|
یک صدای بیادعا در بستری از ترانههایی با زبانی نزدیک به ادبیات کلاسیک! «اصلانی» سالهاست در خاطر و خلوت جوانان گیتار به دست اجرا و خوانده شده است. صدای منحصربهفرد او آرامشی به آدمی میدهد که با ساز و ترانهها یک مجموعهی بینظیر از لذت را به مخاطب پیشکش میکند. «اصلانی» وزنِ واژهها را در ترانه به خوبی وَرز میدهد و جای هر واژه را کنار وزن آهنگ و ملودی به خوبی و وسواسی دوچندان مینشاند. روح و روان «اصلانی» با چینش سازها(آرانژمان) منطبق است. کارها بر پایهی ساز گیتار نوشته شده و میشود و شاید بتوان او را اولین آوازخوانی دانست که گیتار را با ترانههایی که خود مینویسد و آواز میکند به فضای کارهای پاپ دههی پنجاه آورد. «اصلانی» گزیده و درست کار میکند و اعتقاد دارد که کار باید استاندارد باشد. همین گزیدهکاریهای او به جرات میتوان گفت در تاریخ موسیقی ایرانی ماندهگار و جاودانهاند. حضور «اصلانی» در آلبوم «معشوق همینجاست» به غنای آلبوم افزود! زیرکی و هوشیاری «داریوش اقبالی» برای دعوت از «اصلانی» هم بیتاثیر نبود. او به دنبال هنرمندانی میگشت که هم ادبیات کلاسیک را درک و بهخوبی آموخته بودند و هم شخصیت هنریشان به سبک کاری چون اشعار مولوی نزدیک بود. صدای «اصلانی» و تکیهی درست بر هر واژه و کلمه، با تجربهی نواختن سازی چون گیتار، همه و همه همسو با یک کار بیغلط و استثنایی پیش رفته است. یکی از ویژهگیهای صدای او بُغض نهفته در صداست که به اُستادی آن را در هر ملودی و آهنگی مهار میکند و فاتحانه از آن تجربه بیرون میآید. دامنهی سرودههای «اصلانی» از نوستالژی و عشق و مهاجرت تا آزادی و سیاست است! از انسان تنهاست! انسانی که در چنبرهی مناسبات غلط و گاه نابرابر اجتماع و حکومتها در دیوارهایی که از گذشته فقط نوستالژِی دارند محبوس است: یه دیواره، یه دیواره، یه دیواره یه دیواره که پشتش هیچی نداره تک دیوارو پوشیدن سیهابرون نمییاد دیگه خورشید از توشون بیرون ... یه روز یه خونهیی بود که تابستونا روی پشتبومش ولو میشد خورشید درخت انجیر پیری که تو باغ بود همهی کودکیهای منو میدید
و زمانی از عشق و هجران گلایه دارد: دستام بگیر، دستام را تو بگیر التماس دستام را تو بپذیر درمانی باش پیش از آنکه بمیرم ... و گاهی از روزهای غربت و تنهایی و تبعید: روزهای بهانه و تشویش روزهای ترانه و اندوه روزگار بلند و بیفرجام ازفغان نگفتهها انبوه ... آنچه بیشتر در ترانههای نوتر «اصلانی» به چشم میآید "نوستالژی" است. غمی نهفته در جاناش که با ترانههایی با زبان ویژهی او به گوش مخاطباناش شیرین و شنیدنی است! آلبوم "خط سوم" او مدتهاست که منتظر است تا جواز ورود به عرصهی موزیک ایرانی بگیرد. حال چرا هنرمندی به توانایی "اصلانی" نتواند چنین کاری را زودتر به بازار بدهد خودش مثنوی صدمن دفتر است؟! یکی دیگر از ویژهگیهای اخلاقی هنر او بیحاشیه زیستن و بیادعا بودن اوست! «اصلانی» آنقدر توانا هست که با پشت پا گرفتن برای همکاراناش نخواهد به مرتبهای که قلابی خواهد بود برسد! او به هنرش و استعدادش ایمان دارد و همین اعتمادبهنفس اوست که «اصلانی» در جایگاهی که شایستهی اوست، نشسته است! هر کدام از ما محال است با ترانهها و کارهای زیبای او خاطره نداشته باشیم. خاصه در هر کوی و دَمنی در خلوتمان همیشه کلام و ملودی «اصلانی» مهمان ماست! زبان ترانههای او در عین حال که متاثر از ادبیات کلاسیک است اما امروزیست. و این خود امتیاز بزرگیست! اینکه چهگونه او بدین زبان رسیده و هراسی به دل راه نداده که مبادا مخاطب را دفع کند، خود از اعتمادبهنفس او سرچشمه میگیرد. اصولن هُنرمند راستین و اصیل هیچگاه به کاری که اعتقادی ندارد پای نمیگذارد و اگر بدانجا پای گذارد مسلمن هُنرش و آثارش ماندهگار است. هنرمندانی چون «اصلانی» که خود سراینده و سازندهی آثارشان هستند، معمولن وسواس و حساسیت ویژهای برای کارهاشان دارند. همین حساسیت ویژه آنان را با کارنامهای کوچک اما ماندهگار و اثرگذار به جامعهی هنری معرفی میکند. روزها میتوان در سایهی ترانههای او زیست بیاینکه ملال و خستهگی بر شما چیره شود! چرا که در هر اثر و آلبوم شما موضوعاتی متفاوت را میشنوید که از قلم و طبع توانای او سرچشمه میگیرد. در آلبوم اول او (دلمشغولیها) که به غلط با عنوان «اگه یه روزی...» مشهور است، از عشق و نوستالژی تا تنهایی انسان و مهاجرت موضوع نهفته دارد. کاش امثال «اصلانی» بیشتر میتوانستند هُنرآفرین باشند! کاش محیطی فراهم میآمد تا او بهتر و بیشتر میتوانست استعدادش را برای حظ و استفادهی مخاطباناش شکوفا کند. «اصلانی»ها قربانی حکومتی هستند که هُنر و هُنرمند را مجیزگو و در جهت امیال پست شیطانی خود قبول و باور میکنند. شادا که «اصلانی» خود را اسیر چنین تفکراتی نکرد و همچنان با انرژی و نیرویی مضاعف بیخستهگی رو به جلو حرکت میکند.
محمود بیتا - مجلهی اپیزود ، شمارهی هفتادوسه هفتم آذرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |