|
محمدتاجیك در ترجمهی مقالهای از «سارا دانیل» در«نوول اوبزرواتوآر» نوشت: گلشیفته فراهانی، هنرپیشهی اول فیلم «دربارهی الی» و بازیگر زن ِمقابل «لئوناردوكاپریو» در «مجموعه دروغها»، تصمیم گرفته آزاد باشد تا ممنوعالتصویر. او برخلاف تمام دوستان ایرانیاش در پاریس، در لباسهایش هیچ نشانی از رنگ سبز، سمبل شورش، دیده نمیشود. دربارهی موسوی، رهبر مخالفان، بدگمان است، چرا كه وی محصول ناب انقلاب 1979 است. او فقط خواهان آزادیست. گلشیفته بدون آن نگاه غمگیناش، شباهت نزدیكی به «مونیكا بلوچی» دارد. ستارهی سینمای ایران، زن جوان بشاشیست كه با وجود تمام فشارها درتهران، آفیش فیلم او را این روزها با موها و بازوهای برهنه در پاریس میبینیم. او بیستوشش سال دارد و تا همین سن، بیش از بیست فیلم را در پروندهی كاری خود دارد، ازجمله « مجموعه دروغها » از ریدلی اسكات، فیلمی كه باعث مهاجرت اجباریاش شد. وقتی از او سوال میشود آیا طرفداران رییسجمهور احمدینژاد فیلمهایش را دوست دارند؟ میخندد و از سادهلوحی ما متعجب میشود. او تلاش میكند حقیقتی را بگوید: « در ایران وقتمان برای زندهگی و حفظ زندهگی با دروغ میگذرد.» و آیا « دربارهی الی»، فیلم زیبایی كه گلشیفته درآن حجاب دارد و به فارسی صحبت میكند، آخرین فیلم اوست كه در ایران اكران میشود؟ گلشیفته در اثنای سالهای جنگ ایران و عراق در خانوادهای روشنفكر به دنیا میآید. وقتهای بمباران با اضطراب منتظر رسیدن پدر بودهاند، پدرهم بازیگریست مشهور. با غرور از خانواده یاد میكند:« از نظر خانوادهام، هنرمندان پیامآوران خداوند هستند.» برای دخترشان آرزو داشتند كه در زمینهی موسیقی كلاسیك موفق شود تا هنرپیشهگی. گلشیفته پنهانی كارش را با« درخت گلابی » مهرجویی شروع میكند. چهطور میشود به «مارسل كارنه» ایرانی نه گفت؟ با شیفتهگی میافزاید: « آن هم مردی كه سینمای ایران را نجات داد؟» چون در زمان انقلاب اسلامی، آیتالله خمینی سینما را هنری بورژوایی و منحرفكننده میدانست. تا اینكه « گاو» فیلم باشكوه «مهرجویی» باعث تغییرعقیدهی او شد. گلشیفته « فیلمهایی را دوست دارد كه حاوی پیام باشند». « دربارهی الی» (برندهی خرس نقرهای فستیوال برلین)، داستان تعدادی دوست است كه برای گذراندن تعطیلات آخرهفته از تهران به شمال میروند. در ویلا و پس از گم شدن الی، چندین بار رایگیری میشود كه ماجرا چهطور به نامزد «الی» گفته شود. «اهمیت رای و دموكراسی، حتا با تمام محدودیتها در كشوری چون ایران كه وزنههای سنت بسیار سنگین است.» زمانی كه «ریدلی اسكات» گلشیفته را به عنوان قهرمان زن فیلماش « مجموعه دروغها» برگزید، فكر نمیكرد تا چه اندازه زندهگی بازیگر جوان را زیر و رو میكند. در هالیوود هم قوانین به اندازهی جمهوری اسلامی سخت است: استودیوها نمیتوانستند زن جوان مقیم ایران را استخدام كنند. «برای اولین بار از بازی در یك فیلم احساس غرور میكردم. چون در ایران بازیگری شغلی شرمآور است.» بعد از اینكه در مراسم اسكار بدون حجاب ظاهر میشود، جمهوری اسلامی او را مورد حمله قرار میدهد: « تو فاحشهای هستی برای فروش به سی آی ا، و ریدلی اسكات عامل انقلاب مخملی». امروز كه شورش گسترده شده، او متاسف است كه در ایران نیست: « تمام زندهگیام منتظرهمین لحظهای بودم كه حالا در آن سهیم نیستم... خشمگینام!»
برای همراهی با دوستان مبارزش، گلشیفته و محسن نامجو، آهنگساز معروف ایرانی در تبعید ـ در فرانسه ـ آلبومی ضبط میكنند. او برخلاف تمام دوستان ایرانیاش در پاریس، در لباسهایش هیچ نشانی از رنگ سبز، سمبل شورش، دیده نمیشود. دربارهی موسوی، رهبر مخالفان، بدگمان است، چراكه وی محصول ناب انقلاب 1979 است. « باید مراقب بود، همیشه باید پرسید برای چه و برای چه كسی باید مبارزه كرد.» گلشیفته بدون حجاب، بدون نشان و بدون رنگی از سیاست، فقط خواهان آزادیست.
منبع: آینده رسانهی مستقل ایرانیان
مجلهی اپیزود - شمارهی هفتادوپنج بیستویکم آذرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |