در هنگامه‌ی مشکلات و اعتراضات سیاسی که بر ایران امروز حاکم است، یک شبکه‌ی تلویزیونی با نام «فارسی 1» که فقط شش ماه از تولدش می‌گذرد، بخش گسترده‌ای از جامعه‌ی ایران را تحت تاثیر خود قرار داده است.

این شبکه‌ی تلویزیونی که ازاعلام هویت اصلی‌اش و این‌که چه کسی مسئول اداره کردن‌اش است، خودداری می‌کند و به‌عبارتی مجهول‌الهویه است، با پخش انواع و اقسام سریال‌های تلویزیونی کشورهایی چون امریکا، کُره‌ی جنوبی و کلمبیا، آن هم با دوبله‌های فارسی، گروه زیادی تماشاچی از داخل ایران و حتا گروهی از ایرانیان مقیم اروپا را دور خود جمع کرده است.

دلیل اصلی جذب مخاطب توسط این شبکه‌ی تلویزیونی در داخل ایران، آن‌هم در مدت کمی که از زمان تولدش می‌گذرد، دوبله‌ی این سریال‌ها به زبان فارسی است. با این‌که کار دوبله‌ی این شبکه‌ی تلویزیونی بسیار نازل و غیرحرفه‌ای و با حضور چند دوبلور مبتدی و محدود است، اما ایرانی‌های سریال‌ندیده، با این‌که همیشه  شاهد بهترین دوبله‌های فارسی بودند، اما پس از گذشت چند ماه، به این نوع دوبله‌ی غیرحرفه‌ای نیز عادت کرده‌اند و دیگر گلایه‌ای از دوبله‌های بد این سریال‌ها ندارند.

جالب این‌جاست درحالی‌که رسانه‌های داخل کشور هرگز به‌شکل مستقیم نامی از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان نمی‌آورند و اصولن تلاش می‌کنند که آنان را در ظاهر ندیده بگیرند، خبر افتتاح شبکه‌ی «فارسی 1» از همان ابتدا در میان تمامی خبرگزاری‌های دولتی وغیر دولتی و روزنامه‌ها  بازتاب گشترده‌ای داشت و طرفداران دولت مدعی شدند که این شبکه، قصد ترویج انحرافات جنسی، شیطان‌پرستی و از بین بردن بنیان خانواده را دارد.

در واقع این روزها به هر کجا که قدم می‌گذاری، می‌توانی مردم را در حال صحبت درباره‌ی سریال‌های «فارسی1» مشاهده کنی، آن‌هم نه گروه و طبقه‌ی خاصی از جامعه، که می‌توان گفت این سریال‌ها نزد بیش‌تر خانواده‌های ایرانی از هر طبقه‌ای و در هر گروه سنی، محبوبیت دارند و مردم بازیگران این سریال‌ها را با نام و نشان می‌شناسند و ماجراهای آنان را دنبال می‌کنند. به جرات می‌توان گفت که شبکه‌ی «فارسی 1» حضور سایر شبکه‌های فارسی‌زبان لس‌انجلس را به‌شدت کم‌رنگ کرده و از بیننده‌گان آن‌ها به میزان زیادی کاسته است.

تاثیرگذاری این شبکه‌ی تلویزیونی بر مردم، آن‌چنان بالا گرفته که شبکه‌ی سوم صدا و سیما نیز، سریال‌های این شبکه را زنگ خطر جدی برای هجوم فرهنگ غربی  و از راه‌به‌در کردن جوانان و خانواده‌های ایرانی دانسته است!!!

در همین برنامه، کسی که خود را از مسئولین فرهنگی کشور معرفی می‌کرد و بسیار دل‌سوز فرهنگ ایرانی معرفی می‌شد، با آوردن مستقیم نام «فارسی 1» اظهار داشت که سریال‌های این شبکه‌ی تلویزیونی با نشان دادن دختران زیبا و بی‌حجاب و نوع ارتباط زن و شوهرها و داستان‌های عاشقانه، باعث می‌شود که بی‌حجابی زنان، خیانت زن و شوهر به یک‌دیگر، دوستی و ارتباط جنسی پسر و دختر پیش از ازدواج، امری عادی جلوه داده شود و این موارد، خطر عظیمی برای خانواده‌ها و فرهنگ جامعه‌ی ایرانی دارد!!!

این درحالی‌ست که همه‌ی هم‌وطنان ساکن ایران به‌وضوح شاهدند با این‌که در سریال‌های صدا و سیما، خانم‌ها از فرط نجابت با روسری می‌خوابند، در خیابان‌های شهرهای مختلف ایران، فساد و فحشا غوغا می‌کند و خیانت زن و شوهر به یک‌دیگر نیز خیلی پیش‌تر از شبیخون «فارسی 1» به فرهنگ ایرانی وجود داشته است و آمار طلاق در ایران طی سال‌های گذشته، این موضوع را به‌خوبی ثابت می‌‌کند.

به جز دوبله‌ی فارسی، از دیگر دلایل اشتیاق ایرانی‌ها به سریال‌های این شبکه، خانواده‌گی بودن این سریال‌هاست. «فارسی 1» با اعمال سانسور بر صحنه‌های بوسه‌های عاشقانه، فضایی نسبتن امن را برای خانواده‌ها ایجاد کرده که همه‌ی اعضای خانواده در کنار یک‌دیگر، به‌راحتی این سریال‌ها را تماشا کنند بدون آن‌که بر حسب سنت و عُرف، از دیدن برخی صحنه‌ها در کنار یک‌دیگر معذب باشند.

گفتیم که هویت اصلی شبکه‌ی «فارسی 1» مخفی نگاه داشته شده است و این درحالی است که بیش‌تر مردم ایرانی داخل و خارج از ایران معتقدند که صاحبان اصلی این شبکه‌ی تلویزیونی، گروهی از حکومتی‌های ایران هستند که با پخش سریال‌های جذب‌کننده، مردم را از دنبال کردن شبکه‌های سیاسی بازداشته‌اند و ساعت پخش اصلی‌ترین و محبوب‌ترین سریال‌های این شبکه هم درست هم‌زمان با پخش برنامه‌های اصلی سیاسی شبکه‌های خبری چون «صدای‌امریکا» و«بی‌بی‌سی» تنظیم شده است.

در همین ارتباط، «نادر رفیعی» مدیر شبکه‌ی تلویزیونی«امیدایران» دوهفته‌ی گذشته، در طی برنامه‌ی تله‌تان خود، رسمن و به‌طور مستقیم اعلام کرد که شبکه‌ی تلویزیونی«فارسی 1» وابسته‌گی کامل به جمهوری اسلامی دارد و قرارداد پانصدهزاردلاری با گروهی از حکومتیان جمهوری اسلامی امضا کرده و پول‌های کلان از آن‌ها می‌گیرد.

اما به دور از همه‌ی شایعات، اگر بخواهیم به نوع برنامه‌های «فارسی 1» توجه کنیم، کاملن مشخص است که خرید و دوبله‌ی انواع و اقسام سریال‌ها، هزینه‌ی هنگفتی را دربرمی‌گیرد و صرف این هزینه‌ی هنگفت، کار یک‌نفر نمی‌تواند باشد. کاملن مشخص است که بودجه‌ی این شبکه، توسط گروهی صاحب پول و ثروت تامین می‌شود، به‌ویژه این‌که این شبکه در چهارماه اول حتا یک آگهی هم نداشته و فقط دوماه است که به لطف تاثیر سریال‌ها بر مردم، صاحب چند آگهی محدود شده است.

نخستین آگهی که از این شبکه پخش شد، آگهی کنسرت گوگوش در دوبی بود که در آذرماه برگزار شد و اکنون نیز آگهی کنسرت اندی و افشین و حسین تهی پخش می‌شود که تاریخ این کنسرت بیست‌وسوم بهمن ماه در دوبی است!!! لطفن کمی به تاریخ برگزاری کنسرت‌ها توجه کنید.

از دیگر سو، «مهدی محسنی» در وب‌سایت «دویچه‌وله» در باره‌ی شبکه‌ی«فارسی 1» چنین نوشته است:

آغاز به کار شبکه‌ی ماهواره‌ای فارسی، نگرانی‌هایی را در ایران به دنبال داشته است. برخی از کارشناسان فرهنگی وابسته به دولت ایران، این شبکه را «صهیونیستی» و با اهداف «هولناک» تشریح کرده‌اند.

به باور این کارشناسان، این شبکه توانسته است با مجموعه‌هایی عامه‌پسند و با استفاده از چاشنی‌هایی چون زنان و دختران زیبارو و داستان‌هایی عاشقانه در جذب مخاطبان موفق شود و تماشاگری را که در پی نوعی سرگرمی برای رهایی از دغدغه‌ها و خسته‌گی‌های کار و زنده‌گی اجتماعی است، به دنبال خود بکشاند. در همین حال ناتوانی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در جذب مخاطبان و بی‌اعتمادی عمومی نسبت به این رسانه نیز بر نگرانی‌های حکومت ایران افزوده است.

نکته‌ی مورد توجه این است که در داخل حکومت جمهوری اسلامی، چند دسته‌گی وجود دارد و هر گروه و دسته‌ای کار خودش را می‌کند و گروه و دسته‌های دیگر نیز از گروهی که در کارش موفق‌تر است انتقاد می‌کنند و یک‌دیگر را متهم می‌سازند.

در آذرماه گذشته یعنی دوماه و نیم پیش، سایت «تابناک» متعلق به «محسن رضایی»، باصراحت شبکه‌ی «فارسی 1» را وابسته به حکومت جمهوری اسلامی دانست، اما مشخص نکرد که این شبکه به کدام گروه و دسته از حکومتیان وابسته است.

«مهدی محسنی» در وب‌سایت «دویچه‌وله» به نکته‌ای قابل توجه اشاره می‌کند، محسنی می‌نویسد:

دفتر اصلی «فارسی 1» در هنگ‌‌کنگ قرار دارد و مؤسس آن نیز مجموعه‌ی رسانه‌ای «استار» متعلق به «نیوز کورپوریشن» است. شرکت «موبی» همکار شرکت «استار» در تولید برنامه‌های این شبکه است. اما آن‌چه که بر حساسیت حکومت ایران افزوده، «رابرت مرداک» صاحب پرنفوذ و قدرت‌مند شرکت «نیوز کورپوریشن» است. «نیوز کورپوریشن» که اداره‌ی مرکزی آن در نیویورک واقع است، علاوه بر رسانه‌های دیداری و شنیداری، بیش از صد روزنامه و مجله در سراسر جهان منتشر می‌کند که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به «دیلی تلگراف»، «وال‌استریت ژورنال»، «سان»، «تایمز»، «ساندی تایمز» و «نیویورک‌پست» اشاره کرد.

مجموعه‌ی فیلم‌سازی و شبکه‌های تلویزیونی «فاکس» و «فاکس نیوز»، مجموعه‌ی تلویزیونی- خبری «اسکای» انگلستان و سایت شبکه‌ی اجتماعی «مای‌اسپیس» نیز در تملک این شرکت است.

طبق یک آمار نسبتن دقیق، رسانه‌های تحت مالکیت «رابرت مرداک»  بالغ بر سیصد رسانه‌ی مشهور جهان است. این رسانه‌ها شامل شرکت‌های انتشاراتی، شبکه‌های ماهواره‌ای و تلویزیونی، مجلات، شرکت‌های فیلم‌سازی، روزنامه‌ها و شرکت‌های چندرسانه‌ای است.

اما راه‌اندازی این شبکه‌ی فارسی چندان جای تعجب ندارد. آقای «مرداک» هیچ‌گاه  از توجه به افکار عمومی کشورهای دیگر غافل نبوده است. وی در بیش از سی کشور جهان شبکه‌های مختلف رادیو و تلویزیونی و رسانه‌های نوشتاری را منتشر می‌کند. «نیوز کورپوریشن» پیش از راه‌اندازی شبکه‌ی تلویزیونی «فارسی 1» برای ایرانیان، شبکه‌ای برای افغانستان راه‌اندازی کرده بود.

آقای «مرداک» هم‌چنان روزنامه‌ی «نیوز آو ورلد» را منتشر می‌کند که به مسایل جنسی می‌پردازد و هنوز پُرتیراژترین رسانه‌ی چاپی بریتانیاست. وی هم‌چنین صاحب انتشارات «واندروان» است که بالاترین تیراژ چاپ انجیل را درایالات متحده‌ی امریکا دارد. تیراژ «نیوز آو ورلد» چهارمیلیون نسخه است، درحالی‌که انتشارات «واندروان» سالانه هفت میلیون نسخه انجیل را چاپ می‌کند.

ممکن است به‌قول آقای محسنی راه‌اندازی این شبکه‌ی فارسی توسط آقای «مرداک» جای تعجب نداشته باشد، اما آن‌چه حیرت‌انگیز است این‌ست که آقای مرداک که صاحب این همه رسانه‌های جهانی است و لابد ثروت و قدرت افسانه‌ای برای چنین کاری دارد، چرا کیفیت تصویر شبکه‌ی فارسی‌زبان‌اش نازل است؟ مگر چه‌مقدار پول بیش‌تر لازم است تا فرکانس بهتری برای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش درنظر بگیرد؟ آیا باقی رسانه‌های آقای مرداک هم چنین کیفیتی دارند؟ آیا نخستین عامل جذابیت یک شبکه‌ی تلویزیونی، کیفیت بالای تصویری آن نیست؟

اما پرسش مهم این‌که آیا آقای مرداک مسئول مستقیم این شبکه‌ی تلویزیونی است؟ حتمن که چنین نیست و او گروهی ایرانی را برای مدیریت و اداره‌ی این شبکه درنظر گرفته است، حال این گروه ایرانی چه کسانی هستند و به کجا وابسته‌اند؟ برچه اساسی به مدیریت و اداره‌ی این شبکه انتخاب شده‌اند؟ پیشینه‌ی رسانه‌ای‌شان چیست؟

صدالبته که آقای مرداک اسپانسر کنسرت‌های ایرانی در«دوبی» نیست، پس این گروه ایرانی چه کسانی هستند که با نام «فارسی 1» در آستانه‌ی شانزدهم آذر برای گوگوش کنسرت می‌گذارند و در بیست‌وسوم بهمن برای اندی و افشین؟!!

چرا نام مدیران و مسئولان این شبکه مخفی نگاه داشته می‌شود؟  یک تلویزیون، یک رادیو، یک مجله، روزنامه، یک گروه، یک وب‎‌سایت، و حتا یک وبلاگ وقتی مدیرش مشخص نباشد و از اعلام نام مدیر بی‌وقفه خودداری کند، حتمن ریگی به کفش‌اش است. کسی که حساب‌اش پاک است و هراسی از کسی ندارد، هویت خود را اعلام می‌کند و ناشناس باقی نمی‌ماند.

شما نگاهی به سایر شبکه‌های تلویزیونی فارسی‌زبان در خارج از کشور داشته باشید، چه شبکه‌های سیاسی و چه اینترتیمنتی، مدیران‌شان مشخص هستند، صاحب شبکه به‌صراحت اعلام می‌کند که شبکه متعلق به اوست. تاکنون به جز شبکه‌ها‌ی «پی‌ام‌سی»، «جم» و «فارسی1»،  که هم‌چنان مجهول‌الهویه باقی مانده‌اند،  هویت صاحبان‌ سایر شبکه‌های تلویزیونی آشکار است.

عقل سلیم چنین می‌گوید که وقتی رسانه‌ای هراسی از افشای نام صاحب‌اش نداشته باشد، رسانه‌ی خطرناکی نیست، اما آن‌که از افشای نام خود می‌ترسد، بی‌شک وابسته با جایی است که هراس دارد نام‌اش فاش گردد و پرونده‌های سیاه در موردش گشوده شود.

اما حقیقت آشکار این است که «فارسی1» هرچه که هست آن‌چنان تاثیری بر جامعه گذاشته که طی این سی سال بعد از انقلاب، هیچ رسانه‌ای تا این حد تاثیرگذار نبوده است. این تاثیرگذاری به این دلیل نیست که سریال‌های این شبکه بسیار بی‌نظیر و اعلا هستند، برعکس، بیش‌تر سریال‌های درجه‌ی دو و سه با دوبله‌های نه‌چندان دل‌چسب از این شبکه پخش می‌شوند، اما تاثیرگذاری این شبکه، یک دلیل  مشخص دارد و آن این‌که شبکه‌ی«فارسی 1» دقیقن دل‌خواسته‌های مردمی را نشانه گرفته که سی سال از آن محروم بوده‌اند. صاحبان این شبکه‌ی تلویزیونی دقیقن بر خواست‌ها و نوع زنده‌گی مردم ساکن ایران واقف‌اند، کسانی می‌تواند چنین هدفی را نشانه بگیرند که خود در داخل ایران زنده‌گی کنند.

فکر می‌کنید یک جامعه چه‌قدر می‌تواند تحمل کند که خانم‌های فیلم و سریال‌اش با روسری و مانتو بخوابند و زن و شوهرها، حتا دست یک‌دیگر را نتوانند بگیرند و دخترها و پسرها از شدت نجابت و دین‌داری به نامحرم نگاه هم نکنند و خواهر پیش برادرش و زن نزد شوهرش و مادر نزد پسرش و دختر نزد پدرش با حجاب  و روسری ظاهر شوند و همه‌ی عوامل سریال از بام تا شام نماز بخوانند و عبادت کنند و همه‌ی آدم‌های سریال مثل هم فکر کنند؟ و حتا تظاهر کردن‌ها و نجیب‌نمایی‌های تصنعی، حتا بر روند داستان نیز تاثیر بگذارد و مسیر سریال را عوض کند؟ چه‌قدر قابل تحمل است؟؟ ممکن است درظاهر موضوع مهمی به‌نظر نیاید، اما از نظر فرهنگی بسیار مهم است. 

 

آنسه امیری - مجله‌ی اپیزود، شماره‌ی هشتاد

بیست‌وچهارم بهمن‌ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved