دکتر«سعید نفیسی» نویسنده، محقق، مترجم و شاعر ایرانی است. پدرش «علی‌اکبر ناظم‌الاطبا کرمانی»، از خاندان حكيم كرمانی بود.

دکتر نفیسی از اعضای پیوسته‌ی فرهنگستان ایران بود و در بسیاری از موسسات فرهنگی و دانشگاه‌های اروپایی و آسیایی در رشته‌ی تاریخ ادبیات، تاریخ تصوف و ملل و نحل و دروس دیگر تدریس می‌کرد. مقاله‌ها و کتاب‌های متعددی در زمینه‌های تالیف، ترجمه و تصحیح از او باقی مانده است و از آثار مفید او باید از«احوال و اشعار رودکی» نام برد.

سعید نفیسی در کشورهای فرانسه و سوئیس به تحصیل پرداخت و پس از بازگشت به وطن به سمت ریاست دانشکده‌ی حقوق و سپس دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه تهران برگزیده شد. وی نويسنده و پژوهشگری پُركار و خسته‌گی‌ناپذير بود.

استاد سعید نفیسی  پس از پنج دهه تدريس و به يادگار گذاشتن بيش از يك‌صد تاليف، در تاریخ بیست‌ودوم آبان ماه سال 1345 خورشیدی، برابر با سیزدهم نوامبر سال 1966 میلادی، در بیمارستان شوروی تهران بر اثر بیماری آسم و قولنج در سن هفتادوسه ساله‌گی درگذشت.ا

وب‌سایت «روزنامک» در باره‌ی او نوشته است: دکتر نفيسی درباره‌ی هر موضوعی كه به نظرش می‌رسيد قادر به نوشتن مقاله، رساله و كتاب بود، از نمايش‌نامه تا داستان و از تاريخ تا واژه‌نامه و تصحيح متون قديمی و همين‌طور درباره‌ی سياست. بسيار روان و زيبا و بدون تكلف می‌نوشت و نوشته‌هایش خواننده‌گان فراوانی داشت. مردی فروتن و دوست‌داشتنی بود. فهرست تحريرات او طولانی است از جمله فرهنگ فرانسه، تاريخچه‌ی ادبيات ايرانی، بيهقی، نظاميه‌ی بغداد، ماه نخشب، نظامی گنجوی، فرهنگ‌نامه‌ی پارسی، يزدگرد سوم، شيخ زاهد گيلانی و ....

شادروان نفيسی يك ايران‌دوست تمام‌عيار بود و مقاله‌ی دهم دی‌ماه 1313 او در روزنامه‌ی اطلاعات درباره‌ی تصميم دولت وقت، مبنی بر منع خارجيان از به‌كار بردن واژه‌ی «پرشيا» به جای ايران معروف است. اين مصوبه كه دولت‌های ديگر را از به‌كار بردن « پارسوا، پرسه، پرسان، پرژيا (پرشيا)، پرسيانا و ... » در ناميدن ايران منع می‌كرد مورد انتقاد بوده است.

منتقدين می‌گويند: اين نام‌ها در سراسر جهان، امپراتوری ايران با همه‌ی عظمت و فرهنگ آن را در ذهن مردم تداعی می‌كند و بسياری از خارجيان، ايران را با ايراك (عراق) اشتباه می‌گيرند. غربی‌ها «پرشيا» را از يونانيان و رومی‌های عهد باستان ياد گرفته و به كار برده‌اند. در مغرب زمين هر دانش‌آموز دبيرستانی، عظمت و كارهای امپراتوری پارس‌ها را ضمن دروس خود خوانده است، ولی نمی‌داند كه «ايران» همان «پرشيا» است.

گرچه همه می‌دانند كه فلات ايران (ايران زمين) از كجا تا به كجا امتداد دارد، ولی شمار كمی از آنان می‌دانند كه امپراتوری پارس‌ها، همين ايران زمين است كه مورخان يونانی و رومی «امپراتوری پارسی» نوشته‌اند و در غرب عموميت يافته است. در امريكای امروز عده‌ی كمی هستند كه بدانند «پرژين ملون» (خربزه‌ی ايرانی) ، «پرژين كت» (گربه‌ی ايرانی) ، «پرژين هت» (كلاه‌پوست بره كه كرزای رییس جمهور افغانستان بر سر می- گذارد) و ... را كه هر روز به كار می‌برند، از ايران‌اند.

منتقدین می‌گویند: مگر مجلس يونان، خارجيان را مجبور كرده كه اين كشور را به نام اصلی‌اش بنامند و «گريس» نخوانند. همين‌طور هندی‌ها، ژاپنی‌ها، فنلاندی‌ها، چينی‌ها و ....

چرا مجلس آلمان كشورهای ديگر را مجبور نمی‌كند كه آن را «دويچلند» به نامند و مصری‌ها انگليسی‌زبانان را از به كاربردن «ايجپت» به جای «مصر» منع نمی‌كنند؟ به استدلال منتقدين، همين اجبار دولت‌های ديگر بر پايه‌ی مصوبه‌ی مورد بحث، سبب شده است كه بسياری از غربی‌ها گمان كنند كه ايران يك كشور عربی است و ....

در سال 1313  تا به امروز، پاره‌ای هم بوده‌اند كه می‌گويند اين مصوبه به خواست انگليسی‌ها بوده كه می‌خواستند افغانستان و بلوچستان هويت جداگانه داشته باشند و در عوض، توجه ايرانيان معطوف به اران شود ( قفقاز سابق ايران كه بلشويك‌ها، جمهوری آذربايجان نام نهادند).

ايرانيان، ميهن خود را به نام «ايران و ايران‌شهر» می‌شناخته‌اند. در زمان ساسانيان «ايران غالبا با «الف»مكسور و سكون «ی» و يا اين كه «اران» تلفظ می‌شد و خارج از ايران را «انيران» می‌خواندند. بايد دانست كه افغانستان نامی است كه انگليسی‌ها بر اين سرزمين - سرزمين رستم و كيانيان، گذارده‌اند.

برخی آثار دکتر«سعید نفیسی» اعم از تالیف‌ها و ترجمه‌ها و تصحیح‌ها بدین شرح است:

آثار

فرنگیس
ماه نخشب
آتش‌های نهفته (1339 خورشیدی)
نیمه راه بهشت (1332 خورشیدی)
ستاره‌گان سیاه
آخرین یادگار نادر (نمایش‌نامه)
تاریخ اجتماعی ایران (دو جلد)
فرهنگ فرانسه به فارسی (دو جلد)
تاریخ ادبیات روس
سرچشمه‌ی تصوف در ایران
بابک خرّم‌دین

 

تصحیح‌ها

تاریخ بیهقی
دیوان خواجوی کرمانی
دیوان انوری
رباعیات بابا افضل کاشانی
کلیات قاسم انوار

 

ترجمه‌ها

تاریخ عمومی قرون حاضر
نمونه‌ای از آثار پوشکین
ایلیاد
ادیسه
افسانه‌ی گریلف
نایب چاپارخانه

منابع:

وب‌سایت روزنامک

دانش‌نامه‌ی ویکی‌پدیا 

وبلاگ زنده‌رود

 

 آنسه امیری - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی هفتادودو

 سی‌ام آبان ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved