بیست‌ویکم آبان‌ماه، سال‌روز درگذشت استاد «روح‌الله خالقی»

زنده یاداستاد «حسین گل گلاب»، استاد ممتاز دانشگاه تهران و مولف کتابهای درسی دبیرستان در رشتهی «تاریخ طبیعی»(قبل ازانقلاب)، گویندهِی شعر سرود جاودانهی «ایایران» است، سرودی که با آهنگ باشکوه وپُرعظمت استاد «روحالله خالقی» - آهنگساز و رهبر ارکستر اهل کرمان- و با صدای گیرا ومخملین استاد «غلامحسین بنان»، دهها سال است که بر تارک تاریخ فرهنگ وهنر ایران زمین میدرخشد و قلبهای ایرانیان را مالامال از احساس غرور وشعف وعظمت ملی میسازد.

مرحوم«گل گلاب» درباره‌ی نحوه‌ی شکلگیری این سرود بینظیر گفته است: «سال 1323 خورشیدی بود، میهن مارا، ارتشهای متفقین یعنی روس وانگلیس وامریکا اشغال کرده بودند، همه‌ی ما شاهد رفتار ناشایست سربازان خارجی بودیم وبه طورکلّی هرفرد ایراندوستی، از آنچه بر سر ایران آمده، ناراحت وعصبانی بود.

بعدازظهر یکی از روزهای تابستان سال 1323، درخیابان،  شاهد حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با زنان ودختران ایرانی بودم. با دیدن این صحنه از ناراحتی نمیدانستم چه کنم؟ بیاختیار راه انجمن موسیقی ملی را که تازه تاسیس شده بود در پیش گرفتم وبه نزد مرحوم«خالقی» رفتم. ایشان نقش ناراحتی را در چهرهام دید و پرسید: چرا عصبانی وناراحت هستی؟ گفتم: پیش از آمدن به اینجا، شاهد رفتار زشت و زنندهی بعضی از سربازان خارجی با زنان ودختران میهنمان بودم. اینها مملکت ما را اشغال کردهاند، از هیچ رفتار ناروایی هم پروا ندارند، تازه معلوم نیست کی وچه‌گونه این سرزمین را ترک خواهند کرد؟!...

«خالقی» وقتی علت ناراحتی من را دانست، گفت: حالا ناراحتی شما چه تاثیری دارد؟ بیا کاری بکنیم. گفتم:چه کاری؟ گفت: بیا یک سرود بسازیم، سرودی برای ایران.

واین گونه بود که سرود «ای ایران» باهمکاری من و «خالقی» خلق گردید....»

اما با وجود آنکه این سرود در تابستان سال1323 ساخته شده بود، پخش آن از «رادیوی ملّی ایران» و رسیدن آن به گوش مردم تا بیش از یک سال بعد به تعویق افتاد(این سرود برای نخستین بار در پاییز سال 1324 از رادیو ایران پخش شد). درباره‌ی علت این تعویق گفته میشد: «چون در متن سرود هیچ اشارهای به نام شاه و خاندان پهلوی و خدمات متعدد آنان به کشور نگردیده، این سرود در ممّیزی رادیو توقیف شده واجازه‌ی پخش ندارد.»

گویا حتا ازجانب مسئولین وقت رادیو به سازنده‌گان این سرود (خالقی وگل گلاب) توصیه شده بود که ضمن ایجاد تغییراتی در شعر، نام اعلیحضرت شاهنشاه رادر متن آن بگنجانند و از«غلامحسین خان بنان» بخواهند که سرود را دوباره اجرا کند. اما سازنده‌گان این سرود که به اصالت وعظمت کار خود ایمان داشتند و رمز ماندگاری این اثر را به درستی درعدم اشاره به نام فرد یا افراد خاص در متن سرود و تاکید مضمون آن برسرزمین ایران ومردم آن میدانستند، از اعمال هرگونه تغییری در متن سرود خودداری کردند.

مرحوم«گل گلاب» درباره‌ی این موضوع واین که سرانجام چه‌گونه این سرود از سدّ سانسور شاهنشاهی گذشت، گفته است:

«علت جلوگیری از پخش این سرود از رادیو این بود که به شاه گفته بودند «گل گلاب» و«خالقی» سرود خوبی ساختهاند ولی نامی از شاه در آن نیست وافراد متملّق (که متاسفانه همیشه در کشور ما بسیار بودهاند) به همین بهانه مدتی از پخش آن ممانعت کردند......تا اینکه یکی از روزهایی که دانشگاهیان برای مراسم «سلام چهارم آبان» به کاخ گلستان رفته بودیم، شاه وقتی به من رسید توقّف کرد واظهار داشت: «گل گلاب شنیدم سرود خوبی ساختهای اما اسمی از ما درآن نیست؟!.... درپاسخ ایشان گفتم: وقتی در این سرود در مورد ایران سخن میگوییم، سخن‌مان شامل حال شاه هم که یکی از افراد این سرزمین است، میشود.

شاه تامّلی کرد وبه حرف من مهر تایید نهاد واز آن به بعد دیگر کسی مانع از پخش این سرود  نشد.»

اما «اسمعیل نوّاب صفا» از شاعران و ترانهسرایان بزرگ ایران واز دوستان نزدیک مرحوم «خالقی»، مرحوم «گلگلاب» ومرحوم «بنان» که مطالب فوق را در خاطرات خود (قصه‌ی شمع) از قول استاد گل گلاب نقل کرده است، موضوعات بسیار دیگری را نیز پیرامون سرود بینظیر و جاودانه‌ی«ای ایران» مطرح نموده ونهایتن راز ورمز ماندگاری و جاودانه‌گی یک شعر یا یک آهنگ را در این نکته دیده است که: سراینده‌ی آن شعر یا سازنده‌ی آن آهنگ برای خود رسالتی قایل باشند و به‌علاوه، این شعر یا آهنگ در مدح شخص خاصی ساخته نشده باشد. یعنی همان ویژه‌گیهایی که سرود «ای ایران» از هردوی آنها به نحو احسن و بهطور کامل برخوردار است.

«نوّاب صفا» دربخش دیگری از شرح خود در مورد سرود «ای ایران» مینویسد:

«سرود ملی هر کشوری باید برای آن ملت وسرزمینی که درآن زنده‌گی میکند ساخته شود، نه درباره‌ی یک انسان مشخص که مسلمن روزی جهان هستی را ترک میکند(یا مثلن رژیم آن آدم سرنگون میشود یا محبوبیت‌اش کم میشود یا...)....»

اما علارغم آنکه این نکته درباره‌ی موثرباقی ماندن سرود «ای ایران» تا به حال(ماندگاری آن) وبقای حتمی آن در آینده (جاودانهگی آن) یکی از بدیهیات محسوب میشود در ماههای اخیر شاهد بودیم که جمعی معلومالحال تصمیم گرفتند که از شکوه و عظمت و محبوبیت بیحد وحصر سرود جاودانه‌ی «ای ایران» و برخی دیگر از سرودهای معروف ومحبوب ملی- میهنی (مثل یار دبستانی و...) در راستای اهداف زودگذر سیاسی خود و برای جلب محبوبیتی که به کلی فاقد آن بودند، بهره ببرند. این بود که بهطرز نفرتانگیزی اقدام به اعمال تغییر در شعر زیبای استاد «گل گلاب» نمودند ونام یک شخص را به شکل مکرّر وچندشآوری وارد این شعر کردند، طوری که شعر بینظیر استاد، با تکرار نام آن شخص از زیبایی افتاد. سپس این افراد شعر ساختهگی و قلابی خود را با آهنگ با شکوه استاد «روحالله خالقی» دوباره اجرا کردند واز این طریق قلب ایرانیان آزاده را مالامال از اندوه وملال وآکنده از نفرت خویش نمودند!....

درواقع این گروه سیاستزده با حماقتی توصیفناپذیر، درست همان نکتهای را محور کار خود قرار دادند که نپرداختن به آن نکته (اشاره به اسم شخص خاص) اتفاقن رمز و راز اصلی جاودانهگی سرود «ای ایران» بوده است!؟....یعنی در حالیکه اساسیترین علت بقای شصت وپنج ساله‌ی این سرود تا حال حاضر- با وجود خیل عظیم تغییر وتحولات در عرصههای سیاسی، فرهنگی، هنری، اجتماعی و... طی این همه سال- عدم اشاره به نام هیچ فرد خاصی در متن سرود بوده است، این گروه با آوردن مکرر نام یک فرد در آن  سرود(آن هم تازه فردی که محبوبیت چندانی ندارد!)نمونهای از ابلهانهترین فعالیتهای ممکن را به انجام رسانیدهاند. به قول «حافظ شیرین سخن شیراز»:

ای مگس! عرصهی سیمرغ نه جولانگه توست

عرض خود میبری و زحمت ما میداری!؟

 

«مجید ملک»

 

مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی هفتادویک

بیست‌وسوم آبان ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved