فرامرز اصلانی، آوازخوان، آهنگ‌ساز، ترانه‌سرایی متفاوت است كه مانند سایر هنرمندان ساکن غربت، موسیقی او نیز در داخل ایران اجازه‌ی پخش ندارد، اما برخی آهنگ‌های او از جمله «الا ای آهوی وحشی کجایی» با شعرحافظ، بارها از رادیوی جمهوری اسلامی ایران پخش شده‌است. او اکثر ترانه‌ها و موسيقی‌اش را خود می‌نويسد و آن را به همراه سبك خاص گيتار و آوازش اجرا می‌كند.

فرامرز اصلانی متولد تهران است. در چه سالی؟ هرچه گشتم سال تولدش را نیافتم!! اما این موضوع را کشف کردم که او فارغ‌التحصيل دانشكده‌ی روزنامه‌نگاری از دانشگاه لندن است که پس از پايان تحصيلات‌اش، به کار روزنامه‌نگاری پرداخت و مقاله‌های بسياری را به زبان‌های انگليسی و فارسی منتشر كرد. فرامرز پس از بازگشت به ایران، فعاليت خود را در یک روزنامه‌ی معتبر انگليسی‌زبان آن سال‌ها در ايران به نام Tehran Journal منتشر می‌شد، آغاز کرد.

موسیقی و سبک کار فرامرز اصلانی در سال 1977 مورد توجه رییس كمپانی CBS در تهران قرار گرفت و همین امر باعث شد  که فرامرز نخستين مجموعه از آثار موسيقی خود را با نام«دل‌مشغولی‌ها» به همراه كمپانی CBS منتشر كرد كه این مجموعه خیلی زود جزو پرفروش‌ترين آثار موسيقی در سال 1356 قرار گرفت. البته هنر نوازنده‌گی «آرمیک» را در آثار او نباید نادیده گرفت.»

در سال 1357، فرامرز اصلانی آلبوم «به یاد حافظ» را منتشر کرد و یکی دو ماه پس از انتشار آلبوم، به انقلاب برخورد و دوره‌ای که موسیقی در ایران برچیده شد.

صدا و تکنیک ترانه‌خوانی او، از سایر خواننده‌های هم‌نسل‌اش متفاوت است و بنا به نظرات اهل فن، صدای‌اش از بخش درونی حنجره به نرمی ادا شده که در انتها، ممتد و لرزان می‌شود. هم‌چنین گاهی فراز وفرودهایی نیز به صدای خود می‌دهد، او در انجام این کار بسیار مهارت دارد.ا

فرامرز اصلانی در گفت‌وگویی با بی‌بی‌سی، در مورد کار آهنگ‌سازی‌اش گفت: «آهنگ‌سازی برای من کار آسانی است، اما آهنگی که بتوانم گردن‌ام رو برای‌اش راست نگه دارم و آن آهنگ سی سال مورد توجه باشد، کاری‌ست که زمان می‌برد. آهنگ ساختن، مثل جدول حل کردن است، اگر فرمول آن را بدانيد، انجام دادن‌اش برای‌تان راحت‌تر می‌شود.»ا

فرامرز هم‌چنین گفت:ا

ا«من چندين سال پيش در دانشگاه «یوسی‌ال‌ای» کاليفرنيا کنسرتی داشتم و بالای هزار نفر آن‌جا بودند. برای اين‌که اين حرف‌ام را ثابت کنم، از هر رديفی يک نفر را صدا کردم و از هر کدام‌شان يک کلمه خواستم و در مدت تنفس که ده تا پانزده دقيقه بود، با آن کلمات يک شعر درست کردم و با آهنگی آن‌را خواندم! ساده‌گی به اين معنی نيست که بخواهم کارم را کوچک بکنم، اين‌که بتوانم کار خودم را به عنوان کارنامه کاری‌ام بيرون بدهم، زمان می‌برد. چون خودم همه‌ی کارهايش را انجام می‌دهم.»ا

و بعد به شوخی ادامه داد: «به قول معروف اگر خودم، آلبوم خودم را هم می‌خريدم، ديگه خيلی خودکفا بودم!» ا

فرامرز اصلانی پس از انقلاب در سال 1979 میلادی به همراه خانواده‌اش ايران را ترك کرد و در انگلستان سکونت کرد و در آن‌جا به‌طورهم‌زمان فعاليت‌های مطبوعاتی و موسيقی‌اش را دنبال کرد. فرامرز دو فرزند به نام‌های«فدرا» و «ركسانا» دارد که آنان نيز هم‌چون پدرشان در حوزه‌ی موسيقی فعاليت می‌كنند.ا
نخستين تور موسيقی «فرامرز اصلانی» در امريكا در «شراین آداتوریوم» درسال 1992 آغاز شد. اين كنسرت با استقبال بسيار گسترده‌ی تماشاگران رو‌به‌رو گشت.ا

سبك و سياق اصلانی چه در ترانه‌سرایی و چه در اجرا، از ويژه‌گی‌های متمايز او نسبت به سایرین در آلبوم «روز‌های ترانه و اندوه»  که يكی از درخشان‌ترين آثار او به شمار می‌رود، آشکار است. اين ترانه‌ها باوجود آن‌كه بسيار ساده و قابل فهم هستند، اما از عمق و انديشه‌ی بسياری برخوردارند. در اين آلبوم موسيقی گيتار عنصری تجزيه‌ناپذير به شمار می‌رود و يكی از اركان اصلی تمامی ترانه‌ها را تشكيل می‌دهد.ا

فرامرز در آلبوم«به یاد حافظ» از شعرهای حافظ  بهره گرفته است. او در این مورد گفته است که از دوران کودکی علاقه‌ی بسیاری به شعر داشته و حتا پیش از آن‌که به دبستان برود، پدر و مادرش شعرهای حافظ، مولانا، سعدی و خیام را برای‌اش می‌خواندند. شاید همین امر باعث شد که او در سال‌های بعد، با کلام حافظ ارتباط برقرار کند، به‌طوری‌که خودش می‌گوید:« زمانی آمد که دیدم شعر حافظ دارد با من صحبت می‌کند.»ا

و سپس می‌گوید: «من برخلاف بسیاری که حافظ را آدم بسیار خمودی می‌دیدند، من او را انسانی بسیار انقلابی دیدم. همان‌طور که دکتر شفیعی کدکنی در کتاب‌اش «موسیقی شعر» می‌گوید، هر شعری ریتم و کوبش خودش را دارد.امن شعرهای حافظ را این‌جور دیدم. وقتی دیدم که حافظ به این صورت شعرهایش را نوشته است، گفتم این آدمی نمی‌تواند باشد که می‌گویند هیچ وقت از شیراز بیرون نرفته و یک‌دفعه هم که رفت، گفت «کشتی نشسته‌گانیم، ای باد شرطه برخیز ...». من حافظ را انسانی دیدم که مشت به در و دیوار می‌کوبد و شعرهایش را می‌گوید. می‌گوید: «با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی!» خب من این‌ها را در آن صورت آرام‌شان ندیدم، من این‌ها را  با کوبش‌های بسیار سنگین و با فریادهای بلند شنیدم.»ا

او درباره‌ی اجرای ترانه‌های آلبوم«به یاد حافظ» به «دویچه‌وله»می‌گوید: «چیزی که مد نظر من بود و برایم اهمیت داشت این بود که آن شعرها را آن‌طوری که می‌شنیدم بیان کنم، برای این که هر کسی شنوایی خاص و ویژه‌ی خودش را دارد. من این شعرها را این‌جور شنیدم ومهم‌ترین نکته برای من این بوده که شعر درست خوانده شود. مهم آن است که وقتی شما جذب شعر شوید و آن را جذب کنید، آن‌گونه بیان‌اش کنید که باید بیان شود. شعر باید فهمیده شود. شما کلمه را نباید فدای موسیقی کنید و این اشتباهی است که خیلی‌ها مرتکب آن می‌شوند، چون کلام مثل یک نقاشی است و موسیقی قابی است که آن را دربرمی‌گیرد. .ا

باید توجه داشت که هر شعری ریتم خودش را دارد، منتها بسته‌گی دارد که شما چه جوری آن شعر را بخوانید. مثلن من دیدم که در قطعه‌ی آهوی وحشی نمی‌توانی چیزی درست کنی که در آن ضربات تند و این چیزها باشد. آهوی وحشی باید به گونه‌ای باشد که انگار داری با جمعی صحبت می‌کنی، یا جمعی دارند به تو گوش می‌کنند.»ا

فرامرز اصلانی در این مورد که اشعار حافظ را در این آلبوم فقط با یک گیتار خوانده، گفته است: «اصلن آهنگ این‌جا مسئله نیست. آهنگ همان قاب است که شعر را دربرمی‌گیرد. حالا زمانی هست که می‌بینم این کلام با چند تا ساز جور درمی‌آید، زمانی هم می‌بینم که فقط با یک گیتار هم قشنگ می‌توانی این شعر را بگویی. یا آن‌طور که شما گفتید، مثل این که دارید دکلمه می‌کنید. ا

آن آلبوم اصلی حافظ که به نام «به یاد حافظ» منتشر شد، مانند همان آلبوم اول‌ام، «دل‌مشغولی‌ها»، با همکاری کمپانی «سی‌بی‌اس» به بازار آمد. در آن زمان همه می‌گفتند که آقا مثلن با یک گیتار می‌خواهی بنشینی شعر حافظ را بخوانی؟ گفتم، چرا نه؟ مگر اشعار حافظ را با سنتور نمی‌خوانند، مگر با تار نمی‌خوانند؟ خب این هم بیان من است از چیزی که دریافت می‌کنم. آن وقت‌ها من یازده شب پشت سرهم، در کاخ جوانان برنامه اجرا می‌کردم و درست زمانی بود که شعرهای حافظ را داشتم درست می‌کردم. بروبچه‌های جوانی می‌آمدند و می‌گفتند که ما مثلن نمی‌دانستیم که معنایش این است و این‌جوری هست و خُب این رابطه خیلی جالب بود. چون سازی که دوست داشتند گیتار بود، لاجرم به بیان و کلام آن شعر توجه می‌کردند و بعد هم رابطه‌ای به وجود می‌آمد.ا

من آهنگ‌ساز اشعار آلبوم حافظ نبودم. این آهنگ‌ها را من در آن‌ها کشف کردم، پیدا کردم، من این‌جوری شنیدم. این است که برای آن‌ها آهنگ نساختم، بلکه این جور به گوش من آمد. به هرحال هر کلامی موسیقی خودش را دارد، حالا اگر جور دیگری به گوش کسان دیگری می‌آید، قضاوت‌اش با کسی است که آن‌ها را می‌شنود. هر کسی سلیقه‌ی خودش را دارد.»ا

آلبوم دیگر فرامرز اصلانی «خط سوم» نام دارد. شعرهای این آلبوم از فرامرز اصلانی است و یک شعر هم نام «واحه‌ای در لحظه» از سهراب سپهری است.  آهنگ دیگری به نام«تا کی»  نیز در این آلبوم جای دارد که شعر آن  از شيخ بهایی است و اصلانی  آن‌را با گیتار و سه‌تار نواخته است.ا

فرامرز آلبوم مشترکی نیز دارد به نام«رومی». این آلبوم مشترک اجراهای «فرامرز اصلانی»، «داریوش» و «رامش» است. این سه هنرمند خوش‌صدا در این آلبوم ترانه‌هایی را با اشعار مولانا اجرا کرده‌اند.ا

تازه‌ترین ترانه‌ی فرامرز اصلانی نیز ترانه‌ای زیباست که برای «ندا آقاسلطان» ساخته و اجرا کرده است. برای شنیدن این ترانه روی لینک زیر کلیک کنید:ا

http://www.4shared.com/file/120636120/6dd7d8a/BarayeNeda_Aslani.html

با آرزوی پیروزی و سرفرازی برای این هنرمند باارزش سرزمین‌مان

 

منابع:ا

 وب‌سایت فرامرز اصلانی

 دانش‌نامه‌ی ویکی‌پدیا

وب‌سایت بی‌بی‌سی

وب‌سایت دویچه‌وله

وب‌سایت گیتارینه

وبلاگ سپهرکاویانی

 

آنسه امیری - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی هفتادوسه

هفتم آذرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved