|

اولین نقال زن در فستیوال تئاتر«کلن»

فاطمه حبیبیزاد (گردآفرید) نخستین نقال زن ایران، در برنامهی گشایش
شانزدهمین فستیوال تئاتر ایرانی کلن، به نقالی داستان
«جنگ رستم و اشکبوس» پرداخت.ا
به گزارش دویچهوله، شانزدهمین فستیوال تئاتر ایرانی کلن، این بار زیر
عنوان «آسیای جوان» تا یکشنبه پانزدهم نوامبر(بیستوچهارم آبان) در سالن
«صحنهی
فرهنگهای جهان» شهر کلن ادامه داشت.
در برنامهی گشایش فستیوال امسال، نخستین نقال زن ایرانی
داستان «جنگ رستم و اشکبوس و تازیانهی بهرام» را نقل
میکند. خانم فاطمه حبیبیزاد (گردآفرید) نخستین نقال
زن ایرانی است که برای دومین بار به فستیوال تئاتر کلن
دعوت شد. اولین حضور او در اروپا، تا آنجا مورد
استقبال قرار گرفت که پارلمان اروپا، وی را برای
سخنرانی دربارهی کارش دعوت کرد.
علاوه بر مهارت خانم ـحبیبیزاد» در نقالی شاهنامه، آنچه
نگاهها را به کار وی معطوف کرده، این است که برای
نخستین بار در تاریخ ایران، یک زن به عنوان نقال بر
صحنه حضور یافته است.
مجید مجیدی: نمیتوانید یه من بگویید نفس نکش

خبرآنلاین: «مجید مجیدی» از مصوبهی جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر
انتخاب اعضای فرهنگستان توسط دولت انتقاد کرد.
این فیلمساز که عضو پیوسته فرهنگستان هنر است، دربارهی مصوبهی جدید شورای
عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر انتخاب اعضای فرهنگستان توسط دولت به
«خبر» گفت:
«من احساس میکنم فرهنگ و هنر را نباید به سیاست آلوده کرد. فرهنگستانها
به خصوص فرهنگستان هنر، شاناش بالاتر از اینها بود که به حوزهی مسایل سیاسی
کشیده شود. اعضای فرهنگستان عصارهی نخبههای جامعهاند. هر کدام از آنها از
بهترینهای هنر این مملکتاند و هرکدام جایگاه مردمی قابل توجهی دارند. شورای
عالی انقلاب فرهنگی با این تصمیم، ضربهی شدیدی در درجهی اول بر پیکرهی فرهنگ و
هنر کشور زده و در آینده نزدیک شاهد عواقب وخیم این مصوبه خواهیم بود. ضرر
این کار جبران ناپذیر است.»
مجیدی دربارهی مباحث مطرح شده در آخرین جلسهی اعضای فرهنگستان گفت: «مثل همه
دوستان من هم در جلسه پیشنهادهایی داشتم که دوستان باید بنشینند و تصمیم
بگیرند. اگر لازم باشد دبیر فرهنگستان این پیشنهادها را منتشر خواهد کرد.»
او واکنش احتمالی اعضای فرهنگستان را بعید نمیداند و معتقد است: «باید
منتظر آینده بود تا برخورد مجمع و اعضای آن را دید. به هر حال اعضای
فرهنگستان هرکدام اشخاص حقیقی معتبری هستند و به عنوان اشخاص حقیقی طبعن
واکنشهایی خواهند داشت.»
مجیدی خطاب به شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: «این دوستان باید بدانند با
هنرمند نمیشود با بخشنامه رفتار کرد. ما که از کسی وام نگرفتیم که بخواهیم
وامدار کسی باشیم. ما که سیاسی نیستیم. فرهنگ برای یک ملت حُکم نفس کشیدن را
دارد. میتوانید به من بگویید از خانه بیرون نیا ولی نمیتوانید بگویید نفس
نکش. متاسفانه ساختار قدرت به گونهای است که میتواند گاهی به ضرر خودش هم
عمل کند. چاقو میتواند دسته خودش را هم ببرد.»
نامهی «آلبرتو باربرا» مدير موزهی ملی
سينمای تورين ايتاليا
در واکنش به ممنوعالخروج شدن سينماگران ايرانی و پس از حدود چهل روز از
توقيف پاسپورت جعفر پناهی، فاطمه معتمدآريا و مجتبا ميرتهماسب؛ آلبرتو
باربرا مدير موزهی ملی سينما و مدير هنری جشنوارهی فيلم
«تورين» و مدير
هنری قبلی جشنوارهی فيلم «ونيز»، نامهای را خطاب به محمدمهدی عسگرپور مدير
عامل خانهی سينما منتشر کرده است.
بنابرخبر «گویانیوز»
اين نامه همزمان به نام سيد محمد حسينی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران
نيز نوشته شده که برای ارسال به ايشان در اختيار سفارت ايران در ايتاليا
قرار گرفته است.
متن نامه از اين قرار است:
با سلام و احترام
اين نامه را در مقام جديد خود به عنوان مدير هنری موزهی ملی سينما در
تورين (ايتاليا) خطاب به شما مینويسم. پيشتر، در بين سال های 1989 تا
1998 مدير هنری جشنوارهی فيلم «تورين» و پس از آن مدير هنری جشنوارهی
بسيار معتبر فيلم «ونيز» از سال 1999 تا 2001 بودم.
در طول مدت کاری خودم، بارها از تهران و جشنوارهی فيلم فجر ديدن کردم و از
لذت آشنايی با فيلمسازان مطرح ايرانی برخوردار شدم. به خودم اين جرات را میدهم که بگويم در طی دو دههی پيش، بنده در شناساندن بيشتر سينمای ايران در
خارج از آن کشور، و ترويج و حمايت فيلمهای آن به انحای مختلف و از طرق
جشنوارهها و تقديرهايی که ترتيب دادم، نقش داشتهام.
برای من اين امکان وجود ندارد که يک پژوهشگر عميقی در فرهنگ ايران بمانم،
اما مسلّمن خود را دوست نزديک ملت بزرگ شما میدانم؛ ملتی که تمدن هزاران
سالهی آن مايهی الهام، احترام و تحسينی عميق برای من است.
خبر تصميم اخير مبنی بر ممانعت از سفر چند فيلمساز مطرح همچون جعفر پناهی،
فاطمه معتمدآريا و مجتبا ميرتهماسب به خارج از کشور، باعث نگرانی و ناباوری
من شد. من عضو هيات داوران «جشنوارهی فيلم کن»ی بودم که به آقای جعفر
پناهی جايزهی «دوربين طلايی» برای اولين فيلم خود
«بادکنک سفيد» اعطا کرد.
چند سال بعد از آن، اين افتخار را داشتم که فيلم «دايره»ی آقای پناهی را
برای بخش مسابقهی جشنوارهی فيلم ونيز دعوت کنم، جايی که جايزهی
«شير
طلايی برای بهترين فيلم» را دريافت کرد.
سهم مسلّم آقای پناهی در موفقيت جهانی سينمای ايران، عمده و بی چون و چراست.
ايران به حق میتواند به دستاوردهای بينالمللی ايشان افتخار کند. از سوی
ديگر، هرگونه محدوديت جديد برای آزادی سفر و کار ايشان لزومن به کاهش غنا
و اعتبار صنعت فيلم ايران منجر و همزمان باعث افزايش شک و شبهه در مورد
رويکرد دولت جمهوری اسلامی ايران خواهد شد.
صميمانه اميدوارم به امکان تجديد نظر در اين موضع توجه فرموده، نسبت به رفع
هرگونه محدوديت از ايشان و همکارانشان اقدام نماييد.
به تمامی اين دلايل، متواضعانه به بصيرت و بينش شما متوسل شدهام.
ارادتمند شما،
آلبرتو باربرا؛ مدير موزهی ملی سينما، تورين، ايتاليا
خودداری استاد حكیمی از دریافت جایزهی جشنوارهی فارابی

استاد محمدرضا حكیمی، استاد و نویسندهی برجسته و صاحب الحیاة با انتشار
پیامی عدم حضور خود در جشنوارهی فارابی را اعلام كرد.ا
به گزارش خبرنگار آینده،
در توضیح وی آمده است:ا
اطلاع یافتم كه به عنوان یكی از برگزیدهگان جشنوارهی فارابی انتخاب شدهام.
ضمن سپاسگزاری از اظهار لطف داوران، به استحضار میرساند كه اینجانب در
جشنوارهها حضور نمییابد. در جشنواره اخیر نیز حضور نیافته و جایزهای
دریافت نكرده است. ا
همانگونه كه پیشتر هم یادآور شدهام، بار دیگر تاكید میكنم كه تا هنگامی
كه در جامعهی ما فقر و محرومیت مرئی ونامرئی بیداد میكند، برگزاری چنین
جشنوارههایی، از نظر اینجانب در اولویت نیست.ا
در این جشنواره از فاضلان و استادانی، به نام خدمت پنجاه ساله به علوم انسانی
تجلیل شده است. پرسش این است آیا این علوم برای ثبت در كتابها و در دنیای
ذهنیت است یا برای خدمت به انسان و حفظ حقوق انسان و پاسداری از كرامت
انسان است در واقعیت خارجی و عینیت؟ نصاب مقام انسان در معیشت و زندهگی به
منظور رشد متعالی، رسیدن به اقامهی «قسط قرآنی» در حیات اقتصادی است (لیقوم
الناس بالقسط) و برخوردار بودن انسانها از حیثیت و كرامت و آزادی در حیات
اجتماعی و سیاسی (ولقد كر منا بنی آدم). ا
آری، باید بكوشیم تا جامعهی ما چنان نباشد كه دربارهاش بتوان گفت: «از دو
مفهوم انسان و انسانیت، اولی در كوچهها سرگردان است و دومی در كتابها»!ا
محمدرضا حکیمی
گروه یوتو: «ایران! صدای مرا میشنوی؟»
ا
بُنو خوانندهی گروه «یوتو» و فعال اجتماعی، این بار وقتی به کالیفرنیا سفر
کرده بود تا در ورزشگاه «رزبل» این ایالت یکی از کنسرتهایش را اجرا کند، پس
از یک ساعت و نیم به وجد آوردن صدهزار نفر از طرفداراناش بار دیگر نظرها را
به ایران جلب کرد.ا
به گزارش رادیو فردا، گروه «یوتو» که هم اکنون در تور دور دنیای خود از شهری
به شهر دیگر و از قارهای به قاره دیگر سفر میکند، پس از انتخابات ریاست
جمهوری ایران و اعتراضات گسترده مردم پس از اعلام نتاییج انتخابات
بیستودوم
خرداد، یکی از معروفترین آهنگهای خود را به نام «یکشنبهی خونین» برای
ایران خواند.ا
یکشنبهی خونین – یا همان آهنگ ساندی بلادی ساندی- که در سال
1983 میلادی –
قریب به بیستوشش سال پیش، برای اولین بار منتشر شد با الهام از رویدادهای ایرلند
شمالی و حادثهی یکشنبهی خونینی سروده شده است که در آن
ارتش بریتانیا به روی تظاهرکنندهگان ایرلندی آتش گشود؛ تظاهرکنندهگانی که برای دستیابی حقوق
مدنی خود در خیابانها جمع شده بودند.ا
کنسرت روز یکشنبهی بیستوپنجم اکتبر گروه «یوتو» که این بار با کمک سایت یوتیوب به
صورت زنده برای بیش از ده میلیون نفر در سراسر دنیا نیز پخش شد، در حوالی
ساعت هشت و نیم به رنگ سبز درآمد. صحنهی اجرای کنسرت و تلویزیون عظیمی که
بالای سر گروه «یوتو» تصاویرشان را پخش میکرد، یکپارچه سبز شد و آن جا بود
که «بنو» ایران را صدا کرد. و از آزادی خواند.ا
در طول اجرای آهنگ «یکشنبهی خونین» که سالن اجرای کنسرت در حین این اجرا
کماکان با نورپردازی سبز رنگ نورپردازی شده بود، تصاویری از ویدئیوآرتهای
«شیرین نشاط»، هنرمند ایرانی ساکن نیویورک، نیز به همراه تصاویری از تظاهرات
خیابانی مردم ایران در تابستان گذشته پخش شد.ا
بنوی چهلونُه ساله، خوانندهی «یوتو» با توجه به پیشینهی بلند بالایش در زمینهی
فعالیتهای حقوق بشری، یکی از معروفترین چهرههای این عرصه محسوب میشود.
اما چهرههای پِرآوازهی دیگری چون «جان بایس»، خوانندهی روزهای جنگ ویتنام،
«جان
بان جووی»، «استینگ»، ا«وایکلف جین» و چند هنرمند غیرایرانی دیگر نیز از جنبش
سبز در ایران حمایت کردهاند.ا
موفقیت تور جهانی گروه
موسیقی نیاز

گروه سه نفرهی «نیاز» که چندی پیش تازه ترین آلبوم خود به نام «نُه سپهر» را که
برداشتی است از موسیقی فولکلور ایرانی، در شهر محل سکونت خود، لسانجلس
منتشرکردهاند، هم اکنون در یک تورجهانی در شهرها و کشورهای مختلف اروپایی
درحال اجرای کنسرتهای موفقی هستند که توانسته است نام این گروه و اعضای آن،
رامین ترکیان، نوازنده و آهنگساز،
اعظم علی آهنگساز و خواننده و
گرک الیس
نوازندهی سازهای کوبه ای امریکایی را در میان دوستداران موسیقی در این مناطق
بر سر زبانها بیاندازد. موسیقی که بنابر گفتهی اعضای گروه «موسیقی است
فراتر از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی».ا
گروه نیاز در سال 2005 با همکاری «رامین ترکیان» نوازندهی سازهای مختلف سنتی
ایرانی و «اعظم علی» خوانندهی ایرانی تبار و بزرگ شدهی هند، در شهر لسانجلس پایهگذاری شده است. نیاز در مدت زمانی کوتاه توانسته است نوعی موسیقی تلفیقی
شرقی وغربی ومتفاوت را در بازار پُررقابت موسیقی جهانی عرضه کند و هم زمان
مورد توجه شنوندهگان ایرانی و غیرایرانی قرار گیرد.ا
رامین ترکیان، آهنگساز و نوازندهی گروه که برای نخستین بار دراواخر دههی
نود
میلادی با گروه (اکسیوم آو چویس) نواها و موسیقی ایرانی را
درقالب تازهای ازموسیقی جهانی ارایه داده است، دربارهی موفقیتهای گروه که
موجی از تماشاگران ایرانی و اروپایی را به سالنهای کنسرت کشانده است میگوید: «موسیقی ما در اصل ریشه در فرهنگ ایران دارد چرا که هم اعظم علی و
هم من ایرانی هستیم و با این موسیقی بزرگ شده ایم. درحال حاضر موسیقی جهانی
یا موسیقی تلفیقی به مرحلهای رسیده است که با موسیقی و فرهنگهای دیگر
آمیخته میشود و ما به خصوص تمرکزمان را روی ادغام موسیقی ترکی، هندی و
ایرانی گذاشتهایم. ما این کار را از طریق کلام و شعرهای زبان اردو، فارسی
و ترکی نیز انجام می دهیم.»ا
رامین ترکیان درمورد تجربیاتی که پیش از این در زمینهی این نوع موسیقی
تلفیقی انجام شده است به نقش موسیقیدان سرشناس ایرانی امیرخسرو دهلوی
اشاره میکند: «دهلوی همیشه برای من شخصیت برانگیزندهای بوده است. حضور او
ثابت میکند که افراد دیگری نیز صدها سال پیش از این به اشکال دیگری به این
فکر افتادهاند، همین کار را انجام دادهاند و کوشیدهاند تا فرهنگها را به
هم نزدیکتر کنند. به همین جهت هم در آلبوم اخیر مان «نُه سپهر»، ما گزیدهای
از اشعار امیر خسرو دهلوی را نیز آوردهایم. علاوه بر آن، آهنگ های
فولکلوریک ایرانی سیصد سال پیش را نیز به کارگرفته ایم.»ا
گروه نیاز به علت نگاه تازهای که به موسیقی سنتی ایرانی دارد و درعین حال
به خاطر تم عرفانی وشرقی آن مورد پسند مخاطبان غیرایرانی قرارگرفته است.
این گروه هم چنین موفق شده است تا ترکیب تازهای از موسیقی سنتی جهان و
موسیقی الکترونیک را به وجود بیاورد.ا
اعظم علی خوانندهی گروه میگوید که او در طول
پانزده سال
فعالیتهای هنری همواره کوشیده است که در صحنهی موسیقی برای هموطنان ایرانی
خود یک نمونه باشد: «من امیدوارم که موسیقی ما بتواند آن دسته از ایرانیان
نسل دومی که با موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تاکنون ارتباطی برقرارنکردهاند
را نیز به خود جلب کند.»ا
همکاری یک بازیگر سینما در آلبوم جدیدی به سبک موسیقی جاز

سی دی تازهای از ترانههای رمانتیکی که با صدای
«باربارا استرایسند» خوانده شده، اخیرن تبدیل به یکی از پُرفروش ترین سیدیهای موجود در بازار شده است. مجموعهی دیگری به نام «سول بوک» با
اجرای «راد استوارت» با برخی ازمحبوبترین ترانههای عاشقانهی
معاصر توانسته است از محبوبیت زیادی برخوردار شود. موسیقیدان معروف جاز،
«کورکی هالی» مجموعهای ازترانههای عاشقانهی جاز با همکاری خواننده و بازیگر سینما،
«سالی
کلرمن» اجرا شده است.ا
به گزارش وبسایت صدای امریکا، «هالی» یکی از بازماندهگان شیوههای قدیمی موسیقی جاز است که این موسیقی را به
صورت کلاسیک آن آموخته است. او در دههی پنجاه میلادی و هنگامی که به عنوان
یک نوازندهی «هارپ» با «لیبراچی»، پیانیست معروف
امریکایی به همکاری پرداخت
برای نخستین بار از طریق یک برنامه تلویزیونی به عالم هنر پیوست. از آن
زمان تا کنون، «هالی» با برخی از مهمترین و نامآورترین هنرمندان معاصر از
«باربارا استرایسند» گرفته تا فرانک سیناترا همکاری داشته است. او هم چنین
همسر «مایک استولر» آهنگساز و ترانهسرای معروف است. ترانهسرایی که برخی
از بهترین آثار «الویس پریسلی» از شاهکارهای او به شمار میرود.ا
سالی کلرمن که بیشتر به خاطر بازی در نقش «لب داغ هولیهان» درفیلم سینمایی
«مش» ساختهی «رابرت آلتمن» در دههی شصت میلادی شناخته شده است، همواره درصدد
بوده است که در کنار بازیگری، حرفهی خوانندهگی را نیز دنبال کند، با این وجود
«کلرمن» درطول سالها، همواره در فیلم- های مختلف سینمایی و تلویزیونی نیز
ظاهرشده است و بخشی از اوقات خود را نیز صرف خواندن تبلیغات تلویزیونی و
صدابرداریهای مختلف کرده است. اما او درحال حاضر، تمام تمرکز خود را روی حرفهی
خوانندهگی گذاشته است.ا
او به تازهگی آلبوم تازهی دیگری را هم به نام «سالی» به بازار داده است. یکی
از چندین ترانهی این آلبوم همان «معجون عاشقانهی شمارهی نُه» است که همسر هالی
کورکی، «مایک استولر» آن را نوشته است. کلرمن میگوید: «من همواره مشغول جنب
و جوش هستم. خیلی هم خوششانس هستم که هم توانستهام با کورکی کار کنم و هم
اینکه توانستهام برخی از بهترین آوازهای معاصری که تا این حد دوست دارم
را بازخوانی کنم.»ا
خوانندهگان دیگر این آلبوم عاشقانهی جاز، «تریشیا تاهارا» و
«آریانا ساوالاس»،
دختر بازیگر فقید سینما «تلی ساوالاس» هستند.ا
موسیقی روند بهبود بیماران قلبی را تسریع میکند
به گزارش خبرگزاری
يونايتدپرس از بوستون، محققان علوم پزشکی طی مقالهای در شمارهی اخير نشريهی
قلب دانشگاه هاروارد اعلام کردند موسيقی در روند بهبود بيمارانی که تحت عمل
جراحی قلب قرار گرفتهاند، يا کسانی که اخيرن به حملات قلبی يا سکته مغزی
دچار شدهاند، تاثيری مثبت دارد.ا
اين محققان دريافتند
موسيقی در اين افراد، کاهش فشار خون و کُند شدن ضربان قلب و کاهش اضطراب را
سبب میشود و به اين وسيله نقشی مهم در تسريع بهبودی آنان ايفا میکند.ا
به گفتهی اين محققان،
موسيقی درمانی در بسياری از موارد، بعد از حملات قلبی يا نارسایی قلبی و
يا ديگر بيماریهای قلبی عروقی، استرس را در بيمار کاهش میدهد.ا
موسيقی به اين بيماران کمک
میکند با بيماری خود کنار بيايند و شرايط را بپذيرند و به اين طريق، به
خصوص در مردان، استرس و هيجان را کاهش میدهد و روند بهبودی را سرعت میبخشد.ا
انجمن امريکایی موسيقی
درمانی به طور کلی به مردم توصيه میکند موسيقی خاصی را که به آنان احساس
مطلوبی میبخشد انتخاب کنند و بنشينند و به آن گوش دهند و اين کار را به
مدت دستِکم بيست دقيقه در روز انجام دهند.ا
هنرمندان ایران به موج تحریمها پیوستند

تعدادی از فیلمسازان مشهور ایران، روز جمعه بیستودوم
آبان، روی فرش قرمزی که در
یکی از خیابانهای شلوغ مرکز شهر تهران پهن شده بود، راه رفتند. هنرپیشهگان
فیلم «محاکمه در خیابان» که داستانی عاشقانه دارد، برای طرفدارانشان که
ساعتها بیرون سینما ایستاده بودند و باعث ترافیک شده بودند، دست تکان
دادند. ا
به گزارش روزآنلاین، این یک مراسم هنری دولتی نبود. درواقع یک مراسم خصوصی
بود که شدت تحریم مراسم دولتی را از سوی سینماگران نشان میداد که بسیاری از چهرههای فرهنگی در اعتراض به سیاستهای تندرُوانهی حکومت آن را تحریم
کردهاند.ا
چهلوشش کارگردان سینما، از جمله کارگردانانی که شهرت بینالمللی دارند،
مثل «عباس کیارستمی» در بیانیهای از اینکه فیلمهایشان یا اکران نمیشود یا با
سانسور شدید مواجه است، شکایت کردند. در این بیانیه آمده است:
«اگر اصلاحات
صورت نگیرد، سینمای مستقل ایران بهزودی از بین میرود».
بیش از صدوسی مستندساز، جشنوارهی سالانهی «حقیقت» را که ماه گذشته برگزار شد،
تحریم کردند و دلیل آن را «ایجاد موانع زیاد در راه مستند سازی و به تصویر
درآوردن چهرهی واقعی جامعهی ایران» اعلام کردند.
خانهی موسیقی، مرکز اصلی موسیقیدانان مطرح هم، جشنوارهی سالانهاش را برگزار
نکرد و سخنگوی آن اعلام کرد: «دلیل آن فضای سیاسی حال حاضر ایران است».
دردسرساز ترین تحریم برای حکومت، زمانی بود که سه نمایشنامهنویس و
کارگردان معتبر تئاتر، «بهرام بیضایی»، «محمد چرمشیر» و «محمد یعقوبی» اعلام
کردند که در جشنوارهی تئاتر فجر، یکی از مهمترین وقایع هنری سالانه که در
ماه فوریه برگزار میشود، حضور نخواهند داشت. آقای بیضایی گفت که سانسور
بخشهایی از نمایشنامهاش و شرایط ویژهی کشور، او را واداشته است تا اجرای
نمایشاش را به زمان مناسبتری موکول کند.
برخی از تحلیلگران معتقدند که دادن اجازه از سوی دولت برای پهن کردن فرش
قرمز در روز جمعه، به منظور آشتی با هنرمندان است.
خانم زهرا رهنورد، که اصرار دارد که در صورت برگزاری یک انتخابات آزاد، همسرش
پیروز میشد، اخیرن گفته است که علت مرگ یک موسیقیدان مشهور، به وقایع بعد
از انتخابات مربوط است. او گفت: «روح حساس هنرمند نمیتواند اینهمه حادثهی
ناگوار اجتماعی را تحمل کند. آنها بیمار میشوند و با بالهای شکسته ازاین
دنیا پر میکشند».
خروش اعتراض در آلبوم«ایلوسیون» شاهین نجفی

شاهین نجفی، خوانندهی
بیستوهشت سالهی رپ، چهارسالی است که در آلمان اقامت دارد.
ترانههای او پیش از این، همهگی از راه اینترنت منتشر شده و توانسته
طرفداران زیادی بین جوانان در ایران و خارج از کشور پیدا کند، چون این
ترانهها مسایل و دردهای اجتماعی ایران را بازتاب میدهند.
بنابر اعلام«دویچهوله» ترانهای که باعث شهرت شاهین نجفی شد،
«ما مرد
نیستیم» نام داشت که از طرفی ستم بر زنان در جامعهی ایران را شرح میداد و
از طرف دیگر از مردان انتقاد میکرد که بیعمل تنها به این گونه ستمها
نگاه میکنند. شاهین نجفی توانسته است با ترانههای رپ خود حتا بسیاری از
دوستداران موسیقی را جذب کند که به این سبک معمولن علاقهای ندارند.
توانایی بالای او، در به تصویر کشیدن دیدهها و احساساتاش با کلمات است. او
بیش از هر چیز، در شعرهایش دروغگوییها، ستمها و رذالتها را به زبانی
اعتراضآمیز بیان میکند. به قول خودش، او به هر چه که باید باشد، اما
نیست، مثل عدالت و درستی ،اعتراض دارد.
آلبوم «ایلوسیون» پس از حرکتهای اعتراضی علیه نتایج اعلام شده انتخابات
ایران و سرکوب منتقدان به دولت در پی آن منتشر شده و نجفی در شعرهای آن،
مایهای از غم را با اعتراض درآمیخته است.
ساخت و تنظیم آهنگها را MEHZO Sound Studio به مدیریت
«مهدی سوهانی» برعهده
داشته و تهیهکنندهی آلبوم «نشر پامس» به مدیریت نینا انتصاری است. نوآوری
مهدی سوهانی، در این آلبوم بهرهگیری از هارمونی ارکستر برای بیان
موسیقیایی اشعار پرتصویر «نجفی» است. این آلبوم دربرگیرندهی
ده ترانه است، ده
ترانهای که شنونده را همراه با شاعر، خواننده و آهنگساز به سفری میبرد
برای آشنایی با تجربههای گوناگون زندهگی.
شاهین نجفی در گفتوگویی با دویچهوله گفت:
ما این آلبوم را پیش از
این مسایل شروع کرده بودیم، اما پس از اینکه این اتفاقات در ایران افتاد،
شعر یکی دو کار را تغییر دادم که شخصی بودند و با آن چیزی که من پیش از آن
مدنظر داشتم ساخته شده بودند، و آنها را از آلبوم بیرون آوردم و یکی دوتا
کار جدیدتر را که براساس فضای ایران ساخته بودم و در نظر داشتم به صورت
تراک منتشر بکنم، با پیشنهاد و نظر بچهها، توی آلبوم آوردیم، و اینها را
جزو سیدی قرار دادیم و پخشاش کردیم.
مرین فیت فول در آلبوم تازهی خود، دردهای قدیمی را پشتسر میگذارد
مرین فیت فول (Marriane Faithfull) خوانندهی انگلیسیتباری که در اوان جوانی
در دههی شصت میلادی با خواندن ترانهی «هر آن که اشکها میریزند» یک شبه به
معروفیت جهانی رسید، زندهگی حرفهای پرفراز و نشیبی داشته است. درطول سالهای معروفیت و دوران رکود کاری، فیت فول همواره خود را به اشکال تازهای چه
از راه موسیقی و چه از طریق بازی در فیلمهای سینمایی مطرح ساخته است. اما
تا امروز او تصور آن را هم نکرده بود که در سن شصتودو سالهگی، در یک تور جهانی بر
روی صحنهای در نیویورک، ترانهی قدیمی «هر آن که اشکها میریزند» را یک بار
دیگر برای تماشاگران و هواداران جوان خود بخواند.
بنابراعلام وبسایت صدای امریکا،
مرین فیت فول که تور امریکای شمالی خود را با این کنسرت در شهر نیویورک
آغازکرده است میگوید: «من در طول سالها در جاهای مختلف این ترانه را به
شکل آکوستیک آن و استفاده از یک گیتار خواندهام. اما این بار من واعضای
گروهی که با هم در این کنسرت همکاری داریم قرار گذاشتیم که این ترانهی
شناخته شده و محبوب را به شیوهی تازهای اجرا کنیم. شیوهای که با استفاده
از سازهای بادی و سازهای زهی گوناگون هنوز همان حالت قدیمی خود را حفظ کرده
باشد. خیلی جالب است که به نظر میرسد ما زمان را به عقب کشیدهایم اما به
یک صورت خیلی تازه و مدرن!»
ترانه «هر آن که اشکها میریزند» بازمیگردد به هنگامی که مرین فیت فول
هفده سالهی مو بور و زیبا، تازه از یک مدرسهی کاتولیک
مذهبی فارغالتحصیل شده بود و در یک گالری نقاشی درمحلهی سوهو که صاحب آن
«جان دانبار» بود، با مدیر برنامههای گروه رولینگ استونز، اندرو اولدهام
آشنا شد، به پیشنهاد او، این دختر هفده ساله، این ترانه
را صدای سوپرانوی خود خواند.
امروز «مرین فیت فول» همین ترانه را با صدایی «کنترآلتو» که از مصرف سیگار و
الکل در طول دوران رنگارنگ حرفهای خشدار شده اجرا می- کند. اما داستان
زندهگی امروز «فیت فول» با قهرمان یا بازگوکنندهی ترانهی معروف او که میگوید
«امروز باید بنشینم و تماشاگر گذشت زمان باشم » خیلی تفاوت دارد. امروز او
هنگامی که به گذشتهی خود نگاه میکند، میبیند که از یک خوانندهی فولک – راک
دههی شصت به جایی رسیده است که برای تئاترهای عمیق و جدی پیش از جنگ دوم
جهانی برلین، نمایشهای «برتولت برشت» و «کرت ویل» آهنگ میسازد.
آلبوم تازهی «مرین فیت فول» که «باد آورده را باد هم میبرد» با تشویق «کیت
ریچاردز» آهنگساز و گیتاریست معروف گروه «رولینگ استونز» تهیه شده است. این
آلبوم که بازخوانی مدرنی است از برخی از مهمترین و معروفترین ترانههای
یک قرن اخیر، ترانههایی از دوک الینگتون گرفته تا دالی پارتون، با همکاری
چند نوازندهی جوان از جمله «شان لنون» پسر«جان لنون» فقید، تنظیم و اجرا شده است.
مرین فیت فول میگوید: «خدا را شکر این فقط آلبومی نیست که آهنگهای آن
توسط یک خوانندهی پیر خوانده شده باشد. بلکه ترانههای آن با استفاده از
چندین شیوهی مختلف موسیقی از قبیل جاز، راک، فولک و پاپ تنظیم شده و باید
بگویم هیچ شباهتی به کاری که «راد استوارت» اخیرن با ترانه های قدیمی عاشقانه
کرده است ندارد! »
پروفسور لطفیزاده برندهی مدال بنجامين فرانكلين شد
بنابر اعلام وبسایت«کلام»
پروفسور لطفیزاده مدال بنجامين فرانكلين 2009 را به خاطر توسعهی ماشينهای
خودكار و هوش مصنوعی دريافت کرد.
ایشان دارای بيست و پنج دكترای
افتخاری از دانشگاههای معتبر دنياست، بيش از دويست مقالهی علمی را به
تنهايی در كارنامهی علمی خود دارد و در هيات تحريريهی پنجاه مجلهی علمی دنيا
مقام «مشاور» را داراست.
وی يكی از پژوهشگرانی است كه دارای بيشترين يادكرد
(Highly-Cited) در مقالات علمی دنيا میباشد. با توجه به نقش منطق فازی در
پيشرفتهای نظری و عملی علم، نام پروفسور لطفیزاده در كنار فيلسوفان تاريخ علم
ازجمله ارسطو (بنيانگذار منطق صفر و يك) و افلاطون ثبت شده است. او هدف خود
ازتحصیل را نه کسب ثروت و یا قدرت، بلکه خدمت به بشریت عنوان کرده است.
مجلهی اپیزود ، شمارهی
هفتادودو
سیام آبان ماه 1388 خورشیدی
Home
|