|
مجموعه كنسرتهای تابستانی «ليلی افشار» در تابستان امسال در تالار اصلی فرهنگسرای «نياوران» آغاز شد. اين نوازنده و مدرّس گيتار كلاسيك كه مقيم آمريكا است تابستان امسال برای برگزاری چند كنسرت و كارگاه آموزشی به ايران آمد. لیلی افشار در روزهای سیزدهم وچهاردهم تير ماه در فرهنگسرای نياوران، بخش نخست كنسرتهای خود را آغاز كرد و در روزهای سی ام و سی ویکم تير ماه نيز در تالار «وحدت» به روی صحنه رفت . بخش پايانی كنسرتهای او نيز طی روزهای شانزدهم وهفدهم امرداد در «خانه ی هنرمندان» برگزار شد.
خانم افشار در اين برنامهها سه قطعه از کاپريسهای گويا از ساختههای آهنگساز ايتاليايی «کاستلنوو تدسکو»، قطعه «ميسيونرا» از ساخته های «فرناندو بوستامانته» آهنگ ساز آرژانتينی و قطعه «رقص» «يواکيم رودريگوئز» و از تنظيمهای خود نيز دو قطعه آذربايجانی (عاشق ويسل) و دو قطعه ی محلی ايرانی را اجرا کرد. سفرهای لیلی افشار به ايران از هفت سال پيش آغاز شد. او نخستين كنسرت خود را در تالار «رودكی» برگزار كرد و پس آن كنسرتها و كارگاههای مختلفی را در ایران برگزار كرده است. از آن جمله حضور در بيست و سومين جشنواره موسيقی فجر بود كه اين نوازنده ی گيتار كلاسيك به عنوان نماينده ی كشور آمريكا در اين جشنواره حضور داشت. علاوه بر اين، تاكنون چهار آلبوم نيز از آثار او توسط نشر «ماهور» منتشر شدهاست. او در زمينه برگزاری كلاسهای آموزشی نيز در اين سالها در ايران فعال بوده و به شكلی كه برای برطرف كردن نيازهای آموزشی هنرجويان اش، يك مجموعه ی هفت جلدی از متدها و دورههای مختلف آموزش گيتار كلاسيك با ويراستاری خود برای انتشار آماده كرد. در كنار آن قرار است متد آموزشی خود او نيز در دو جلد به زودی توسط انتشارات «ماهور» منتشر کند. اين نوازنده و مدرس بينالمللی بيش تر به خاطر اجرای موسيقی ايرانی روی گيتار كلاسيك شناخته شده و برای انجام اين كار ربع پردههايی را روی دسته ی گيتار خود اضافه كرده است. همچنين تنظيمهای او از موسيقی محلی ايران برای گيتار كلاسيك نيز در سطح جهانی و ميان علاقه مندان گيتار كلاسيك طرفداران زيادی دارد و بهعنوان امضای او شناخته میشود. اين دست از تجربيات افشار را علاقمندان ايرانی میتوانند در دو آلبوم «ساغر» و «گذار از نوا» دنبا ل كنند. لیلی افشار درباره ی مشكلات آموزش گيتار كلاسيك در ايران میگويد: «اولين مسئله، قديمی بودن نتها است. در اين هفت سال در هر سفر سعی کردم نتهای جديدتری برای شاگردان و کارگاههايی که برگزار می کنم بياورم. اما مهمترين مشکل، علاقه ی نوازنده گان جوان ايرانی به تقليد و پيروی از شيوههای نوازنده گان بزرگ گيتار کلاسيک است. به عبارت بهتر هنرجويان ايرانی خيلی به تفسير موسيقی اهميت نمی دهند. در کلاس ها وقتی می پرسم چرا قطعه را به اين شکل اجرا کرديد، می گويند: چون «جان ويليامز» يا «جوليان بريم» قطعه را به همين شکل اجرا می کنند. در اين کلاس ها سعی کردم زمان بيش تری روی تفسير قطعات کار کنيم. اين که وقتی يک قطعه را مقابل خود می گذارند بايد به چه چيزهايی فکر کنند و به تفسيرهای خودشان متکی باشند. اگر هم می خواهند شيوه نوازندهای را تقليد کنند، حداقل به چرايی اين طور نواختن آن نوازنده فکر کنند. البته اين چيزی است که خود من هم در آن سوی دنيا ياد گرفتم و زماني که در اين جا آموزش می ديدم به اين مورد پرداخته نمی شد. در کلاسهای اين جا با انبوهی سوال از سوی بچه ها روبه رو می شوم. گاهی اوقات میبينم يک نوازنده ی جوان قطعه ی دشواری را اجرا میکند اما هيچ شناختی روی موضوعاتی مثل کادانس يا جمله بندیها ندارد.».
افشار علاقه به اجرای نمايشی و بدون تفسير را از جمله مشكلات مهم نوازنده گان جوان ايرانی میداند، او می گوید: «اين جا همه حواسشان دنبال سرعت دست نوازنده است که فلانی از فلانی تند تر می زند. کسی به واسطه ی اين که فقط تند و سريع می زند نمی تواند در موسيقی دنيا جايی برای خود باز کند. با سريع زدن ممکن است کسی تکنسين خوبی شود اما دليل ندارد موزيسين خوبی هم باشد. من تاکيد دارم هنرجو با قطعه ی ساده شروع کند. از آن ها میخواهم که جملهبندی قطعه را خودشان روی کاغذ بنويسند. اين باعث می شود مجبور شوند به قطعه فکر کنند. در مرحله ی بعد بايد بتوانند ملودی قطعه را بخوانند. بايد کادانسها و نفسها را روی کاغذ بنويسند. بعد به مرحله ساز دست گرفتن میرسيم. هيچ چيز بدتر از اين نيست که هنرجو مثل ماشين به استاد درس پس بدهد.» كارگاههاي آموزشی «لیلی افشار» در تهران روزهای بیست وششم ، بیست وهفتم وبیست وهشتم تير ماه در موسسه ی فرهنگی هنری «باربد» برگزار شد. اين نوازنده و مدرس در کنار فعالیتهای آموزشی علاقهمند است كه در كنار اركستر بزرگ نيز در ايران برنامه اجرا كند.اومی گوید: «در خارج از کشور تاکنون چند کنسرتو اجرا کردهام. در اين جا هم چند بار از دفتر موسيقی درخواست کردم که چنين امکانی را ايجاد کنند. برای همين در جشنواره ی فجر امسال هم به شکل کتبی دوباره درخواست چنين برنامهای را دادم اما تاکنون اتفاقی نيفتاده است.». افشارعلاوه بر اين اشاره میكند كه در اين سالها و در سفرهايش به ايران چون بيش تر درگير كلاسهای آموزشی و نگارش و ويراستاری كتابهای آموزشی بوده فرصتي برای كار مشترك با هنرمندان ايرانی نداشته است، ولی علاقمند است تجربيات مشتركی نيز با هنرمندان ايرانی داشته باشد . او از «محسن نامجو» ، «خانواده كامكارها» و «كيوان ساكت» به عنوان موزيسينهای مورد علاقه ی خود نام میبرد ومی گوید: «شايد عجيب باشد اما فعلن موسيقی «محسن نامجو» را دوست دارم. برای خيلیها عجيب است من که در موسيقی کلاسيک کار می کنم، موسيقی نامجو را دوست دارم. اما ماجراجويی های او برايم جالب است. موسيقی خانواده «کامکارها» را هم دوست دارم و خيلی علاقه مندم بيش تر با آن ها آشنا شوم. تجربه های آقای «کيوان ساکت» را هم که قطعاتی از موسيقی غربی را با ساز«تار» اجرا کردهاند خيلی دوست داشتم. به نظرم ايشان اين قطعات را خيلی خوب با يک ساز سنتی اجرا می کنند. بايد کار دشواری باشد. شايد اگر تجربه ی مشترکی با ايشان داشته باشم نتيجه ی بدی نداشته باشد. اما یه طور کلی ارتباطی با آهنگ سازان و نوازنده گان ايرانی ندارم.». در پايان وقتی از او در باره ی نوازنده گان جوان ايرانی كه در خارج از كشور فعاليت میكنند سوال شد، چنین گفت: «يکی از برادران فلسفی (پدرام فلسفی) سال ها قبل وقتی در سن حوزه کنسرت داشتم، در يکی از کلاس های من حضور داشت که به نظرم نوازنده قابلی آمد، اما کارهای شان را نتوانستم پيگيری کنم. با آقای «مهرداد پاکباز» هم از طريق ايميل در ارتباط هستم و يکی از کارهای شان را برايم فرستاده اند. «گلفام خيام» هم در چند مسترکلاس من در آن جا حضور داشت. به نظرم خيلی جدی و پيگير آمد. اميدوارم کارش را ادامه بدهد. تعداد گيتاريستهای خانم در دنيا خيلی زياد نيست. خيلی خوش حال میشوم که بشنوم در اين جا موفق شده است و حتا تا آن جا که بتوانم از او حمايت می کنم.»
کامیار فرمندیان - مجله اپیزود، شماره هشت دوم شهریور ماه 1387 خورشیدی
منبع: پایگاه فرهنگ آهنگ
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |