|
نشريهی «تايم» به رسم هر سال خود، فهرستی از برترينهای سال 2009 را ارایه کرده است. در اين گزارش، فهرست«ده کشف برتر علمی جهان» در سال گذشته عنوان شده است. یک) «آردی» کهنسالترين نيای انسان: «آردی» با داشتن انگشتان کلفت و دراز و قامت چهار فوتی و سری کوچک، قديمیترين اسکلت موجودی شبهانسانی است که تا به حال پيدا شده است. قطعات اين فسيل در سال 1992 پيدا شد و سپس در طول هفده سال و با تحمل رنج و دشواری زياد و با کنار هم چيدن قطعاتاش که در ميان صد فسيل ديگر در زير خاک اتيوپی پراکنده بود، شکل گرفت. اين اسکلت متعلق به يک زن از گونهی «آردی» (به عبارت صحيح Ardipithecus ramidus) بود و 4/4 ميليون سال پيش میزيست. گروهی از دانشمندان به رهبری «تيم دوايت» از دانشگاه برکلی کاليفرنيا، بعد از هفده سال پژوهش، ماه اکتبر نتايج تحقيقات خود را به صورت چند مقاله در مجلهی «ساينس» منتشر کردند. در ميان نکات برجستهی منتشرشده در اين مقالات، دو چيز بيش از همه جلب توجه میکرد: «آردی» با اينکه کهنسالترين موجود، حد واسط بين انسان و شامپانزه به شمار میرود، اما بيشتر ويژهگیهای انسانی دارد تا ويژهگیهای مختص شامپانزهها. «آردی» با اينکه در جنگل میزيست، اما قادر به راه رفتن روی دو پا بود. پيش از اين تصور میشد انسان در مناطق مسطح پوشيده از چمن قادر به راه رفتن شده است.
دو) اپیژنومهای انسان رمزگشايی شد: يک دهه قبل، رمزگشايی از ژنوم انسان اين اميد را زنده کرده بود که همهی بيماریهای ارثی انسان از اين راه قابل فهم شوند. اما ارتباط بين ژن و بيماریها، از چيزی که تصور میرفت، پيچيدهتر بود. دانشمندان دريافتند رفتار ژنها به وسيلهی عوامل محيطی قابل تغييرهستند و اين تاثيرات طی نسلها کاهش میيابند، به اين عوامل «اپیژنوم» گفته شد. به عنوان مثال، افرادی که در جوانی سيگار میکشند، دچار تغييرات اپیژنتيکی میشوند که میتواند احتمال بلوغ زودرس نوههایشان را افزايش دهد. در ماه اکتبر گروهی از دانشمندان به سرپرستی «جوزف اکر» در کاليفرنيا، نخستين نقشهی تفصيلی اپیژنتيکی انسان را منتشر کردند. با مقايسهی اين نقشه با نقشهی اپیژنتيکی سلولهای سرطانی، دانشمندان میتوانند نقايص کوچکی را که منجر به سرطانی شدن و ديگر بيماریها میشوند، کشف کنند. اين پژوهش در مجلهی «نيچر» به چاپ رسيد.
سه) درمان ژنتيکی، کوررنگی را شفا میدهد: دانش مدرن پيش از اين توانسته راههايی برای درمان افسردهگی، افزايش تمايل جنسی، بهبود عملکرد ورزشی، افزايش ميزان تمرکز و سلامتی عمومی انسان پيدا کند، اما در ماه سپتامبر پيشرفتی حاصل شد که پيش از اين در حد داستانهای علمی- تخيلی بود، گروهی از چشم پزشکها، ژنهای توليدکنندهی پروتئين تشخيص دهندهی رنگ را به چشم دو ميمون کوررنگ تزريق کردند که باعث شد اين دو حيوان برای نخستين بار قادر به ديدن رنگهای سرخ و سبز شوند.
چهار) رُِبات دانشمند: شايد پيدا کردن نقش يک دوجين ژن در يک سلول مخمر، کشف علمی ارزشمندی محسوب نشود، اما چيزی که اين کشف را مهم کرد، دانشمندی بود که اين کشف را انجام داد، رُباتی به نام «آدام». اين روبات در دانشگاه Aberystwyth ولز ساخته شده است و نخستين سامانهی رُباتيک است که موفق شده يک کشف علمی را بدون مداخلهی انسان به انجام برساند. اين رُبات مراحل يک تحقيق علمی را از نظريه تا انجام آزمايش و فرموله کردن نهايی نظريه، انجام داد. در آينده، هوش مصنوعی، ظرفيتهای نامحدودی در زمينههای علمی خواهد داشت. شايد روزی برسد که به ياری هوش مصنوعی به اکتشافاتی در حد نسبيت خاص «اينشتين» نایل آييم.
پنج) اصلاح نژاد ماهی تن در خشکی: دانشمندان استراليايی موفق به اصلاح نژاد ماهی تن شدند. شرکت استراليايی Clean Seas با استفاده از تانکهايی بزرگ که در خشکی بنا شدهاند، ماهیهای تن بلوفين را که تعداد آنها از دههی 1950 تاکنون در حدود نود درصد کاهش داشته است، پرورش داد. بیشتر شرکتها اين ماهیهای مهاجر رو به انقراض را در قفسهایی در اقيانوسها پرورش میدهند، اما ابداع شرکت Clean Seas توانست پرورش اين ماهیها را در خشکی نيز امکانپذير سازد.
شش) آب روی ماه: در نهم ماه اکتبر، «ناسا» با شليک راکتی به سطح ماه، حفرهی صد فوتی روی آن ايجاد کرد و سپس موفق شد بیستوپنج گالن آب را به صورت بخارآب و يخ، در غبار حاصل از اين انفجار شناسايی کند. بعضی از دانشمندان معتقد هستند در قطبهای ماه، آب کافی برای سکونت فضانوردانی که در آينده به ماه سفر خواهند کرد، وجود دارد. بعضی هم تنها از لحاظ کشف تاريخچهی منظومهی شمسی، اين کشف را دارای اهميت میبينند. «ناسا» اولويت فعاليتهای آيندهاش را کشف مبداء اين آب و ميزان آن قرار داده است. ماه، اين همسايهی فراموش شده، با اين کشف دوباره اهميتاش را برای ما بازمیيابد.
هفت) حل مسئلهی بنيادين «لمان»: در سال 1979 يک رياضيدان کانادايی-امريکايی به نام «روبرت لنگلندز» تئوری جاهطلبانه و انقلابی را ارایه کرد که دو شاخهی رياضيات، يعنی تئوری اعداد و گروه را به هم متصل میکرد. «لنگلندز» میدانست روند اثبات فرضيهاش، کار چند نسل از رياضيدان را طلب میکند، ولی در اين ميان، مانع بزرگی که در برابر راه اين دانشمندان بود، اثبات يک اصل اساسی به نام اصل «لمان» بود. «لنگلندز» به همراه همکاران و شاگرداناش توانستند اين اصل را در حالات خاص به اثبات برسانند، اما اثبات آن در حالت کلی بسيار دشوارتر از چيزی شد که «لنگلندز» تصور میکرد، آنچنان دشوار بود که اثباتش سی سال طول کشيد. در چند سال پيش، يک رياضيدان ويتنامی به نام Ngo Bao Chau که در دانشگاه Paris-Sud و بنياد پژوهشهای پيشرفته IAS در پرينستون کار میکرد، موفق شد اين اصل را به صورت برهان مبتکرانهیی فرموله کند. اين برهان امسال به اثبات رسيد و بعد از اثبات آن، دانشمندان نفس راحتی کشيدند.
هشت) تلهپورت: دانشمندان انستيتو«کوانتوم» مريلند موفق شدند اطلاعات را از يک اتم به اتم ديگری که در فاصلهی يک متری قرار داشت، منتقل و بهاصطلاح تلهپورت کنند. اين موفقيت، رويداد شاخصی در يک رشتهی علمی به نام پردازش اطلاعات کوانتومی محسوب میشود. گرچه اين کشف ربطی به تلهپورت کردن بدن انسان ندارد (چيزی که در فيلمها و داستانهای علمی- تخيلی میبينيم و میخوانيم)، اما تلهپورت کردن اتم به اتم می- تواند کاربردهای عمدهیی در ايجاد کامپيوترهای بسيار سريع با امنيت بالا داشته باشد.
نه) شروع به کار دوباره: LHC ربع قرن طول کشيد تا سازمان اروپايی پژوهشهای هستهای موفق به طراحی و ساخت بزرگترين شتابدهندهی ذرات روی زمين يعنی LHC شود، کار بزرگی که دهميليارد دلار هزينه صرفاش شد و منجر به ساخته شدن ساختمان عظيم حلقه مانندی به طول بیستوهفت کيلومتر در زير سطح زمين شد. در اين شتاب دهنده، ذرات در دمايی پايينتر از دمای عمق فضا، به سرعتی نزديک به نور میرسند. در بیستونهم نوامبر، بعد از يک تاخير ناشی از خرابی، دانشمندان موفق شدند يک پروتون را به انرژی 05/1 تريليون الکترون ولت برسانند که بسيار بيشتر از انرژی بود که بزرگترين شتابدهندهی قبلی، يعنی شتاب دهندهی Tevatron در ايلينويز، میتوانست به ذرات بدهد. درنهايت شتاب دهندهی LHC میتواند به ذرات تا هفت تريليون الکترون ولت انرژی بدهد و سپس با برخورد دادن اين ذرات به هم، شرايطی را که ثانيههایی بعد از انفجار بزرگ وجود داشت، بازسازی کند. دانشمندان اميدوارند بتوانند به اين وسيله نشانههایی از ذرات زيراتمی به نام ذرات «بوزون هيگز» را بيابند. دانشمندان ديگر هم اميدوارند به کمکLHC، تئوری پيشرفتهای به نام تئوری «ابرتقارن» را تاييد کنند.
ده) سيارهی جديد يا کوتولهی قهوهای کشف شد: در ماه دسامبر، گروهی از اخترشناسان خبر دادند يک شیئی سياره مانند را کشف کردهاند که دور ستارهای شبيه خورشيد میچرخد. اين ستاره سیصد تريليون مايل، يعنی حدود پنجاه سال نوری از زمين فاصله دارد و اين جسم سيارهمانند ده تا چهل برابر مشتری اندازه دارد. دانشمندان با کمک يک ابزار جديد که برای کشف سيارههای دور به کار میرود و در تلسکوپ «سابارو» در هاوايی جاسازی شده، موفق شدند عکسهای مستقيمی از اين سياره مانند بگيرند. محتمل است اين شیئی سيارهمانند، يک کوتولهی قهوهای يا يک ستارهی تکوين نيافته باشد. گرچه قبلن هم عکسهای مستقيمی از منظومههای ديگر گرفته شده بود، اما برای نخستين بار است که اخترشناسان موفق شدهاند عکسهایی از ستارهای شبيه خورشيد (از لحاظ دما و اندازه) بگيرند. از طرف ديگر فاصلهی اين سياره از ستاره مورد نظر هم جالب است. اين سياره از ستارهی خود به اندازهی نپتون از خورشيد، فاصله دارد.
مجلهی اپیزود ، شمارهی هفتادوهشت بیستوششم دیماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |