|
سلام ایران! من دختر حرامزادهی توام پدرانام را میشناسمناصرالدین شاه و ملیجکاناشو مادرانامزنان گیسبریدهی اندرونیهامن دختر حرامزادهی توامآن ارگ بمکه دو پایاش در زلزلههایت فرو رفتهستهمان زایندهرودیکه دیگرنمیزایدصدها سال میشودو این اولین نامهایست که برایات نوشتهاممیدانمپدرت مرده استو مادرت بر سر بریدهی خودشتاج میزندپسرت هم سرباز بوده استو شیمیایی آبادان و خرمشهر و اهوازمیدانمهمیشه جنگهایت نبردی مقدس بودهاندو کتابهای آسمانیاتمعجزات خدایان کوری که حروف نابینایان میدانستهاندشاید برای همینتنها مردهگاناند که میتوانند تاریخ تو راادراک کنندسلام ایرانمن دختر حرامزادهی توامو امروز که حاملهامجنینام درخت نحیفیستکه هرگاه به تجاوز خواهران کوچکاش فکر میکندمیلرزد و برگهایشزرد میریزندسلام ایرانمن دختر حرامزادهی توامو دوست دارم آنقدر صدایات کنمتا بفهمند هنوز هم زندهایکه اگر نهتنها چون نداپس از مرگمشهور خواهی شد.
ساعت را بپرس کمکات میکند
سریع! از چیز کوچکی آغاز کن
به مغزی که نیست فشار بیاور
هى دنیا مىچرخد مجلهی اپیزود ، شمارهی هفتادوسه هفتم آذرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |