|
بخش دوم پس از انتقادهای تندوتیز خانم دلکش در بارهی آوازخوانان جوان در سال 1354، و پاسخهای بعضن تند و تیز آوازخوانان جوان به خانم دلکش و رعایت نکردن حرمت هنرمند پیشکسوت توسط این آوازخوانان، که شرح آن در شمارهی پیشین اپیزود آمد، بار دیگر ماجرایی با همین سوژه اتفاق افتاد و اینبار یکسال بعد، یعنی در سال 1355 هنرمند گرامی خانم رامش، از آوازخوانان نوپای آن روزگار انتقاد کرد. خانم رامش در گفتوگویی با مجلهی«جوانان» از آوازخوانان تازهنفس مانند ليلا فروهر و نوش آفرين انتقاد کرد و آنان را مقلدان گوگوش دانست و اینکه صدای مناسبی برای خواندن ندارند. «رامش» بنابر دلایلی به «عارف» هم اعتراض کرد، عارف البته از آوازخوانان تازهی آن دوران نبود، بلکه همدورهی «رامش» بود، اما رامش به دلایلی معتقد بود که عارف نيز صدای خود را از دست داده است. کسانی که مورد انتقاد خانم رامش واقع شده بودند، طبق معمول شروع کردند به پاسخگویی به ایشان. یعنی همان برنامهی خانم دلکش با آوازخوانان جوان، بار دیگر به همان شکل تکرار شد. هنرمندان دیگری هم که در این ماجرا و انتقادها، نامی از آنان برده نشده بود هم هر کدام بنابر دوستیشان با آوازخوانان از آنها حمایت کردند. آنچه برای من جالب است نوع پاسخ آوازخوانان مورد انتقاد واقع شده و نیز نوع حمایت هنرمندان دیگر در این ماجراست. عارف در پاسخ به رامش، از کلماتی استفاده کرد که بعد از گذشت سیواندی سال، وقتی من این پاسخ را میخوانم دچار حیرت میشوم که این دیگر چهگونه پاسخی است؟ و این پاسخ چه چیزی را ثابت میکند؟
«عارف» در پاسخ رامش گفته بود: «اگر احيانن اين جنجال و اتهام بیصدایی من، باعث پيدا شدن شوهر خوبی برای خانم رامش میشود، من حاضرم بیصدا باقی بمانم.» واقعن پاسخ حیرتانگیزیست!!! این پاسخ فقط چنین میرساند که عارف و رامش با هم اختلاف شخصی داشتهاند و این اختلاف را به کار حرفهای کشاندهاند!! اصولن چنین پاسخی، کار زیاد درستی نیست و چنین پاسخهایی برای شخص پاسخدهنده، علامت سوال به همراه میآورد.
«لیلا فروهر» یکی از هنرمندانی بود که مورد انتقاد خانم رامش قرار گرفته بود. لیلا در پاسخ به رامش گفت: «زمانی خانم رامش به خوانندهگان قدیمی حمله میكرد كه مانع از موفقيت جوانها میشوند و حالا خودش میخواهد مانع موفقيت جوانها بشود.»
اما نوشآفرین هم به خانم رامش چنین پاسخ داد: «اگرخانم رامش آهنگ كاکلی مرا توانست بخواند، من از صحنهی خوانندهگی خارج میشوم.»
«ناصر چشمآذر» آهنگساز صاحبنام، در مورد نزاع لفظی ليلا فروهر، نوشآفرين و رامش چنین گفت: «وقتی ادعای نوشآفرين را در مورد مهارتاش نسبت به اجرای ترانهی كاكلی خواندم، وسوسه شدم تا اين ترانه را گوش كنم. پس از شنيدن ترانهی كاكلی، با صدای نوشآفرين به اين نتيجه رسيدم نوشآفرين درست گفته و رامش بههيچوجه نمیتواند كاکلی را مثل نوشآفرين بخواند، چون اين خانم حدود پنجاه درصد ترانه را خارج خوانده است. بههرحال خانم نوشآفرين هم بهخاطر اين مسئله دست از خوانندهگی نكشد و كارش را دنبال كند چرا كه خوانندهگی اين روزها برای خيلیها شغل نان و آبداری شده است. اگر خانم رامش اظهار داشته نوشآفرين و ليلا مقلد گوگوش هستند، اين حرفی است كه اكثرن میزنند و بيشتر مردم بر اين عقيده هستند، چرا رامش، بتی و اکی بنایی را مقلد گوگوش ذكر نكرده است.» خُب، در اینکه چرا خانم رامش، نام بتی و اکیبنایی را نیاورده، به این دلیل است که «بتی» صدای زیبای خاص خود را داشت و«اکی بنایی» هم سبکاش با قدیمیها و حتا همدورههای خودش متفاوت بود. ممکن است من از سبک کار اکیبنایی خوشام نیاید، اما کار او هرچه که بود، با کار دیگران تفاوت اساسی داشت و نمیشد مُهر تقلید به او زد. اما با این حال، دلیل دومی که نامشان در لیست خانم رامش نیامده، این بود که بتی و اکی بنایی مانند لیلا، نوشآفرین و شهره، جنجالی و مطرح نبودند. اما اینکه «ناصر چشمآذر» گفته بود که نوشآفرین و لیلا به اعتقاد بیشتر مردم، مقلد گوگوش بودند، نیاز به توضیح دارد. من به شخصه، ترانهها و ویدیوهای «رنگارنگ» که حاوی کار این آوازخوانان بوده را پس از انقلاب و از طریق نوارهای ویدیویی دیدهام و شنیدهام. چون برایام جالب بود، به نوع کارشان و شیوهی ترانهخوانیشان دقت میکردم. به باور من «نوشآفرین» از گوگوش تقلید نمیکرد، حتا نوع حرکاتاش هم در هنگام ترانهخوانی با کار گوگوش تفاوت داشت، صدایاش هم که اصلن شبیه صدای گوگوش نیست، او صدای خاص خود را دارد. اما در مورد لیلا و شهره باید بگویم با توجه به ویدیوهایی که از آنان دیدهام، من هم بر این باورم که این دو هنرمند، در ابتدا از گوگوش تقلید میکردند و به ویژه شهره که شباهت ظاهری هم به گوگوش داشت. البته گمان میکنم در این زمینه چندان هم مقصر نبودند، بههرشکل هرکس دیگری هم که توسط «محمود قربانی» به دنیای آوازخوانی پاپ قدم میگذاشت، سرنوشتاش این بود که گوگوش دیگری شود تا بدین وسیله «محمود قربانی» بتواند انتقام خود را از گوگوش بگیرد!! این حرف را من از خودم نمیگویم، سخنان محمود قربانی در مجلهی «تهران» روایت شیوایی در این زمینه دارد که جای هیچگونه انکاری را باقی نمیگذارد!! یکی از شمارههای قدیمی مجلهی جوانان که فکر میکنم مربوط به سال 53 یا 54 بود روجلدی از شهره داشت و تیتری با موضوع ازدواج شهره. در پایین همین روی جلد، عکسی سیاهوسفید از محمود قربانی چاپ شده بود که زیر این عکس نوشته شده بود: «داماد»!! و زیر عکس شهره هم نوشته شده بود: «عروس»!! مدتی بعد، بین محمود قربانی و شهره شکراب شد و قربانی در گفتوگویی با مجلهی جوانان، وقتی از او سوال شد که چهگونه رابطهات با شهره به هم خورد، همین چندی پیش بود که میخواستید ازدواج کنید؟ قربانی پاسخ داد: قرار ازدواج نبود و در واقع من میخواستم با این خبر، او را سوکسه کنم!!! یعنی اینکه محمود قربانی حتا از این موضوع که گوگوش قبلن همسرش بوده نیز استفاده کرد که برای جنجالی کردن شهره، ازدواج خود را با او مطرح کند، دیگر تقلید ترانهخوانی و اکت و آرایش و لباس که جای خود دارد. البته قربانی چنین جنجالهایی را در بارهی گوگوش نیز برپا کرده بود، نه حتا تا این حد بلکه چندین برابر بیشتراز اینها. خُب، حالا بگوییم که لیلا و شهره و حتا نوشآفرین از گوگوش تقلید میکردند، اما پرسش اساسی اینجاست که گوگوش از چه کسی تقلید میکرد؟؟ این پرسش مهمی است و باید به آن توجه کرد. در ابتدا من فکر میکردم که حرکات و اکتهای گوگوش در هنگام اجرای ترانه مختص خودش است، یعنی خودش در این زمینه مبدع است، درحالی که من اشتباه میکردم و چنین نبود، در واقع جامعهی هنری آن دوران، بنابر ارادهی مافیای آن جامعه، دوست میداشت چنین نمایش بدهد که گوگوش هنرمندی خلاق و مبتکر است. الان وقتیکه به ویدیوهای قدیمی و نه چندان قدیمی «باربارا استرایسند» نگاه میکنم، میبینم که خدای من! گوگوش همهی اکتهای خود را از خانم استرایسند تقلید میکرده است. حتا اگر به ویدیوی کنسرتهای باربارا استرایسند توجه کنید، حتا جُک گفتن در لابهلای ترانهخوانی نیز از کارهای خانم استرایسند است که مورد تقلید گوگوش واقع شده است. حالا این موضوع را کمی بازتر میکنیم. بر روی ماهواره، یک شبکهی تلویزیونی ایتالیایی وجود دارد به نام«رادیو نامبروان» که ترانههای قدیمی پیش از دههی نود را پخش میکند و شوهای قدیمی خوانندههای فرانسوی را نشان میدهد. شما اگر به این آوازخوانان قدیمی نگاه کنید میبینید که اکتهایشان دقیقن همان اکتهای گوگوش در هنگام اجرای ترانه است و حتا شیوهی ترانهخوانیشان، یعنی با دیدن این ویدیوها به یاد نوع اجرا و حرکات و میمیک چهرهی گوگوش در هنگام اجرای ترانه میافتید. آنچه روشن است اینکه آن خوانندههای قدیمی از گوگوش تقلید نمیکردند، بلکه این گوگوش بود که از آنان الگوبرداری در حد تقلید میکرد. مردم ایران در آن دوران نیز فقط گوگوش را میدیدند، نه ماهوارهای بود که آنان را از جهان باخبر سازد، نه اینترنت بود و نه رسانهای دیگر شبیه به اینها. گوگوش اما آوازخوانی بود که به لطف محمود قربانی به کشورهای فرانسه و ایتالیا زیاد سفر کرده بود و چون در دنیای موسیقی فعالیت داشت، نوع اجرای آوازخوانان جهان را میدید و الگو میگرفت و شبیه اجراهای آنان را به مردم کشورش تقدیم میکرد، مردم هم فقط گوگوش را میدیدند!!! در شیوهی لباس پوشیدن و آرایش مو و چهره هم به همین شکل بود، گوگوش هنرمندی مبدع نبود، از دیگران جهان الگو میگرفت. اما چنین رازی را فاش نمیساخت و امروزه حتا در گفتوگوهای چند سال اخیر خود نیز، وقتی از او پرسش شد که چه کسی الگوی شما در زمینهی موسیقی بوده؟ خیلی راحت پاسخ میدهد :«الگوی من گوگوش بود!!!». من تاکید میکنم که مطبوعات آن دوران، نقش اساسی در جنجالسازی برای هنرمندان و مطرح کردن نامشان از طریق چاپ عکس و درج خبرهای جنجالی و گفتوگوهای عجیب و غریب و تعریف و تحسینهای اغراقآمیز و قصد و غرضهای بیهوده، برعهده داشتند. در واقع این رسانهها به هر دلیل و طریقی که اینکار را انجام میدادند، تاثیر منفی مستقیم بر فرهنگ موسیقی و ترانهی سرزمینمان گذاشتند. اما حرف «ناصر چشمآذر» نیز شگفتانگیز است که در بارهی ترانهی کاکلی گفته بود: «نوشآفرین پنجاه درصد این ترانه را خارج خوانده است!!» ... میدانید چرا این حرف شگفتانگیز است؟ به دلیل اینکه رادیو تلویزیون ملی در پیش از انقلاب، مانند تلویزیونهای بیستوچهار ساعتهی الان نبود که هر ترانهای را چه بد، چه خوب، چه درست و چه غلط پخش کند. گمان میکنم شواری نظارتی نیز در آن زمان وجود داشت که ترانهها را بررسی میکرد، چهگونه بود که هیچکس متوجهی پنجاه درصد خارج خواندن نوشآفرین در این ترانه نشد؟ من نمیگویم که آقای چشمآذر حرف نادرست گفته، ولی باور کردن چنین موضوعی با توجه به قوانین خاص رادیو تلویزیون آن دوران، کمی دشوار است. بههرحال، دوستیها، دشمنیها، غرضها، صمیمیتها و همهی این موارد شاید باعث میشد که چنین نظریههایی نیز ارایه شود. ادامه دارد...
آنسه امیری - مجلهی اپیزود ، شمارهی هفتادوپنج بیستویکم آذرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |