|
امروزه چندین کارگردان زن در سینمای ایران داریم که آثار خوبی نیز ارائه داده اند. اما «شهلا ریاحی» اولین کارگردان زن در تاریخ سینمای ایران است. خانم ریاحی با این که یک فیلم بیش تر نساخت اما با همان یک فیلم، نام اش به عنوان نخستین کارگردان زن در سینمای ایران به ثبت رسید. خانم ریاحی از آن روزهای دور می گوید:
- چه شد که به فکر فیلمسازی افتادید؟ - دکتر «منوچهر کی مرام» که از دوستان نزدیک همسرم بود، فیلمنامه ای به نام «مرجان» نوشته بود که جاذبه ی تجاری نداشت و به ویژه از دو نظر با استانداردهای آن زمان مغایر بود، یکی این که رقص و آواز نداشت، حال آن که این گونه صحنه ها (که معمولن توسط مهوش اجرا می شد) جزء لاینفک فیلم های آن زمان بود و همه به نحوی از آن در فیلم هاشان استفاده می کردند. دیگر این که پایان فیلم ها حتمن باید به خوشی و خوبی تمام می شد. در صورتی که فیلمنامه ی «مرجان» با خودکشی «مرجان» پایان می یافت. «کی مرام» فیلمنامه را به همسرم داده بود تا بخواند. من هم خواندم و خوشم آمد. گفتم خودم دست به این کار می زنم. طبعن هیچ تهیه کننده ای حاضر به سرمایه گذاری در چنین فیلمی نبود و باید خودمان آن را تهیه می کردیم. یکی از دوستان همسرم، حاضر شد ما را یاری کند و قسمت اعظم سرمایه را تامین کرد. البته حاضر نشد اسم اش را بگوییم و به همین دلیل نام من به عنوان تهیه کننده هم آمد.
- همکاران و عوامل تولید را چه گونه انتخاب کردید؟ - بیش تر عوامل اصلی فیلم، در کاری که انجام دادند تجربه ی اول شان بود. از آقای «احمد شیرازی» برای فیلمبرداری دعوت کردیم. ایشان اولین کارشان در این زمینه بود و طبعن انتخاب شان به عنوان فیلمبردار، همراه با ریسک بود. اما نتیجه ی کار نشان داد که چه قدر انتخاب مان درست بوده است. البته آقای «شیرازی» فوق العاده با تجربه بودند، به امور سینمای حرفه ای کاملن وارد و تا آن زمان در سِمت های دیگری فعالیت می کردند. آقای «محمدعلی جعفری» نیز اولین بازی سینمایی شان بود. ما در تئاتر بیش تر نقش های مقابل هم را بازی کرده بودیم و کاملن به قدرت و شیوه ی بازیگری ایشان اعتماد و آشنایی داشتم و حتا در آخر کار نیز به خاطر احترام به ایشان، نام خود را به عنوان کارگردان ذکر نکردم. البته همه می دانستند که کارگردان، من بوده ام ولی در تیتراژ ننوشتیم. خانم «تاجی احمدی» نیز اولین بار بود که در سینما بازی می کرد و کار خوبی هم ارائه داد و دیگر تا آن جا که یادم هست ( از عوامل اصلی) آقای «جلال مغازه ای» بود که کلیه ی امور مربوط به صدابرداری و مونتاژ فیلم را انجام داد.
- عواملی مثل دستیار کارگردان یا منشی صحنه و ... داشتید؟ - (با خنده) نه، آن موقع مثل حالا نبود که معمولن هر کس تنها یک کار انجام می دهد و کار تولید فیلم به تخصص های مختلف تقسیم شده و بیش ترشان نیز دارای تحصیلات مربوطه هستند. در آن زمان، یک نفر کارهای بسیاری را انجام می داد و تعداد عوامل تولید فیلم بسیار محدود بود.
- در باره ی هزینه و مدت و شرایط کارتان بگویید. - فیلمبرداری و کارهای بعد از آن تا آماده شدن فیلم، حدود هفت ماه طول کشید. از اواسط تابستان 1334 تا یکی دو ماه پیش از نوروز. حدود یک میلیون ریال هم هزینه ی تولید فیلم شد.
- در حین کار مشکلی نداشتید؟ مثلن به عنوان یک فیلمساز زن که تا آن موقع سابقه نداشت؟ - به هیچ وجه. حتا نسبت به من مقداری نیز احساس احترام داشتند و هر چه می گفتم انجام می دادند و نتیجه هم خوب بود. به طور مثال، یکی از شخصیت های فیلم را آقای «احمد قدکچیان» بازی کردند. در یک صحنه، چند بار کار را تکرار کردیم تا آن چه را می خواستیم، به دست آید. ایشان با کمال علاقه کار را انجام می دادند و فکر می کنم بازی در این فیلم بهترین نقشی باشد که در آن سال ها بازی کرده اند. در مورد آقای «جعفری» به علت تسلط ایشان و سابقه ی آشنایی، کوچک ترین مشکلی نبود. حرکت را می گفتم و ایشان چون حس را می دانستند، کاملن به دلخواه انجام می دادند. در مورد بقیه ینز مشکلی نبود.
- همسرتان چه قدر کمک تان می کرد؟ - او در تمام مدت، اصلن به سراغ فیلم و کار ما نیامد، سرش به کار مطبوعات گرم بود.
- با فیلمسازی شما مخالفتی داشتند؟ - مخالفت؟ او در تمام مراحل کار هنری من، بزرگ ترین مشوق من بوده است. اصلن خود او دست مرا گرفت و روی صحنه ی تئاتر برد.
- پس چرا به فیلمسازی ادامه ندادید؟ - فیلم با همان مشخصاتی که در فیلمنامه بود و گفتم، ساخته شد و روی اکران آمد، اما کار نکرد و ما مجبور شدیم نه تنها رقص «مهوش» به آن اضافه کنیم که حتا پایانش را هم تصحیح کردیم. خودکشی اش را حدف کردیم و به مرجان گفتیم که نرود به ده و زنده گی خودش را ادامه بدهد! این تغییرات به شدت توی ذوق ام زد. تصمیم گرفتم فیلمسازی را رها کنم و به همان بازیگری مشغول شوم که با احساس ام جور می آمد.
- در سال های بعد که اوضاع کمی تغییر کرد، چرا فیلم نساختید؟ - تغییر کرد، ولی از آن لحاظ به مراتب شدیدتر شد و قسمت عمده ای از فیلم ها را صحنه های عریان فرا گرفت. البته جوان ترها گهگاه فیلم های خوبی ساختند، اما قدیمی ها به طرف تجارت محض رفتند.
- در سینمای جدید پس از انقلاب چه؟ - خوب دیگر معلوم است. آن موقع که من اقدام به فیلمسازی کردم، بقیه نیز از نظر تحصیلات یا تجربه ی سینمایی وضع مشابهی داشتند. اما حالا خوشبختانه، اکثر فیلمسازان تحصیلکرده اند و این یکی از دلایل اصلی پیشرفت مطلوب سینما در سال های اخیر است.
- خانم شهلا! شما هم با فیلم سازان زن کار کرده اید و هم فیلم سازان مرد، کار با کدام یک برای تان راحت تر بود؟ - برای من فرقی نمی کند. من روی کارم حساسیت زیادی دارم، یا کاری را قبول نمی کنم و یا اگر قبول کردم، سعی می کنم آن را با منتهای دقت و نظمی که می توانم انجام دهم. بنابراین زن یا مرد بودن فیلمساز، تاثیری در کارم ندارد.
مجله اپیزود ، شماره هشت دوم شهریور ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |