|
گلدن گلوب شصتوهفت، شب «جیمز کامرون» و«مریل استریپ»
در شصتوهفتمین دوره از جوایز گلدن گلوب، «جیمز کامرون» یکشنبه شب از کاترین بیگلو، همسر سابق خود، پیشی گرفت و دو جایزهی بهترین داستان درام و کارگردانی را برای فیلم «آواتار» از آن خود کرد.
به گزارش رادیو فردا، جوایز گلدن گلوب بهترین بازیگر زن و مرد را به ترتیب
«سندرا بولاک» برای فیلم «سویه تاریک» و «جف بریجز» برای فیلم «دل دیوانه» از
آن خود کردند. «داونی جونیور» هم برای بازی در فیلم «شرلاک هولمز» به کارگردانی «گای ریچی»، جایزهی گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد برای فیلم موزیکال یا کمدی به دستآورد، جایزهای که خود او را هم شگفتزده کرده بود. اما فیلمی که شاید بیش از همه باعث شگفتی شد، «خماری» بود که فیلم موزیکال و پرستاره «9» به کارگردانی «راب مارشال» و بازی «دنیل دی لوئیس» را پشت سر گذاشت و جایزهی بهترین فیلم کمدی یا موزیکال را به خانه برد.
در این میان دو فیلم «پریشس» و «حرامزادههای گمنام» نیز از جوایز گلدن گلوب
بینصیب نماندند. «مونیک» برای فیلم «پریشس»، جایزهی بهترین بهترین بازیگر زن نقش
دوم را به دست آورد و «کریستف والتس» برای بازی در آخرین فیلم
«کوئنتین
تارانتینو»، حرامزادههای گمنام، جایزهی بهترین بازیگر نقش دوم مرد را از آن
خود کرد. اما جایزهی «سسیل ب. دمیل» در گلدن گلوب هم که برای یک عمر دستاورد حرفهای اهدا میشود، به «مارتین اسکورسسی» رسید که امسال آخرین فیلماش با عنوان «شاتر آیلند» برای اولین بار ماه آینده در جشنوارهی فیلم برلین به نمایش درمیآید. جایزهی گلدن گلوب دمیل را «رابرت دنیرو» و«لئوناردو دیکاپریو»، دو بازیگر محبوب «اسکورسسی» که در اکثر فیلمهای او بازی کردهاند، به او اهدا کردند. از میان دیگر جوایز نیز جایزهی گلدن گلوب بهترین انیمیشن به فیلم «بالا» رسید و جایزهی فیلمنامه را «جیسن ریتمن» و «شلدن ترنر» برای فیلم «در آسمان» با خود به خانه بردند. برخلاف سال گذشته که هنرمندان انگلیسی بیشترین تعداد جوایز گلدن گلوب را از آن خود کردند، یکشنبه شب تمام بازیگران انگلیسی که امیدی به برنده شدنشان بود، یعنی «هلن میرن»، «کالین فیرث»، «امیلی بلانت» و «کری مالیگن»، دست خالی به خانه بازگشتند.
جايزهی گلدن گلوب را که از سوی اتحادیهی مطبوعات خارجی هالیوود اهدا میشود،
دومين جايزهی مهم در سينمای امريکا است و برندهگان آن را از زمرهی پراقبالترين
هنرمندان سينما برای دستيابی به اسکار میدانند.
حضور «شیرین نشاط» در جشنوارهی سینمایی «ساندنس»
جشنوارهی سینمایی «ساندنس» (Sundance Film Festival) یکی از معتبرترین و مهمترین جشنوارههای سینمایی فیلمهای مستقل است که از سال 1991 میلادی به همت بازیگر و کارگردان معروف سینمای امریکا «رابرت ردفورد» کار خود را در شهر «پارک سیتی» درایالت «یوتا» آغاز کرده است. هدف از تاسیس این جشنواره، حمایت از فیلمها و فیلمسازان مستقل است. فیلمهای بسیاری از فیلمسازان مشهور سینمای امریکا از جمله «کونتین تارانتینو»، «استیون سودربرگ»، «جیم جارموش» و «کوین اسمیت» برای نخستین بار در ساندنس به نمایش در آمده است و باعث پیشرفت و شهرت کنونی آنان شده است. به گزارش صدای امریکا، شیرین نشاط، هنرمند ایرانی ساکن نیویورک، با نخستین فیلم داستانی خود، «مردان بدون زنان» دربخش رقابتهای جشنوارهی سینمایی «ساندنس» شرکت کرد. نشاط که به عنوان یک هنرمند بصری از معروفیت زیادی درصحنهی بینالمللی برخوردار است، بیشتر به خاطر عکسها، ویدیوهای کوتاه و چیدمانهای هنری منحصربه فردی که از زندهگی مهاجران و وقایع مربوط به تبعید، سیاست، جنسیت و فرهنگ ارایه کرده شناخته شده است. او همچنین در طول سالها کوشیده است تا مرزهای بین هنرهای بصری و سینما را بررسی و تجربه کند. شیرین نشاط در یک گفتوگو با «هالی ویلیس» گزارشگرجشنوارهی ساندنس میگوید: «باید با صداقت تمام اعتراف کنم که من از همان آغاز کارهای هنری، عشق عجیبی به سینما و فیلمسازی داشتهام. این عشق پیش از هرچیز دیگر به خاطر امکاناتی است که سینما در رابطه با قصه- گویی و روایتگری دراختیار یک سینماگر میگذارد و بعد به خاطر رابطهای که سینما با تماشاگران برقرار میکند. این رابطه به نظر من بسیار قدرتمند است.» نمایش فیلم «مردان بدون زنان» که فیلمنامهی آن اقتباس آزادی است از رمانی به همین نام به قلم «شهرنوش پارسیپور» نویسندهی ایرانی ساکن سنفرانسیسکو، دربخش مرکزی جشنوارهی ساندنس امسال، نشاندهندهی استعدادهای غریزی شیرین نشاط به عنوان یک فیلمساز است که توانسته است یک اثر دراماتیک و حسی را با تصاویر کم نظیرهنری درهم آمیخته و فرم تازهای از روایتگری سینمایی را ارایه کند. تمام مراحل اقتباس، فیلمنامهنویسی و روایتگری فیلم «زنان بدون مردان» برای «شیرین نشاط» چالشآمیز بوده است. او که هرگز پیش از این دیالوگنویسی نکرده بود، بایستی ریالیسم جادویی را با فرمهای سنتی سینمایی ادغام میکرد:« من همیشه به این موضوع فکر کرده بودم که اگر به دنبال روایتگری سینمایی بروم، سبک و شیوهی کاری خودم را از دست خواهم داد، اما با ساختن این فیلم فهمیدم که این موضوع واقعیت ندارد.» برای ساختن فیلم «زنان بدون مردان» شیرین نشاط علاوه بر تماشای فیلمهای مدرنتر ساختهی «لارس فون ترییر»، ساعتهای متوالی را به تماشای فیلمهای «کارل درایر» و «اینگمار برگمن» گذرانده است. فیلمسازانی که در آثار خود بارها و بارها مذهب و اگزیستانسیالیسم را زیر سوال بردهاند.
درفستیوال سینمایی«ساندنس»،
فیلم «شیرین نشاط» در بخش
سینمای زنان به نمایش درخواهد آمد. او درپاسخ به
این سوال که دررابطه با فیلم «زنان بدون مردان» او چه آموخته و چه اندرزی
برای فیلمسازان جوان دارد،
نشاط میگوید:«من با ساختن این فیلم به این نتیجه
رسیدم که در کار فیلمسازی بایستی ریسک کرد و خیزش
داشت و با گامهایی بلند به جایی فراتر از امکانات
موجود قدم نهاد.»
انتقاد شدید برخی سینماگران از جشنوارهی فیلم فجر
بنابر خبر وبسایت شفاف، درحالی که پیش از این عنوان شده بود سینماگرانی چون عزتالله انتظامی ،اصغر فرهادی و فاطمه گودرزی، داوری جشنوارهی فیلم فجر را نپذیرفتهاند، هفتهنامهی «چلچراغ» در جدیدترین شمارهی خود به سراغ چند تن از سینماگران رفته و نظرات آنها را دربارهی وضعیت هیات انتخاب جشنوارهی فیلم فجر و داوری آنها پرسیده است.
گفتنی است تر کیب هیات انتخاب جشنواره نیز به گونهای بود که اعتراضات
فراوانی را برانگیخت .ا مهرجویی ادامه داد: در شرایطی که نسبت به این جشنواره از طرف بزرگترین سینماگران ایرانی بیاعتنایی میشود، دیگر بحثی نمیماند. درضمن جشنواره ربطی به سینما ندارد، سینماگرها کار خودشان را میکنند، فیلمشان را میسازند. در این جشنواره هم عدهای میآیند، خودشان را تشویق میکنند، به خودشان جایزه میدهند و بعد هم کلی خبر میروند که استقبال بینظیر از جشنواره و.... انتظاری نمیرود.ا درادامه نیز چلچراغ به سراغ «کامبوزیا پرتوی» رفته و آقای پرتوی به این نشریه گفته است: مگر قرار است امسال جشنواره هم برگزار شود که هیات داوراناش انتخاب شوند یا نه؟ اینها به نظرم شایعاتی است برای داغ کردن بازار کساد جشنوارهی امسال. هیات انتخاب داوران دارای کدام صلاحیتاند که بخواهند داوران جشنواره را انتخاب کنند، مگر اینکه خودشان بنشینند و مثلن فیلم بسازند و به خودشان جایزه بدهند. اینها همهاش شایعه است برای داغ کردن جشنوارهای که قرار است به سرنوشت سینما حقیقت دچار شود. به نظر من که جشنوارهی امسال حتا جای صحبت کردن هم ندارد. دراین موارد بهتر است به جای شاخ وبرگ دادن به مسایل وبزرگ کردن آن، بیتفاوت از کنارش رد بشویم. علیرضا رئیسیان نیز که با فیلم چهل سالهگی در جشنوارهی فیلم امسال حضور دارد با انتقاد از ترکیب هیات انتخاب جشنوارهی فجر گفته: در این هیات سه نفر انتخاب شدند که یک نفر آنها بیست سال است فیلم نساخته و دیگری دوتا فیلم بیشتر در کارنامهی خود ندارد و نفر سوم نیز در سه چهار سال اخیر فیلمی نساخته واین نشان میدهد که حضور افراد با تجربه، کمرنگ شده است و فکر میکنم سابقهی دولت بیشتر اعمال شده است.
مینو فرشچی هم به چلچراغ گفته است :اخبار جشنواره را دنبال نمیکنم و
علاقهای هم به پیگیری اخبار ندارم. در خصوص پذیرفتن یا نپذیرفتن افراد
باید از خودشان سوال کنید.
عباس کیارستمی هم داوری جشنوارهی فجر را نپذیرفت
عباس کیارستمی فیلمساز سرشناس سینمای ایران که پیشنهاد داوری بیستوهشتمین جشنوارهی فجر، اولین بار با او مطرح شد، داوری در جشنواره را نپذیرفت. به گزارش خبرآنلاین، کیارستمی، فیلمساز ایرانی، صاحب نخل طلای «کن» که در جشنوارههای متعدد و معتبر بینالمللی به عنوان داور یا رییس هیات داوران حضور داشته، داوری در بیستوهشتمین دورهی جشنوارهی فیلم فجر را نپذیرفت. شنیدهها حاکی از این است «کیارستمی» اولین فیلمسازی بوده که داوری جشنوارهی فیلم فجر با او مطرح شده و او هم بنا به دلایلی که اعلام عمومی نشده، این پیشنهاد را رد کرد. فرهاد توحیدی، فاطمه گودرزی، مینو فرشچی، عزتالله انتظامی و اصغر فرهادی دیگر سینماگرانی هستند که پیشنهاد داوری در جشنوارهی فیلم فجر را نپذیرفتهاند. بیستوهشتمین جشنوارهی فیلم فجر از پنجم تا پانزدهم بهمن ماه در تهران برگزار میشود.
«دربارهی الی» از رقابت در اسکار بازماند
فیلمهای «روبان سفید» از آلمان، «یک پیشگو» از فرانسه و «شیراندوه» از پرو، به فهرست کوتاه نامزدهای بخش بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان جوایز اسکار هشتادودو راه یافتند. به گزارش خبرآنلاین، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی چهارشنبه شب اسامی نُه فیلم فهرست کوتاه بخش بهترین فیلم خارجی را اعلام کرد و نمایندهی ایران از راهیابی به این فهرست بازماند. «راز درون چشمان آنها» خوان خوزه کامپانلا از آرژانتین، «سامسون و دلیله» وارویک تورنتن از استرالیا، «دنیا بزرگ و رستگاری گوشهای در کمین است» استفان کوماندارف از بلغارستان، «عجمی» اسکندر کوپتی و یارون شانی از اسرائیل، «کلین» ارمک تورسونوف از قزاقستان و «زمستان در دوران جنگ» مارتین کولهوفن از هلند، دیگر نامزدهای فهرست اولیهی این بخش هستند. این فیلمها از میان شصتوپنج فیلم واجد شرایط برای حضور در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان جوایز اسکار امسال انتخاب شدند. بلغارستان و پرو برای اولین بار است که به فهرست کوتاه نامزدهای اسکار راه پیدا کردهاند. قزاقستان سال 2007 با فیلم «مغول» نامزد اسکار فیلم خارجی شد. «روبان سفید» ساختهی «میشائل هانکه» از آلمان، ماه مه پیش جایزهی نخل طلای جشنوارهی «کن» را از آن خود کرد و یکشنبهی هفتهی گذشته نیز برندهی جایزهی «گلدن گلوب» بهترین فیلم خارجی شد. «یک پیشگو» به کارگردانی «ژاک اودیار» از فرانسه نیز جایزهی بزرگ هیات داوران جشنوارهی «کن» را برد. «شیر اندوه» کلودیا یوسا که نماینده پرو در اسکار است، پارسال جایزهی خرس طلایی جشنوارهی «برلین» را دریافت کرد. به جز «دربارهی الی» اصغر فرهادی که پارسال برندهی جایزهی خرس نقرهای بهترین کارگردانی از جشنوارهی برلین شد، چند فیلم مطرح دیگر نیز از راهیابی به فهرست کوتاه اسکار بازماندند. «پلیس، صفت» کورنلیو پورومبیو از رومانی، «مادر» بونگ جون – هو از کره، «باریا» جوزپه تورناتوره از ایتالیا و «من مادرم را کشتم» زاویه دولان از کانادا از جملهی این فیلمها هستند. شاخهی فیلم خارجی اسکار در سالهای اخیر به خاطر از قلم انداختن فیلمهای شاخص با انتقاد مواجه بودهاست. پارسال فیلم تحسینشدهی «گومورا» و نمایندهی ایتالیا در اسکار و دو سال پیش فیلم برندهی نخل طلای کن «چهار ماه، سه هفته و دو روز» از رومانی، بخت حضور در فهرست نهایی نامزدهای اسکار فیلم خارجی را پیدا نکردند. از نُه فیلم راهیافته به فهرست کوتاه نامزدهای این بخش، شش فیلم توسط یک هیات شامل چند صد عضو آکادمی مستقر در لسانجلس انتخاب شد و سه فیلم دیگر را کمیتهی اجرایی بخش فیلم غیرانگلیسیزبان آکادمی برگزید. یک کمیتهی متشکل از اعضا آکادمی در نیویورک و لسانجلس، دربارهی پنج نامزد نهایی بخش فیلم خارجی تصمیم میگیرد. نامزدهای هشتادودومین دورهی جوایز اسکار، دوم فوریه (سیزدهم بهمن) در ساموئل گلدوین تیهتر آکادمی اعلام و مراسم اعطای جوایز هفتم مارس (شانزدهم اسفند) در کداک تیهتر لسانجلس برگزار میشود.
نامزدی ده فیلم به جای پنج فیلم برای رقابتهای جوایز اسکار
باوجود برنده شدن فیلم «قفسهی درد» به عنوان بهترین فیلم سال از سوی انجمن تهیه کنندهگان فیلم امریکا و همچنین فیلم «حرامزادههای لعنتی» ساختهی «کونتین تارانتینو» که به تازهگی جایزهی بهترین فیلم «انجمن بازیگران سینما» را از آن خود ساخت، هنوز هم همه معتقدند که مهمترین جایزهی سینمایی سال 2009 برای بهترین فیلم، به فیلم پُرفروش «آواتار» تعلق خواهد گرفت. فیلم «آواتار» توانست هفتهی گذشته جایزهی بهترین فیلم سال 2009 جوایز «گلدن گلوب» را از آن خود سازد. به گزارش صدای امریکا، هفتهی آینده (دوم فوریه) برای نخستین بار در رقابتهای جوایز سینمایی اسکار، اسامی ده فیلم به جای پنج فیلم به عنوان نامزدهای جوایز اسکار اعلام خواهند شد. درحالی که این اسامی برای لحظاتی ذهن شنونده را به خود معطوف خواهد کرد، اما در حقیقت امسال تنها چهار فیلم از اهمیت خاصی در ذهن علاقهمندان برخوردارند. این چهار فیلم عبارتند از: «آواتار» ساختهی رکورد شکن «جیمز کامرون»، کارگردان برندهی اسکار فیلم «تایتنیک»، «قفسهی درد» دربارهی جنگ عراق، «حرامزادههای لعنتی» اثر «کونتین تارانتینو» و فیلم«روی هوا» با شرکت «جورج کلونی». بنابر نظرات منتقدین سینمایی، چهار فیلم مهم امسال همین فیلمهای ذکرشده هستند و در هر صورت به عنوان ۴چهار فیلم اصلی رقابتها برای به دست آوردن جوایز اسکار در اذهان باقی خواهند ماند و وجود فیلمهای دیگری که آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک (اهدا کنندهگان جوایز اسکار) از امسال به تعداد فیلمهای نامزد جایزهی اسکار اضافه کرده است، فرق چندانی در اصل قضیه به وجود نخواهد آورد. روز شنبهی گذشته رای دهندهگانی که وظیفهی انتخاب نامزدهای جوایز اسکار را به عهده دارند، آرای خود را به صندوقهای «آکادمی» ارسال کردند. با این حال منتقدین معتقدند که با وجود فیلمهای دیگری چون «پرشس»Precious، فیلم کارتونی «آپ»UP، «یک مرد جدی» A Serious Man تازهترین اثر برادران کوئن و فیلم «یک آموزش» An Education هنوز هم برندهی جایزه بهترین فیلم سال از میان چهارفیلم «آواتار»، «قفسهی درد»، «حرامزادههای لعنتی» و «روی هوا» انتخاب خواهد شد. هرچند با وجود ده نامزد جوایز اسکار در ردهبندی بهترین فیلم سال، سیل آگهیهای تجارتی برای تبلیغ این فیلمها به نشریات سینمایی هالیوود سرازیر خواهد شد، اما دستاندرکاران معتقدند این همه هیاهو برای هیچ است و نامزدهای احتمالی دیگر، هیچ نوع شانس برابری و رقابت با چهار فیلم ذکرشده را ندارند!
بنابراین در حقیقت تفاوت فاحشی بین پنج نامزد و ۱ده نامزد جایزهی اسکار وجود
ندارد و بسیاری از این دستاندرکاران در هالیوود، تصمیم اخیر «آکادمی» را
به باد انتقاد گرفتهاند. «شرک» در ادامهی این سخنان میگوید: «اضافه کردن تعداد نامزدهای جوایزاسکار برای بهترین فیلم سال، از همان روزهای اول هیجان زیادی بین مردم و دستاندرکاران به وجود آورده است و همه منتظرند تا ببینند این نامزدها چه فیلمهایی هستند؟ خیلیها از این فکر استقبال کردهاند و خیلیها هم با آن مخالفاند و ما همین را میخواستیم. این که سر و صدایی در حول و حوش جوایز اسکار به وجود بیاوریم و آن را از روند شاید یکنواخت همیشهگی خارج کنیم. ما تغییرات دیگری هم در اجرای برنامه به وجود آوردهایم که تا روز پخش مستقیم مراسم، متوجهی آن نخواهید شد، اما همهی اینها برای این است که ما بتوانیم جوایز اسکار را به دنیای تازه و مدرن امروزی پیوند بدهیم.»
بسیاری از افراد معتقدند این تغییرات ممکن است به این جهت باشد که در چند
سال اخیر، تعداد تماشاگران پخش زندهی مراسم اهدای جوایز اسکار به مقدار قابل
توجهی تقلیل یافته است. درحالی که در سالهای گذشته، این مراسم
پُرتماشاگرترین برنامههای پخش زندهی تلویزیونی محسوب میشد.
با این همه بسیاری معتقدند که ورود فیلمهای تجارتی پُرخرج به صحنهی هنری
اهدای جوایز سینمایی اسکار، برنامهریزی تازهای است که به فروش گیشهی این
فیلمها کمک بزرگی خواهد کرد. درحالی که جوایز اسکار در اصل براساس قدردانی
از جنبههای هنری فیلمها پایهگذاری شده است، این جوایز در حقیقت نوعی سپاس
از تلاشهای هنری هنرمندان صنعت سینمای امریکا بوده که امروز جنبههای تازهای به خود گرفته است.
نگاهی به بخش رقابتی شصتمین جشنوارهی فیلم برلین
مسئولان جشنوارهی برلین، نخست نام هفت فیلم منتخب وسپس هجده فیلم دیگر را اعلام کردند. دو فیلم از مجموعهی خارج از رقابتها به نمایش در میآید. یکی از این دو، فیلمی با نقشآفرینی شاهرخ خان، سوپراستار هند است. این فیلم عنوان «نام من خان است» را یدک میکشد. به گزارش دویچهوله، تمامی فیلمها در بخش مسابقه، یا برای نخستین بار در جشنوارهی برلین به نمایش گذاشته میشوند یا برای نخستین بار اکران بینالمللی مییابند. فیلمهایی از کشورهای آلمان، فرانسه، بریتانیا، ژاپن، نروژ، اتریش، رومانی، روسیه، سوئد، امریکا، ترکیه، هند، کرواسی و چین در این بخش دست به رقابت خواهند زد. فیلم «شکارچی» به کارگردانی «رفیع پیتز» نیز از ایران و آلمان در این بخش حضور خواهد داشت. «رفیع پیتز» پیش از این با فیلم «زمستان است» در «برلیناله» شرکت کرده بود. این کارگردان ایرانی در سال گذشته عضو هیات داوران برای گزینش برترین «فیلم نخستین» بود. سینماگران بخش اصلی جشنواره، ترکیبی از چهرههای جوان و کارگردانان پرآوازه همچون «پولانسکی» و «اسکورسیزی» را شامل میشوند. در حالیکه رومان پولانسکی با فیلم The Ghost Writer در رقابتها شرکت جسته است ، مارتین اسکورسیزی با فیلم shutter Islandدر بخش اصلی اما خارج از عرصهی رقابتهاست. برلیناله امسال با یک فیلم چینی با عنوان متناقض Apart Together (جدا باهم) به کارگردانی «وانگ کوان» در روز یازدهم فوریه با حضور«دیتر کاسلیک»، سرپرست برلیناله، «برند نویمان»، وزیر فرهنگ آلمان و جمعی از مهمان آلمانی و خارجی اکران خواهد شد. «وانگ کوان» با فیلم «عروسی تویا» در سال ۲2007 خرس طلایی را در بخش مسابقات جشنوارهی برلین از آن خود کرده بود.
اکران «برای یک لحظه آزادی» در لسانجلس
داستان فرار ومهاجرت چندین خانوادهی ایرانی از مرزهای درون کشور به خاک ترکیه، دستمایهی اصلی فیلم «برای یک لحظه آزادی» ساختهی «آرش ریاحی»، فیلمساز سیوشش سالهی ایرانی ساکن اتریش است که این هفته پس از شرکت در جشنوارهی سینمایی «پالم اسپرینگز» Palm Springs Film Festival در جنوب کالیفرنیا، در سینمای «تاون سنتر» انسینو درشهر لسانجلس برای جمعیت کثیری ازایرانیان ساکن این شهر به نمایش گذاشته شد.
بنابر نوشتهی فیروزه خطیبی در وبسایت صدای امریکا،
«بصیر نصیبی» منتقد
سینمایی ساکن اروپا در وبلاگ «چشمانی دیگر» خود، فیلم
«برای یک لحظه آزادی»
را «یک اثر فوقالعاده و یک سند تکاندهنده» خوانده است و مینویسد: «آرش» آن دوران، یک کودک خردسال بود. او در خانوادهای رشد میکرد که سیاسی بودند و با استبداد وارتجاع مبارزه میکردند. این محیط رشد در شکلگیری شخصیت آرش تاثیر میگذارد، او از نُه سالهگی همراه با خانواده، ایران را ترک میکند، اما خانوادهی آرش اینجا هم ساکت وخاموش نمی مانند. تصور عموم این چنین است که نسل دوم که اینجا رشد کرده، اگر هم به سیاست گرایش پیدا کند بیشتر مسایل سیاسی کشور میزبان، معیارهای سیاسی او را میسازد، اما با دیدن فیلم آرش، کسانی که چنان نظری راکلیت دادهاند باید به پیشداوری خود خط بطلان بکشند.» «بصیر نصیبی» در ادامهی این مطلب مینویسد:«آنچه در ذهن کودکان همراه خانواده تاثیر بسیار دارد شکل و بافت خانوادهی نسل دوم است. چند سال پیش به هنگام نزول خاتمی، چند فیلمساز که در زمینهی مسایل سیاسی فیلم میساختند، ماندگاری رژیم خستهشان کرد. این اتفاق را میشد پیش بینی کرد، اما انگار انتظار داشتند دیگران هم به تبعیت آنان با سینمای در تبعید وداع گویند، همراه با تصمیم اینان تبدیل شوند به فیلمسازان خارج از کشور. ما جمع معدودی بودیم که در همان زمان، گفتیم ونوشتیم که نسل دیگر میآید وجای خالی خستهشدهگان را میگیرد تا رژیم سرکوبگر هست، تبعید هم هست وتا تبعید هست، هنر در تبعید هم وجود دارد. فیلم آرش ریاحی به درستی نظر ما گواهی میدهد.» درشب گشایش فیلم «برای یک لحظه آزادی» که با حضور تعداد زیادی از چهرههای سرشناس شهر و به همت «مریم سیحون»، مدیر گالری سیحون در لسانجلس برگزار میشد، کارگردان و بازیگران فیلم«برای یک لحظه آزادی» شرکت داشتند. آرش ریاحی در مورد این فیلم به صدای امریکا می- گوید:«هدف من ساختن فیلمی دربارهی فرار، پناهجویان و پناهندگان سیاسی بود. برای این که بتوانم به صورت بهتری این مسایل را به نمایش بگذارم لازم بود سرنوشت تعدادی از آنها درسنین مختلف و با جنبههایی از پیر و جوان گرفته تا سیاسی و غیرسیاسی را دستمایه قرار بدهم .» ریاحی می گوید: «در دورانی که درکشورهای غربی نفرت از بیگانهگان تحت شرایط سیاسی کنونی قوت گرفته ودوره تازهای از نژادپرستی به نحو وحشتناکی قابل پذیرش شده است، من میخواستم درفیلم، چهرهی واقعی و انسانی این مهاجران و این پناهندهگان را به نمایش بگذارم. این مسئله برایام خیلی مهم بود که داستانهای واقعی و حتا پیش تاریخ زندهگی چند تن از این به قول آنها «بیگانهگان» را تعریف کنم و آرزوهای آنها را که داشتن خانواده و زندهگی در آزادی و صلح است را به تماشاگران، به ویژه تماشاگران غربی نشان بدهم.» ریاحی در ادامه این سخنان میگوید:« این فیلم در وهلهی اول سرسپاری است به تمام کسانی که ترک یار و دیار میکنند و با وجود شرایط سخت و ناگوار، تن به خفت و خواری زندهگی به عنوان یک پناهنده در کشورهای غریب میدهند. افرادی مثل پدرو مادرم که به خاطر پایبند بودن به اعتقادات انسانی و درپی آزادی و دمکراسی و بیش از هرچیز به خاطر ما بچهها به خارج از ایران پناه آوردند. اما درضمن میخواستم نشان بدهم که چهگونه زندهگی در صلح و آزادی برای بسیاری از مردمان محروم از این دو موهبت میتواند چون رویا و آرزو باشد. »
ریاحی معتقد است قبول همهی این تحقیرها و توهینها درحالی که ممکن
است این افراد هرگز هم به این رویاها نرسند، بهایی است که آنها حاضر شدهاند برای رسیدن به آزادی بپردازند. پیام مجلسی یکی از بازیگران اصلی فیلم «برای یک لحظه آزادی» پیش از آغاز نمایش فیلم، دربارهی حضور خود درمیان جمع ایرانیان ساکن لسانجلس میگوید:«لسانجلس درواقع با تعداد ایرانیهایی که در آن زندهگی میکنند، جنبهی ایران دوم را دارد و من خیلی مشتاقام بدانم که آنها چه عکسالعملی به این فیلم نشان خواهند داد.»
ایرانیان حاضر در این جلسه از «فیلم برای یک لحظه آزادی» و پیام انساندوستانهی آن به شدت استقبال کردند و این جلسهی اکران فیلم با بخش پرسش و پاسخ
با حضورکارگردان و بازیگران فیلم به پایان رسید.
مراسم رسمی گشایش بیستوهشتیمن جشنوارهی فیلم فجر
بیستوهشتیمن جشنوارهی فیلم فجر بهشدت متاثر از فضای اجتماعی و سیاسی پس از انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری است. بسیاری از سینماگران مشهور در جریان انتخابات، آشکارا حمایت خود را از میرحسین موسوی اعلام کردند و برخی از آنها از حامیان جنبش اعتراضی به نتایج اعلام شدهی انتخابات هستند. در روزها و هفتههای گذشته، خبرهای فراوانی در مورد بیمیلی تعدادی از سینماگران به همکاری با جشنواره، حضور در مراسم رسمی افتتاح و عضویت در هیات داوران این دوره منتشر شده است. بهرغم این، «مهدی مسعودشاهی» دبیر جشنواره، شامگاه پنجشنبه، اول بهمنماه، در آخرین گفتوگوی مطبوعاتی خود قبل از افتتاح گفت، این دوره «یكی از پرجمعیتترین دورههای جشنواره به سبب حضور چهرههای مختلف» خواهد بود. به گزارش دویچهوله، با نزدیک شدن به گشایش جشنوارهی فیلم فجر، عدهای با انتشار بیانیهای خطاب به سینماگران جهان خواستار تحریم این جشنواره شدند. این عده خود را «اهالی سینما و سینماگران ایران» معرفی میکنند که «به دلیل فشارهای امنیتی» قادر به افشای نام خود نیستند. در این بیانیه با اشاره به سرکوب جنبش اعتراضی و «رفتار خشونتآمیز دولت با مردم» از سینماگران خارجی خواسته شده دعوت جشنواره برای حضور در این مراسم را نپذیرند. این بیانیه میافزاید بسیاری از سینماگران به عنوان اعتراض به شرایط حاضر، جشنواره را تحریم کردهاند «هرچند که عدهای از سینماگران معترض نیز برخلاف میل خود مجبور به نمایش فیلمهایشان در این جشنواره شدهاند.» دبیر جشنواره روز گذشته از حضور صد میهمان خارجی سخن گفت اما نام هیچ یک از آنها را اعلام نکرد. اگر برخی از سینماگران صاحبنام چون «رخشان بنیاعتماد» یا «بهمن فرمانآرا» نیازی به حضور در این جشنواره نداشته باشند، یا کسانی چون «بهمن قبادی» یا «جعفر پناهی» فیلمهای خود را به راحتی در جشنوارههای بینالمللی به نمایش میگذارند، بسیاری از سینماگران جوان و تازهکار این رویداد را بهترین فرصت برای معرفی کار خود میدانند. برخی از فیلمها نیز با حمایت مالی ارگانهای دولتی، یا نهادهایی چون شهرداری ساخته میشوند و اختیار نمایش و عدم نمایش آنها از دست کارگردان خارج است. به این ترتیب همانگونه که در بیانیهی یاد شده آمده، همهی شرکتکنندهگان در جشنواره، الزامن حامیان سیاستهای فرهنگی حکومت نیستند. افزون بر این بسیاری از کسانی که فیلمی در این دوره دارند انتقادهای خود از سیاستهای فرهنگی دولت را پنهان نمیکند. به دنبال پخش اخباری در مورد بیمیلی برخی از سینماگران به شرکت آثارشان در جشنواره، روابط عمومی معاونت سینمایی وزارت ارشاد، بیستویکم دیماه، اطلاعیهای منتشر کرد. در این اطلاعیه با اشاره به اینکه عوامل مختلفی در تهیهی یک فیم نقش دارند آمده است «ما مشتاقیم فیلمهایی که در جشنوارهی فجر شرکت دارند، بنابه توافق تهیهکننده و کارگردان فیلم باشد و اگر افراد مذکور تمایلی در این خصوص نداشته باشند مدیریت سینمای ایران نیز اصراری به حضور این فیلمها در جشنواره فیلم فجر ندارد.» یکی از تلاشهای دبیرخانهی جشنواره برای رونق دادن به برنامههای امسال، شرکت دادن چند فیلم توقیفی سالهای گذشته است. دو فیلم «تسویه حساب» تهمینه میلانی و «به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمیکیا، که اولی دو سال و دیگری پنج سال اجازهی نمایش نداشتند در بخش مسابقهی امسال حضور دارند. پیش از این گفته میشد که چند فیلم دیگر توقیفی از جمله «آتشکار» محسن امیریوسفی نیز در جشنواره به نمایش درمیآیند. علیرضا سجادپور، رییس ادارهی نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد گفته است «هنوز مشکل این فیلم رفع نشده.» پس از توصیهی جواد شمقدری، معاون سینمایی وزارت ارشاد به دبیر جشنواره قرار است این فیلم همراه با دو فیلم «مشکلدار» دیگر، «هیچ» و «زمهریر» در بخشی ویژه و به شکلی محدود به نمایش گذاشته شوند. جشنوارهی فیلم فجر پنجم تا پانزدهم بهمنماه برگزار میشود.
فیلم «گربههای ایرانی» یکصدو هفده هزار تماشاگر فرانسوی را مبهوت كرد
فیلم سینمایی «كسی از
گربههای ایرانی خبر نداره» آخرین ساختهی «بهمن قبادی» بعد از گذشت سه هفته
از اكراناش، تاكنون بیش از 170 هزار تماشاگر فرانسوی این فیلم را بر روی
پردهی سینماها دیدهاند. ناشر این فیلم امیدوار است كه فروش آن از مرز سیصدهزار تماشاگر نیز بگذرد تا ركورد پُرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران در خارج از كشور شكسته شود. این در حالیست كه موسیقی فیلم به عنوان بهترین آلبوم سال در فرانسه شناخته شده است و استقبال بینظیری از موسیقی این فیلم صورت گرفته است، به گونهای كه معروفترین گروه موسیقی جهان به نام black eyes peaceدر ردیف بعدی قرار گرفته است. همچنین روزنامهها و مجلههای فرانسوی با عناوین مختلف از فیلم سینمایی «كسی از گربههای ایرانی خبر نداره» ستایش كردهاند، از جمله مجلهی «استدیوم» در مورد فیلم «گربههای ایرانی» این گونه مینویسد: «بهمن قبادی دوربیناش را همچون چریكی به كار میبرد تا فیلمی بزرگ و تأثیرگذار بسازد به گونهیی كه تماشاگران را منقلب كند». روزنامهی لیبراسیون مینویسد: «فیلم «گربههای ایرانی» شوك جشنوارهی كن و اكران آن را پُرشكوه میداند». ماهنامهی سینمایی «یوجی سی» UGC : «بهمن قبادی به شكل بدیعی كه قبلن در سینمای ایران وجود نداشت، فیلمی پُرقدرت و تأثیرگذار میسازد و نوعی برقزدهگی به تماشاگر معرفی میکند و همچون یك شاهكار، ماندگار خواهد ماند». روزنامهی لوموند: «بهمن قبادی در بهترین زمان ممكن فیلمی متفاوت از سینمای ایران را به جهان عرضه میكند». همچنین این روزنامه اینطور مینویسد كه: «این فیلم به تنهایی معادل تمام فیلمهای موزیكال اروپایی میباشد.» مجلهی «پوزیتیو» این فیلم را به عنوان یك فیلم قوی و جسورانه دربارهی جوانان ایران و متفاوت از دیگر فیلمهای بهمن قبادی در سینمای ایران میداند. همچنین بعد از نمایش این فیلم در سال 2010، پخشكنندهی فرانسوی «گربههای ایرانی» تصمیم دارد كه این فیلم را در سال آینده به مراسم آكادمی «سزار» معرفی كند. این آكادمی معادل آكادمی اسكار در فرانسه است.
درگذشت «جین سیمونز» بازیگر قدیمی سینما
«جین سیمونز» بازیگر و ستارهی قدیمی سینما که در نقش مقابل برخی از برجستهترین و مطرحترین چهرههای سینمای جهان ایفای نقش کرده است در سن هشتاد سالهگی در اثر ابتلا به سرطان ریه، در منزل مسکونی خود در شهر سانتا مانیکا در لسانجلس درگذشت. به نوشتهی فیروزه خطیبی در وبسایت صدای امریکا، «سیمونز» که یکی از پُرکارترین و محبوبترین ستارهگان دوران خود در دههی پنجاه میلادی بهشمار میرفت، در شهر لندن در انگلستان به دنیا آمد و نخستین بار در سن چهارده سالهگی در یک فیلم انگلیسی ایفای نقش کرد. بعدها او در فیلم ا«آرزوهای بزرگ» که اقتباسی بود از رمان معروف «چارلز دیکنز»، ساختهی «دیوید لین» کارگردان معروف بریتانیایی ایفای نقش کرد و چندی بعد نیز درنقش «اوفیلیا» در فیلم «هملت» در مقابل «لارنس اولیویه» بازیگر برجستهی تئاتر و سینمای انگلستان ظاهر شد و بهشدت مورد توجه قرار گرفت.ا ا«جین سیمونز» به دعوت و پس از امضای قرارداری با «هوارد هیوز» تهیه کنندهی ثروتمند هالیوود در سال 1950 به هالیوود آمد. طبق این قرارداد، «جین سیمونز» مجبور شد علارغم میل خود، در چند فیلم تجارتی و سطح پایین ایفای نقش کند، اما درنهایت پس از شکایت علیه «هوارد هیوز»، حکم لغو این قرارداد از سوی دادگاهی در شهر لسانجلس صادر شد.ا از این تاریخ به بعد دوران تازهای از فعالیتهای سینمایی «جین سیمونز» همراه با بازی در کنار برخی از برجستهترین چهرههای سینمای آن دوران آغاز شد. او در مدت کوتاهی توانست همبازی بازیگرانی چون «پل نیومن»، «گریگوری پک»، «فرانک سیناترا»، «راک هودسون» و «دین مارتین» شود. او در فیلم معروف «دزیره» نقش اولین عشق زندهگی ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسه را بازی کرد که در فیلم، «مارلون براندو» نقش او را ایفا میکرد. «سیمونز» در فیلم کلاسیک «اسپارتاکوس» ساختهی «استانلی کوبریک»، در نقش معشوقهی قهرمان فیلم و رهبر انقلابی بردهگان دوران ظهور مسیحیت بازی کرد و در این نقش نیز درخشید.ا ا«جین سیمونز» در هالیوود با «استوارت گرنجر»، یکی از بازیگران بنام آن دوران ازدواج کرد، اما این ازدواج پس از چند سال به جدایی انجامید. بعدها «سیمونز» با «ریچارد بروکس» کارگردان مشهور ازدواج کرد و در دو فیلم عمدهی این فیلمساز، «المرگنتری» و «پایان خوش» ایفای نقش کرد. این دو درسال 1977 از هم جدا شدند.ا ا«جین سیمونز» در سه دههی گذشته، فعالیتهای هنری خود را محدود به صحنهی تئاتر یا فیلمهای تلویزیونی کرده بود و در طول دوران بازیگری توانست دو بار نامزد جایزهی اسکار شود. او درسال 1983 برای ایفای نقش در سریال تلویزیونی «پرندهگان خارزار» جایزهی «امی» را به دست آورد.ا ا«جین سیمونز» در سال 1995 یک بار دیگر به سینما بازگشت و درفیلم «چهگونه یک چهلتکهی امریکایی بدوزیم» با «وینونا رایدر» و «آن بانکرافت» همبازی شد. آخرین فیلمی که «جین سیمونز» در آن در نقش «سوفی سالخورده» ظاهر شد، نسخهی انگلیسی یک فیلم انیمیشن ژاپنی ساختهی «هایائو میازاکی» بود. ا
همراهی با «تکنواز» تا رهایی از بیماری روانی
فیلم «تکنواز» جدیدترین ساختهی «جو رایت»، کارگردان انگلیسی، اثری دراماتیک است که آشنایی روزنامهنگاری امریکایی را با یک نوازندهی خیابانی روانپریش به تصویر میکشد. این فیلم، داستان واقعی برخورد این دو را براساس رمانی با همین نام از «استیو لوپز»، مقالهنویس موفق روزنامهی «لسانجلس تایمز» روایت میکند. «جیمی فاکس» و «رابرت داونی جونیور»، بازیگران نقشهای اصلی فیلم هستند. به نوشتهی «فرهاد سلمانیان» در وبسایت دویچهوله، ناتانیل آیرز (جیمی فاکس)، تکنواز دورهگرد و مجنونی است که از دوران کودکی شیفتهی آثار بتهوون شده است. او از همان زمان، دور از واقعیت روزمره، مدام تمرین کرده، با قطعههای او بزرگ شده، نواختن ویولنسل را آموخته و پیش از فروپاشی روانی، بااستعدادترین شاگرد دانشکده بوده است. استیو لوپز (رابرت داونی جونیور)، در مسیر دفتر روزنامه به «ناتانیل آیرز» برمیخورد. او با دیدن توانایی این تکنواز دورهگرد که گرفتار بیماری روانگسیختهگی است و با وجود کهنهگی سازش، دست از موسیقی نمیکشد، تصمیم میگیرد دربارهی او مجموعه یادداشتهایی برای ستون خود در روزنامه بنویسد. این یادداشتها با چنان استقبالی روبهرو میشوند که کمی بعد ناشری نیز برای چاپ آنها پیدا و کتاب نیز برندهی جایزهای میشود. پس از نوشتن نخستین مطلب دربارهی این نوازندهی مجنون و شرح وضع او، یکی از خوانندهگان روزنامه که خود وضعی بحرانی را تجربه کرده و دیگر نمیتواند موسیقی بنوازد، ویولنسل خود را به دفتر روزنامه میفرستد تا «استیو لوپز» آن را به مرد سیاهپوست بدهد: صحنهای که در فیلم هنگام رسیدن آن ساز به نوازندهی دورهگرد، با اوج گرفتن دوربین، بر فراز شهر و پرواز کبوترها همراه میشود. روزنامهنگار میکوشد نوازنده را به فعالیت در گروه موسیقی و زندهگی در یک خانه تشویق کند؛ اما او نمیخواهد زیر سقف موسیقی بنوازد؛ چون به گفتهی او- در صحنهی کشمکش لفظی میان این دو- کنار خیابانها و زیر پلهای بزرگ ابرشهر لسانجلس «کبوترها هنگام پرواز با بالهایشان برای او کف میزنند.» او زندهگی در موسیقی را بهجای زیستن با واقعیت برگزیده است. در لحظهای از فیلم «استیو لوپز»، در برابر این پرسش جدی قرار میگیرد که آیا میخواهد با «ناتانیل آیرز» رابطهی دوستی برقرار کند یا هدف فقط پُر کردن ستون روزنامه با سرگذشت او بوده است. او تصمیم میگیرد به عادی شدن روند زندهگی نوازندهی بیخانمان کمک کند و برای این کار دو دلیل دارد: پیشبرد فعالیت روزنامهنگاری اجتماعی خود و بهبود وضع نوازنده. او در ادامهی کار خود با جامعهی بیخانمانهای لسانجلس روبهرو میشود و تصمیم میگیرد جامعه را با وضعیت آنها روبهرو کند. کمی بعد او موفق میشود توجه شهردار را نیز به بیخانمانها و قسمتهای فقیرنشین شهر جلب کند. بعد تبعیضآمیز داستان فیلم آنجاست که نوازندهی دورهگرد به عنوان فردی بیخانمان، نخست به دلیل استعداد نوازندهگی و جنون خود، توجه دیگران را جلب میکند و در حالت عادی به افراد بیخانمانی مانند او، آنچنان که باید اهمیت نمیدهند. گذشته از این باید روزنامهنگاری نیز وجود داشته باشد، تا دیگران را متوجه وضعیت بیخانمانها کند. هر چند این روزنامهنگار نمیتواند نوازندهی دورهگرد را کاملن به زندهگی عادی بازگرداند، اما با شکلگیری دوستی میان این دو، دگرگونی قابل توجهی در وضعیت روانی نوازنده به وجود میآید. «جو رایت»، کارگردان فیلم، آثار موفق دیگری چون «غرور و تعصب» (2005) و «کفاره» (2007) را که نامزد جایزهی اسکار بوده نیز در کارنامهی خود دارد.
مجلهی اپیزود، شمارهی هفتادونُه دهم بهمنماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |