|
فاطمه معتمد آریا - سال 1373: «در شکل حرفهای تئاتر کمتر کار کردهام، اما از کودکی تئاتر کار میکردم. سیزده سال داشتم که در آمفیتئاتر کتابخانهی نیاوران، تئاتر بازی کردم. شاید میشد گفت که حرفهای بود، چون تماشاگر بلیت میخرید و میآمد تماشا میکرد. ولی من تا سال 1358 با دانشجویان هنرهای زیبای دانشگاه تهران، تئاترهای دانشجویی کار میکردم و اجراهای مختلفی داشتم اما فرصتی برای تئاتر حرفهای نداشتم. علاقهمندی من به تئاتر، بیش از هر هنر دیگری است، اما راستاش فکر میکنم تجلی امروزی و مدرن تئاتر در جهان هنر و از نظر هنر بازیگری، سینماست. تئاتر مادر است و سینما فرزندش. همیشه آرزو داشتم در نقش لیدی مکبث، اوفلیا و تمام شخصیتهای زن لورکا بازی کنم. اما کجا؟ غیرممکن است.» «فاطمه معتمد آریا»، بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون، در هفتم آبانماه سال 1340 در تهران بهدنیا آمد. او در میان دوستان و آشنایاناش و اهالی سینما با نام «سیمین» معروف است. «فاطمه معتمدآریا» در فیلمهای کارگردانان صاحبنام سینما از جمله «بهرام بیضایی»، «محسن مخملباف»، «رخشان بنیاعتماد» و «بهمن فرمانارا» ایفای نقش کرده و بازیهای او بارها مورد توجه و تحسین قرار گرفتهاست. «معتمد آریا» فارغالتحصیل بازیگری از دانشسرای هنر تهران است. او با شرکت در کلاسهای موسیقی، نقاشی، فیلمسازی، تئاتر و تئاترعروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به اجرای نمایشهای عروسکی و تئاترهای کودکان در سراسر کشور پرداخت. او همکاری با گروه تئاتر دانشجویان دانشکدهی هنرهای زیبا و صدا و سیما در زمینهی کارهای کودکان و تئاتر زنده و عروسکی را در کارنامهی هنری خود دارد. «معتمدآریا» در مجموع فعالیت تئاتریاش، بازیگری در تئاترهای «سری نمايشهای كودكان كانون پرورش فكری كودكان ونوجوانان» سالهای 1354 تا 1358، «كرم كتاب» سال 1355، «طوقی» سال 1355، «آهو» سال 1358، «خردهبورژواها» سال 1359، «دايرهی گچی قفقازی» سال 1359، «يك جفت كفش برای زهرا» سال 1360، «يك سال تئاتر بداهه واحد نمايش» سال 1360، « آتش افروزان » سال1369، «ريچاردسوم» سال 1378 و « ترمينال» سال 1388 را در کارنامهی تئاتری خود دارد.
آغاز فعالیت «معتمدآریا» در تلویزیون با عروسکگردانی مجموعهی محبوب «مدرسهی موشها» در سال 1360 بود. فعالیت «معتمدآریا» در تلویزیون، بهجز «مدرسهی موشها»، بازی در مجموعهی تلویزیونی «گل پامچال» در سال 1370، مجموعهی «آرایشگاه زیبا» در سال 1372، مجموعهی «زیر تیغ» در سال 1385 و مجموعهی «آشپزباشی» در سال 1388 بوده است.
«معتمدآریا» از سال 1364 بازیگری در سینما را با فیلم «جدال» آغاز کرد. او در مورد فعالیت سینماییاش میگوید: «وقتی فیلمنامهای را انتخاب میکنم حتمن دوستاش دارم. هرگز هیچ اجبار اقتصادی نداشتهام، یعنی گاهی چرا، اما سعی میکنم حتا اجبارهای اقتصادی را هم به یک حداقل علاقهای برسانم. نقشهایی را که بازی میکنم، باید باور کنم و وقتی باور میکنم دوستشان دارم. من به قندان خانهام هم علاقه دارم، چه رسد به نقشی که بازی میکنم. برای اینکه آدم کار قابل قبولی ارایه بکند، باید به آن علاقهمند باشد. فیلمبرداری که کاری را دوست ندارد، معمولی و سرسری با آن طرف میشود، اما وقتیکه کار را دوست دارد، علاقه و عشقاش را کاملن میبینید و حس میکنید. من اصولن آدمی راحت هستم و بنای کار را همیشه بر دوستی میگذارم، از این دریچه، نتیجه زود مثبت میشود، از راه مسالمت همه چیز زود حل میشود. ابتدا به کارگردانها این نکته را میباورانم که هیچ نظری دربارهی افزودن نقشام و یا احیانن انتظار سوئی ندارم و بعد شروع میکنم به فضولی در کار و معمولن در هیچ زمینهای نمیتوانم بیتفاوت باشم و چون همیشه با حُسننیت است و همه این را میدانند، نتیجه همیشه مثبت بوده است.» از نقش آفرینیهای محبوب «معتمدآریا» باید به بازیهایش در کنار«ایرج تهماسب» و «حمید جبلی» اشاره کرد. این سه نفر با همکاری هم در چندین فیلم موفق از جمله «کلاهقرمزی و پسرخاله»، «کلاهقرمزی و سروناز»، «دختر شیرینیفروش»، «یکی بود یکی نبود» و «زیر درخت هلو» یکی از موفقترین گروههای هنری در سینمای ایران هستند.
«معتمدآریا» برای ارایهی نقشهای سینماییاش چندین بار موفق به کسب جوایز سینمایی مختلفی شده است. از جمله: نامزد لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (جهیزیه برای رباب) - سال 1366 نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (ریحانه) - سال 1367 برندهی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (برهوت) - سال 1367 برندهی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (مسافران) - سال 1370 برندهی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (هنرپیشه) - سال 1371 برندهی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (همسر) - سال 1372 نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (روسری آبی) - سال 1373 نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (زندهگی) - سال 1376 نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (دختر شیرینیفروش) در ششمین دورهی جشن خانهی سینما (مسابقه) - سال 1381 نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (گیلانه) - سال 1382 نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (گیلانه) در هشتمین دورهی جشن خانهی سینما (مسابقه) - سال 1383 دريافت جايزهی چهارمين فستيوال سالانهی «خانهی دوست كجاست؟» سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران - سال 1386 برندهی جايزهی سی سال فعاليت در سينما از جشن منتقدين ونويسندهگان ايران - سال 1387
«معتمدآریا» اعتقادش براین است که بازیگر باید زیرک و زرنگ باشد، غیر از این اگر باشد به بنبست برمیخورد. او میگوید: «آدم با جسم و روح بهطور همزمان کار میکند و طبعن فرسودهگی هم داریم، آدم جایی که فرسوده میشود باید تقسیم انرژی کند. در فیلم «همسر» ما از دو بعدازظهر تا دو نمیهشب، بیوقفه کار میکردیم و نمیفهمیدیم که این دوازده ساعت چهگونه میگذرد. ولی وقتی به خانه میرسیدم، درمییافتم که تا فردا بعدازظهر ساعت دو، نمیتوانم از جایام تکان بخورم، جسمی و روحی. تمام انرژی روز را برای عصر و شب نگاه میداشتم. کار بازیگری از توانفرساترین کارهاست. در صحنههای عبوری چون انرژی کمتری صرف میشود، آدم انرژیاش را نگاه میدارد برای صحنههای بااهمیتتر.» معتمدآریا در مورد دشواری بازی در نمای نزدیک و دور میگوید: «نمای دور اهمیتاش بیشتر است. شما وقتی در یک نمای دور باید با تمام اعضای کنترلشده کار کنید، اگر هر کدام از حرکات شما صحیح نباشد، بازی از دست رفته است. ولی در یک نمای بسته ممکن است فقط با چشم یا صورتِکنترلشده کار کنید. نمای نزدیک البته به کنترل بسیار زیاد، اما متمرکزی نیاز دارد. در یک نمای نزدیک میتوان با بازیگری که حرکت بلد نیست یا عیب فیزیکی دارد، درست کار کرد، ولی در نمای دور همهی این کمبودها لو میرود. هر بازیگری باید اینها را در لحظهی بازی در ذهناش ضرب و تقسیم کند، ذهناش باید کامپیوتر باشد، این حالت با بازی زیاد و تجربه بهدست میآید، البته آگاهی اولیه نیز لازم دارد.
«معتمدآریا بازی در این فیلمهای سینمایی را در کارنامهی هنری خود دارد: «جدال» 1364، «تحفهها» 1366، «گمشدهگان» 1366، «جهیزیه برای رباب» 1366 ... او دربارهی بازی در فیلم«جهیزیه برای رباب» میگوید: «جهیزیه برای رباب، سومین تجربهی بازیگری من بود. طبیعی است که هنوز با مناسبات سینمایی آشنا نبودم، برایام جذاب بود چون دوست داشتم شخصیت متفاوتی را کار میکردم. برای پیدا کردناش باید در آن جزیزه میگشتم، میدیدم و خصلتها را در ذهن ضبط میکردم و آدمها را جستوجو میکردم تا بتوانم چهارچوب را پیدا کنم و از این یافتن خودم لذت میبردم. وقتی نتیجهی کار را روی پرده دیدم، برایام خیلی جالب و جذاب شد. یک کوشش بهنظرم بار داده بود. در«جهیزیه برای رباب» کاری کردم که اصلن با آن آشنا نبودم، یعنی درآوردن نقش یک دختر محلی در شهرستانی دورافتاده. برای من که همیشه در شهر و شرایط ماشینی زندهگی کرده بودم، آن کار جذابیت بیشتری داشت و مجبور بودم خیلی از محیط خودم و زندهگیام دور بشوم. این تلاش برایام بسیار لذتبخش بود و برای همین هیمشه در یادم هست.»
«محموله» 1366، «یادودیدار» 1366، «ستاره و الماس» 1367، «برهوت» 1367، «ریحانه» 1368، «ناصرالدینشاه آکتورسینما» 1370، «مسافران» 1370، «هنرپیشه» 1371، «یکبار برای همیشه» 1371 ... معتمدآریا دربارهی بازی در فیلم«مسافران» گفته است: «در مسافران، هم شخصیت آن زن هیچ ربطی به شخصیت من نداشت و تلاشی که برای درآوردن آن نقش میکردم، برایام بسیار لذت داشت. این تلاش یعنی بیشتر نزدیک شدن به شخصیتی که آدم را بباوراند حتا به آدمهایی که دارد با آنها کار میکند. من فکر میکنم مهمترین عامل موفقیت در کارسینما-در همه جا- باور شخصیتهاست و باوراندن آن به تماشاگر. برای مسافران اول فیلمنامه را خواندم و صحبتهایی مختصر با آقای بیضایی داشتم و دربارهی شخصیتی که قرار بود بازی کنم سوالهایی کردم. من پسزمینهای از کارگردان، جدا از کار کارگردانیاش داشتم و اطمینانی که بههرحال نسبت به ایشان از قبل وجود داشت، شاید این نقش را بریا هر کارگردان دیگری قبول نمیکردم چون نمیدانستم چه از کار درخواهد آمد، اما اطمینان داشتم که با کارگردانی آقای بیضایی، از خط کلی کارم خارج نخواهم شد که اگر ضعفی در کار دارم حتمن به من تذکر داده خواهد شد و درجهت بهتر شدن کارم، کسی هست که میتواند مرا کنترل کند.» دربارهی فیلم «هنرپیشه» میگوید: «فیلم «هنرپیشه» روخوانی زیاد داشت. من و آقای اکبر عبدی و خانم پطروسیان روزهای زیادی با آقای مخملباف، فیلمنامه را خواندیم و راجع به شخصیتها صحبت کردیم و نظرهایمان را گفتیم و در بخشهایی تغییراتی داده شد. دیگر مرحلهی تمرین نداشتیم، آقای مخملباف خیلی تمرین نمیکند. وقتی شخصیتها روشن شد و بهدست آمد، دیگر مستقیم به سراغ اصل کار میرود.» و درمورد«یکبار برای همیشه» نیز گفته است:«در"یکبار برای همیشه" فکر نمیکردم نقش آن زن هیچ ارتباطی به من داشته باشد، ولی برای شخصیت آن زن، برایام جذابیت خاصی پیدا کرد.» «همسر» 1372، «سفر» 1373، «کلاهقرمزی و پسرخاله» 1373، «روسری آب» 1373، «زندهگی» 1374، «مردآفتابی» 1374، «مهر مادری» 1376، «مرد عوضی» 1377، «عشق+دو» 1377، «یکی بود یکی نبود» 1378، «عینک دودی» 1379، «دختر شیرینیفروش» 1380، «کلاهقرمزی و سروناز» 1381، «گیلانه» 1383، «یک بوس کوچولو» 1383، «کارگران مشغول کارند» 1384، «زیر درخت هلو» 1384، «تقاطع» 1384، «خواب لیلا» 1385، «صدسال به این سالها» 1386، «خواب زمستانی» 1386، «نیلوفر» 1386، «شیرین» 1386، «میناک» 1387.
بنفشه.ج - مجلهی اپیزود، شمارهی هشتادویک هشتم اسفندماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |