|
Aguirre, Wrath God پس از ظهور سینمای موج نوی فرانسه در اواخر دههی پنجاه و شکوفایی آن در دههی شصت، موج دیگری از سینما در اروپا شکل گرفت که به سینمای نوین آلمان مشهور شد. دههی هفتاد دوران شکوفایی این سینماست، با آثاری به یاد ماندنی مانند«دوست امریکایی» ویم وندرس، «ازدواج ماریا براون» راینر ورنر فاسبیندر و البته قبل از اینها شاهکار «ورنر هرتسوگ» یعنی «آگیره، خشم پروردگار». «آگیره، خشم پروردگار» (Aguirre, Wrath of God) محصول 1972، ساختهی کارگردان برجستهی آلمانی «ورنر هرتسوگ» و به عبارتی بهترین فیلم کارنامهی اوست. فیلم روایتی است از سفر گروهی اسپانیایی در قرن شانزدهم به جنگلهای امریکای جنوبی در جستوجوی شهر افسانهای طلا یعنی الدورادو. در حقیقت فیلم برداشت آزاد «هرتسوگ» از تنها خاطرات به جایمانده از این سفر است، داستان جاه طلبی «دون لوپه دی آگیره» که پس از کشتن رهبر گروه و معرفی اشرافزادهای ضعیف به عنوان پیشوا، عملن خود رهبری گروه را به دست میگیرد و موجب کشته شدن تک تک افرادش میشود.
«هرتسوگ» که یک مستندساز قابل هم هست، در فیلمهای داستانی خود نیز علاقهاش به طبیعت را پنهان نمیکند. فیلم مانند اکثر کارهای کارگردان، دارای جلوههای تصویری فوقالعاده است. در ابتدا بیان میشود که بومیان امریکای جنوبی پس از تسخیر سرزمینشان به دست اسپانیاییها، افسانه «الدورادو» را خلق کردند، سرزمینی پوشیده از طلا در سرچشمههای آمازون. سکانس ابتدایی فیلم که یکی از به یادماندنیترین سکانسهای آن است، عبور گروه از میان جنگلهای مهآلود و کوهستانی آمازون است. مناظر حیرتآوری که «هرتسوگ» به تصویر میکشد به همراه موسیقی خاص و مسحورکنندهای که نوعی حس ترس و ناامیدی را القا و بیننده را در جای خود میخکوب میکند. به نظر میرسد که در بین کاراکترها، کارگردان فقط در صدد شخصیتپردازی نقش اول فیلم یعنی آگیره (با بازی درخشان کلاوس کینسکی) برآمده است. «کینسکی» بازیگر بزرگ آلمانی که در چند فیلم دیگر نیز با «هرتسوگ» همکاری داشته ، به پرخاشگری و رفتاری دیوانهوار در زندهگی واقعی نیز معروف بوده و همین خلق و خو، باعث پرداخت بهتر شخصیت آگیره شده است. مردی دیوانه و تشنهی قدرت که خود را خشم پروردگار می نامد و با جاهطلبی خود، تک تک افراد گروه را میکشد و یا به کشتن میدهد.
افراد گروه با تیر بومیانی کشته میشوند که نشان داده نمیشوند و همین بر اثربخشی فیلم و ایجاد حس ناامنی در بیننده میافزاید. نکتهی جالب کشیش است که به جای طرفداری از اعضای گروه، عنوان میکند که برای رضای خداوند، کلیسا همواره در طرف قدرت بوده است. سکانس پایانی فیلم که شاید زیباترین قسمت آن باشد، جایی است که آگیره بر روی قایقاش در میان جسد افراد گروه (و از جمله دخترش) ایستاده و درحالیکه اطرافاش را انبوهی از میمونهای پر سر و صدا احاطه کردهاند، هنوز نقشهی تصرف تمامی سرزمین و ایجاد سلسلهی پادشاهی خود را در سر میپروراند. «آگیره، خشم پروردگار»، بیش از آنکه یک فیلم تاریخی باشد، فیلمی است در وصف نیاز ذات بشری به قدرت، اثری در نکوهش جاهطلبی و غرور انسان و تصویری خاطرهانگیز از ناتوانی انسان در مقابل طبیعت.
مجلهی اپیزود، شمارهی هشتادویک هشتم اسفندماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |