درگذشت «محمد عاصمی» ناشر مجله‌ی کاوه در مونیخ

محمد عاصمی، بازیگر تئاتر و از شاگردان عبدالحسین نوشین، پژوهشگر و روزنامهنگاری که از پس از وقایع بیست‌وهشتم مرداد ماه 1332 در آلمان سکونت داشت، مدت کوتاهی پس از ابتلا به بیماری سرطان در روز شنبه بیست‌ویکم آذر ماه در بیمارستانی در مونیخ درگذشت. او هنگام مرگ چهل‌وهشت سال داشت.

به نوشته‌ی فیروزه خطیبی در وب‌سایت صدای امریکا، «محمد عاصمی» زاده‌ی شمال ایران و ازعاشقان مظاهر و نمودهای فرهنگی و هنری ایران بود. او که در نوجوانی به خاطر نوشتن اشعار و داستانهای کوتاه رمانتیک و عاشقانه در نشریات آن زمان به معروفیت رسید، کارهنری را با سرودن اشعار حماسی آغاز کرد که با نام مستعار «شرنگ» در نشریات چپگرای دوران پر تلاطم پس از شهریور بیست منتشر میشد. «خاطرات یک معلم» و «سیما جان» از جمله کتابهایی است که از آن دوران از محمد عاصمی به یادگار مانده است. «سیما جان» مجموعهای از نامههایی است که با نثری شاعرانه و سرشار از احساس و عاطفه به رشته‌ی تحریر درآمده و پس از انتشار در مجله‌ی«امید ایران » به صورت کتابی مستقل در ایران چاپ شده است. کتابی که به قول معروف «کتاب بالینی» هزاران جوان ایرانی به ویژه جوانان و نوجوانانی بود که اهل ذوق و احساساتی و در عنفوان جوانی، دلباخته و عاشق دختری به همین نام یعنی «سیما» میشدند.

عاصمی در همان دوران در تئاتر سعدی که تحت نظر عبدالحسین نوشین، استاد تئاتر، اداره میشد، به آموختن فنون بازیگری پرداخت و از شاگردان برجسته‌ی این استاد به شمار میرفت. او با استفاده از مهارتهایی که در فن بیان و بازیگری به دست آورده بود، شیوه‌ی تازهای از دکلمه‌ی اشعار و قعطات ادبی را ابداع کرده بود که تماشاگران از تماشای آن به شدت به شور و هیجان میآمدند.

محمد عاصمی که از اعضای کمیته‌ی مرکزی حزب توده‌ی ایران بود، پس از کودتای بیست‌وهشت مرداد ماه 1332 در ایران تحت پیگرد قرار گرفت و به اجبار راه تبعید و زنده‌گی در غربت را در پیش گرفت و در آلمان اقامت گزید. عاصمی از سال  1342 به انتشار یک نشریه‌ی فرهنگی و اجتماعی فارسی زبان در برلین دست زد و به یاد و احترام سید حسن تقی زاده، علامه قزوینی و محمدعلی جمالزاده که در حدود نیم قرن پیش از او در همین شهر به انتشار نشریهای به نام «کاوه» دست زده بودند آن را «کاوه» نامید.

در طول سالیان، نشریه‌ی «کاوه» چاپ آلمان به سردبیری محمد عاصمی، پایگاهی فرهنگی و مکانی برای انتشار آثار بزرگان فرهنگ و ادب فارسی چون بزرگ علوی، دکتر پرویز ناتل خانلری، سعیدی سیرجانی، محمود تفضلی، علی دشتی و محمدعلی جمالزاده بود. آثار این چهرههای برجسته‌ی ادبی و نیز ده ها تن از نویسنده‌گان و متفکران دیگر در طول سالیان در نشریه‌ی کاوه به چاپ رسیده است.

او در این سال های واپسین، بازگشتی دوباره به نام مستعار «شرنگ » کرده بود و برخی از مقالات خود را با همین نام امضا میکرد. او در بخش سخن آخر در چهلوششمین شماره‌ی نشریه‌ی کاوه نوشته بود: «چهل و شش سال در واقع نیم بیشتری از زندگانی من است که در راه مبارزه با تیره‌گیهای جهل و خرافات و رهایی از ظلم و سیاهیها وتباهیها گذشته است و حتا در این دوران کهنسالی نیز امید خود را نسبت به آینده‌ی درخشان ایران از دست ندادهام و میدانم که این شام صبح گردد و این شب سحر شود.»

 

 

نخستین سالگرد درگذشت «ارحام صدر»

بیست و چهارم آذرماه نخستین سالگرد درگذشت «رضا ارحام صدر» بازیگر باارزش و پيش‌كسوت تئاتر و سينمای ایران است که در سن هشتاد و پنج ساله‌گی در منزل خود در اصفهان درگذشت.

رضا ارحام‌صدر ارديبهشت ماه ‌1302 در محله‌ی باقلعه‌ی بخش ‌چهار اصفهان متولد شد و فعاليت هنری خود را از سال ‌1326 و بازی در تئاتر آغاز كرده و در واقع از پايه‌گذاران تئاتر در اصفهان محسوب می‌شود.

او هم‌چنين در سال ‌1336 با فيلم «شب نشينی در جهنم» وارد سينما شد و سپس در فيلم‌هايی چون «علی واكسی»، «ستاره‌ای چشمك زد»، »مردان خشن»، «جعفرخان از فرنگ برگشته»، «نصف جهان» و «افسانه‌ی شهر لاجوردی» بازی كرد.

آخرين فعاليت سينمايی اين بازيگر كه به دليل كهولت سن كم‌كار بود، به فيلم ويديويی «درسا» اثر«محسن دامادی» در سال 1384 بود.

فيلم مستند «شكرپاره» نیز ضمن نمايش قطعاتی از فيلم‌ها و نمايش‌های «رضا ارحام‌صدر»، به مرور خاطرات وی پرداخته است.

پيكر «رضا ارحام‌صدر» بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينمای ايران روز بیست و پنجم آذر ماه در قطعه‌ی باغ‌ رضوان اصفهان آرام گرفت. روحاش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

انتشار دو کتاب «شاملو» در سالروز تولد او

به گزارش رادیو فردا، همزمان با بیست‌ویکم آذرماه، هشتاد و چهارمین سالروز تولد احمد شاملو، دو اثر از قدیمی‌ترین نوشته‌های او در حوزه‌ی کودکان با نام‌های «قصه‌ی دروازه بخت» و «بارون» با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر در شهر کتاب تهران رونمایی شد. تصویرسازی این دو اثر را «ابراهیم حقیقی» انجام داده است.

«آیدا سرکیسیان» همسر«احمدشاملو» نیز در گفت‌وگویی با رادیو فردا گفت:«امسال هم‌چون سال‌های گذشته، دوستان شاملو در خانه‌ی او گرد هم آمدند و با نواختن موسیقی و خواندن شعر و گفتن خاطره، یاد او را زنده نگه داشتند.»

احمد شاملو یکی از مطرح‌ترین چهره‌های معاصر ایران از پیش‌تازان ترویج فرهنگ و ادبیات پیشرو بود.او در بيش از نيم قرن فعاليت ادبی، آثاری گران‌بها در عرصه‌های مختلف شعر، پژوهش، روزنامه‌نگاری، ترجمه و ادبیات کودکان از خود به يادگار گذاشت.
قصه‌ی خروس زری پیرهن پری و یل و اژدها، قصه‌ی هفت کلاغون، پريا، ملکه‌ی سايه‌ها، چی که دوستم داشتن، دخترای ننه دريا و قصه‌ی مردی که لب نداشت از جمله آثار احمد شاملو در حوزه‌ی ادبيات کودکان هستند.

شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای او است. او پس از تجربه‌های شعری‌اش در قالب‌های کهنه، تحت تأثیر نیما یوشیج پدر شعر مدرن فارسی، سبکی را ابداع کرد که نام‌اش را شعر سپید گذاشت.آقای شاملو اولین شعر سپیدش را با نام «تا شکوفه سرخ یک پیراهن» در سال 1329 نوشت و سپس مجموعه‌ی شعر «آهن‌ها و احساس» را در همین سال منتشر کرد.

اما نام شاملو پس از آن بر زبان‌ها افتاد که مجموعه‌ی شعر «قطعنامه» وی با مقدمه‌ی «فریدون رهنما» در سال 1330 منتشر شد. هوای تازه، باغ آینه، لحظه‌ها و همیشه، آیدا در آینه، آیدا، درخت و خنجر و خاطره، ققنوس در باران و ترانه‌های کوچک غربت از دیگر مجموعه شعرهای مطرح او هستند.

از دیگر آثار ماندگار او می‌توان به کتاب کوچه (دایره‌المعارف فرهنگ عامیانه‌ی مردم ایران) اشاره کرد. شاملو نزدیک به سه دهه مشغول جمع‌آوری اطلاعات و تنظیم کتاب کوچه بود که تاکنون تنها چهارده جلد آن به چاپ رسیده است. تنطیم و چاپ ادامه‌ی این این مجموعه‌ی عظیم را پس از مرگ شاملو، همسرش آیدا سرکیسیان برعهده گرفته است.

احمد شاملو که بسیاری از آثارش به زبان‌های متعددی ترجمه و منتشر شده است در طول حیات خود توانست جایزه‌ی سازمان حقوق بشر نیویورک، جایزه‌ی استیگ داگرمن و جایزه‌ی واژه‌ی آزاد هلند را دریافت کند.

احمد شاملو در بیست‌ویکم آذر 1304 به دنیا آمد و در دوم مرداد 1379 در کرج درگذشت.

 

 

زنده‌گی برادران مایکل جکسون موضوع یک سریال تلویزیونی

چهار برادر باقی مانده از گروه «جکسون فایو» Jackson Five که مایکل جکسون فقید در صدر آنان قرار داشت تصمیم گرفتند تا دعوت تهیه کننده‌گان را برای شرکت در یک برنامه‌ی تلویزیونی هفته‌گی Reality Show شرکت کنند. دراین نوع برنامهها تماشاگران شاهد وقایع حقیقی زنده‌گی شخصیتهای مختلف در برنامه هستند و از جزئیات اخلاق و روحیات ستاره‌گان آن چه معروف و گاه حتا گمنام آگاه میشوند.

به گزارش صدای امریکا، مارلون جکسون، در یک کنفرانس خبری دلیل حضور خود و دیگر اعضای گروه در این برنامه هفته‌گی تلویزیونی را «به نمایش گذاشتن زنده‌گی واقعی خانواده‌ی جکسون، فرصتی برای از بین بردن ابهامات و شایعات و شناساندن روح حقیقی اعضای گروه جکسون فایو به دوستداران آنان» خواند.

مارلون جکسون گفت: «ما فقط میخواهیم به جهانیان نشان بدهیم که ما هم مثل آنها انسانهایی معمولی هستیم.» جرمین جکسون در ادامه‌ی سخنان برادر خود گفت: «دقیقن همین است که مارلون گفت. زمان آن رسیده است که مردم به جای خواندن مجلات جنجالی، با خود ما از نزدیک آشنا بشوند.»

برادران جکسون، «جکی» هشتادوپنج ساله، «تیتو» پنجاه‌وشش ساله، «جرمین» پنجاه‌وچهار ساله و «مارلون» پنجاه‌ودو  ساله هستند و این بار برای تبلیغات شوی تازه‌ی خود در شبکه‌ی تلویزیونی A&E گردهم آمدهاند. این برنامه‌ی «جکسونها: یک خانواده‌ی سلطنتی» نام دارد و از هفته‌ی آینده از این شبکه‌ی سراسری امریکا به نمایش گذاشته خواهد شد.

موضوع جالب توجه اینجاست که این شوی تلویزیونی، ماهها پیش از مرگ نابهنگام مایکل جکسون به علت استفاده از داروهای مخدر برنامهریزی شده بود. این سریال شش قسمتی، قرار بود تا دریچهای باشد به داخل زنده‌گی این خاندان اسرارآمیز.

با گشوده شدن این پرده‌ی ابهام اعضای خانواده‌ی جکسون به نظر مردانی ساده، گاه پُرحرف، برخی اوقات حتا کودن و بداخلاق آمدند. مردانی معمولی که برحسب اتفاق به یکی از معروفترین خانوادههای دنیای موسیقی پاپ تعلق دارند. مردانی که هنوز هم نتوانستهاند به درستی با مسئله‌ی ویرانگر از دست دادن مایکل رویارو شوند.

فکر ساختن یک شوی Reality از اعضای گروه «جکسون فایو» اولین بار بیش از یک سال پیش از طریق شرکت تبلیغاتی Point Seven به شبکه تلویزیونی A&E پیشنهاد شد. این شوی واقعگرا، برادران جکسون را  درحال آماده شدن  برای اجرای کنسرتهایی در یک  تور جهانی به مناسبت چهلمین سالگرد آغاز کار گروه «جکسون فایو» نشان میدهد. تماشاگران پا به پای گروه، شاهد مسایل و درگیریهای مختلف آنان هستند و کم کم با شخصیت و روحیه‌ی یک یک برادران جکسون آشنا میشوند و آنچه را که در طول سالها درذهن خود داشتهاند به بوته‌ی آزمایش میگذارند.

جودی گومز تهیه کننده‌ی این برنامه‌ی تلویزیونی میگوید: «بگذارید برای یک بار هم که شده برادران جکسون واقعی را از نزدیک همانطور که هستند بشناسیم.»
باب دبیتو، رییس شبکه‌ی تلویزیونی (A&E) میگوید: «ما واقعن مجبور نبودیم در مورد این مسئله دوبار فکر کنیم. ما فورن تصمیم گرفتیم و هیچ یک از دستاندرکاران هم نپرسیدند خوب با این برنامه چه‌گونه برخورد کنیم. همه چیز از همان اول سرجای خودش قرار داشت.»

فیلمبرداری سریال «برادران جکسون» از ماه ژانویه‌ی امسال آغازشد و تا اوائل ژوئن به طول انجامید. در این مدت برادران جکسون از شهرهای محل زنده‌گی خود در محل فیلمبرداری جمع شدند. «مارلون» از آتلانتا، «جکی» از لاس وگاس، «جرمین» از کشورعربی بحرین و «تیتو» از شهری در حومه‌ی لس‌انجلس گردهم آمدند. فیلم روی یک محور طراحی شده و موضوعدار میچرخد اما گاه در میان حرفها و شوخیها، لحظههای عمیق تری جلوهگر میشوند. مثل زمانی که «جرمین» به برادران خود میگوید او چه حسی داشت هنگامی که همه‌ی آنها به شرکت صفحه پرکنی « CBS» پیوستند و او به تنهایی به عنوان «هنرمند سولو» در «موتاون» Motown باقی ماند.

البته ایست قلبی و مرگ ناگهانی مایکل جکسون در ماه ژوئن، ناگهان جنبههای دراماتیک وپیشبینی نشده‌ی تازهای به این برنامه بخشید.

 

 

هرتا مولر: من میهن ندارم

هرتا مولر برنده‌ی جایزه‌ی ادبیات نوبل را «خانم ناآرام ادبیات سیاسی مدرن» خوانده‌اند. او از زبان برای برهنه کردن رژیم‌های تمامیت‌خواه استفاده می‌کند. هر واژه‌ی‌ او همدردی با انسانی است که نباید در برابر فشار دیکتاتوری خم شود.

به گزارش دویچه‌وله، «هرتا مولر» روز هشتم دسامبر، جایزه‌ی ادبی نوبل را از آکادمی سلطنتی سوئد در استکهلم دریافت کرد. در روزهای گذشته رسانه‌های جمعی نقدها، مصاحبه‌ها و گزارش‌های بیشماری درباره‌ی این «سیمای ناآرام ادبیات مدرن» منتشر کرده‌اند.

هرتا مولر در رومانی به دنیا آمده اما تمام آثار خود را به زبان آلمانی منتشر کرده است. بنیاد نوبل، از او به عنوان «نویسنده‌ای از آلمان» نام برد. اما خانم مولر خود را متعلق به هیچ کشوری نمی‌داند. او می‌گوید: «پس از انتشار کتاب "پستی‌ها" هم‌میهنان‌ام مرا طرد کردند. آنها می‌گویند حال که از رومانی رفته‌ام، دیگر نباید کاری به کار این کشور داشته باشم... و بعد با پلیس امنیتی رومانی سروکار پیدا کردم... از رومانی به آلمان فرار کردم، اما خیال نمی‌کنم که اینجا هم وطن من باشد. البته اینجا زنده‌گی می‌کنم، اما اینجا موطن من نیست چون مال اینجا نیستم، مال آنجا هم نبودم، آنجا را رها کردم چون به آنجا تعلق نداشتم.»

اما هرتا مولر بالاخره خود را نویسنده‌ای آلمانی می‌داند، چون به این زبان می‌نویسد. او در دامان این زبان بزرگ شده و سپس در پانزده ساله‌گی زبان رومانیایی را فرا گرفته است. به گفته‌ی خودش: «راست‌اش نمی‌دانم کجایی هستم. شاید از هر دو چیزی گرفته‌ام، و شاید از هیچ یک چیزی با خود ندارم.»

بنیاد جایزه‌ی نوبل، از «هرتا مولر» به خاطر مقاومت شجاعانه‌ی این نویسنده‌ی پنجاه‌وشش ساله در برابر دیکتاتوری کمونیستی در رومانی قدردانی کرد. سخنگوی هیات ژوری جایزه‌ی نوبل در این باره گفت: «خانم مولر جوهر زیبای مقاومت را در کارهای خود نشان داده است. قدرت زبان در نثر او خواننده را از لحظه‌ی اول میخکوب می‌کند. او از مسایلی حیاتی سخن می‌گوید که ارزش مبارزه دارند.»

هرتا مولر در آثار خود پدیده‌ی دیکتاتوری و ریشه‌های آن را در رومانی نشان می‌دهد: «فکر نمی‌کنم تحت تعقیب باشم، اما هر وقت به رومانی می‌روم حس می‌کنم که سازمان امنیت همچنان فعال است. از اوضاع فعلی خبر ندارم و سر در نمی‌آورم که چرا همچنان برای سازمان امنیت جالب توجه هستم.»

خانم مولر در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی «زوددویچه تسایتونگ» می‌گوید که از مهاجرت به آلمان که در سال 1987 روی داد، همیشه خوشحال بوده است. او می‌گوید زنده‌گی در رومانی او را به قدری خرد و داغان کرده بود، که برای مدتی مدید در خود شهامت مهاجرت نمی‌دید.

درباره‌ی میهن اول خود می‌گوید: «در رومانی شاید کتاب‌هایم را دوست داشته باشند، اما از خودم خوششان نمی‌آید، چون من هنوز چیزهایی درباره‌ی رومانی می‌گویم که خوشایند نیست: به نظر من در این کشور هنوز دموکراسی وجود ندارد و فساد بی‌داد می‌کند، و دستگاه امنیتی سابق هم تا حد زیادی به شیوه‌ی سابق فعال است.»

 

 

هنرمندان در «روز جهانی هنر در حمایت از جنبش حقوق مدنی»

به گزارش رادیو فردا، در ششمین ماه پس از آغاز اعتراض‌ها، شمار زیادی از هنرمندان ایرانی و غیرایرانی در بسیاری از شهرهای جهان گردهم آمدند و تحت عنوان «روز جهانی هنر در حمایت از جنبش حقوق مدنی ایران» پشتیبانی خود را از جنبش اعتراضی در ایران اعلام کردند. جنبشی که در ایران و جهان به جنبش سبز شهرت یافته است.

گروه «اتحاد برای ایران»، از سازمان‌دهنده‌گان این گردهم‌آیی جهانی بود که آن را پیامی «به افتخار و یادبود جنبش حقوق مدنی در ایران» نامیده است.
«فیروزه محمودی» از اعضای این گروه به رادیو فردا می‌گوید: نشست اول ما در اوایل ژوئیه تشکیل شد و برنامه‌ی اولمان را، سازماندهی کردیم . و در آن زمان در صدوده شهر سراسر دنیا در یک روز، تظاهرات برگزار شد.

او گفت ما با افراد مختلفی در تماس بودیم . کاری که ما می‌کنیم بیش‌تر یک کار شبکه‌ای است که گروه‌های مختلف را به هم ربط می‌دهد و کارهای هماهنگکننده را انجام میدهیم. روز شنبه دوازدهم دسامبر «روز هنر» نامگذاری شده بود و روز پنجشنبه نیز روز بین‌المللی حقوق بشر و دقیقن ششمین ماهگرد انتخابات ایران بود. بنابراین ما این روز را انتخاب کردیم تا کماکان پشتیبانی خود را برای ایران ادامه دهیم.

این برنامه تقریبن در سی شهر در سراسر دنیا که اکثر این شهرها در اروپا، کانادا و امریکا هستند اجرا می‌شود. برنامه متشکل از بخش‌های مختلفی در یک مکان مشخص است، راهاندازی گالری عکس از هنرمندان، جلسات شب شعر و اجرای موسیقی بخشی از این برنامه‌هاست و در شهرهایی از جمله تورنتو، ونکوور، لندن، سانفرانسیسکو، نیویورک، بیکشک، توکیو و چند شهر آلمان برگزار می‌شود و هنرمندان مختلفی هم در بسیاری از این شهرها برنامه اجرا می‌کنند.
ما با کسانی که نتوانسته‌اند جزو شرکت کننده‌گان این برنامه‌ها باشند تماس گرفته‌ایم و پیام آنان را خطاب به مردم ایران در وب‌سایتمان گذاشته‌ایم. به اعتقاد من مهم‌ترین کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم این است که گروه‌های مختلف را به همدیگر وصل کنیم و اگر کاری از دستمان برمی‌آید حتمن انجام دهیم.


 

 

نمایشگاه رباعیات «خیام» در لندن

به یادبود صد و پنجاهمین سالگرد ترجمه و انتشار اشعار خیام نمایشگاه «رباعیات عمر خیام» چهاردهم دسامبر در لندن افتتاح شد. این نمایشگاه داستان آشنایی و شیفته‌گی یک نویسنده‌ی انگلیسی با اشعار یک دانشمند و شاعر ایرانی را بازگو می‌کند.

به گزارش دویچه‌وله، به یادبود صدوپنجاهمین سالگرد ترجمه و انتشار رباعیات حکیم عمر خیام توسط ادوارد فیتز جرالد (Edward FitzGerald) روز چهاردهم دسامبرامسال، نمایشگاهی در کتابخانه‌ی بریتانیا (The British Library) کار خود را آغاز می‌کند. در نمایشگاه «رباعیات عمر خیام» در جنب نسخه‌های قدیمی دیوان خیام چاپ جدید رباعیات با تصاویر نیروت پوتاپی پات نیز به نمایش گذاشته شده‌است.

در نمایشگاه لندن در مجموع چهل‌وهشت آثار دیدنی مانند جلدهای جواهرسازی شده دیوان خیام، یادبودهایی از «کلوب رباعیات» در انگلیس و نامه‌های ادوارد فیتزجرالد به جرج بارو (George Borrow) در باب رباعیات خیام نشان داده می‌شود.

ادوارد فیتزجرالد (1809 میلادی - 1883میلادی) در ماه دسامبر سال 1859 میلادی برای نخستین بار رباعیات خیام را به زبان انگلیسی ترجمه کرده و تحت عنوان «رباعی» منتشر کرد. او در ترجمه‌ی خود رباعیات خیام را تفسیر کرده و برداشت‌های شخصی خود را نیز بازمی‌تاباند. با وجود این ترجمه‌های وی سهم به‌سزایی در شناساندن عمر خیام به جهانیان داشته است.

رباعیات خیام پس از انتشار محبوبیت فراوانی در انگلیس کسب کرده واکنون یکی از مشهورترین آثار کلاسیک در جهان به حساب می‌آید. از آن زمان تا کنون رباعیات خیام به هشتادوپنج زبان گوناگون ترجمه شده‌است. امروزه حدود دوهزار ترجمه‌ی مختلف از رباعیات در جهان موجود است و تعداد بیشماری از نسخه‌های قبلی چندین بار تجدیدچاپ شده‌اند.

حال حاضر صدوسی نسخه‌ی خطی مصور از مجموعه‌ی رباعیات خیام در کتابخانه‌های مختلف جهان مانند «کتابخانه‌ی بریتانیا» نگهداری می‌شود. می‌توان گفت که جالب‌ترین نسخه‌ی رباعیات خیام کتابی است که تحت عنوان «عمر اعظم» (The Great Omar) شهرتی اسطوره‌ای دارد. به گفته اورسلا زیمز- ویلیامز (Ursula Sims-Williams)، مدیر اجرائی نمایشگاه «رباعیات خیام» در لندن، نقل سرگذشت کتاب «عمر اعظم» خود به تنهایی قفسه‌ی کتابی را پر خواهد کرد.

نسخه‌ی اصلی «عمر اعظم» را صحافی به نام فرانسیس ستکلایف (Francis Sutcliffe) پس از دو سال تلاش، در سال 1912 میلادی به اتمام رساند. به‌دنبال بحران اقتصادی در انگلیس یک امریکایی این کتاب نفیس را با قیمت ارزان خریداری کرده و در هنگام بازگشت به امریکا با کشتی تایتانیک همراه برد. این نسخه همراه با کشتی تایتانیک در اقیانوس غرق شد.

نمایشگاه «رباعیات عمر خیام» داستان آشنایی و شیفته‌گی یک نویسنده‌ی انگلیسی قرن نوزدهم با اشعار یک دانشمند و شاعر ایرانی قرن یازدهم را بازگو کرده و آشنایی جهانیان با حکیم عمر خیام و رباعیات او را در مرکز توجه قرار می‌دهد.

نمایشگاه «رباعیات عمر خیام» تا بیست‌ویکم فوریه‌ی سال ۲2010 میلادی در «کتابخانه‌ی بریتانیا» برپا خواهد بود. در کنار آن برنامه‌های گوناگونی مانند کنسرت موسیقی اصیل ایرانی و شب شعرخوانی به یادبود صدوپنجاهمین سالگرد انتشار رباعیات خیام در انگلیس و همچنین بزرگداشت دویستمین سالگرد تولد «ادوارد فیتزجرالد» در لندن برگزار می‌‌شود.

 

 

جنجال بستری شدن «جانی هالیدی» در بیمارستاین در لس‌انجلس

جانی هالیدی، خواننده‌ی شصت‌وشش ساله‌ی پاپ و راک اندرول فرانسه که در اوان جوانی به معروفیت ومحبوبیت شگفتآوری دست یافت، ضمن تدارک مقدمات اجرای دوره‌ی کنسرتهای «خداحافظی» در آخرین تور جهانی خود به نام «جاده‌ی شصت‌وشش»  ناگهان در بیمارستان سیدارساینای شهر لس‌انجلس بستری شد

به گزارش صدای امریکا، جانی هالیدی که به نام «الویس فرانسه» نیز شناخته شده است، خواننده، آهنگساز و بازیگر سینمای فرانسه است که برای نخستین بار موسیقی راک اند رول به شیوه‌ی اجرای پرشور و هیجانآور الویس پریسلی را به فرانسویان معرفی کرد. «جاده‌ی شصت‌وشش» نام یکی از معروفترین و قدیمیترین بزرگراههای ایالات متحده‌ی امریکاست که از شرق تا غرب این کشور ادامه دارد و انتخاب این عنوان که اشاره به سن «جانی هالیدی» دارد، توسط این خواننده نوعی سرسپاری او به موسیقی راک اندرولی است که پایهگذاران آن، موسیقیدانهای پیشکسوت امریکایی از جمله «الویس پریسلی» بودهاند.

از لحظه‌ی پخش خبر بستری شدن «جانی هالیدی» در بیمارستان، خیابانهایی که در مجاورت این بیمارستان قرارگرفتهاند تبدیل به «کمپ» خبرنگارانی که اکثر آنها فرانسوی و اروپایی هستند شده است. این جمعیت و وسایل کار آنها موجب راهبندان در بخشی از این خیابانها شده است. این درحالی است که اغلب مردم و رهگذران امریکایی کوچکترین شناختی از «جانی هالیدی» ندارند، اما خبرنگاران فرانسوی هر لحظه اخبار به دست آورده از شرایط مزاجی این خواننده‌ی محبوب و معروف فرانسوی را به فرانسه مخابره میکنند. 

با حضور خبرنگاران و شبکههای خبری بینالمللی در مقابل بیمارستان، کم کم ماجرای جراحی «جانی هالیدی» و نگرانیهایی که در اطراف مسئله «کما» یا بیهوشی عمدی او به چشم میخورد وسعت گرفت و برخی از هوادارانی که به شدت نگران سلامتی «جانی هالیدی» بودند، این مسئله‌ی مبهم پزشکی و وقایع پس از آن را  با ماجرای مرگ نابهنگام ابرستاره‌ی موسیقی پاپ امریکا، «مایکل جکسون» مقایسه میکردند، تا جایی که مسئله‌ی بستری شدن و عمل جراحی جانی هالیدی، حتا رییس جمهوری فرانسه، «نیکولا سارکوزی» را هم به خود جلب کرد و او را وادار ساخت تا در این رابطه پیامی برای ملت فرانسه بفرستد. «سارکوزی» در یک کنفرانس خبری ضمن آنکه جانی هالیدی را یک «شخصیت هنری دوست داشتنی ومحبوب فرانسوی» میخواند، خطاب به هواداران نگران این خواننده در فرانسه گفت: «من شک ندارم که جانی هالیدی از کما بیرون خواهد آمد و سلامتی خود را هرچه زودتر بازخواهد یافت. او یک انسان قوی و نیرومند است.»

با این همه اعلام شد جانی هالیدی بالاخره از کما خارج شده و با اعضای خانواده‌ی خود صحبت کرده است، فرانسویها هنوز هم نگران وضع مزاجی او بودند. «شارل آزناوور» خواننده‌ی قدیمی و یکی ازدوستان نزدیک «جانی هالیدی» به خبرنگاران گفت که «جانی به محض به هوش آمدن دست همسرش لاتیسیا را به دست گرفت و گفت خیلی خوب بیا از اینجا برویم!» آزناوور اضافه کرد که هرچند حال هالیدی رو به بهبود است اما او نیاز به استراحت دارد و بهتر است که خبرنگاران فعلن او را تنها بگذارند.

جانی هالیدی دوشنبه‌ی هفته‌ی قبل به بیمارستان انتقال یافت و در طول هفته‌ی گذشته، اخبار مربوط به او در صدر خبرهای روزنامههای داخلی فرانسه و اروپا قرار داشته است.

 

 

یک الماس آبی رنگ بسیار نادر در موزه‌ی واشنگتن

خبرآنلاین اعلام کرد به گزارش واحد مرکزی خبر، خبرگزاری فرانسه از واشنگتن گزارش داد، برای نخستین بار، «فیلیپ چهارم» پادشاه اسپانیا در سال 1664 این الماس را به دخترش هدیه داد و در سال 1772 به تملک حراجی «ویتلشباخ گراف» در ایالت باوارای آلمان درآمد.

این الماس یک بار به سرقت رفت ولی درنهایت بهطور اسرارآمیزی در نمایشگاه سال 1958  بروکسل به نمایش عموم گذاشته شد و این بار پس از پنجاه سال، در موزهای در واشنگتن، هزاران تماشاگر مشتاق از دیدن آن لذت میبرند.

این الماس آبی رنگ قرار است در موزه‌ی تاریخ طبیعی واشنگتن در کنار الماس آبی رنگ مشهور دیگری به نام «هوپ» که چهلوپنج ونیم قیراط وزن دارد، به نمایش گذاشته شود. این دو الماس هر دو از یک معدن در هند استخراج شدهاند.


 

مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی هفتادوشش

بیست‌وهشتم آذرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved