با شادباش ویژه به مناسبت فرا رسیدن شب«یلدا«که شب زایش نور است و تولد مهر، باید تاکید کرد مراسمی که در نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال به نام «یلدا» برپا می‌شود، سابقه‌ای چندین هزار ساله داشته و مربوط می‌شود به «ایزد مهر» و مخصوص اقوام«آریایی» است.

این جشن‌ها و مراسم نه تنها در ایران بلکه به انواع مختلف در میان اقوام آریایی هند وایرانی یا هند واروپایی (قوم ژرمن) در آغاز زمستان برپا می شود. اصطلاحات دیگری نیز در آغاز زمستان و بلندتر شدن مدت روز و تابش آفتاب وجود دارد، مانند «چله‌ی بزرگ» و «چله‌ی کوچک».

بنابرآن‌چه در کتاب‌های مختلف در مورد«مهر» و اثر اصلی آن یعنی اثرات نور در به وجود آوردن حیات در انسان‌ها و نباتات و حتا جامدات و مایعات نوشته شده، مرکزیت نور و حرارت «خورشید» می‌باشد. پس تجدید حیات مهر یا خورشید را که از اول دی ماه با افزایش روزانه‌ی حرارت و نور بر زمین باعث تجدید حیات موجودات می‌گردد، به منزله‌ی تولد خورشید که نماد نور ازلی و سرمدی می‌باشد، دانسته و آن شب را «یلدا» که معنی لغوی آن «تولد» است، نام نهاده‌اند. بنابراین «یلدا» به معنای زایش خورشید یا جشن تولد مهر بوده است.

در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد. در اوستا واژه‌ی  Saredha Sareda  «سَرِدَ، سَرِذَ» که مفهوم سال را می‌رساند، خود به معنای «سرد» است. این موضوع بیانی از بار مذهبی و معتقدات دینی را با خود به همراه  دارد، به دلیل این‌که مژده‌ی پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی و پیروزی مهر و خورشید است، آغاز سال بدین جهت و با توجه به بار مذهبی، اول دی‌ماه و آغاز زمستان بوده است.

به همین دلیل آغاز سال مسیحی در جهان مسیحیت که تحت نفوذ آیین میترایی بوده است، هنوز با آغاز زمستان شروع می‌شود. بسیاری از محققان بیست و پنجم دسامبر که امروزه به عنوان روز میلاد مسیح در میان بیش‌تر مسیحیان جشن گرفته می‌شود را برگرفته از جشن «یلدا» می‌دانند که بلندترین شب سال و پایان دوران تاریکی و ورود به جهان مهر و روشنایی قلمداد می‌شود.

ایرانیان باستان شب یلدا را شب تولد الهه‌ی مهر «میترا» می‌دانستند و به همین دلیل این شب را جشن می‌گرفتند و گرد آتش جمع می‌شدند و شادمانه رقص و پای‌کوبی می‌کردند.

مراسم تولد «میترا» به عنوان شبی مقدس همراه با آیین مهر یا «میترائیسم»، از طریق مانویان و نوافلاطونیان مشرق زمین، به اروپا رفت و پس از گسترش آیین مسیحیت، بسیاری از آداب و رسوم « کیش مهر» جذب آن شد و میلاد مهر، که به عقیده‌ی مهرپرستان، منجی بشریت در پایان دنیا خواهد بود، به مسیح منتسب شد و شب «یلدا» تبدیل شد به شب «نوئل» که در روز بیست‌وپنجم ماه دسامبر جشن گرفته می‌شود و چند شب با شب یلدای ما فاصله دارد. حتا درخت کاج آذین یافته نیز برگرفته از درخت سرو آذین یافته با نوارهای طلایی و نقره‌ای ایران باستان در دوره‌ی میترائیسم است.

ایرانیان باستان شب یلدا را شب تولد الهه‌ی مهر «میترا» می‌دانستند و به همین دلیل این شب را جشن می‌گرفتند و گرد آتش جمع می‌شدند و شادمانه رقص و پای‌کوبی می‌کردند.  شروع سال ایرانیان آغاز زمستان بود و تا مدت‌ها پس از آن‌که به جای انقلاب شتوی، اعتدال ربیعی را برگزیدند، سال نوی ایرانیان در آغاز زمستان قرار داشت. اهمیت فراوان خُرّم‌روز تا روز نخست از دی‌ماه و نیز شب یلدا یا شب اول زمستان که در واقع نوروز بوده است، به همین جهت است و مجلس «میزد» و سور و شادی و میهمانی و سفره‌ی ویژه‌ی یلدا، همان مراسم امروزی نوروز است.  

هم‌چنین پیشینیان نظر خاص دیگری در برگزاری این مراسم در پایان پاییز و آغاز زمستان داشته‌اند و آن ایجاد تعادل سرمایه و کمک به یک‌دیگر است. زیرا معمولن در میان ملل شرق، به خصوص اقوامی که امروزه خاور میانه نامیده می‌شوند، میهمان‌نوازی و دوستداری خویشاوندان، خاصه در میان ایرانیان، جای محکمی در قلب‌ها داشته و چون در اوایل پاییز کشاورزان محصولات خود را جمع‌آوری کرده، آن چه فروختنی باشد به فروش رسانیده و آن چه نگه‌داری آن امکان‌پذیر باشد، برای روزهای مبادا نگه‌داری می‌شده، در دو ماه پاییز پس از برداشت محصول، عملن کار زیادی نداشتند.

به جز این به دنبال هفت هشت ماه کار خسته کننده، در ماه‌های پایانی پاییز به ویژه این که هوا هم رو به سردی بود، استراحت می‌کردند، این استراحت ممتد، سبب کثیف شدن خانه و اثاثیه با توجه به وضع زنده‌گی آن دوره ( کرسی و دود چوب) می‌شد که ادامه‌ی آن باعث بروز بیماری‌ بود. در این بین، رفت و آمدها هم کم می‌شد و اطلاع از حال و احوال یک‌دیگر هم کمتر بود، پس لازم می‌آمد تغییراتی در خانه‌ها و میوه و خواربار ذخیره شده داده شود.

بنابراین تاریخ معینی را برای این ایام مشخص کردند که بهترین تاریخ، همین روزهای اول زمستان بود که هوا آن‌چنان سرد نبود. پس با هم‌فکری ریش سفیدان در طول سال‌های متمادی، جشن و مراسم «یلدا» را پدید آوردند تا نخست خانه‌تکانی مفصلی در خانه‌ها انجام شود و برای پذیرایی‌ها و دید و بازدید‌ها آماده شوند. دوم این که نظافت و شست‌وشوی همه‌ی خانه، به شکلی همه‌گانی  صورت گیرد و در این بین، قهرها و کدورت‌ها هم تبدیل به صلح و صفا شود.

دیگراین که کشاورزان میوه و خشک‌بار و سایر لوازم خوراکی و هم‌چنین صنعت‌کاران محلی، محصولات دستی خود را به بازار عرضه کنند و ثروت‌مندان و بازرگانان مشغول خرید شده و سرمایه‌ها از حالت رکود و سکون بیرون آید و به جریان افتد که حاصل آن به دست آمدن ذخایر مادی و تهیه‌ی مایحتاج و وسایل کشت آینده و رونق زنده‌گی خانواده‌ها می‌شد.

جشن و سرور و بازدید و میهمانی‌ها در این ایام، همه‌گانی است و این نشانی است از آن که همه با هم حس برادری و خواهری داشتند و همه دارای فکر و اندیشه‌ی هماهنگ بوده‌اند. چه بسا در این شب یعنی شب «یلدا» و در پی همین رفت و آمدها و پذیرایی‌ها، کدورت‌ها و نزاع‌ها جای خود را به گذشت و وفاق می‌داد و صلح و صفا جانشین آن می‌شد.

در منابع تاریخی به‌طور مکرر از شب «یلدا» نام برده شده است. مثلن«ثعالبی» تاریخ نویس مشهور این شب را مصادف با تولد حضرت عیسا دانسته و نوشته است که این شب، درازترین شب سال است. دیگر مولفان هم از زمان‌های قدیم در کتاب‌های خود به نام «یلدا» توجه داشته‌اند. 

شاعران دوران گذشته نیز در شعرهای خود از شب «یلدا» نام برده و مفاهیم تاریکی و بلندی این شب را آورده‌اند، از جمله:

سعدی:

برآی ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد

که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه پُر و نیم

 

خاقانی:

آری که آفتاب مجرد به یک شعاع

بیخ کواکب شب یلدا برافکند

 

سیف اسفرنگی:

سخن‌ام بلندنام از سخن تو گشت و شاید

که درازنامی از نام مسیح یافت یلدا

 

عنصری:

چون حلقه ربایند به نیزه، تو به نیزه

خال از رُخ زنگی بربایی شب یلدا

 

سفره‌ی شب یلدا، سفره‌ی «میزد» Myazd  است و «میزد» عبارت است از میوه‌های تر و خشک، هم‌چنین آجیل یا به عبارت زرتشتیان «لُرک» Lork  که از لوازم این جشن و لیمه‌ای بود که به افتخار و ویژه‌گی «اورمزد» و «مهر» یا «خورشید» برگزار می‌شد.

به مناسبت آغاز غلبه‌ی خورشید و ازدیاد تدریجی طول روز، و لاجرم شکست اهریمن و ولادت مجدد مهر جهان‌تاب، تیره‌گی اهریمنی دیرپای، یلدا را به صبح روشن «اورمزدروز» از دی‌ماه می‌رساندند. ماهی متبرک و روزی مقدس که نام ماه و روز به نام دادار بود.

جشن یلدا بر همه‌ی ایرانیان و دوستداران فرهنگ ایرانی خجسته باد.

 

 منابع:

 جشن‌های آتش، تالیف هاشم رضا

دیوان سعدی، خاقانی، عنصری، سیف اسفرنگی.

 

 فرید ستوده - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی هفتادوشش

 بیست‌وهشتم آذرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved