رودخانه‌ی یخ‌زده

کارگردان: کورتنی هانت  /   فیلم‌نامه: کورتنی هانت

مدیر فیلم‌برداری: رید مورانو  / تدوین: کیت ویلیامز  /  موسیقی متن: پیتر گولوب، شهزاد اسماعیلی

 بازیگران: ملیسا لئو، میستی اوپهام، مایکل ا. کیف، مارک بون جونیور، چارلی مک‌درموت، جیمز ریلی، جی کلایتس، دیلن کاروسونا

محصول: 2008، امریکا  /   مدت زمان: نودوهشت دقیقه

گزیده‌ی جوایز: نامزد دریافت جایزه‌ی اسکار برای بهترین فیلم‌نامه‌ی ارژینال و بهترین بازیگر نقش اول زن «ملیسا لئو»

 نامزد دریافت جایزه‌ی بهترین فیلم‌نامه‌ی ارژینال و بهترین بازیگر نقش اول زن «ملیسا لئو» از انجمن منتقدین شیکاگو

 برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم اول از انجمن منتقدین نیویورک

 برنده‌ی جایزه‌ی ویژه هیات داوران از جشنواره‌ی فیلم ساندنس

بهای گران یک لبخند

تقابل و کشمکش زن با جامعه از جمله موضوعاتی است که همواره به شکل‌های متفاوت مطرح بوده و زمینه‌ی مناسبی را برای خلق درام‌های تاثیرگذار و باورپذیر در اختیار فیلم‌سازان قرار داده است و در این میان نکته‌ی قابل توجه تلاشی‌ست که فیلم‌سازان زن برای نشان دادن مشکلات بعضن عمده‌ی زنان بی‌پناه و یا تنها در قبال مشکلات عدیده‌ای که در خانواده و جامعه با آن دست به گریبان‌اند، از خود نشان می‌دهند.

«کورتنی هانت» نیز در نخستین تجربه‌ی سینمایی خود، «رودخانه‌ی یخ‌زده»، موضوعی زن محور را دست‌مایه قرار داده و سعی می‌کند تا با پرهیز از بخشیدن جلوه‌ای فمینیستی به اثرش، تنها به شرح گوشه‌ای از مشکلات نمونه‌ای از هزاران زنی بپردازد که ناچارند تا برای گذران زنده‌گی و اداره‌ی فرزندان‌شان، مصائب و سختی‌های فراوانی را به جان بخرند. از این رو می‌توان گفت که «رودخانه‌ی یخ‌زده» بیش از این‌که در فکر صدور بیانیه‌ای جهت محکوم نمودن مردان به عنوان عاملی برای بی‌پناهی زنان باشد، می‌کوشد تا تصویری سهل و ممتنع و بدون هرگونه اغراق را از به چالش کشیدن قهرمان خود در قبال مشکلات پیرامون‌اش ارایه دهد.

«رودخانه‌ی یخ‌زده» که سال گذشته در جشنواره‌ی فیلم‌های مستقل «ساندنس» مورد توجه قرار گرفت و نیز از چشمان اعضای آکادمی اسکار هم دور نماند، روایت زنی به نام ری ادی (با بازی ملیسا لئو) است که در پی رفتن بی‌خبر همسر قماربازش، ناچار به اداره‌ی دو فرزند خود و هم‌چنین پرداخت بدهی‌های شوهرش شده و این درحالی‌ست که او هر چه تلاش می‌کند، قادر به تامین هزینه‌های زنده‌گی‌اش نیست. تا این‌که روزی به طور اتفاقی زنی موهاک به نام لیلا (با بازی میستی اوپهام) که در میان مرز امریکا و کانادا به کار قاچاق انسان مشغول است، بر سر راه‌اش قرار می‌گیرد و همین برخورد باعث می‌شود تا رفته رفته «ری» نیز برای چیره شدن بر مشکلات مالی‌اش به یک قاچاقچی انسان مبدل گردد و عده‌ای بی‌پناه‌تر از خود را از روی رودخانه‌ای یخ‌زده، از آن سوی مرز به این سو ‌آورد.

این روایت ساده و یک خطی، در کنار تحلیل کاراکتر دقیق شخصیت‌های «ری» و «لیلا»، از «رودخانه‌ی یخ‌زده» درامی اثرگذار و تلخ می‌سازد که می‌توان از آن در حکم سند راستینی برای نمایش مشکلات زنان تنها استفاده کرد.

«رودخانه‌ی یخ‌زده» با این‌که در داستان خود به موضوعات مختلفی از جمله مهاجرت غیرقانونی و یا قاچاق انسان اشاره می‌کند، اما هرگز بر آن‌ها تاکید نمی‌ورزد تا مبادا با این کار خدشه‌ای به پیام اصلی خود وارد آورد. «کورتنی هانت» تلاش می‌کند تا در فیلم‌اش، اهمیت جایگزنی پاپکورن با گوشت، خریدن یک اسباب‌بازی گران‌بها و یا برپا کردن درخت کریسمسی باشکوه را محور قرار دهد و دلیل تلاش‌های بی‌وقفه‌ی قهرمان‌اش را در برآوردن چنین نیازهای به ظاهر ساده و پیش پا افتاده‌ای جست‌وجو نماید. مسائلی که ممکن است در ظاهر بی‌اهمیت به نظر آیند اما مگر نه این‌که بسیارند کسانی چون «ری ادی» که در سراسر دنیا تنها برای خوش‌حال کردن فرزندان خود به این در و آن در می‌زنند و در این راستا گاه به بیراهه کشیده می‌شوند.

به عبارت بهتر«ری ادی» و هم‌چنین لیلا نماینده‌ی زنانی هستند که شجاعانه به نبرد با مشکلات برمی‌خیزند و این چالش را نه برای خود و یا احقاق حقوق زنان، بلکه برای رفاه و آرامش فرزندان‌شان، به جان می‌خرند. از این رو «رودخانه‌ی یخ‌زده» می‌تواند بعدی وسیع‌تر به خود بگیرد و در نگاهی کلی‌تر، ستایشی باشد برای تمامی کسانی که برای رفاه عزیزان خود پا به مهلکه‌ای سخت و بعضن کشنده می‌گذارند تا نهایتن لبخندی را بخرند که بر لبان فرزندان‌شان نقش می‌بندد.

«رودخانه‌ی یخ‌زده» از فیلم‌نامه‌ای روان و کم کاراکتر اما ریزبین و نکته‌سنج بهره می‌برد که نمره‌ی بالای قبولی را برازنده‌ی فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان تازه‌کارش می‌نماید. از سوی دیگر بازی‌های قوی ملیسا لئو و هم‌چنین میستی اوپهام موجب شده تا این فیلم‌نامه‌ی سهل و ممتنع در مرحله‌ی اجرا نیز موفق از کار درآید و نهایتن به فیلمی اثرگذار بدل گردد.

نمایش بی‌عیب و نقص «ملیسا لئو» از زنی که یکه و تنها به نبرد با چالش عظیم پیرامون‌اش برمی‌خیزد، یادآور بازی حیرت‌انگیز او در نقشی تقریبنمشابه در فیلم «بیست‌ویک گرم» است و به حق شایسته‌ی نامزدی اسکار بود.

در این بین نباید از کنار فیلم‌برداری «رید مورانو» در القای فضای سرد و سنگین حاکم بر زنده‌گی «ری ادی» که گویی هم‌چون محیط زنده‌گی‌اش یخ‌بسته و منجمد است به ساده‌گی گذشت.

 

پایگاه اینترنتی برش‌های بلند، پایگاه تحلیلی خبری سینما

 

 مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی هفتادوهفت

 دوازدهم دی‌ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved