|
ده ابداع بزرگ صد سال اخیر انتخاب شدند موزهی علوم لندن به مناسبت سالگرد صد سالهگیاش به انتخاب ده ابداع از میان مجموعه ابداعات تاریخی این موزه پرداخته است که در نوع خود و در تاریخ بزرگترین و تاثیرگذارترین به شمار میروند. این ده انتخاب در معرض دید عموم قرار گرفت تا مردم نیز آرای خود را در زمینهی مهمترین ابداعات صده گذشته ارایه کنند. وبسایت «کنجکاو» نوشت: موزهی ملی علوم لندن طی این برنامه، در حدود پنجاههزار رای دریافت کرده و درنهایت لیست برندهگان این رایگیری را برای تعیین تاریخیترین ابداع جهان منتشر کرده است: رتبهی اول / پرتو ایکس و رادیوگرافی: برندهی اصلی این رایگیری با دریافت نُه هزار و پانصدوهشتادویک رای، رادیوگرافی پرتو ایکس پزشکی است که به عنوان مهمترین ابداع سدهی گذشته، در موزهی علوم لندن انتخاب شده است. در سال 1895 «ویلم رانتگن» فیزیکدان، موفق به کشف پرتو ایکس شد و در ادامه کشف کرد این پرتو میتواند با کمک گرفتن از صفحههای عکاسی از میان اندامهای بدن عبور کرده و تصاویری از استخوانهای بدن به ثبت برسانند. کشف رادیولوژی یکی از مهمترین تخصصها در پزشکی مدرن است که با سرعتی بالا توسعه پیدا کرد. کشف پرتو ایکس نیز به بیشماری از بیماران طی صد سال گذشته کمکهای حیاتی کرده است و در دههی 1930 استفاده از این تجهیزات برای تشخیص بیماری ها و شکستهگیها بسیار گسترش پیدا کرد. رتبهی دوم / آنتی بیوتیک: در سال 1928 اولین آنتی بیوتیک جهان توسط «آلکساندر فلمینگ» و به واسطهی هاگ قارچها کشف شد و در پی آن در اواسط دههی 1940 اولین پنیسیلین در جهان مورد استفادهی بیماران قرار گرفت. این ابداع فلمینگ که ششهزار وهشتصدوبیستوپنج رای را به دست آورده است، موجی جدید را در تولید داروهای نوین آغاز کرد. رتبهی سوم / کشف مارپیچ دوگانه: DNA بازسازی اولین مدل مولکول «دی.ان.ای» در سال 1953 توسط «فرانسیس کرک» و «جیمز واتسون» به عنوان مهمترین دستاورد علمی، ششهزار و هفتصدوبیستوپنج رای را به خود اختصاص داده است. کشف این دو توانست درک عمیقتری از انتقال ژنتیکی موجودات زنده و چهگونهگی عملکرد سلولها به وجود آورد. رتبهی چهارم / کپسول آپولو ده: در حدود چهل سال پیش، سه مرد با کمک این کپسول به دور ماه سفر کردند تا مقدمات اولین سفر بر روی سطح کرهی ماه به وجود آید، سفری که دو ماه پس از سفر مقدماتی آغاز شد. این کشف، چهارهزار و ششصدوچهلونُه رای را به دست آورده است. رتبهی پنجم / موتور راکت : V2 این راکت در سال 1942 توسط «ورنر ون براون» ابداع شد. «ون براون» سپس به استخدام ناسا درآمد و راکت Saturn V را که آپولو 11 را به ماه بُرد، ابداع کرد موتور راکت V2 برای قرارگیری در رتبهی پنجم، سه هزار و نهصدوهشتادوپنج رای را به دست آورده است. رتبهی ششم / راکت استفنسون: یا اولین لوکوموتیو بخار جهان که توانست انرژی را به صورت متحرک به جهانیان عرضه کند. طراح این لوکوموتیو، «رابرت استفنسون» آن را براساس اصول ابتدایی که در نهایت برای لوکوموتیوهای بخار به صورت استاندارد درآمد ساخته و با کمک آن به حمل و نقل کالا و انسانها در سرتاسر جهان پرداخت. این ابداع نیز با کسب سه هزار و پانصدوسیوسه رای در رتبه ششمی قرار گرفته است. رتبهی هفتم / رایانه Pilot ACE :این ابداع با سه هزار و چهارصدوهفتادو دو رای یکی از ابتداییترین رایانههای الکترونیکی چند منظوره به شمار میرود و در زمان خود سریعترین رایانهی جهان به شمار میرفته است. دلیل انتخاب این رایانه در رتبهی هفتم، جایگاه ویژه آن در اولین نسل رایانه ها است که امروزه بشر را در خود غرق کردهاند. رتبهی هشتم / موتور بخار نیوکومن: سه هزار و چهارصدوپنجاهوهفت رای به این ابداع اختصاص یافته است. این موتور بخار در سال 1712 توسط «توماس نیوکومن» ابداع شد و توانست بحران انرژی زمان خود را از بین برده و منجر به تحولی بزرگ به نام انقلاب صنعتی شود. با استفاده از این موتور، امکان دسترسی به منابع پنهانی ذغال سنگ به وجود آمد و آغازی بر عصر وابستهگی انسان به سوختهای فسیلی شد. رتبهی نهم / فورد مدل: T شرکت فورد با ابداع و تولید انبوه این خودرو توانست تجارت بزرگ و جدیدی را در دنیا به وجود آورد، به صورتی که واژه «فوردیسم» به استعارهای برای تولید هر محصول در مقادیر هنگفت تبدیل شد. آرای جمعآوری شده برای این ابداع بزرگ، سه هزار و دویستوسیویک رای است. رتبهی دهم / تلگراف الکتریکی: به عنوان اولین ابزار الکتریکی ارتباطات از راه دور در سال 1837 توسط «چالز ویتستون» و «ویلیام کوک» ابداع شد. این ابزار که با کسب دو هزار و ششصدونودوچهار رای در رتبهی دهم قرار گرفته است، در واقع اولین استفاده از الکتریسیته برای ارتباطات از راه دور به شمار رفته و بنیانگذار اولین شبکهی ارتباطی اجتماعی شناخته میشود.
«مهدی سحابی» مترجم، نویسنده و نقاش ايرانی در پاريس درگذشت
خبرگزاری مهر گزارش داد مهدی سحابی مترجم، نقاش و نویسندهی ایرانی، یکشنبه شب هفدهم آبان بر اثر سکتهی قلبی در فرانسه درگذشت.ا این مترجم با ترجمهی رمان هفت جلدی معروف «در جستوجوی زمان از دست رفته» اثر «مارسل پروست» یکی از بزرگترین شاهکارهای ادبی جهان را به زبان فارسی برگردانده بود.ا رمان «مرگ آرتمیو کروز» اثر «کارلوس فونتس»، «مادام بوواری» و «تربیت احساسات» هر دو اثر «گوستاو فلوبر» و «کوه خدا» اثر«اری دلوکا» از جمله آثار این مترجم فقید و پُرکار به شمار میرود. مرحوم سحابی ساکن فرانسه بود اما برخی از ایام
سال را در ایران با برپایی نمایشگاه نقاشی و چاپ آثار خود می گذراند.
«دستهی
دلقکها و مرگ قسطی» اثر «لوی فردینان سلین» جزو دیگر ترجمههای این مترجم
فقید به شمار میروند. از وی چند اثر تالیفی نیز در حوزهی داستان کوتاه و
رمان به یادگار مانده است. مهدی سحابی متولد سال 1322 در تهران بود.
گروهی که میخواهد جهان را با موسیقی به هم نزدیکترکنند
مارک جانسون، فیلمساز و تهیهکنندهی برندهی جایزه و بنیانگذار یکی از جالبترین گروههای موسیقی جهان است. گروهی که هریک از اعضا، نوازندهگان وخوانندهگان آن در یک نقطهی دوردست جهان زندهگی میکنند! جانسون درطول چهارسال گذشته توانسته است موسیقیدانهایی از کشورهای مختلف جهان را که هزاران کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند به هم نزدیک کند و درپروژهای به نام «موسیقی برای عوض کردن جهان» آنها را به همکاری با یکدیگر وادارد. هدف از این پروژهی غیرمتعارف، ایجاد صلح درجهان ازطریق موسیقی است. درحال حاضر مارک جانسون و گروهی ازاین نوازندهگان و خوانندهگان ازسراسرجهان مشغول اجرای کنسرتهایی درشهرهای مختلف امریکای شمالی هستند. تهیه کنندهگان کنسرت «موسیقی برای عوض کردن جهان» این بارازیک خوانندهی نابینای امریکایی آفریقاییتبار که درخیابانهای «نیواورلیان» به خوانندهگی اشتغال دارد دعوت کردهاند تا به همراه گروهی ازسرخپوستان امریکایی طبلنواز، گروه «کر»ی ازآفریقای جنوبی و موسیقیدانها و نوازندهگان دیگری از کشورهای اسپانیا و نپال آواز بخواند. مارک جانسون هنگامی به فکر تهیهی چنین برنامهای افتاد که دریکی از ایستگاههای قطارهای زیرزمینی نیویورک شاهد توجه بیش ازحد رهگذران به اجرای موسیقی دو راهب بودایی که رداهای زعفرانی رنگ پوشیده بودند شد: «آن روز برای من حیرتآوربود که بیش از دویست نفردرایستگاه قطارایستاده بودند و به این موسیقی گوش میدادند. هیچکس حاضرنبود سوارقطارشود. همه جذب این موسیقی شده بودند. بعضیها با این موسیقی اشک میریختند. برخی دیگرفقط با حیرت به آن گوش فراداده بودند ومن فکرکردم، خوب این مردم اینجا جمع شدهاند وبه موسیقی گوش میدهند که حتا زبان کلامهای آن هم به گوششان آشنا نیست. موسیقی و کلامهایی به زبانی که اصلن آن را نمیشناسند!» نخستین ترانهای که مارک جانسون با دستگاههای پیشرفتهی امروزی درخیابانها ضبط کرد، ترانهی معروف«درکنارمن بمان» بود که توسط یک خوانندهی خیابانی دریکی ازگذرگاههای پررفت وآمد شهرساحلی سانتا مانیکا درلسانجلس اجرا میشد. جانسون پس از این تجربهی موفق، یک استودیوی قابل حمل و نقل برای خودتهیه کرد و با همکاری چند نفرمتخصص ضبط صدا به نقاط دیگر جهان سفرکرد. او تصویروصدای سیوهفت خوانندهی خیابانی دیگر در شهرهای مختلف را که همین ترانه «درکنارمن بمان» را خوانده بودند، جمعآوری کرد وپس از تدوین یک ترانهی کامل ازمجموعهی این صداها به دست آورد. هرچند موسیقی عامل وانگیزهی اصلی پروژهی کنونی مارک جانسون به شمار میرود اما این تهیهکننده معتقد است که پیام این پروژه و سازمانی که دست به تهیهی آن زده است به مراتب فراترو مهمتر از فقط اجرای موسیقی است: « به نظرمن پروژهی موسیقی برای عوض کردن جهان، یک جنبش مردمی است. مردمی ازسراسر جهان که مثل ما معتقدند که حقیقتن میشود با موسیقی افراد بشر را درهرکجای این دنیا که باشند به هم نزدیک ترکرد. درجهانی که میان مردمان آن این همه نفاق و چند دستهگی وجود دارد، ما میتوانیم با موسیقی به هم نزدیکترشویم.» علاوه براجرای برنامههای
صلح دوستانه درسراسرجهان، «موسیقی برای عوض کردن جهان» یک سازمان کمک به
نوازندهگان و موسیقیدانان
جوان درمناطق دورافتاده و فقیرنشین جهان نیز تاسیس
کرده است که ابزارو آلات موسیقی وامکاناتی دراختیار
کودکان و نوجوانان محروم در این نواحی قرار میدهد.
درخواست از کمیتهی مراسم جایزهی صلح ینابر گزارش رادیو زمانه، صد روزنامهنگار، هنرمند و فعال سیاسی و مدنی، از کمیتهی برگزاری مراسم جایزهی صلح نوبل خواستند که از خانوادهی جانباختهگان حوادث اخیر ایران، برای شرکت در این مراسم دعوت کند. در این نامه که نسخهای از آن به دفتر رادیو زمانه ارسال شده، آمده است که دعوت از خانوادهی جانباختهگان حوادث پس از انتخابات، منجر به افزایش «اعتبار و جلوهی انسانی» این جایزه در نزد افکار عمومی جهان و به خصوص ایرانیان خواهد شد. آنها در نامهی خود از کمیتهی برگزاری مراسم صلح نوبل خواستهاند که با این اقدام «نمادین»، از جنبش مردم ایران حمایت کنند. به باور امضاکنندهگان این نامه، «توجه و پشتیبانی از این جنبش دموکراتیک، به پیشبرد آرمانهای صلحطلبانه و دموکراسی» خواهد انجامید. رضا براهنی، شهرنوش پارسیپور، نیلوفر بیضایی، رضا علامهزاده، شکوه میرزادگی، عفت ماهباز، جهانشاه جاوید، احمد رافت و باقر مومنی از جمله امضاکنندهگان این نامه هستند. در جریان حوادث پس از انتخابات ایران، براساس اعلام مقامهای این کشور، سیودو تن جان خود را از دست دادند، اما نهادهای مدافع حقوق بشر تعداد جانباختهگان این حوادث را بیش از این آمار میدانند. روزنامهی واشینگتن پست در واکنش به اهدای این جایزه به آقای اوباما نوشته که «این تصمیم کمیتهی نوبل درحالی اتخاذ شده است که جایگزین بسیار بهتری برای جایزهی صلح نوبل وجود داشت.» به نوشتهی این روزنامه «اهدای جایزهی صلح نوبل به ندا آقاسلطان، با توجه به اینکه او به سمبل مبارزه برای دموکراسی در ایران تبدیل شده است، باعث شجاعت بخشیدن به ایرانیان و پیشرفت دموکراسی در آن کشور» میشد. ندا آقاسلطان سی خرداد ماه در جریان اعتراضهای خیابانی به نتیجهی انتخابات، بر اثر اصابت گلوله جان باخت. پخش صحنههایی از لحظه جانباختن ندا از سوی رسانهها، باعث تاثر عمیق مردم جهان شد.
چهار ایرانی در میان برندگان جایزه حقوق بشری هلمن-همت وبسایت «تغییر برای برابری» گزارش داد ديدهبان حقوق بشر روز گذشته اعلام كرد چهار روزنامهنگار ايرانی در ميان سیوهفت نويسنده از هجده كشور جهان موفق به دريافت جايزهی معتبر«هلمن ـ همت» شدهاند. «آسیه امینی»، «محمد صدیق کبودوند»، «یوسف عزیزی بنیطرف» و «آرش سیگارچی» روزنامهنگارانی هستند که جایزهی «هلمن ـ همت» را از آن خود کردند. اين جايزه به دليل تعهد به آزادی بيان و شجاعت به كسانی اهدا میشود كه در كشورهای خود مورد آزار و اذيت و فشار سياسی قرار میگيرند.ا آسیه امینی، شاعر، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان، یکی از موثرترین اطلاعرسانان طرفداران حقوق بشر، علیه مجازات اعدام، به ویژه سنگسار و اعدام نوجوانان است. امینی همچنين در زمينهی آموزش عمومی در مورد مسایل حقوق بشر پيشرو بوده است. او با صرف وقت و هزينهی بسيار و علنی كردن پروندههای زنان و نوجوانان محكوم به اعدام، توانسته است خانوادههای آنان را به چشمپوشی از حق قصاص متقاعد كند. در ماه مارس 2007، امينی در يك تجمع مسالمتآميز دستگير شد. او به اخلال در نظم عمومی و اقدام عليه امنيت ملی محكوم شد و پنج روز را در بازداشت گذراند و در نهایت به دليل فقدان شواهد و مدارك از اين اتهام تبرئه شد. مقامات ايرانی در طی اين سالها، نويسندهگان و روزنامهنگاران زيادی را سركوب كرده و آنها را با دستگيریهاي خودسرانه و اتهامات واهی تحت فشار قرار دادهاند. «محمد صديق كبودوند» يكی از افرادی كه امسال موفق به دريافت اين جايزه شده است از سال 2007 در زندان به سر میبرد. ديدهبان حقوق بشر وظيفهی مديريت اين جايزه و كمك هزينهی آن را برعهده دارد و سالانه از ميان روزنامه نگارانی كه به هر شكل مورد آزار و اذيت سياسی قرار میگيرند، كسانی را انتخاب و اين كمك هزينه را به آنان پرداخت میكند. اين جايزه از سال 1989 و زمانی پايهگذاری شد كه نمايشنامهنويس امريكايی «ليليان هلمن» املاك خود را وقف كمك مالی به روزنامهنگارانی كرد كه برای بيان ديدگاههای مخالف در مضيقه قرار میگيرند. «مارشيا آلينا» هماهنگكنندهی جايزهی «هلمن/ همت» در ديدهبان حقوق بشر در اين رابطه میگويد: اين جايزه با هدف كمك مالی به نويسندهگانی كه به دليل انتقاد به سياستهای رسمی دولت و يا افرادی كه در قدرت هستند در فشار قرار میگيرند، داير شده است. خانم هلمن در دههی 1950، يعنی زمانی كه هيستری ضد كمونيستی، ايالات متحده را فرا گرفته بود، بارها توسط كميتهای كه در زمينهی تفتيش عقايد در كنگرهی امريكا تشكيل شده بود در مورد اعتقادات و عقايد سياسی خود مورد بازخواست قرار گرفت. هلمن ناچار شد كار حرفهای خود را رها كند و دوست ديرين او يعنی «همت» كه داستاننويس بود، مدتی را به همين دليل در زندان به سر برد. در طول بیست سال گذشته، بیش از ششصد نویسنده از نودویک کشور جهان اين جايزه را دريافت كردهاند.
یک نمایش پرتحرک روی صحنه، قدرت و زیبایی اسبها را به نمایش میگذارد
کارگردان هنری «کاوالیا»، «نورماند لاتورل» کانادایی است که پیش ازاینها، خالق یکی از معروفترین سیرکهای جهان به نام «سیرک دوسوله» بوده است. صدای امریکا گزارش داد نمایش زندهای که هزاران تماشاگر را در سراسر جهان مجذوب خود کرده است، هم اکنون در ایالات متحدهی امریکا به روی صحنه میرود. چیزی که به «کاوالیا»، این شوی زنده جلوههای خاصی بخشیده است این است که ستارهگان آن را اسبها، سوارکاران و آکروبات بازانی تشکیل میدهند که با کمک و همکاری یکدیگر، یکی از موفقترین و زیباترین نمایشها را بر روی صحنه به اجرا میکنند. یورتمه کردن با ریتم موزیک و از سرعت کم، به سرعت زیاد رسیدن برای بازیگران این برنامهی کمنظیر کار سادهای است. این نمایش در یکی از بزرگترین چادرهای موجود در امریکای شمالی برگزار میشود. فضایی که به اندازهی کافی بزرگ است و به اسبها اجازهی جولان میدهد و آکروبات بازها هم میتوانند درمحوطهی بالای سر آنها به انجام حرکات حیرتانگیز آکروبات بپردازند. حرکاتی که چنان به زیبایی انجام میشود که انسان را به یاد یک رویای زیبا در یک دنیای غیرواقعی میاندازد. نورماند لاتورل میگوید: «من تحت تاثیر تاریخ حضور اسبها در جهان که به تاریخ خود جهان بازمیگردد قرارگرفتم. شما هر کجای این جهان که نگاه کنید، جای نعل تاریخی از اسبها را میبینید. هرجایی که یک رد نعل روی شنها بهجای مانده، جای پای یک انسان نیز نقش بسته است. انسان واسب سالیان سال است که حضوری مشترک بر این کرهی خاکی داشتهاند. من به صورتی خواستهام از این حیوان نجیب و نقشی که در زندهگی انسانها داشته است قدردانی کرده باشم. این چادرها بیش از دوهزار نفر را در خود جای میدهند و ما در این مدت کوتاه توانستهایم این نمایش را برای هزاران تماشاگر در سراسر کشور به اجرا درآوریم و تا امروز بیش از دومیلیون و نیم بلیت فروختهایم. به خاطر کار کردن با اسب، بازیگران هم با یکدیگر و هم با این اسبها روابط صمیمانه و نزدیکی پیدا کردهاند و تبدیل به خانوادهای متشکل از اسب و انسان شدهاند. اکروبات انسانی و حرکت اسبها در یک طراحی موزون نشان دهندهی قدرت و زیبایی این اسبهاست. اسبهایی که در این برنامه شرکت دارند همهگی یا استالیون هستند و یا از میان نژادهای برترانتخاب شدهاند. اغلب آنان را اسبهایی از نژاد اروپایی تشکیل میدهند که از لحاظ تعلیم پذیری و قدرت نمونه هستند. برای تعلیم و تربیت هر یک از این اسبها مدتی بین شش ماه تا ده سال وقت صرف شده است. سوارکاری با این اسبها نیز تاحدودی چالشآمیز است. یکی از این سوارکاران «جسی لوکاوو» میگوید: «اکثریت ستارهگان برنامهی ما را همین اسبها تشکیل میدهند و خوب البته آنها هر یک اخلاق و رفتار خاص خود را دارند. ما سعی میکنیم همه چیز را طوری زیر نظر داشته باشیم که خیال تماشاگر راحت باشد. اما بعضی وقتها ضمن اجرای برنامه، اسب رفتاری در پیش میگیرد که غیرقابل پیشبینی نیست. در این مواقع ما باید به صورتی آنها را مهار کنیم که این رفتارهای غیرمتعارف، در حین اجرای برنامه به چشم تماشاگر نیاید و در واقع یک هارمونی و توازن در کل کار به عنوان یک اثر هنری زیبا به وجود بیاوریم. در واقع ما باید با این حیوانات کنار بیاییم و سعی کنیم با آنچه آنان دراختیار ما قرار میدهند کارکنیم.» دربخشهایی از این نمایش تازه و بیسابقه، صحنهی حرکت اسبها و آدمها به صورت یک رویا و خیال در دود و مه محو میشود و در برخی صحنه های دیگر، به نظر میرسد که این اسبها هستند که بدون سوارکاران در یک بالهی دستجمعی شرکت کردهاند و از سویی به سوی دیگر به زیبایی و در حالتی طبیعی و کاملن آزادانه در حرکتاند.
ترجمهی نامههای «سارتر» به» دوبووار» منتشر شد
نامههای «ژان پل سارتر» به «سيمون دوبووار» و چند نفر ديگر با ترجمهی «سودابه گيوراد» منتشر شد. به گزارش ايسنا، اين كتاب با نام «شاهدی بر زندهگی من» دربرگيرندهی نامههای«سارتر »از سال 1926 تا 1939 است كه با مقدمهی دوبووار منتشر شده و او در اين مقدمه اشاره كرده است كه نامههايی كه به او و سارتر مربوطاند، بدون كم و كاست آمدهاند، ولی بخشهايی از بقيهی نامهها حذف شده و بعضی جاها نيز اسامی تغيير يافتهاند. اين كتاب در 560 صفحه به تازهگی از سوی نشر باغ نو منتشر شده است. گفته شده است، «سيمون دوبووار» اين نامهها را كه نشان از عشق و رابطهی پيچيدهی او و«سارتر» است، در سال 1983 بعد از مرگ سارتر با ويرايش منتشر كرده است. «ژان پل سارتر» و «سيمون دوبووار» دو نويسنده و انديشمند فرانسوی قرن بيستم هستند.
اعتراض سفارت ایران به خاطر بورسیهی ندا آقاسلطان
جمهوری اسلامی به تصمیم دانشگاه آکسفورد در مورد تاسیس و اعطای بورسیهای به نام «ندا آقاسلطان» اعتراض کرده است. به گزارش بیبیسی، در پی انتشار خبر اقدام کالج کوئینز، از کالجهای تشکیل دهندهی دانشگاه آکسفورد در بریتانیا، در تاسیس بورسیهای به نام ندا آقا سلطان، که در جریان تظاهرات اعتراضی به نتیجهی انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری به ضرب گلوله در تهران کشته شد، سفارت جمهوری اسلامی در لندن نامه اعتراضآمیزی برای رییس دانشگاه آکسفورد ارسال کرده است.ا سفارت جمهوری اسلامی در این نامه با ابراز تعجب از تصمیم اخیر دانشگاه آکسفورد در ایجاد و اعطای بورسیهای به نام «یک زن مقتول ایرانی»، این اقدام را دارای «انگیزه سیاسی» و با هدف جلب دانشجویان ایرانی توصیف کرده است. در این نامه آمده است که «به نظر میرسد دانشگاه آکسفورد خود را درگیر پروندهای جنایی نموده که ابعاد آن هنوز از طرف نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در دست بررسی است.»ا سفارت جمهوری اسلامی در نامهی خود نوشته که «ندا آقاسلطان» در خیابانهای تهران و دور از صحنهی اعتراضات خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری ماه ژوئن به قتل رسید و این قتل را ناشی از «یک سناریوی پیچیده و از پیش طراحی شده» خوانده است.این نامه هشدار میدهد که درگیر شدن دانشگاه آکسفورد در امور داخلی ایران و به خصوص در وقایع بعد از انتخابات که رسانههای بریتانیایی در آن نقشی اساسی ایفا کردند، به حیثیت علمی و اهداف آموزشی دانشگاه آکسفورد لطمه خواهد زد.»ا سفارت اسلامی در لندن در این نامه مینویسد که تصمیم به تاسیس بورسیهی دانشگاهی ندا آقاسلطان «با موقعیت و اهداف دانشگاه سنخیتی ندارد و به بهبود روابط ایران و بریتانیا کمکی نمیکند.»ا کالج کوئینز در خبری در وبسایت خود اعلام کرده بود که با استفاده از هدایایی از افراد دانشدوست، بورسیهای را به نام «ندا آقاسلطان» شامل کمک هزینهی تحصیلی برای دانشجویان دورهی فوقلیسانس در رشتهی فلسفه تاسیس کرده و یک دختر دانشجوی ایرانیتبار نخستین برندهی این بورس تحصیلی بوده است. تصویر ویدیویی از صحنهی کشته شدن این زن جوان ایرانی، که به طور غیرحرفهای و ظاهرن با استفاده از دوربین تلفن همراه برداشته و در سایتهای اینترنتی منتشر شده بود، انعکاسی گسترده در سطح جهانی داشت و باعث انتقاد شدید از نحوهی برخورد جمهوری اسلامی با تظاهرات اعتراضی مردم شد.ا نام و تصویر«ندا آقاسلطان» به نشانهای از قربانیان خشونتهای بعد از انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری ایران و یکی از نمادهای حرکت موسوم به جنبش سبز مبدل شده است.ا
کنسرت محمدرضا شجریان درقونیه
محمدرضا شجریان به همراه گروه «شهناز» به سرپرستی «مجید درخشانی» در روزهای بیستویکم، بیستودوم، بیستوچهارم و بیستوپنجم آذرماه به مناسبت سالروز تولد مولانا، در شهر قونیه به اجرای برنامه می پردازد. به گزارش مهر، این کنسرت در پی دعوت رسمی بنیاد بینالمللی مولانا در شهر قونیهی ترکیه تدارک دیده شده و در سالن مجموعهی فرهنگی صدرالدین برگزار خواهد شد. این کنسرت در دو بخش ارایه میشود که در قسمت اول قطعاتی با عنوان «مرغ خوشخوان» در دستگاه همایون و بخش دوم قطعاتی از آلبوم«رندان مست» اجرا خواهد شد.
خانهی شيخ بهايی در حال تخريب است
خبرگزاری میراث فرهنگی گزارش داد خانهی شيخ بهايی يکی از ارزشمندترين خانههای تاريخی اصفهان است که پشت مسجد جامع اصفهان واقع شده و در سال 1375 با شمارهی ملی در آثار ميراث فرهنگی کشور به نام خانهی شيخ بهايی ثبت شده است، به علت نشت لولههای آب و بیتوجهی مسئولان سازمان ميراث فرهنگی در حال تخريب است. تا کنون مالک خانه خانم جلالی پس از مرمت آن از اين اثر ملی حفاظت کرده است. خانم جلالی به CHN گفت: «تا کنون برای مرمت اين خانهی تاريخی که يادگار يکی از بزرگترين معماران و دانشمندان اصفهان بوده است، يک ريال از سازمان ميراث فرهنگی پول نگرفتهايم و تا کنون تمامی هزينههای مرمت و پس از آن تعميرات سالانهی بنا را به تنهايی انجام دادهايم. اما ديگر انجام اين کار خارج از توان ما است.»ا وی در ادامه افزود: «تا کنون چندين بار سقف بنا را مرمت کرديم که علت تخريب آن نشست خانه و خيس شدن ديوارهاست. درحالی که بارها نسبت به اين موضوع به سازمان ميراث فرهنگی و آب منطقهای اخطار داده شده و آنها را مطلع کرديم اما هيچ اقدامی برای جلوگيری از نشت لولههای آب که طی چند سال گذشته به شدت از آن رنج بردهايم نشده است.»
اهدای جايزه بهترين غذافروشی خيابانی در نیویورک
جايزهی «وندی»
بهترین غذافروشی خیابانی، درحقيقت جنبه« اسکار» غذاهای
خيابانی را برای تعيين بهترين آنها را دارد.
جوايز«وندی» علاوه برقدردانی از دستفروشان
خيابانی شهرنيويورک، به کار اداره و حمايت از حقوق
اين دکهها که تعداد آنها
به بيش از پنج هزار میرسد نيز اشتغال دارد. وبسایت صدای امریکا در این مورد نوشت: اغلب اين دکههای غذاهای محبوب امريکايی به طورسنتی و درطول سالها توسط مهاجران تازه وارد اداره شدهاند. مهاجران ايتاليايی، يونانی، خاورميانهای و آسيايی. اما اين روزها، موج تازهای از دکههای غذافروشی درگوشه و کنارخيابانهای شهرنيويورک به چشم میخورد که در آنها همه جورغذايی از کوفتههای آبپزمخصوص چينیها تا کتلتهای معروف اتريشیها درميان آنها يافت میشود. دکههايی که هريک مشتريان دایمی خود را نيز دارند و هم اکنون برای نخستين بارجوايزی نيز ازسوی سازمان مخصوصی به نام « وندی» به بهترينهای آنان اهدا میشود تا به صورتی از زحماتشان قدردانی شود. تاامروز اين رستورانها بوده اند که کوشيدهاند تا با داشتن يک نقد غذایی مثبت دريکی از روزنامههای شهر، يا درج نامشان درفهرست معتبر«راهنمای رستوران ميچلين و زاگات» مورد توجه مشتريان تازه قراربگيرند. اما تاکنون اين مسئله شامل دکههای دستفروشی غذای خيابانی نمیشد. دکههايی که امروزفقط منحصر به ساندويچ سوسيس و «پرتزل» نمیباشند بلکه انواع واقسام غذاهای مختلف از کشورهای گوناگون جهان را به مشتريان خود درشهر نيويورک ارایه میدهند. برندهی جايزهی اول امسال «وندی»، «فرناندو و هولاندو مارتينز» مکزيکی تباربودند که «تاکو» يا نوعی نان و گوشت و لوبيای مکزيکی مخصوص را در دکهی کوچک خود میفروشند. دربخش دسرها، دکه «ويفر» ديگيست بلژيکی و در ردهبندی غذای انتخابی همه، دکهی «بريانی» مرو سکدر اهل بنگلادش برنده شدند. مرو سکدر میگويد:«اين بهترين غذايی است که شما میتوانيد بفروشيد. يک غذای متداول هندی تند و خوشمزه که روی يک تکه نان لواش با ماست خورده میشود.» «سکدر» که يکی از اين ساندويچها را دردست دارد و آن را نشان میدهد میگويد رمزموفقيت او استفاده از مواد تازه و سالم است. همچنين قيمت اين ساندويچ هم چون ارزان است به محبوبيت آن کمک میکند. يعنی قيمتی که به مراتب زيرقيمت يک رستوان معمولی است. از غذای تند و تيزهندی که بگذريم، دو خيابان بالاتر، برندهی بهترين دسر سال«توماس ديگيست»، جايزهاش را روی دکه سفيد و تميز پختن ويفر بلژِيکی قرار داده است. دوگيست میگويد او يک کارپردرآمد دريک دفتررا رها کرده است تا صاحب کار خودش باشد. او میگويد خوشحال است که میتواند گوشهای از تجربهی بلژيک را به نيويورکیها معرفی کند:«مردم شهرنيويورک زندهگی تند و ماشينی دارند. کاری که ما میکنيم اين است که در يک توقف کوتاه به آنها چند دقيقه زندهگی بیخيال بچهگانه و خوردن يک ويفرشيرين با سُس شکلاتی را مژده میدهيم.» برندهگان جايزهی اول «وندی»، فرناندو و هولاندو مارتينز که سال گذشته مجبور به تخليهی رستوران کوچک خود دريکی از محلات لاتين نشين بروکلين شدند امسال خوشحالاند که توانستهاند غذای خود ازروی يک دکهی کوچک نه فقط به مشتريان مکزيکی و لاتين تبار، بلکه به امريکايی های ديگرنيز ارایه کنند.
مجلهی اپیزود ، شمارهی هفتاد بیستوسوم آبان ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |