|
در کرانه خاوری سفیدرود رودبار، درهی زیبایی به نام «گوهررود» وجود دارد که به علت حاصلخیزی خاک و رطوبت و ملایمت هوا از بهترین نقاط منطقهی «رحمتآباد» رودبار به شمار میرود. در درهی گوهررود، تپههای بزرگ و کوچک به چشم میخورند که از دوران باستان برجای ماندهاند. تپهی «مارلیک» یکی از مهمترین آنهاست. تپههای باستانی گوهر رود، از جمله «مارلیک»، بقایای یک تمدن باستانی فراموش شده را در دل خود پنهان کردهاند. در میان تپهها، پنج تپهی مارلیک، «زینب بیجار»، «دوربیجار»، «پیلاقلعه» و «جازمکول» مهمتر و غنیتر از دیگر تپهها هستند. باستانشناسان معتقدند میان این تپهها، روابط نزدیک برقرار بوده است. تپهی مارلیک که گنجینهای ارزنده از هنر و تمدن بشری را در طول قرنها در خود پنهان و حفظ کرده، در حقیقت یک تپهی طبیعی و صخرهای است که از سنگهای سولفات آهن تشکیل شده است. بررسی لایههای طبیعی و زیرین تپه نشان میدهد که شکافهایی بزرگ در درون تپه ایجاد کردهاند. گروهی از پژوهشگران معتقدند نام «مارلیک» برگرفته از انبوه مارهایی است که در این تپه زندگی میکنند. بدین گونه، افسانهی مار و گنج در این تپه مصداق واقعی پیدا کرده است. اما بعضی، واژهی مارلیک را یک واژهی تاریخی میدانند که از دو جزء «مارد» و «لیک» به معنی قوم «مارد» ساخته شده است. اگر این نظریه درست باشد، گنجینهی مارلیک به قوم «آمارد» تعلق دارد. کاوشهای مارلیک، در سالهای 41-1340 هجریشمسی با همکاری دانشگاه تهران و ادارهی باستانشناسی انجام گرفت. در بررسی تپههای باستانی و منطقهی رحمتآباد، انبوهی ظرف شکستهی سفالی که در سطح درهها پراکنده بود دیده شد. در یکی از تپههای باستانی درهی گوهررود، یک گمانهزنی آزمایشی به طول سه متر و عرض دو متر به انجام رسید و نتایجی دور از انتظار به دست آمد. به عبارتی در مدتی کمتر از دو روز با کاوش آزمایشی، آثاری گرانبها و تاریخی یافت شد که از آن جمله میتوان به کشف دو مجسمهی کوچک گاو مفرغی، دو مهر استوانهای، چهارده دکمهی طلا و آثار جالب دیگر که نشان دهندهی اهمیت باستانی این تپهها هستند اشاره کرد. در مراحل اولیهی کاوش آثار ساختمانی چهاردیواری پدیدار شد که در حدود سی متر مساحت دارد و به نظر میرسد که آرامگاه یا معبد است. در این آرامگاه اشیایی مانند ظروف نقرهای با لولهی بلند طلا و نقشهای افسانهای، یک تبر مفرغی دوسر و انبوهی سرپیکان مفرغی پیدا شد.
در ادامهی کاوش وضعیت اصلی تپه که معرف آرامگاه و گورستان اقوام فراموش شدهی باستانی بود، آشکار شد. احتمال میرود که این تپه، آرامگاه خصوصی فرمانروایان و شاهزادهگان محلی بوده است که در اواخر هزارهی اول و اوایل هزارهی دوم پیش از میلاد، در این منطقه حکومت میکرده و مُردهگان خود را بنابر سنن و آیینهای قومی که در آن دوره رایج بود به همراه اشیا و آثار قیمتی در این آرامگاهها به خاک میسپردهاند. زمانی که سه چهارم کاوش در تپه انجام شد در حدود بیستوپنج آرامگاه با اتاق آرامگاه در آن کشف شد. در چند آرامگاه نیز بازماندهی استخوان- های انسان به دست آمد، اما در همهی اتاقها، بی استثنا اشیایی مانند ظروف مفرغی، ظرفهای سفالین، دکمههای تزئینی، انواع سرگرز، پیکان، شمشیر، خنجر، مجسمههای برنزی و سفالی، کلاهخود، سرنیزه، مچبند و اسباب و افزاری دیگر پیدا شد. در میان این آثار، انبوهی گوشپاککن طلا و برنز، ناخن پاککنطلا و مفرغ، سوزنهای طلا و مفرغ، دوک پشمریسی و وسایلی از این گونه به دست آمد که معرف فرهنگ و طرز زندهگی این اقوام هستند. پارچههای به دست آمده از تپهی مارلیک، نشانهی ظهور و پیشرفت صنعت بافندهگی در هزاران سال پیش در ایران و به ویژه در گیلان هستند. در کاوشهای جدید مارلیک، خطها و نقشهای جالبی به دست آمد. از جملهی آنها مُهری است که روی آن خط میخی حک شده است یا مُهری دیگر که مجلس شکار را نشان میدهد.
به گفتهی باستانشناسان این مُهرها به یک هزار سال پیش از میلاد، یعنی به سههزارسال پیش مربوط اند. آثار و نشانههای کنده شده و طرز کنده- کاری آنها پیشرفت تمدن در گیلان را نشان میدهد. کاوشهای مارلیک، یکی از بیسابقهترین کاوشهای جهان است زیرا تاکنون کمتر دیده شده است که در کاوشهای باستانشناختی، گنجینهای چنین گرانبها چه از نظر کمیت و چه از نظر کیفیت به دست آید. در این کاوشها همچنین انبوهی جام های طلا، نقره، مفرغ، موزاییک، چینی و بدل چینی به دست آمد. در میان جامهایی که در این کاوشها به دست آمد، نمونههای بیمانندی وجود دارد که در هیچیک از کاوشهای علمی جهان مانند آنها پیدا نشده است. از آن میان جام مارلیک را میتوان نام برد که از زرناب است و ارتفاع آن به هجده سانتیمتر میرسد. ارتفاع نقش برجستههای این جام تا دو سانتیمتر نیز میرسد که نشاندهندهی مهارت استادکاری است که با ضربات چکش آن را آفریده است. نقش وسط جام، درخت زندهگی است و در دو سوی درخت، دو گاو بالدار دیده میشوند که در حال بالا رفتن از درخت هستند. نمایش بدن حیوان به حالت نیمرُخ و نمایش سر آنها از روبهرو، از ویژهگیهای هنر ایرانی است و همین، هویت ایرانی جام و سازندهی آن را نشان میدهد. در کف جام، یک گل تزیینی زیبا نقش شده است و در میان گل، نقش خورشید دیده میشود که شعاعهای خود را بهطور منظم پراکنده است. آریاییها اقوامی بودند که از آسیای مرکزی، به خاطر یخبندانهای فصلی و کمبود غذا، از شمال فلات ایران و از دو سوی دریاچهی خزر وارد سرزمینی شدند که بعدها به نام آنها «ایران» نام گرفت. گروهی از این اقوام به نام «پارتها» در مناطق شمال شرقی ایران (خراسان و گرگان امروزی) ساکن شدند و گروه دیگری که «ماد» و «پارس» نامیده میشدند، با گذشتن از آذربایجان، به سوی سرزمینهای جنوب غربی حرکت کردند( در اواسط قرن نهم پیش از میلاد، آشوریهای عراق برای نخستین بار، از سرزمین «پارسوآ» به عنوان دشمن همسایه در کتیبههای خود یاد کرده اند. پژوهشگران نیز برپایهی این اسناد نتیجه گرفتهاند که احتمالن مادها و پارسها ابتدا در شمال غربی ایران ساکن بودهاند و بعدها به دلایلی به سرزمینهای جنوبی رفتهاند) و در نهایت مادها در نزدیکی «همدان» و پارسها در استان «فارس» امروزی مستقر شدند.
همزمان با ورود آریاییها، قبایل مختلف دیگری( که نژاد و هویت بیشتر آنها هنوز دقیقن معلوم نشده) نیز وارد ایران شدند و هر کدام قلمرو کوچکی را به خود اختصاص دادند. از میان اقوام شناختهشدهی آن دوران میتوان به «مانایی» و «اورارتو» اشاره کرد که در اوایل هزارهی اول پیش از میلاد، حکومتهای مستقلی در شمال غربی ایران تشکیل داده بودند. اقوام ناشناختهی دیگری در مارلیک گیلان، حسنلوی آذربایجان، زیویهی کردستان و… وجود داشتند که مدت کوتاهی در شمال و غرب ایران ساکن شدند. در اواسط هزارهی دوم پیش از میلاد، ایرانیان باستان با دستیابی به فناوری استخراج و ذوب آهن، گام مهم دیگری در جهت پیشرفت و توسعهی خود برداشتند. از این زمان تا اواسط هزارهی اول پیش از میلاد، غرب فلات ایران شاهد نقل و انتقالات وسیع و ورود اقوام و فرهنگهای جدید بود. گرچه اطلاعات ما دربارهی این اقوام مهاجر بسیار اندک است، اما کشف آثار بسیار نفیس از جنس طلا و نقره و همچنین سلاحها و ابزار آهنی و مفرغی (مفرغ آلیاژی است محکمتر از مس که از ترکیب دو فلز مس و قلع به دست میآید) بیانگر اوج هنرمندی مردم ساکن این ناحیه است که ظاهرن از ثروت قابل توجهی برخوردار بودهاند.
تپههای مارلیک گیلان یکی از معروفترین محوطههای باستانی این دوره است. در بالای این تپه که در چهارده کیلومتری شهرستان رودبار در استان گیلان قرار دارند ، بیش از پنجاه گور کشف شده است که داخل همهی آنها اشیای ارزشمند و منحصربهفردی چون پیکرهی سفالین انسان، گاو کوهاندار و همچنین جامهای زرین و سیمین با نقوش قلمزنیشدهی بسیار زیبا قرار داشت.
از دیگر مناطق باستانی این دوره میتوان به تپههای «املش»، «کلاردشت» و «عمارلو» در استانهای گیلان و مازندران، تپهی «زیویه» در استان کردستان، تپهی «حسنلو» در استان آذربایجان غربی که قدمت اصلی تپهی حسنلو به بیش از هفتهزار سال پیش برمیگردد و همچنین غار«کلماکره» در استان لرستان اشاره کرد.
منبع: پایگاه اینترنتی الیزه
فرید ستوده - مجلهی اپیزود ، شمارهی هفتادوپنج بیستویکم آذرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |