شنبه‌ی هفته‌ی گذشته نیز که به روال همه‌ی این هفته‌ها که تلویزیون VOA در برنامه‌ی «دو روز اول» با سیاست‌مداران و هنرمندان از هر رشته‌ی هنری به رهبری و مجری‌گری جناب «فرهودی» برنامه پخش می‌کند، به «اردلان سرفراز» ترانه‌سرای شهیر اختصاص داده شده بود. بنده هم که اولین‌بار بود ایشان را زنده در یک برنامه‌ی تلویزیونی می‌دیدم با ذوق فراوان به تماشا نشستم اما آن‌چه در پایان این گفت‌و‌گو نصیب بنده شد، متاسفانه آنی نبود که تصور داشت‌ام.

آقای «فرهودی» متاسفانه با شتاب‌زده‌گی فرصت کلام را از مهمان گرفته و از آن‌جایی که جناب «سرفراز» کم‌تر در برنامه‌های زنده‌ی تلویزیونی تا بدین‌جا حضور داشته‌اند و من که مطمئن‌ام تاکنون اصلن حضور نداشته‌اند، متاسفانه آماده نبودند و البته بنده انتظاری از آقای «سرفراز» گرامی ندارم و این ناآگاهی مجری برنامه را می‌رساند که کارش را بلد نیست و باعث می‌شود این ضعف مهمان بیش‌تر به چشم بیاید. بارها دیده‌ام کسانی که کارشان برنامه‌سازی بوده وقتی در جلوی دوربین حاضر شده‌اند، دست‌و‌پای خود را گم کرده‌اند و مسلط نبوده و به لکنت افتاده‌اند، از جمله جناب «شهیار قنبری» که خود برنامه‌ساز و مجری هستند، حال آقای «اردلان سرفراز» که جای خود دارد.

 چند ماه پیش هم متاسفانه در برنامه‌ی آقای «فلاحتی» که جناب «جنتی‌عطایی» مهمان برنامه  بودند این مشکل به چشم می‌خورد، اما آقای «فرهودی» با کمال تاسف  باید عطای این کار را به لقای‌اش ببخشند و به کار دیگری در پشت صحنه مشغول شوند. یا این‌که دستِ‌کم برنامه‌های سیمای جمهوری اسلامی را ببینند و از مجریان‌اش یاد بگیرند. به‌هرحال این مجری‌ها تربیت شده‌اند و کلاس‌هایی جهت آموزش رفته‌اند. اما در ینگه‌ی دنیا مجری‌ها از این کلاس‌های آموزشی انگار محروم هستند و توصیه می‌کنم حتمن و حتمن جهت آموزش این کلاس‌ها با آقای «ضرغامی» تماس بگیرند!!

 

آقای فرهودی عزیز

شما مهمان‌تان دارد تازه نطق‌اش باز می‌شود که بی‌محابا به درون کلام‌اش می‌پرید و حرف‌اش را قطع می‌کنید. مهمانی که تازه دارد با جوّ استودیو آشنا می‌شود و فضا را مناسب برای یک گفت‌و‌گوی خوب آماده می‌بیند. این هجوم‌های نابه‌جا برای طرح پرسش‌های نه‌چندان مهم، شادابی و رغبت را برای گفت‌و‌گو از مهمان سلب می‌کند. در جایی دیگر از برنامه که مخاطبی با مهمان برنامه سخن می‌گفت (از راه تماس تلفنی) و انگار مهمان و مخاطب هم را می‌شناختند و بیننده‌ای که من باشم دوست داشت‌ام این تماس با بهانه‌های بی‌جای شما قطع نشود و حتا من دیدم و احساس کردم آقای «سرفراز» کلام‌اش را نگفته، خورد. می‌خواست بگوید من هم شما را «می‌بوسم» که این واژه با هجوم شما نگفته ماند. بعد هم قیافه‌ی رنجور سرفراز بود که بر تلویزیون نقش می‌بست و در نطق‌های دیگر، از ترس این‌که کلام‌اش را شما قطع کنید با عجله جواب می‌داد که باعث تپق‌هایی می‌شد.

شما مهمانی را دعوت کرده‌اید که سال‌هاست در برنامه‌ای زنده نبوده و مخاطبان بسیاری با آثار او و کارهای او خاطره دارند و زنده‌گی کرده‌اند، حال چه‌گونه این فرصت را برای گفتن و کلام از او دریغ می‌دارید؟ شما چند نامه‌ی الکترونیک را پاسخ گفتید در همین برنامه؟ این‌همه در سراسر دنیا پرسش‌هاشان قابل نبود در برنامه طرح شود؟ حتمن باید پرسش‌ها به آدرس الکترونیک مهمان فوروارد شود؟ آقای فرهودی این‌گونه با احساس و اعصاب مخاطب بازی کردن جز بی‌رونقی و بی‌محتوایی برنامه نتیجه‌ای ندارد.

مطمئنن آقای فرهودی صراحت بنده را می‌بخشند و این ضعف‌شان را در برنامه‌های بعدی می‌پوشانند. نیت بنده این است که این مسایل و ضعف‌ها گفته شود تا برنامه‌ها با خطای کم‌تر اجرا شود. وگرنه هیچ‌کس در کارش مطلقن بی‌عیب‌ونقص نیست. بنده نه با آقای «فرهودی» دشمنی دارم و نه با تلویزیون صدای امریکا. اما این دلیل نمی‌شود که مسایل را نگویم و پشت گوش بیندازم.

کمی صبرو طمانینه چاشنی رفتارهای مجری شود به‌گمان‌ام بد نباشد. یک ساعت فرصت برنامه است و این یک ساعت هم اختصاص به همین مهمان دارد. پس دیگر چرا عجله داریم؟ این یک ساعت را با برنامه پیش ببریم. اگر ایشان(جناب فرهودی) مدعی‌ست که به سبب همین برنامه‌ریزی برای این وقت اندک است که بی‌محابا به سخن مهمان می‌تازد، باید بگویم که پرسش‌های ایشان هم چنگی به دل نمی‌زد. پرسش‌های تکراری و کلیشه‌ای دیگر باید از برنامه‌ها رخت بربندد و می‌شود این پرسش‌ها را جوری دیگر برای مخاطب تعریف کرد در بیوگرافی و شرح حال مهمان برنامه در ابتدای کار و دیگر بحث را به سمت همکاری با فلانی و بهمانی فاکتور گرفت.

قرار هم نیست هر مهمانی برای هر بیننده‌ای تعریف کاملی شود و مخاطب بداند دقیقن ایشان کیست. این برنامه یک فرصت‌ کوتاهی‌ست برای دیگرانی که مهمان را می‌شناسند و با او مختصر آشنایی دارند و قرار است دیگر پرده‌های هنر و زنده‌گی او را در گذشته‌ی فعالیت‌اش ببینند. حال درنظر بگیرید که مهمان برنامه، فرد شناخته‌شده‌ای هم باشد که دیگر نیاز به تکرار مکررات هم نباشد. پس بهتر نیست برنامه‌ریزی‌مان به تناسب شناخت مخاطبان از مهمان برنامه صورت پذیرد تا این‌گونه پرسش‌ها از برنامه حذف شود و برود به سمت پرسش‌های تازه‌تر و مهمان برنامه فرصت بیش‌تری داشته باشد تا سخن بگوید. خاصه مهمان برنامه صاحب‌نظر و صاحب‌هنر باشد.

 

محمود بی‌تا - مجله‌‌ی اپیزود، شماره‌ی هفتادونُه

دهم بهمن‌ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved