«شهرام شب‌پره» آوازخوان، نوازنده و بازیگر سینما، یکی از معدود خواننده‌گان ایرانی است که با خواندن آهنگ‌هایی به زبان انگلیسی به شهرت رسید و اولین برنامه‌ی آواز را با خواندن آهنگ‌های ریتمیک و پُرتحرک خارجی در برنامه‌ی استودیو«ب» تلویزیون ارایه کرد.

در وب‌سایت رسمی «شهرام» لقب «سلطان پاپ ایران» برای او نوشته شده است. من به هیچ عنوان با لقب‌های اهدایی به آوازخوانان موافق نیستم، به‌نظرم کار بیهوده‌ای است و در پاره‌ای موارد حتا خنده‌دار. با این حال گمان می‌کنم «شهرام شب‌پره» سلطان ریتم باشد، البته نه به عنوان لقب، که ریتم ترانه‌هایش گویای این عنوان است.ا

شهرام در شانزدهم اسفندماه سال 1326 خورشیدی، در خانواده‌ای به‌گفته‌ی خودش«ارتشی- فرهنگی» در تهران به‌دنیا آمد. پدرش سرهنگ ارتش بود و مادرش معلم و درعین حال علاقه‌مند به موسیقی. همه‌ی اعضای خانواده‌ی او بدون استثنا اهل موسیقی بودند. پدر شهرام، گذشته از فعالیت‌های تئاتری، بسیار خوب سنتور می‌نواخت ومادرش با نواختن تار آشنایی دارد. «شهبال شب پره» در ارکستر اپرای تهران، کلارینت و درام می‌نواخت و بالاخره خواهرش «شهناز» هم پیانیست هنرمندی بود. شهرام می‌گوید با این‌حال مادرش علاقه نداشت که فرزندش، کار موسیقی و آوازخوانی را به‌عنوان حرفه دنبال کند.ا

شهرام مدتی در هنرستان موسیقی تحصیل کرد و با نواختن همه‌ی سازهای ضربی آشنا شد. او فعالیت موسیقی خود را به عنوان نوازنده‌ی «درام»  آغاز کرد اما کار حرفه‌ای او در سال 1343 خورشیدی در«متل‌قو» واقع در شمال ایران شروع شد، در این هنگام «شهرام» هفده ساله بود و گروه ا«بیتلز» نیز در دنیا بسیار محبوب بودند. شهرام برای آغاز کار، ترانه‌ای از گروه«بیتلز» انتخاب کرد و بر روی آن، آهنگ شش‌وهشت گذاشت و بدین ترتیب کار حرفه‌ای‌اش را در زمینه‌ی موسیقی آغاز کرد.ا

در همین دوران بود که یک گروه موسیقی به نام «شورشیان» را با همکاری «ابی» و «سیاوش قمیشی» تشکیل داد. نخستین بار در سال 1346،  در تلویزیون برنامه اجرا کرد و یک ترانه‌ی انگلیسی خواند که خودش می‌گوید معنی فارسی آن بود: «من او را دیدم که آن جا ایستاده بود.»ا

ا

شهرام هم‌چنین مدتی نیز در گروه «بلک‌کتز» با برادرش «شهبال شب‌پره»همراه بود، ضمن این‌که «ابی» نیز در این گروه حضور داشت.ا

در سال‌های بعد اجرای برنامه‌ی دو نفری «ابی» و «شهرام» و آهنگ‌هایی که به‌طور دوصدایی اجرا کردند، نام این دو خواننده‌ی جوان را بیش‌تر بر سر زبان‌ها انداخت. اما این همکاری همیشه‌گی نبود و در سال‌های بعد، «ابی» و «شهرام» دو سبک متفاوت را برای خود انتخاب کردند و هر یک به راه خود رفتند.ا

شهرام در همان سال‌ها در مورد علت جدایی‌اش از «ابی» گفت:ا

ا«من و ابی مدت شش سال با هم کار کردیم و کارمان از آن جهت تازه‌گی داشت که برای اولین بار دو خواننده‌ی مرد، زوج هنری تشکیل داده بودند و دیگر این که با خواندن آهنگ‌ها و ترانه‌های روز خارجی روی صحنه آمدیم. به هر حال اولین کارهای‌مان مورد توجه مردم واقع شد و به اصطلاح گل کردیم. اما علت جدایی ما این بود که در اجرای ترانه‌های ایرانی، دو سبک کاملن متفاوت داشتیم و بهتر دیدیم هر یک راهی تازه برای ادامه‌ی فعالیت- های هنری خودمان پیدا کنیم.ا

«شهرام» در این جا به همکاران خواننده‌اش اشاره‌ای کرد و گله داشت از این که متاسفانه هیچ‌کدام از خواننده‌گان، هم‌دیگر را قبول ندارند و تا فرصتی پیش می‌آید، یک‌دیگر را به باد انتقاد می‌گیرند. شهرام گفت:«نقطه‌ی روشن در موسیقی ما این است که به هرحال فهم و درک خواننده‌گان به نسبت سابق بیش‌تر شده و اشکال فقط در این است که این گروه با هم اتحاد و اتفاق ندارند. به اعتقاد من همه‌ی خواننده‌گانی که موسیقی روز اجرا می کنند، از«هایده» و «مهستی» و «ستار» و «داریوش» گرفته تا آخر، همه در یک سطح از نظر سواد موسیقی هستند، پس هیچ‌کدام نباید دیگری را تحقیر کند و لااقل قدر یک‌دیگر را بدانند و این قدر به هم بد و بیراه نگویند.»ا

شهرام سپس افزود: «پیام من به خواننده‌گان و همکاران‌ام و حتا آهنگ‌سازان و ترانه‌سرایان این است که با دوستی و همکاری و خوش‌بینی و تشویق می‌توانیم دنیایی قشنگ‌تر برای خود بسازیم و کارهای بهتر و ارزش‌مندتری در زمینه‌ی موسقی ارایه کنیم. پس بیایید دست به دست هم بدهیم، برویم شناخت بیش‌تری از موسیقی پیدا کنیم و به خاطر اشاعه‌ی موسیقی با هم هم‌فکری داشته باشیم.»ا

من گمان نمی‌کنم که همکاران گرامی«شهرام» حرف‌های درست ایشان را شنیده باشند، حال و روز امروز این هنرمندان چنین می‌گوید. به نظر می‌رسد اوضاع بهتر که نشده، بلکه بدتر از سابق هم شده است.ا

شهرام به‌جز از آواز خواندن، آهنگ هم می‌ساخت، ترانه هم می‌نوشت و بدین ترتیب، به فعالیت‌هایش گسترش بیش‌تری داد.

او در سال 1357 طی گفت‌وگویی با هفته‌نامه‌ی«زن‌روز» گفته بود که براین باور است که کلام و آهنگ اگر دل‌نشین و جذاب نباشد، خواننده با بهترین تکنیک هم نمی‌تواند به آن جذابیت بدهد. پس نباید از تاثیر کلام و آهنگ غافل بود و خواننده‌گان باید حرمت شاعر و آهنگ‌ساز را نگه دارند و بر ارزش‌های فکری آنان احترام بگذارند، چرا که سازنده‌گان یک ترانه و آهنگ، در واقع شاعر و آهنگ‌ساز هستند و خواننده فقط آن را اجرا می- کند. البته نقش تنظیم‌کننده را نیز نباید در ارایه‌ی یک ترانه‌ فراموش کرد.ا

شهرام از هنرمندانی‌ست که از همان ابتدای کار خواستار تنوع در کارش بود. او حتا در شیوه‌ی لباس پوشیدن نیز تنوع‌طلب بود. خودش در این زمینه می‌گفت: «مثلن یک روز جین می‌پوشم، یک روز از کت و شلوار و پاپیون استفاده می‌کنم و یک روز تی‌شرت، روز دیگر هم لباس‌های پنج شش سال پیش‌ام را از گنجه درمی‌آورم و می‌پوشم، چرا که همان لباس‌های قدیمی برای‌ام بعد از مدت‌ها تازه‌گی پیدا می‌کنند و این تنوع‌طلبی باعث شده که موفقیت‌های بیش‌تری به دست بیاورم. در زمینه‌ی کار هنری هم همیشه خواستار تنوع هستم.»ا

این سخنان شهرام در سال 1357 بود، الان اما نمی‌‌دانم هم‌چنان در پی تنوع است یا دیگر حوصله‌اش را ندارد، به‌ویژه در زمینه‌ی شیوه‌ی لباس پوشیدن.ا

شهرام در آن سال‌ها، نخستین بار یک گروه رقص را از اسپانیا به ایران آورد تا او را در هنگام اجرای برنامه همراهی کنند. خودِ شهرام هم از این گروه، رقص اسپانیولی یاد گرفت. خودش در آن‌ سال‌ها، در این زمینه گفته بود: «چندی قبل در سفری که به اسپانیا کردم با این گروه آشنا شدم. آن‌ها خیلی خوب می رقصند و آهنگ‌های اسپانیولی را به صورت هیجان‌انگیزی اجرا می‌کنند. من نیز ضمن آواز خواندن، با این گروه می‌رقصم و مدتی از آن‌ها تعلیم رقص‌های اسپانیولی گرفته‌ام. آن‌ها نیز ترانه‌های مرا یاد گرفته‌اند و با تمرینی که دارند، روی صحنه با من در اجرای ترانه‌های ایرانی همکاری می‌کنند و هدف من ارایه‌ی برنامه‌ای‌ست شاد شاد شاد...ا

وقتی در همان سال 1357، خبرنگار هفته‌نامه‌ی «زن‌روز» از شهرام سوال کرد: «تو بیش‌تر از ترانه‌های خیلی عامیانه استفاده می‌کنی، آیا علت خاصی دارد؟»ا

شهرام پاسخ داد: «علت‌اش این است که می‌خواهم با مردم صمیمانه و خودمانی حرف بزنم، یعنی به همان زبان ساده و دوست داشتنی که خودشان با یک‌دیگر حرف می‌زنند و درد دل می‌کنند. مردمی که تمام روز را کار کرده‌اند و شب پای تلویزیون نشسته‌اند، تنها با شنیدن آهنگ‌ها و ترانه‌های عامیانه و پُرتحرک و ریتمیک احساس آرامش می‌کنند و خسته‌گی از تن‌شان به در می‌رود. من مردم را دوست دارم و در برابرشان احساس مسئولیت می‌کنم و تا روزی می‌خوانم که آن‌ها دوست داشته باشند و بخواهند...»ا

شهرام پیش از وقوع انقلاب 1357 از ایران مهاجرت کرده بود و ساکن لس‌انجلس بود. او از نخستین هنرمندانی بود که کار هنری را در غربت آغاز کرد و صدالبته چون از نخستین‌ها بود، دشواری‌های زیادی را در این راه متحمل شد. بسیاری از آوازخوانانی که در سال‌های بعد به لس‌انجلس رفتند، از کمک و یاری «شهرام شب‌پره» بهره‌مند گشتند. شهرام درضمن آوازخوانانی چون «اندی» و «سیاوش شمس» را نیز به مردم معرفی کرد.ا

شهرام به‌طور کلی انسانی است که معاشرت با دوست و رفیق را بسیار دوست می‌دارد. یک کمی نیز دیر ازدواج کرد و الان پدر یک دختر خانم زیبا به نام «دنیا» است.ا

شهرام در طول دوران فعالیت هنری‌اش با هنرمندانی چون «ابی»، «لیلا فروهر»، «شهره»، «ناهید»، «اندی» و «کوروس» و به تازه‌گی نیز«سپیده» همکاری داشته و با این هنرمندان ترانه‌ اجرا کرده است.ا

او در غربت هنرمند پُرکاری بود، چه از نظر انتشار آلبوم و چه اجرای کنسرت. هم‌اکنون نیز پُرکار است و در سال‌های غربت، به جز اجرای ترانه، برنامه‌های مختلف تلویزیونی نیز داشت و دارد که معروف‌ترین برنامه‌ی تلویزیونی‌اش، برنامه‌ی «دیار» بود.ا

تعدادی از آلبوم‌هایی که شهرام شب‌پره در این سال‌ها  ارایه کرده عبارتند از: «دیار»، «باغ‌الفبا»، «ریتم شب»، «دیدار»، «هیچ کجا ایران نمی‌شه»، ا«طلسم»، «مدرسه»، «شاپرک»، «خجالتی»، «شاگرداول»، «تابستان»، «قصه»، «شهرعشق»، «دنیا، «آتش»، و «تپش» که همه‌ی این آلبوم‌ها، کارهای موفقی بودند که هنوز هم در جشن‌ها و شادی‌ها، ترانه‌های این آلبوم‌ها خوانده می‌شود و بر زبان‌ها جاری‌ست.ا

شهرام آن‌چنان که خودش گفته بود به دلیل تنوع‌طلبی در کار هنری، به سینما نیز روی آورد و در چند فیلم، نقش‌هایی را برعهده داشت. خودش از کار سینمایی‌اش بسیار راضی بود و در این زمینه گفته بود: «می‌توانم بگویم از نتیجه‌ی کارم در سینما راضی هستم. مسئله‌ای که باید در این‌جا به آن اشاره کنم این است که کار سینما، بسیار کار مشکل و پُردردسری است و عجیب وقت می‌گیرد. برای یک فیلم مجبورم سه ماه وقت بگذارم، ولی این کار حس تنوع‌طلبی مرا ارضا می‌کند.»ا

شهرام در طول فعالیت سینمایی‌اش در چهار فیلم ایفای نقش کرد: «بوی گندم»، «علف‌های هرز»، «ماهی‌ها در خاک می‌میرند» و«شب غریبان» که هر چهار فیلم ساخته‌ی «فرزان دلجو» بود که خود نیز نقش اصلی این فیلم‌ها را برعهده داشت.ا

شهرام هم‌چنان شاد و پُرانرژی و پُرریتم، به کار موسیقی ادامه می‌دهد. وی کاپی هنرمند دیگری نبود، از کسی هم تقلید نکرد، خودش بود با سبکی ویژه‌ی خودش که این سبک تا به امروز نیز ادامه دارد و باعث شادی مردم می‌شود.ا

سلامتی و پیروزی روزافزون برای شهرام عزیز آرزومندیم.ا ‎ 

 

منابع:ا

هفته‌نامه‌ی«زن‌روز» ، شماره‌ی 693

دانش‌نامه‌ی ویکی‌پدیا

 

 آنسه امیری - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی هفتادوپنج

 بیست‌ویکم آذرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved