اين مطلب خلاصه‌ای از مقاله‌ی دكتر مرتضا فرهادی - مردم‌شناس - در فصل‌نامه‌ی پژوهش زنان، شماره‌ی سه است:

مراسم حكومت زنان در سه روستای «اسك»، «افوس» و «توچه غار» در ايران گزارش شده است. در گذشته اين مراسم دارای كاركردهای اقتصادی، اجتماعی، سياسی و حتا نظامی بوده است ولی امروزه بيش‌تر كاركرد اجتماعی آن به چشم می‌خورد. حكومت زنان در روستا، روزی اواسط بهاراتفاق می‌افتد كه همه‌ی مردان برای جمع كردن برف و مراسم «برفه چال» به خارج از روستا رفته و زنان زمام حكومت را در دست می‌گيرند.

زني با صفات تسلط در رهبری، جديت در مديريت و كاردانی انتخاب می‌شود. در ساختار حكومتی تعدادی وزير منصوب می‌شود. مردان حق حضور در روستا را ندارند و تعدادی از زنان نگهبان، داوطلبانه از روستا پالداری می‌كنند. حكومت يك روزه‌ی زنان بعدازظهر با ورود مردان به روستا پايان می يابد، اما رسمی كه تنها در«اسك» اتفاق می‌افتد و به اين روستا برجسته‌گی خاصی می‌بخشد، مراسم «برفه چال» مردان «اسك» در مرتع «اسكه وش» و مراسم مادرشاهی ( حكومت زنان ) است كه در همان روز به وسيله‌ی زنان در ده برپا می‌شود.

حكومت زنان (مادر شاهی)

در روز اجرای آیین «برفه چال» كه مردان از روستا خارج می‌شوند- برای حفظ نظم - زنان به‌طور موقت زمام حكومت را در دست می‌گيرند. برای تحقق بخشيدن به هدف خويش، از ميان خود، زنی (حاكمی) را برمی‌گزينند تا وی به نظام حكومتی كه به طور موقت در روستا ايجاد شده سروسامان بدهد. حكومت زنان را در قديم «مادر شاهی» نيز می‌گفته‌اند.

چگونه‌گی انتخاب حاكم

حاكمی كه در جهت اداره‌ی حكومت يك روزه به ايفای نقش می‌پردازد، زنی است كه دارای صفاتی هم‌چون تسلط در رهبری، قدرت در مديريت، كم‌رو و خجالتی نبودن، پُرسر و زبان بودن، كاردانی و زيبايیی، زنی كه چنين برمسند حكومت می‌نشيند معمولن روز قبل از اجرای مراسم، به مقام خود واقف می‌شود.

ساختار حكومتی

زنی كه برای اين منظور منصوب می‌شود، جهت چرخش روال حكومت و برقراری ضوابط موجود در اين مراسم، زنانی را به عنوان نگهبان روستا در جاهای مختلف روستا قرار می‌دهد. اين زنان كه بعضن دختران جوان هستند به‌طور داوطلبانه، خود را جهت نگهبانی و پاسداری از روستا نامزد می- كنند. از شرايط لازم برای احراز اين منصب، بنيه‌ی قوی، شجاعت، سر و زبان داشتن است. امروزه تعداد اين نگهبانان به بيست يا سی نفر رسيده است. اين زنان نگهبان، ملبس به لباس سربازان قديم هستند.

در زمان اجرای مراسم حكومت زنانه، مردان نبايد در روستا باشند و همه‌گی بايد روستا را به قصد مرتع «اسكه‌وش» ترك كنند. البته در مورد مردانی كه بيمار و يا مسن باشند، وضعيت فرق می‌كند و آن‌ها می‌توانند در راه بمانند به شرط آن‌كه در خانه باشند و جلوی پنجره يا روی تراس ظاهر نشوند. مردان غريبه و حتا مردان اهل «اسك» به هيچ وجه حق ورود به ده را ندارند. در اين روز حتا از ورود نيروهای انتظامی به داخل روستا ممانعت می‌شود.

دستورات حاكم لازم‌الاجراست و هيچ كس نبايد تخطی كند. اين قانون در مورد زنان خاطی نيز مصداق دارد. مثلن زنان متخلف را بر«الاغی پالان به‌طور برعكس» نشانده و دوره می‌گردانند و «هو» می‌كنند ولی غالبن از مجازات بدنی زنان دوری می‌شود. بعضی زنان نيز محكوم به تهيه‌ی شيرينی و ديگر ملزومات می‌شوند.

فرمانروا در اين روز از قدرت و تسلطی ويژه برخوردار است. با وجود وزرايی كه وی برای خود انتخاب كرده – كه به وزيران دست‌راست و دست‌چپ معروف‌اند- وی احساس اعتماد به نفس بيش‌تری در ايفای نقش خود می‌كند. شاه و وزيران‌اش لباس مخصوص به تن می‌كنند، در گذشته لباس شاه شبيه لباس افراد سپاه‌دانش، و لباس وزرای وی همانند اونيفورم سربازان بوده است.

در ابتدای روز با رقص و پای‌كوبی و با سرو وضعی آراسته به در منزل شاه می‌روند. اين زن‌ها، آن‌قدربه نواختن و پای‌كوبی ادامه می‌دهند تا فرمانروا از خانه بيرون آمده و همراه ايشان به محل «تكيه» بيايد. حاكم پس از رسيدن به اين نقطه، در قصر خيالی خويش می‌نشيند و وزيران خود را هم در طرفين می‌نشاند.

پس از جمع شدن تمامی زنان در«تكيه» مراسم شروع می‌شود. ابتدا به حُكم حاكم، نگهبانان در چهارگوشه‌ی روستا مستقر می‌شوند و بقيه‌ی پاسداران همراه زنان روستایی در داخل روستا می‌گردند تا مبادا داخل روستا پنهان شده باشد. در حين اجرای مراسم، نگهبانان مرتب، به سراغ شاه آمده و چه‌گونه‌گی وضعيت روستا را از حيث وجود يا عدم وجود مردان گزارش می‌دهند. اگر گزارش مبنی بر ديده شدن مردی در داخل روستا به گوش حاكم برسد، وی كليه‌ی زنان را به دنبال مرد مذكور می‌فرستد تا او را تنبيه كرده و مجازات‌های ويژه را در موردش اجرا كنند.

با نزديك شدن ظهر، مراسم كم‌كم رو به اتمام می‌رود و حاكم با بيش‌تر زنان روبوسی می‌كند و ايشان را برای زنده نگه‌داشتن اين سنت، قدردانی و تشويق می‌كند. اين روز چون روز ويژه‌ی زنان است و آن‌ها آزادی بيش‌تری در غياب مردان دارند،  سعی می‌كنند از انجام دادن كارهای روزمره خودداری كنند تا بتوانند در جمع زنان مجری آیین،‘ حاضر شوند. البته زنانی كه عزادار هستند چندان تمايلی براي شركت در اين مراسم ندارند. در مورد زنان غريبه‌ی روستای«اسك» در گذشته كمتر پذيرفته می‌شد، ولی امروزه حضور آنان در اين مراسم قابل قبول است.

بعد از اتمام مراسم، زنان به صورت دسته جمعی غذا تهيه می‌كنند و بعد از صرف غذا و برچيده شدن بساط جشن و سرور، در آستانه‌ی ورود مردان به ده، از جانب زنان هيچ گونه استقبالی از مردان نمی‌شود.

پی‌نوشت:

«اسك» روستايی در نود كيلومتری شمال شرقی تهران است.

 

«کانون زنان ایران»

مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی هفتادودو

  سی‌ام آبان ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved