راه‌پیمایی بیست‌ودوم بهمن امسال، متفاوت‌تر از همیشه برگزار شد و گذشت. از مجموعه اتفاقاتی که افتاد می‌توان نتیجه گرفت که هم در بین حکومت و هم در اردوگاه معترضین- نه همه- شاهد تحلیل‌های غلطی در خصوص توانایی‌ها و موقعیت طرف مقابل بودیم.

یک) اولین اشتباه را آنانی مرتکب شدند که معتقد بودند بیست‌ودوم بهمن امسال، ترازویی است برای وزن‌کشی و سنجش میزان نفوذ معترضین از یک طرف و حامیان دولت از طرف دیگر. چرا نظر آن‌ها غلط بود؟ چون با یک ترازوی دقیق و بی‌طرف و با یک شرایط و امکانات برابر و عادلانه مواجه نبودیم. قبل از این‌که هیچ وزن‌کشی مطرح باشد، کفه‌ها نابرابر بودند. یک طرف همه‌ی امکانات حکومتی، نظامی و تبلیغاتی در اختیارش بود که بیاید و در آرامش نظرش را بگوید، اما طرف دیگر همه‌ی امکانات تبلیغاتی و نظامی دولت علیه‌اش بود تا نیاید و اگر هم آمد، به شدیدترین شکل سرکوب بشود.

طرفداران دولت، صدا و سیما و روزنامه‌ها و همه‌ی ظرفیت‌های نظام در اختیارشان بود تا حامیان‌شان را بسیج کنند و به میدان آزادی ببرند، اما طرف مقابل همان اینترنت کم‌سرعتی را هم که قبلن داشت، دیگر نداشت. آقای احمدی‌نژاد در امنیت کامل سخنرانی کرد اما موسوی و خاتمی امنیت پیاده شدن از خودروهای‌شان را هم نداشتند، حتا کروبی و زهرا رهنورد مورد ضرب و شتم هم قرار گرفتند.

هزاران نیروی امنیتی و انتظامی، حامیان دولت را اسکورت می‌کردند و آن‌طرف‌تر، همین نیروها به جان معترضین افتادند و آن‌ها را سرکوب کردند.

 در چنین شرایطی، چرا باید انتظار داشت که بیست‌ودوم بهمن، روز وزن‌کشی باید باشد؟ و پرسش کلیدی‌تر این‌که: وزن‌کشی برای چه؟ آیا انتخابات ریاست جمهوری، نوعی وزن‌کشی نبود؟ اساسن بحران فعلی با وزن‌کشی قابل حل نیست. اصل بحران آن‌جاست که طرف کم‌وزن‌تر حاضر نیست به وزن طرف مقابل اعتراف کند. حاضر نیست موجودیت‌اش را آن‌گونه که هست بپذیرد و به خواسته‌هایش جامه‌ی عمل بپوشاند.

 دو) اشتباه دوم را کسانی مرتکب شدند که سطح انتظارات‌شان را از بیست‌ودوم بهمن امسال، به شکل اغراق‌آمیزی بالا بردند. به عبارتی، آن‌ها آن‌چیزی را که دوست داشتند تحقق بیابد، بر واقعیت موجود و ظرفیت‌های موجود ترجیح دادند و بر آن تحمیل کردند. طبیعی است که این افراد امروز احساس پیروزی نکردند.

سه) اشتباه سوم را آن‌دسته از حامیان حکومت مرتکب شدند که ادعا می‌کردند جنبش سبز، پس از حوادث عاشورا و راه‌پیمایی نهم دی و به‌دنبال تهدیدات و بازداشت‌های گسترده‌ی هفته‌های گذشته، شکست خورده است و دیگر قدرت کشاندن مردم به خیابان‌ها را ندارد.

اگر چه سرکوب شدید مانع از ایجاد تجمعات متمرکز و میلیونی معترضین شد، اما حامیان جنبش سبز تجمعات پراکنده را در چندین نقطه‌ی تهران برپا کردند. قطعن اگر معترضین شکست خورده بودند، این تعداد نیروی امنیتی و نظامی و انتظامی در خیابان‌ها مستقر نمی‌شدند. اگر آن‌ها پیروز بودند، تا این حد نگران حضور معترضین در میدان آزادی نبودند که مجبور باشند از همه‌ی توان‌شان استفاده کنند تا طرفداران جنبش سبز نتوانند وارد حریم طرفداران حکومت بشوند.

بدون شک، پیروزی حکومت زمانی است که معترضین قانع شده باشند. حتا سکوتی که از سرکوب شدید ناشی بشود، نمی‌تواند به معنای پیروزی نهایی باشد. آن‌سوتر، هم حکومت و هم جنبش سبز دستاوردهایی هم داشتند. بزرگ‌ترین دستاورد حکومت این بود که اجازه نداد سبزها در میدان آزادی خودی نشان بدهند و بزرگ‌ترین دستاورد سبزها هم این بود که نشان دادند کماکان در صحنه حضور دارند، مرعوب نشده‌اند و موج بی‌سابقه‌ی سرکوب‌ها، منجر به حذف و سکوت آن‌ها نشده است، هم‌چنان آماده‌گی ادامه‌ی اعتراضات و به چالش کشیدن دولت را دارند و جهان هم بار دیگر صدای معترضین را شنید.

بیست‌ودوم بهمن امسال، منجر به یک نتیجه‌ی قطعی برای هیچ کدام از طرفین  نشد، به عبارتی، پرونده هنوز باز است.

پایگاه اینترنتی خودنویس

 

مجله‌ی اپیزود، شماره‌ی هشتاد

بیست‌وچهارم بهمن‌ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved