|
شنبه بود و برنامهی «دو روز اول» بود و آقای فرهودی بود و اردلان سرفراز بود در بخش فارسی تلویزیون صدای امریکا. «اردلان سرفراز» را دوست میدارم، نه به این دلیل که هوادار آوازخوان بهخصوصی هستم و هر زمان که اردلان با آن آوازخوان همکاری کند، به یادش میافتم، دلیل واقعی این است که آفرینشهای هنری اردلان سرفراز را دوست میدارم و صفات پسندیدهی اخلاقی ایشان را به عنوان یک انسان هنرمند. اردلان در آسمان شبکههای ماهوارهای، ستارهی سهیل است، کمپیدا است و میتوان گفت همیشه غایب. دلیلاش را نمیدانم، اما هرچه که هست از دیدن ایشان برای نخستین بار در یک برنامهی تلویزیونی خوشحال شدم. به جز این، هنرمند کمعکسی نیز هست و معمولن مخاطباناش را از دیدن چهرهاش محروم نگاه میدارد. اما تا بخواهید ذهنی لبریز از گلواژهها و معانی ناب دارد. این گلواژهها در ترانههای اردلان سرفراز از دیروز تا به امروز بر زبان مردم ایرانی جاریست و هنر آفرینندهاش را به رُخ میکشد. گرچه اردلان سرفراز و همتایاناش، از دیروز تا هنوز، هرگز به آنچه سزاوارش هستند چه از نظر مادی و چه معنوی، نرسیدهاند و آفرینشهای ناب هنریشان همواره برای دیگران نامآور و پولساز بوده است، اما همچنان میآفرینند و با همهی بیمهریها اما در کارشان خستهگیناپذیرند. برنامهی «دو روز اول»، فرصت بسیار خوبی بود برای بهتر دیدن و بهتر شناختن هنرمندی که سی سال است بیوقفه مینویسد و سی سال است به حقاش نرسیده است. این برنامه زمان مناسبی بود برای طرح پرسشهایی که هرگز مطرح نمیشود، اما حیف که این فرصت از دست رفت و با پرسشهای تکراری معطل ماند. برای من ِ مخاطب که چنین گفتوگوهایی را بادقت نگاه میکنم، در محدودهی همین پرسشهای مطرحشده نیز نکتهی بسیار جالبی وجود داشت که جای حیرت است مجری گرامی برنامه چرا در این زمینه سوالی نپرسید!!! وقتی صحبت به همکاری اردلان در آلبوم جدید گوگوش رسید، ایشان تا حد مقدور توضیحاتی در این زمینه داد. اما زمانیکه نام همکاران این آلبوم را عنوان کرد، نکتهی قابل توجه، خود را نشان داد. در بین نامهای مطرحشده، نام «حسن شماعیزاده» غایب بود. حتمن به یاد دارید که گوگوش حدود یکسال و نیم پیش که از آلبوم تازهاش حرف زد و اعلام کرد که بهزودی آلبوم منتشر میشود و پس از گذشت یکسال و نیم، هنوز «بهزودی» فرا نرسیده است، یکی از هنرمندانی که ناماش در این آلبوم مطرح شد، «حسن شماعیزاده» بود. خانم گوگوش که همیشه هرآنچه را که میگوید، فوری انجاماش میدهد و گفتار و رفتارشان کاملن و همیشه با هم منطبق بوده است!!! بهطور رسمی در وبلاگاش اعلام کرده بود که با حسن شماعیزاده عزیز!! در آلبوم جدید همکاری خواهد داشت!! بیستوپنجم ژانویهی سال 2009 یعنی دقیقن یکسال پیش، گوگوش در وبلاگاش چنین تیتری را به نمایش گذاشت: من هم در نقش صیاد ستارهها، دو یار قدیمی ازهم دورافتاده را باز هم در یک ترانهی مشترک به دام انداختم و بعد برای زیاد کردن پیازداغ این آگهی، این عکس را هم به رُخ مخاطبان کشید تا یادآور ترانههای مشترک قدیمی او با اردلان سرفراز و حسن شماعیزاده باشد. و مطلبی کوتاه نیز در این مورد نوشت دقیقن به این ترتیب: یک احساس دلنشین و پر از وجد، مدتیست بامنست . وآن اینکه چندی پیش تصمیم گرفتم که شعری زیبا از اردلان سرفراز نازنینم را و با رخصت گرفتن ازاو به حسن شماعی زاده عزیزم بسپارم، تا یک بار دیگر شاهد آفرینش یک ترانهء زیبا وبیاد ماندنی از این دویار قدیمی باشیم . همین که این دو را با یاری ومهربانی فرید زلاند عزیز به هم مرتبط کردم دیگر من کارم را به انجام رساندم . که در انتظار زایش یک شاهکار بعد از سالها باشیم . منهم مانند شما آرزوی همکاری مجدد این دو هنرمند باذوق و قدیمی رو دارم . منتظر میمانیم چون باور داریم که انگیزهء لازم را در اختیار دارند . شک ندارم همهء ایرانیان و فارسی زبانان از نتیجهء این کار مشترک لذت خواهند. (توضیح اینکه غلطهای املایی، نگارشی، دستوری و رسمالخط این متن کوتاه، مربوط به متن اصلی است که عینن از وبلاگ گوگوش کاپی پیست شده و ربطی به اپیزود ندارد.) اما «اردلان سرفراز» در توضیحات آلبوم، نامی از «حسن شماعیزاده» نیاورد!! حال باید پرسید: چرا؟؟ حسن شماعیزاده که به شکل رسمی برای همکاری در یک آلبوم معرفی میشود، چهگونه است که ناگهان غیبت میکند؟ باید پرسید که پس «صیاد ستارهها» چرا نتوانست دو یارقدیمی ازهم دورافتاده را که زمانی نهچندان دور، با پوست گوسفند از کشور فرار کرده بودند و در لیست مبتذلسازان قرار داشتند، در یک ترانه به دام اندازد؟ اصل ِداستان چیست؟ آیا این حرف و حدیث از ابتدا دروغ بود؟ یا اینکه آقای شماعیزاده بعدها خود را کنار کشید؟ به این ترتیب پس آفرینش یک ترانهی زیبا و بهیادماندنی از این دو یار قدیمی چه میشود؟! پس حالا مردم چهگونه در انتظار زایش یک شاهکار، بعد از سالها تحمل بیشاهکاری باشند؟! اصلن داستان زایش شاهکار به واقع چه بود؟ آیا آگهی بود؟! قرص لاغری بود؟! خوشباوری بود؟! نوآوری بود؟! یا اشتباه داوری بود؟!!! گمان میکنم گوگوش طبق معمول اشتباه کرد و برخلاف آنچه که گفت، این دو یار قدیمی، انگیزهی لازم را برای آفرینش شاهکار نداشتند. گوگوش عجله کرد و لابد به این دلیل که مطرح کردن چنین خبری، یک سال پیش برایاش مهم بود، شاید هم حربه بود وشاید هم ضربه!!... اما به هر شکل حیف که خبر، واقعیت پیدا نکرد. پس با این حساب، حالا همهی ایرانیان و فارسیزبانان چهگونه باید از نتیجهی این کار مشترک لذت ببرند؟!! پس تکلیف لذتِ شنیدن شاهکار چه میشود؟!! جالب اینجاست که گوگوش در گفتوگو با آقای فرهودی هم نام آقای شماعیزاده را عنوان کرده بود و من حیرت میکنم آقای فرهودی چهگونه از مطرح کردن چنین پرسشی جا ماند؟ این پرسش باید مطرح میشد که پس آقای شماعیزاده چی شد؟ آیا از ابتدا در این آلبوم نبود؟ اگر از ابتدا نبود پس چرا نام ایشان به شکل رسمی عنوان شد؟ و اگر نامشان از ابتدا در آلبوم بود، پس چه شد که ایشان از این کار کنارهگیری کرد؟ این پرسش بسیار مهمیست. آقای شماعیزاده یک آهنگساز معمولی نیست که بودن یا نبودن ناماش بیاهمیت باشد. ایشان سیوچند سال است که آهنگسازند و به جز این صاحبنظرند و صاحبنام. چهگونه است که غیبت نام ایشان مورد پرسش قرار نمیگیرد؟؟ به هر شکل کار درست این است که وقتی همکاری یک هنرمند در یک آلبوم بهطور رسمی و با ساز و دهل اعلام میشود، دلیل کنارهگیری آن هنرمند نیز باید رسمن اعلام شود. یا دستِکم بگویند که ما تصمیممان را عوض کردیم و دیگر نمیخواهیم صیاد ستارهها باشیم و دو یار ازهم دورافتاده را در یک ترانه به دام بیندازیم!! باید اعلام میکردند که از زایش شاهکار پشیمان گشتهایم، مرحمت فرموده ما را ول کنید!!
آنسه امیری، مجلهی اپیزود، شمارهی هفتادونُه دهم بهمنماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |