|
در آمستردام پایتخت هلند همه به گونههای مختلف مشغول کسب و کارند. در این شهر محلهای هم به نام «چراغ قرمزها» وجود دارد که در آن زن های تنفروش، پشت ویترینهایی که معمولن با چراغهای نئون قرمز رنگ تزئین شدهاند میایستند و باحرکات تحریکآمیز سعی در جذب مشتری می- کنند. این مرکز از مناطق توریستی آمستردام محسوب میشود و در تبلیغات شهرداری برای جذب توریست سرمایهگذاری هنگفتی روی آن صورت میگیرد. مصاحبهی زیر، گفتوگویی است با یکی از زنهایی که روزانه پشت یکی از ویتزینهای محلهی»چراغ قرمز» میایستد. زمانیکه پشت ویترین نباشد، پردهی مغازه میافتد. این نشانهی آن است که وی با «مشتری در بستر است و «مشغول کار» است.
مصاحبه شونده که نمیخواهد ناماش فاش شود، زن زیبارویی
است که درهلند متولد شده و بیستوچهار سال سن دارد. رفتار سادهای دارد و
از گفتوگو امتناع نمیکند.
او چهار سال است که در محلهی «چراغ قرمز» آمستردام اتاقی اجاره کرده
ومشغول تن فروشی
است. انگیزهاش از تنفروشی را اینگونه توضیح میدهد: «این شغل من است و من این شغل را دوست دارم چون با این شغل خیلی آسان درآمد زیادی دارم.» وی میگوید این شغل را با کمال آزادی برای خود ش انتخاب کرده و خانوادهاش هم از شغل او مطلع هستند. اوبا پدرش زندهگی میکند و می- گوید که مرد دیگری در زندهگیاش نیست. به اعتقاد او مردانی که با او دوست میشوند و رابطهی عاطفی بر قرار میکنند فقط یک هدف دارند وآن هم سوءاستفاده از پول اوست. وی اضافه می کند: «تا زمانی که من مشغول به این کار هستم نمیخواهم دوست پسر بگیرم.« این زن تن فروش، هم، مشتریان زن دارد و هم مشتریان مرد. روزانه ده تا پانزده مشتری به وی مراجه میکنند که از هرکدام حداقل پنجاه یورو برای پانزده دقیقه همبستری دریافت میکند. او برای رضایت مشتریان خود، در مقابل دریافت پول، تن به همه کار میدهد. به گفتهی خودش در ماه دههزار یورو درآمد دارد که سههزار یورو را بابت کرایهی اتاق کارش به صاحب ملک میپردازد. به گفتهی او اگر زنهای تن فروش مورد آزار واذیت مشتریان قرار بگیرند، سریع به پلیس تلفن میکنند و پلیس به کمک آنها میآید وآنها را حمایت میکند. وقتی از سلامتی جسمانی وی پرسیده میشود، میگوید: «من کارم را بدون کاندوم انجام نمیدهم و به این طریق از بیماریهای جنسی جلوگیری می- کنم.« در محلهی «چراغ قرمز» آمستردام، زنهای هجده تا پنجاهوپنج ساله مشغول به تن فروشی هستند . به عنوان آخرین سوال از وی پرسیده میشود که تا چه زمانی میخواهد به این کار ادامه دهد؟ او می گوید: «من می خواهم دو سال دیگر، دست از این کار بردارم و تشکیل زندهگی دهم و بچهدار شوم تا آن زمان میخواهم پولام راپس انداز کنم تا برای آینده ام پول کافی داشته باشم.« شهرزادنیوز
مجلهی اپیزود، شمارهی هشتادویک هشتم اسفندماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |