفی کرد. همچنین مجموعه عکسهای یک عکاس فرانسوی از اعتراضات مخالفان دولت ایران هم برندهی دومین مجموعه عکس سال «ورلد پرس فوتو» شد. روز سه شنبه هفدهم فوریه (بیستوهفتم بهمن) هم جایزهی روزنامهنگاری «جورج پولک» George Polk برای بهترین فیلمهای خبری در سال 2009 انتشار یافت و اعلام شد که تصویربردار ناشناسی که با استفاده از گوشی تلفن همراه خود صحنه قتل ندا آقا سلطان را در جریان تجمع معترضان به نتیجه انتخابات ایران ضبط کرده و در دسترس جهانیان قرار داده بود، بهترین تصویر بردار خبری سال شناخته شده است. حسن سربخشیان در رابطه با نقش عکاسان آماتور و شهروند- خبرنگاران به بیبیسی فارسی گفت: «تصاویر تهیه شده توسط مردم عادی و با استفاده از گوشیهای تلفن همراه آغاز راهی بود که نشان داد تلاشهای سیو یکسالهی دولت برای محدود ساختن مجاری رسمی اطلاعرسانی دیگر نمیتواند اثربخش باشد و مردم راهی را برای اطلاع رسانی پیدا کردهاند که هیچوقت متوقف نخواهد شد. مقام سوم «بهترین عکس سال» به عکسی از تجمع بزرگ معترضان ایرانی موسوم به «جنبش سبز» تعلق گرفته است که یک عکاس ایرانی در روز بیستوپنجم خرداد (پانزدهم ژوئیه) در میدان آزادی تهران (شهیاد) گرفته و شباهت فراوانی به عکسی دارد که در بهمن 1357 از تجمع مردم در میدان شهیاد (آزادی) و همزمان با ورود آیتالله خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی تهیه شده است. حسن سربخشیان در بارهی شباهتهای میان عکسهای خبری اعتراضات پس از انتخابات خرداد 88 و انقلاب بهمن 57 به بیبیسی فارسی گفت: «در صحنهی ثبت این عکس شخصن در میدان آزادی تهران حاضر بودم، هر چند اجازهی عکاسی نداشتم، و از نزدیک شاهد ابعاد رویداد بودم. این عکس (برندهی مقام سوم عکس برتر سال) از همان نمایی گرفته شده که عکس معروف بهمن 57 تهیه شده و من دیدم که شباهتهای دو رویداد با وجود گذشت سی سال، چهقدر زیاد بود و شاید بتوان گفت که تنها نوع پوشش حاضران در تجمع خرداد 88 با سی سال پیش تفاوت کرده اما جنس اعتراض ها مثل هم بود و هر دو خواستار تغییر هستند.» با گذشت هشت ماه از زمان برگزاری انتخابات بحثبرانگیز ریاست جمهوری در ایران، تصاویر ویدیویی و عکسهای مربوط به معترضان ایرانی و مخالفان دولت ایران، همچنان مورد توجه رسانههای خبری قرار دارد و بسیاری از جشنوارههای معتبر خبری و هنری، عکاسان حرفهای و شهروند-خبرنگاران ناشناس تهیهکنندهی این تصاویر را به عنوان برگزیدهگان مسابقات سال 2009 اعلام کردهاند.
«روانکاوی بوف کور» و ستايشهای دهگانه
مجموعهی ده جلدی «ستايشهای دهگانه»،که در هفتههای اخير در ايران منتشر شد، کارنامهی دو دهه شاعری «کسرا عنقایی» را دربرمیگيرد و کتاب «روانکاوی بوف کور»،نوشتهی «رضا کاظمزاده» که در اروپا منتشر شد، تلاش نويسنده را برای تحليل «بوف کور» هدايت، از منظر نقد روانکاوانه ادبيات نشان میدهد. به گزارش رادیو فردا، «بوف کور» اثر« صادق هدايت» تنها اثر در ادبيات معاصر ايران است که در ميان منتقدان جدی و محافل ادبی و هنری اروپا چون اثری ادبی و برخوردار از ارزشهای ساختاری مطرح شده است. در نقد و تحليل «بوف کور» که اغلب منتقدان ايرانی نيز آن را بهترين اثر داستانی در ادبيات معاصر ايران می دانند، کتابهای گوناگونی در ايران و اروپا منتشر شده است. «رضا کاظمزاده» که روانشناسی بالينی را در دانشگاههای بلژيک فراگرفته و پيش از اين کتاب «ادبيات، فرهنگ و جامعه از منظر روانشناسی» را منتشر کرده است، در کتاب «روانکاوی بوف کور» میکوشد تا شاهکار«هدايت» را از منظر روانکاوی متن ادبی تحليل کند. مولف در نخستين فصل کتاب خود، مفاهيم و مبانی روانکاوی ادبيات و نحلههای گوناگون آن توضيح داده و در فصلهای بعدی، مباحثی چون ساخت بوف کور، زمان، کلام، صدا و ترديد در بوف کور، راوی بوف کور و شخصيت لکاته و زن اثيری را در اين رمان تحليل میکند. فصلی از کتاب نيز به تحليل «معضل هويت مردانه در آثار هدايت» اختصاص يافته است. «کسرا عنقایی» که از چهرههای مطرح شعر سه دههی اخير ايران است، نخستين مجموعهی شعر خود را با عنوان «بر پلکان برج قديمی» در سال 1368 منتشر کرد. مجموعهی شعر «بر پلکان برج قديمی» و مجموعه شعرهای بعدی«عنقایی» چون «دروازهی پيچک و مه»، «نم سفالهای عتيق»، «به دنبال سنجاقکها، «سرود پايان قرن» و «عاشقانهها» با اقبال خوانندهگان و منتقدان ادبی ايران روبهرو شد. «منوچهر آتشی» در نقدی بر دومين دفتر شعر «کسرا عنقایی» نوشت: «عنقایی شعر را زندهگی میکند. در شعر او با شاعری تلخ و رنج آزموده رو به رو هستيم که بيگانهگی و غربت خود را در جهان سر داده است.» به گفتهی «آتشی»، کسرا عنقایی «از نمايندهگان صادق و صميمی نسلی است که به دنبال نسل شاعران پيشروی اواخر دههی پنجاه، به عرصهی شعر روی آورد...شعر کعنقایی متلاطم از نوعی غرابت و نوميدی خردمندانه است ... که در عمق ساخت و بافت شعر او رسوخ کرده و به خواننده منتقل میشود.»
بازسازی ترانهی «ما همه جهان هستیم» برای زلزلهزدهگان هائیتی
ترانه معروف «ما همه دنیا هستیم» (We are the world) برای نخستین بار در دههی هشتاد اجرا شد و یکشبه به محبوبترین تکترانه تاریخ موسیقی پاپ تبدیل شد. در پایان دههی هشتاد این تکترانه توانست عنوان پُرفروشترین ترانهی این دهه را نیز از آن خود سازد. «ما همه دنیا هستیم» چهار جایزهی موسیقی «گرمی» از جمله جایزهی بهترین موزیک ویدیوی سال را به دست آورد. این ترانه همچنین توانست بیش از بیست میلیون نسخه فروش داشته باشد و به این صورت مبلغ سیوشش میلیون دلار اعانه برای کمک به مردم محتاج در آفریقا و ایالات متحده امریکا از طریق این تکترانه جمعآوری و اهدا شد. به نوشتهی داگ لواین در وبسایت صدای امریکا، در آن زمان شرکت کنندهگانی که در تهیه و اجرای تکترانهی «ما همه جهان هستیم» شرکت داشتند عبارت بودند از «کوئینسی جونز»، «لایونل ریچی» و «مایکل جکسون» فقید. برجستهترین خوانندهگان و ستارهگان مطرح موسیقی پاپ، راک اندرول و ریتم اند بلوز آن دوران نیز در خواندن این ترانه حضور یافتند و بیستویک تک نواز و بیستودو نفر هم به عنوان گروه همخوانی در ساختن این تکترانه دست داشتند. هنگامی که در ماه ژانویهی گذشته، خبر وقوع زمین لرزهی «هائیتی» به سراسر جهان مخابره شد، دست اندرکاران ترانه «ما همه جهان هستیم» درحال تدارک مقدماتی برای بازسازی و بازخوانی این ترانه موفق و معروف پس از گذشت یک ربع قرن بودند. هنگامی که اخبار مربوط به ابعاد وسیع فاجعهی زلزله در هائیتی منتشر شد، دست اندرکاران تهیهی ترانهی «ما همه جهان هستیم» بلافاصله با تغییر جهت این پروژه آن را تبدیل به یک واقعهی جمعآوری اعانه برای مردم مصیبتزدهی «هائیتی» و نجات یافتهگان زلزله اخیر در این کشور کردند. ضبط بازسازی ترانه قدیمی که به آن عنوان «ما همه دنیا هستیم ٢۵ سال بعد برای هائیتی» داده شده در روز اول فوریه در شهر لس آنجلس انجام شد. کوئینسی جونز و لایونل ریچی با همکاری یکدیگر نقش تهیه کننده این تک ترانه تازه را بر عهده گرفتند. تیم سازندگان این تک ترانه را هنرمندانی چون رپر معروف «ویل آی ام»، «کانیه وست» و «ال ال کول جی» تشکیل می دهند. یک قطعه تازه به موسیقی اصلی ترانه اولی اضافه شده است که بنا برگفته تهیه کننده موسیقی «هیپ هاپ» شرکت «ردوان»، جنبه های مدرن تری به این ترانه قدیمی می دهد، هرچند احساس و انرژی ترانه اولی به قدرت خود باقی می ماند. جاستین بیبر پانزده ساله، رهبر تک خوان هاست که تعداد آن ها به ٣۵ تک خوانی توسط هنرمندانی از جاش گوردون، مالی سایروس، اسنوپی داگ، فرگی گرفته تا باربارا استرایسند، تونی بنت، جنیفر هادسن و سلین دیون می رسد. بیش از ۵۰ هنرمند موسیقی دان و خواننده و نوازنده در این تک ترانه به هنرنمائی پرداخته اند ازجمله سه برادرزاه «مایکل جکسون» از گروه آراندبی به نام «تری تی» و هم چنین «جو» و «کوین» جوناس از گروه معروف برادران جوناس. جف بریجز، بازیگر نامزد جایزه اسکار نقش اول مرد امسال و «وینس وان» بازیگر دیگر هالیوود، اعضای گروه قدیمی «بیچ بویز»، راشیدا جونز، دختر «کوئینسی جونز»، برندگان جایزه گرمی بهترین ارکستر تازه سال، گروه «زک براون بند» و بسیاری دیگر از نام های آشنای موسیقی که هریک به نوعی به پیشبرد این پروژه کمکرسانی و در آن شرکت کرده اند. ترانه تازه «ما همه دنیا هستیم ٢۵ سال بعد برای هائیتی» هم اکنون به شکل دانلود دیجیتالی در اختیار علاقمندان قرار دارد. در ادامه راه ترانه بیست و پنج سال پیش، این ترانه جدید نیز همراه با یک ویدیو از اجرای آن انتشار یافته است. کلیه عواید فروش این تک ترانه و ویدیوی آن از طریق یک سازمان خیریه تازه در هائیتی به مردم نیازمند در این کشور اهدا خواهد شد. این سازمان تازه «ما همه دنیا هستیم» نام دارد. این ترانه تازه قرار است تا در مراسم پایانی المپیک زمستانی در شهر ونکوور کانادا برای نخستین بار به صورت زنده اجرا شود.
ادبیات کودکان، رونق اقتصادی، رکود فرهنگی
ا«دومین دورهی نمايشگاه تخصصی كتاب كودک و نوجوان» از سیزدهم تا بیستم بهمن در تهران برگزار و با بیاعتنایی به تقریب کامل رسانهها و محافل فرهنگی و آموزشی ایران رو به رو شد.ا دلمشغولی رسانههای ایران به مراسم دههی انقلاب و تدارک تظاهرات بیستودو بهمن اما تنها دلیل بیاعتنایی رسانهها، محافل فرهنگی و آموزشی و خانوادهها به نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان نبود چرا که نخستین دورهی این نمایشگاه نیز، که انجمن فرهنگی ناشران كتاب كودک و نوجوان و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن را برگزار میکنند، با فضایی مشابه روبهرو بود. «فرج سرکوهی» منتقد و روزنامهنگار، در وبسایت رادیو فردا مینویسد: کتاب کودک و نوجوان شاید تنها بخشی در صنعت بحرانزدهی نشر ایران باشد که بازگشت سرمایه و سود متعارف در آن، بدون یارانههای مستقیم و غیرمستقیم دولتی، تضمین شده و شاخصهای اقتصادی از رونق کسب و کار در این عرصه خبر میدهند. تیراژ کتاب کودک در بازار کتاب ایران، در سنجش با دیگر بخشها، بالا است و افزایش تیراژ در این عرصه در سه دههی گذشته نیز ضرباهنگی پر شتاب داشته است. اما رونق اقتصادی، رشد کمی، سودآوری و افزایش تیراژ در عرصهی کتاب کودک و نوجوان در سه دههی اخیر نه با ارتقای کیفی که در هر دو بخش دولت و خصوصی با افت کیفی در محتوا، ساختار، زبان، گرافیک و چاپ همراه بوده است. اغلب بررسیهای کارشناسی، افت کیفیت محتوایی، هنری و فنی کتاب کودک و نوجوان را، در سنجش با دهههای چهل و پنجاه، از شاخصهای بازار کتاب ایران میدانند. در سه دههی اخیر، اثر باارزش و ماندگاری چون «فرهنگنامه» یا «دائرهالمعارف کودک و نوجوان»، از انتشارات «شورای کتاب کودک و نوجوان»، منتشر شد و کسانی چون «هوشنگ مرادی کرمانی» برخی معیارها و کیفیتهای ساختاری و زبانی داستان کودکان را در آثار خود حفظ کردند، اما استثناها، قاعده را تایید و روند کلی از نزول کیفی کتاب کودک خبر میدهد. در سه دههی اخیر شمار آثاری که با استاندارهای حرفهای همخوانی دارند، در عرصهی کتاب نوجوانان نیز، به انگشتان یک دست نرسید و در سی سال گذشته اثری قابل مقایسه با کتابی چون «شاهنامه به نثر» برای نوجوانان تالیف «ایرج گلسرخی»، که پیش از انقلاب چاپ شد، منتشر نشد. کارشناسان برآناند که محتوا، نثر، ساختار، زبان، ایلوستراسیون ــ طراحی یا خلق معادل تصویری برای کلام مکتوب ــ صفحهآرایی و مراحل فنی چاپ کتاب کودک در ایران، که در دهههای چهل و پنجاه ارتقا یافته بود، در سه دههی اخیر به دلایلی چون سانسور، اسلامی کردن اجباری، تحمیل پیام های مکتبی، بیتوجهی ناشران دولتی و اغلب ناشران بخش خصوصی کتاب کودک به موازین و معیارهای تخصصی و... با افت کیفی روبهرو بوده و رشد و رونق کمی با ارتقای کیفی نسبت معکوس داشته است. قصهگویی برای کودکان در زبان فارسی نیز سنتی به قدمت داستانگویی داشته و از اعصار کهن آغاز میشود. صادق هدایت در دهههای بیست و سی در متن ثبت و گردآوری فولکور ایرانی، که در عرصهی داستان کودک نیز غنی بود، تعدادی از داستانهای کودکان را نیز ثبت کرد. داستاننویسی برای کودکان اما تا پیش از «صمد بهرنگی» اغلب به بازنویسی ادبیات کهن یا آداپتاسیون و بومی کردن داستانهای غیرایرانی محدود بود و آثار«صمد بهرنگی» را، که در دههی چهل منتشر شدند، میتوان پیشگام و سرآغاز داستاننویسی مدرن برای کودکان در ایران ارزیابی کرد. در آثار«صمد بهرنگی» ساختار، زبان، شخصیتها و پیرنگ داستان به جهان و ذهن و تخیل کودک و به زندهگی مردم معاصر نزدیک میشود هر چند نویسنده، ایدئولوژی و مواضع سیاسی خود را به واقعیت داستانی تحمیل میکند. موفقیت چشمگیر آثار«صمد بهرنگی» موجی ناموفق از مقلدان سبک و روال او را در پی داشت. در دهههای چهل و پنجاه «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» از مشوقان رشد کمی و ارتقای کیفی ادبیات کودکان در زبان فارسی بود و لایه هایی از طبقهی متوسط شهرنشین ایران نیز به تدریج به سنت کتاب خریدن و کتاب خواندن برای کودکان خو کردند. نویسندهگانی چون م.آزاد ــ محمود مشرف تهرانی ـ و محمود کیانوش، که با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز همکاری داشتند، نثر، زبان، ساختار و محتوای ادبیات کودکان را در زبان فارسی ارتقا دادند و گرافیستهایی چون فرشید مثقالی و زرین کلک، ایلوستراسیون ایرانی را در عرصهی ادبیات کودکان تا سطح معیارهای جهانی برکشیدند. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از نخستین نهادهایی بود که پس از انقلاب به اشغال هواداران نظام نو درآمد. نظام اسلامی، که نظامی مکتبی و فرهنگی است و میکوشد تا فرهنگ تکصدایی را بر جامعه تحمیل کند، تربیت اسلامی نسلهای جوان را در سطح کلان و اسلامی کردن ادبیات کودکان را در عرصهی کتاب کودک در محور سیاستهای فرهنگی خود قرار داد. جمهوری اسلامی کوشید تا با حذف آثاری که پیش از انقلاب خلق شده و با معیارهای مکتبی همخوان نبودند، با اعمال سانسور و با سرمایهگذاری کلان مالی، معنوی و تبلیغاتی ادبیات کودک و کتاب کودک را در ایران اسلامی کند. این سیاست در سه دههی گذشته در بخش دولتی و نیمه
دولتی به تولید انبوهی از کتابهای کمارزش، بیگانه با معیارهای تخصصی و
حرفهای و نامتناسب با زبان، جهان، ذهنیت و نیازهای کودکان و نوجوانان منجر
شد، اما در اسلامی و تکصدایی کردن جهان کودکان و نوجوانان کامیاب نبود چرا
که ذهن و جهان و زبان و تخییل رنگین کودکی با جهان تکرنگی و تکصدایی
جزمیات مکتبی سازگر نیست. سانسور شدید کتاب کودک و ناآشنایی ناشران با موازین حرفهای و تخصصی، ناشران بخش خصوصی را نیز به انتشار آثار کمارزش سوق داد، چرا که اغلب آثار باارزش، که با زبان و نثر و ساختاری تخصصی و متناسب با جهان کودکان خلق شدهاند، با سد سانسور دینی، اخلاقی و سیاسی اداره بررسی کتاب وزارت ارشاد و با اجبار به ترزیق میعارهای مکتبی به اثر فرهنگی روبهرو شده و حذف یا ناقص میشوند. نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان در اغلب کشورهای
جهان به انفجار رنگینکمان شادمان حضور رنگارنگ کودکان و نوجوانان و به
فضایی برای عرضهی زیباترین خلاقیتها بدل میشود اما سانسور، اسلامی کردن،
بیتوجهی به معیارهای تخصصی و افت کیفیت، نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان را در
ایران به مراسمی تشریفاتی تقلیل داده و نمایشگاه تنها بخش پُررونق صنعت نشر
ایران را به نموداری از رکود فرهنگی بدل کرده است، تا جایی که حتا رسانههای
دولتی نیز بدان بیاعتنا ماندند.
اجرای موسیقی توسط دو نوازندهی ایرانی و عراقی در بازیهای المپیک زمستانی
دربرنامهی موسیقی که به مناسبت بازیهای زمستانی المپیک در ونکوور اجرا شد، «امیر کوشکانی» نوازندهی ایرانی و«رحیم الحاج» نوازندهی عراقی، دریک همنوازی دست به اجرای موسیقی زدند. به گزارش صدای امریکا، این دو نوازنده از دو کشور ایران و عراق برخاستهاند که درطول سالها به عنوان دشمن با یکدیگر برخورد داشتهاند. اما «امیر کوشکانی» و «رحیم الحاج» معتقدند موسیقی زبانی است که فراسوی همهی محدودیتها، تمام دشمنیها، ملیت، قومیت و سیاست قرار گرفته است. داستان «رحیم الحاج» از بغداد آغاز میشود. جایی که او در آن نواختن «عود» را آغاز کرده است. اوهمچنین از کودکی سازهای دیگری چون گیتار و فلوت نواخته است. عشق شدید او به موسیقی باعث شد که او ازهمان دوران کودکی گاهی اوقات درکنار سازش به خواب رفته و حتا با آن همزبان شود و درد دل کند. این عشق به موسیقی باعث شد تا کم کم رحیم راه خود را پیدا کند و برای آموختن فنون موسیقی به نزد استاد «مونیربشیر» یکی از برجستهترین عودنوازان جهان برود. او بعدها در مکتب «سلیم عبدل کریم» در انستیتوی موسیقی بغداد به آموختن موسیقی پرداخت. اما «الحاج» در دوران دیکتاتوری صدام حسین، به خاطرعدم پیوستن به حزب بعث ، محکوم به زندان شد و مدت هجده ماه را درحبس به سربرد. رحیم کمی بعد مجبور به ترک کشور خود عراق شد و به کشور «اردن» پناهنده شد، اما بهای رسیدن به این آزادی از دست دادن عود محبوباش بود و کریم بهاجبار ساز خود را در عراق پشت سر گذاشت. چندی بعد «رحیم الحاج» به ایالات متحده مهاجرت کرد، یک عود تازه تهیه کرد وامروزه او در ایالت «نیومکزیکو» به تدریس اشتغال دارد. رحیم معتقد است که این مهاجرت، سفری دردناک و طولانی مدت بوده است که اثرات آن را میتوان در موسیقی او جستوجو کرد. «رحیم» به صدای امریکا میگوید که او احساس میکند، مسئولیت خاصی برعهده دارد تا استعداد موسیقیایی خود را در راه رساندن صدای دادخواهی مردم زجرکشیده و بیصدای جهان به کار گیرد. رحیم الحاج میگوید:«به نظر من این پیامی است که موسیقیدانها باید دررساندن آن به گوش همهگان بکوشند. موسیقی فقط نوعی سرگرمی و تفریح نیست. کار موزیسین این نیست که در یک میکدهی موسیقی بنوازد تا دیگران بتوانند ضمن شنیدن آن آبجو بنوشند. من میخواهم با موسیقیام به مردم بگویم که درجهان درحال حاضر چه میگذرد. ماموریت من در زندهگی و پیام من با اجرای موسیقی در سه چیز خلاصه میشود: صلح، عشق و شفقت و این که چهگونه میتوانیم به مردمانی که صدایی ندارند امکاناتی بدهیم تا صدایشان به گوش جهان برسد.» رحیم که نامزد دریافت جایزهی «گرمی» نیز بوده است، درنظر دارد تا عواید تازهترین آلبوم خود که با شرکت گروهی از هنرمندان بینالمللی اجرا شده است را به «پزشکان بدون مرز» هدیه کند تا آنها بتوانند بهتر و بیشتر به مردم صدمه دیدهی عراق کمک کنند. امیر کوشکانی درایران به یادگیری موسیقی سنتی این کشور پرداخته است. او نوازندهی تار است. او درسال ١1991 به کانادا مهاجرت کرد. او در این کشور به ساختن آهنگهایی که ادغامی است از موسیقی شرق و غرب اشتغال داشته است. «امیرکوشکانی» درآپارتمان خود درشهر ونکوور به خبرنگار صدای امریکا میگوید که همنوازی با «رحیم الحج»، پل ارتباطی بوده است برای درک هرچه بیشتر روابط انسانی و قبول دیگران. از آنجایی که هردو نوازندهی عشق مشترکی به نام «موسیقی » دارند، ازطریق همکاری با یکدیگر می توانند پیامهای عمیقتری را به دنیای خارج ارسال کنند: «برخوردهای سیاسی و روابط بین دولتها از برخوردی که من و رحیم با هم داشتهایم، تفاوتهای فاحشی دارد. برخورد من و رحیم ازطریق موسیقی برخوردی همراه با عشق و دوستی و شفقت بوده است و همراه با همهی آن احساساتی که من و او در رابطه با موسیقی داریم.» رحیم میگوید که فرصتی که به او داده شده تا در بخش هنری برنامههای المپیک به اجرای موسیقی بپردازد، شانسی است تا او بتواند با مردم ازسراسر جهان ارتباط برقرار کند: «من احساس میکنم که یکایک افراد بشر درمقابل هراتفاقی که در جهان امروز میافتد مسئول هستند. اگر دولت شما کار بدی انجام میدهد این مسئولیت شماست که به آنها گوشزد کنید که کاری که انجام میدهند بد است. درغیراین صورت شما یک فرد ترسو و بزدل بیشتر نیستید و به خاطر این روش خودخواهانه، لیاقت زندهگی در این جهان را ندارید. این کنارهگیریها یعنی این که شما واقعن برای این جهان اهمیتی قایل نیستید.» «امیر کوشکانی» میگوید امیدواراست که شور وعشقی که در وجود او و رحیم در رابطه با موسیقی نهفته است را بتوانند به تماشاگران ونکوور القا کنند: «درحقیقت من بداههنوازی خواهم کرد و از این طریق میتوانم از همان آغاز با درنظر گرفتن حال و هوای محل اجرا و با ایجاد ارتباط با تماشاگران این موسیقی را به آنها ارایه کنم. میخواهم انعکاس موسیقیام را درنگاه یک یک این تماشاگران ببینم و برای آنها بنوازم.» هریک از این دو موسیقیدان ایرانی و عراقی اعتقاد دارند که این یک موقعیت و فرصت استثنائی برای هریک از آن دو است تا بتوانند موسیقی سنتی کشور خود را به جمعیت حاضر در این برنامه معرفی کنند. موسیقی که آنها را به جایی فراسوی همهی محدودیتهای زبانی، نژادی، ملیتی و فرهنگی به دنیای گفتمان با استفادهی زبان موسیقی خواهد برد.
«لیدی گاگا» برندهی بیشترین جوایز موسیقی «بریتز» شد
در مراسم اهدای جوایز موسیقی «بریتز» 2010، «لیدی گاگا» با سه جایزه، بیشترین جوایز سال را از آن خود کرد. جایزهی بهترین آلبوم بینالمللی برای آلبوم «شهرت» (Fame )، بهترین خواننده در سطح بینالمللی و بهترین نوآوری در اجرا در سطح بینالمللی به «لیدی گاگا» اهدا شد. پیش از این «سیسر سیسترز» (Scissor Sisters) در سال ۲2005 برندهی سه جایزهی همزمان شده بود. به گزارش بیبیسی، «لیدی گاگا» با شنیدن خبر برنده شدن آلبوماش به عنوان بهترین آلبوم سال، به گریه افتاد و گفت: «من از دو تا جایزه اولام واقعن هیجانزده شدم؛ ولی این جایزه برای من از دوتای قبلی مهمتر است، چون مدت خیلی زیاد و خیلی سخت روی این آلبوم کار کرده بودم.» در مراسم موسیقی «بریتز» 2010، «لیلی الن» برندهی جایزهی بهترین خوانندهی زن بریتانیایی و «دیزی راسکال» برندهی جایزهی بهترین خوانندهی مرد بریتانیایی شدند. «لیلی الن» که انتظار نداشت برنده شود گفت: «من این کلاه گیس را گذاشتم چون میخواستم فیلمبردارها نتوانند به این سادهگیها پیدایم کنند تا از قیافهی ناامیدم فیلم نگیرند.» «جیالاس» دو جایزه برد؛ جایزهی بهترین تکآهنگ برای آهنگ «دوباره بزن» ( beat again) که نخستین کار این گروه بهشمار میآید و تابستان امسال، پُرفروشترین آهنگ فصل شد و جایزهی بهترین نوآوری در اجرا در میان گروههای بریتانیایی. گروه کاسابیان( Kasabian ) که سال 1998 شکل گرفته و در این مراسم، آهنگ پُرطرفدار«آتش» (fire) را اجرا کرد، برندهی جایزه بهترین گروه بریتانیایی شدند. گروه «فلورنس و ماشین» که نامزد سه جایزه بود، جایزهی بهترین آلبوم بریتانیایی را برای اولین آلبوم خود«ریهها» (lungs) برنده شد. «فلورنس ولش» امسال برندهی جایزهی منتقدان هم شده بود. امسال برای بزرگداشت سیامین سال برگزاری مراسم موسیقی «بریتز»، علاوه بر رشتههای اصلی، دو رشتهی ویژه هم اضافه شده بود: جایزهی بهترین اجرا در مراسم «بریتز» و جایزهی بهترین آلبوم موسیقی در سی سال گذشته. اجرای «اسپایس گرلز» (Spice Girls) در سال 1997 از آهنگ Wannabe and Who Do You Think You Are بهترین اجرا در تاریخ مراسم «بریتز» لقب گرفت و «نیلوفر» (Morning Glory ) اثر «اوسیس» (Oasis) بهترین آلبوم این سی سال شد. در این مراسم،« الی گلدینگ» جایزهی منتخب منتقدان را بُرد. «رابی ویلیامز» هم برای نقش برجستهاش در پیشبُرد موسیقی، یک جایزهی افتخاری گرفت و در پایان مراسم، چند آهنگ پُرطرفدار خود، از جمله «بگذار سرگرمات کنم» (Let me entertain you) و «فرشتهها» (Angels) را اجرا کرد. در این مراسم «جی زی» و «آلیشیا کیز» اجرایی از آهنگ امپایراستیت ذهن ارایه دادند و «شریل کول» برای این عشق بجنگ (Fight for this love) را خواند.
پیکرهای ایران - نمایشگاه هنرمندان ایرانی در برلین
نمایشگاه «پیکرهای ایران» روز جمعه نوزدهم فوریه امسال در گالری «کارگاه» (Werkstattgalerie) برلین با حضور تعدادی از هنرمندان شرکتکننده افتتاح شد. در این نمایشگاه جمعی آثار پنج هنرمند ایرانی - فریدون آو، میترا فراهانی، رامین حائریزاده، نرمینه صادق و نیکو تارخانی – به نمایش گذاشته شده است. به گزارش دویچهوله، هنرمندان شرکتکننده در این نمایشگاه، بدن انسان را موضوع اصلی آثار خویش قرار داده و از جنبههای مختلف بررسی میکنند. این هنرمندان «پیکر برهنه» را دستمایه قرار داده تا از سویی معضلاتی چون هویت فرهنگی و شخصی و از سویی دیگر دغدغههای اجتماعی را بازتاب کنند. «پیکر برهنه» در آثار این هنرمندان اعتراض به شرایط اجتماعی موجود و رویارویی با قوانین خشک اسلامی است. آثار منتخب برای ارایه در این نمایشگاه تا کنون اجازهی نمایش در ایران را دریافت نکردهاند؛ چرا که نمایش پیکرهای برهنه، مخالف اصول اسلامی بوده و غیراخلاقی دانسته شدهاست. هنر معاصر ایران ریشههای عمیقی در فرهنگ مردمی و هنر سنتی ایران دارد. صحنهی هنری شهر تهران، که یکی از پویاترین و پر تحرکترین صحنههای هنری جهان است، در رویارویی مداوم با جامعهای است که از آن ریشه گرفته و در آن رشد کردهاست. از ویژهگیهای بارز صحنهی هنری امروز ایران استقلال فکری و سیاسی آن میباشد. بسیاری از هنرمندان مطرح ایرانی علارغم شرایط سیاسی موجود درداخل ایران زندهگی کرده و یا حداقل بخشی از سال را در آنجا بهسر برده و ارتباطی ناگسستنی با فرهنگ خویش دارند. آثار هنری «فریدون آو» و «رامین حائریزاده» به آشکاری نشانگر وابستهگی عمیق هنرمندان معاصر ایران با فرهنگ مردمی و سنتهای باستانی ایران است. «فریدون آو» در مجموعهی «رستم»، این قهرمان اسطورهای کتاب شاهنامه را در محور اصلی آثار خویش قرار داده و به این پهلوان بهمثابهی سمبل شجاعت و مردانهگی در نزد ایرانیان نظر افکندهاست. رستم در آثار «آو» در عین حال نمادی از کشتیگیران سنتی ایرانی است، چرا که بسیاری از آنان این پهلوان افسانهای را پیشگام خویش میدانند. «فریدون آو» در مجموعهی «رستم» از مینیاتورهای ایرانی و نقاشیهای دیواری دورهی صفوی الهام گرفته و بسیاری از المانهای تزئینی هنر سنتی ایران را دستمایه قرار داده است. «رامین حائریزاده» در مجموعهی «مردان خدا» از چهره وبدن خویش استفاده کرده و آخوندها را در حال خوشگذرانی و عیاشی به تصویر کشیدهاست. حائریزاده در این آثار با طنز و کنایه به فساد اخلاقی و افراطگری قشر روحانیون اشاره کرده و این پدیده را مورد انتقاد قرار میدهد. پیکرهای برهنه در این آثار در تضادی آشکار با مردانهگی قرار دارند. مجموعهی «مردان خدا» از سنت تعزیه تاثیر گرفته و نمادهایی از نمایشهای سنتی در ایران را بازتابی میکند. ایران تنها کشور اسلامی است که دارای سنت نمایشی پُرقدمتی است. سنت نمایشی در ایران در ارتباطی زنده با هنرهای تجسمی قرار داشته و در آثار برخی از هنرمندان معاصر بازتابی تصویری یافتهاست. هنرمند زن شرکت کننده در این نمایشگاه - میترا فراهانی، نرمینه صادق و نیکو تارخانی - با قاطعیت بیشتری پیکر انسان و برهنهگی را موضوع کار خویش قرار داده و از زوایای گوناگون به آن برخورد میکنند. پیکرهای درهم شکسته در نقاشیهای نیکو تارخانی نمایانگر جایگاه زن در جامعه اسلامی ایران است. میترا فراهانی - نقاش، گرافیست و کارگردان ایرانی - بدن برهنهی مرد را در حین نابودی و بطالت بیپرده نشان میدهد. نرمینه صادق، انگاری از نمایشهای خیمه شب بازی سنتی در ایران الهام گرفته است. عروسکهای «نرمینه صادق» از سویی به میلهی آهنی متصل بوده و استقلال شخصی ندارند و از سوی دیگر در فضا معلق بوده و دارای استحکام نیستند. این آثار نمادهایی هستند در تضاد با قهرمانان آثار «فریدون آو» و مردانهگی آنان. با توجه به شرایط سیاسی کنونی ایران و جنبش آزادیخواهانه در ماههای گذشته زمینههای مختلف هنرمعاصر ایران در حال حاضر به شکل بارزی در محور توجه جهانی قرار گرفتهاست. هنر معاصر ایران، دریچهای را بر روی جامعهی پویای ایران گشاده و چهرههای به ظاهر پوشیده و ناشناس این جامعه را عریان میسازد. نمایشگاه «پیکرهای ایران» در برلین تا روز دوازدهم مارس برپا خواهد بود.
«سلمان رشدی» خاطرات زندهگی پنهانی خود پس از فتوا را مینویسد
سلمان رشدی، نویسندهی هندیالااصل تبعهی انگلیس و خالق رمان «آیات شیطانی»، که به خاطر این کتاب، فتوای قتلاش از سوی آیتالله روحالله خمینی صادر شده بود تصمیم دارد خاطرات دوران پنهان شدناش پس از صدور فتوا را بنویسد. رادیو فردا گزارش داد به نوشتهی روزنامهی بریتانیایی گاردین، آقای رشدی که اکنون برای برگزاری نمایشگاهی از مکاتبات، دفترچههای یادداشت، دستخطها، عکسها و نقاشیهایش در دانشگاه اموری آتلانتا به سر میبرد، در دیدارش از این دانشگاه به خبرنگاران گفت که گرچه این داستان داستانی شخصی و خصوصی است، اکنون زمان آن رسیده است که در مورد آن دوران صحبت شود. اکنون بیستویک سال از زمانی که بنیانگذار جمهوری اسلامی، فتوای قتل سلمان رشدی را صادر کرد میگذرد. آیتالله خمینی در سال
1367 مصادف با 1989 میلادی در پیامی رادیویی کتاب
«آیات شیطانی» را کتابی «علیه اسلام و پیامبر و
قرآن» خواند و از مسلمانان خواست تا نویسنده و حتا ناشرین مطلع از محتوای
کتاب را اعدام کنند «تا دیگر کسی جرات نکند به مقدسات مسلمین توهین کند».
«جون هاولز» یکی از اعضای این موسسه، کتاب «آیات
شیطانی» را فصل جالبی از تاریخ ادبیات جدید میداند و معتقد است این کتاب
بر«رشدی» به عنوان یک انسان و یک نویسنده تاثیر بسیاری گذاشته است. به عقیده
او، با وجود تمامی مشکلات این کتاب را میتوان تجاریترین کتاب
«رشدی» به
شمارآورد. «بندیکت پیج» یکی از ویراستاران این موسسه، نیز
میگوید: «فتوایی که علیه رشدی صادر شد، تصویر روشنی بود از تصادمی مدرن
میان مذهب اصولگرایانه و ارزشهای روشنگری، مسئلهای که امروزه ذهن تمامی
ما را به خود مشغول کرده است.»
کتاب اوتوپیایی تازه به قلم «رالف نیدر»
در این نخستین کتاب «رالف نیدر»، سیاستمداری که درطول سالها به عنوان وکیل مدافع مصرفکنندهگان کالای امریکایی نیز شناخته شده است می نویسد:«میلیاردرهای امریکایی میتوانند کمک کنند تا مردم عادی و معمولی بتوانند به خواستههای خود در زمینههای مختلف عدالت عمومی دست بیابند.» به نوشتهی فائزه المصری در وبسایت صدای امریکا، در این کتاب تازه، «نیدر» توضیح داده است که چهگونه پولدارترین مردم میتوانند دنیا را از وضعیت و شرایط کنونی نجات دهند. برخی از ثروتمندترین مردم امریکا از ثروت خود برای بهبود شرایط دیگران استفاده میکنند. اشخاصی چون سرمایهگذار معروف «وارن بافت»، پایهگذار مایکروسافت «بیل گیتز» و «جورج سوروس» بانکدار سرشناس، تنها چند تن از این میلیاردرهایی هستند که بخش عظیمی از درآمد خود را برای بهبود شرایط جامعه به کار انداختهاند. درکتاب تازهی «رالف نیدر» به نام «فقط مردمان ثروتمند میتوانند ما را نجات دهند» این فعال حقوق مصرف کنندهگان کالای امریکا راهکارهای تازه ای را در رابطه با این مسئله به خواننده نشان میدهد. در این کتاب که به صورت یک «نوول» یا داستان تخیلی نوشته شده است، اغلب شخصیتهای آن واقعی هستند و وقایع آن در در ژانویه سال ٢2006 آغاز میشود. این زمانی است که یک سلسله فجایع مصیبتبار از طریق وقایع طبیعی مخرب در سراسر جهان به وقوع میپیوندد. توفان کاترینا سواحل خلیج مکزیک را در ایالات متحده درهم میکوبد. در پاکستان دهها هزار نفر بر اثر وقوع یک زلزلهی مهیب جان خود را ازدست میدهند، آنفلوآنزای مرغی در مناطق مختلف فراگیر میشود. در همین زمان است که «وارن بافت» شانزده تن از میلیاردرهای همطراز خود را از سراسر جهان برای برگزاری یک جلسهی فوری و اضطراری به «هاوایی» دعوت میکند. نیدر میگوید:« من در این کتاب از هفده شخصیت بسیار مرفه برای ایفای نقشهای خیالی دعوت کردهام. شخصیتهایی گاه مسن که خودم با بسیاری از آنها در طول سالها آشنا بودهام. کسانی که از نزدیک در طول سالیان شاهد نیکوکاریهای آنها بودهام، اما در این کتاب این اعمال نیکوکارانهی آنها را به صورتی بیش از واقعیت و حتا چندین برابر نشان دادهام.» در کتاب تخیلی «رالف نیدر»، این گروه از مردمان ثروتمند تصمیم میگیرند تا با به کار گرفتن یک روش استراتژیک موٍثر، جهان را به جای اول برگردانند و وضعیت مردم فقیر را از حالت کنونی خارج سازند. در بخشی از این کتاب «وارن بافت» به دیگران میگوید:«دوستان عزیز، امروز جهان مورد تهاجم بلایا و مصیبتهای چند جانبه قرارگرفته است. جهان در شرایط بدی قرار دارد و اوضاع کم کم از کنترل ما خارج خواهد شد. میراثی که از پیشینیان برای مردم جهان امروز مانده است، حرص و طمع، قدرتطلبی، نادانی، ثروت، علم، تکنولوژی و مذهب را به ارمغان آورده است که هریک از این عوامل به صورتی موجب شدهاند تا ما واقعیت ها را فراموش کنیم و پتانسیلهای موجود را نادیده بگیریم. با چنین پیشینهی کاپیتالیستی، برای ما بسیار مشکل خواهد بود که خودمان هم یکی از مسئولان پیشبرد این عوامل نباشیم. به این صورتمسئله جمعآوری ثروت و تمرکز دادن آن به جوامع خاصی، یک واقعیت انکارناپذیر در جهان امروز است و همین باعث شده است تا 450 نفر در سراسر جهان، امروزه ثروتی برابر با مجموع سه میلیارد مردم فقیری که روی کُرهی زمین زندهگی میکنند داشته باشند.» در دنیای خیالی کتاب تازه «نیدر» گروه هایی تحت عنوان «غول های رسانه ای»، «سرمایه گذاران ثروتمند وال استریت یا مرکز اقتصادی آمریکا»، مدیران شرکت های اینترنتی و دیگر شرکت های کالاهای مصرفی تصمیم می گیرند تا با طرح یک پروژه تازه به نام «ده ستون دوباره سازی»، مسیر شرایط ناهنجار زندگی مردم در کره زمین را برای همیشه عوض کنند. نیدر می گوید:« ده ستون اصلی اولین قدمی است که در راه تغییر مسیر وضعیت اقتصادی مردم جهان برداشته خواهد شد. بهداشت عمومی، دستیابی به راه های تازه مصرف انرژِی، مبارزه با گرسنگی در سطح کشور و جهان، حل مشکل مسکن و بالاخره بازگرداندن کنگره آمریکا و توجهی که اعضای آن به لابی گری های تجارتی و منافع شرکت های تجاری دارند به مسائل مردم. مهم تر ازهمه پاکیزه سازی سیاست و روش های رای گیری درانتخابات است. قرار دادن نامزدهای انتخاباتی بیشتر برای گرفتن رای مردم و بالاخره انجام هرکاری با درنظرگرفتن منافع آیندگان.» در کتاب تازه رالف نیدر، شخصیت های واقعی در نهایت یک حزب سیاسی تازه را تشکیل می دهند و رسانه های به صورتی تغییر می یابند که خود مردم بتوانند صدا و نظرات خود را در آن ها منعکس کنند. هم چنین در این کتاب خیالی، مردم موفق می شوند درتمام شرکت های سازنده کالاهای تجارتی و مصرفی شریک شوند تا در منافع آن ها هم سهمی داشته باشند:«احزاب کوچک تر سیاسی به عنوان پیشتازانی در کتاب آمده اند که می توانند مثل قهرمان های اسطوره ای تغییرات مهمی را در زندگی روزانه مردم جهان بوجود بیاورند. حتی اگر امروزه این احزاب کوچک ترنقش اساسی ایفا نمی کنند اما می توانند بر عملکرد احزاب اصلی اثرات مهمی برجای بگذارند.»
مجلهی اپیزود، شمارهی هشتادویک هشتم اسفندماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |