|
محمود دولتآبادی: چشمهای ما به تاریکی عادت کرده است
محمود دولتآبادی، نویسندهی مشهور ایران در مصاحبه با هفتهنامهی«ولت آم زونتاگ»، به بعضی از نکات کتاب تازهاش «کلنل» که اخیرن به آلمانی منتشرشده، پرداخته و میگوید: شخصیتهای کتاب من هرکدام راه خود را رفتند و دچار خطا شدند. وبسایت رادیو زمانه نوشت: رمان «کلنل» تاکنون در ایران اجازهی نشر نیافته و نخست به زبان آلمانی منتشر شده است. ترجمهی این کتاب توسط بهمن نیرومند، روشنفکر و نویسندهی ساکن برلین انجام گرفت. دولت آبادی در سخنان متعدد خود در آلمان اظهار امیدواری کرد که بهزودی بتواند این کتاب را به زبان فارسی و در ایران منتشر کند. دولت آبادی در این مصاحبه تاکید میکند که سکون فعلی دیر یا زود از بین خواهد رفت و ایران لاجرم به سمت تحولات نوین حرکت خواهد کرد، زیرا موش نقبزن تاریخ از تکاپو نخواهد ماند و کشف مجراهای نوین به سوی جامعهای مدرن و دموکراتیک امری ضروری و اجتنابناپذیر است. دولتآبادی گفت: زمانی که کلنل را نوشتم، فضا تاریکتر ازآن فضاییست که من در کتابام ترسیم کردهام. از سال 1981 تا 1984 زندهگی چنان تاریک و غیرقابلتحمل بود که آدم سرگیجه میگرفت. چشمهای ما دیگر به تاریکی عادت کرده است. دولتآبادی در مرود شرایط سیاسی فعلی در ایران گفت: ظاهرن ما هنوز یک دورهی دیگر باید سلطهی روحانیت ایران را بپذیریم. اما ضرورتهای تاریخی ایجاب میکند که در ایران تحولاتی رخ دهد که بر این سکون و حالت آتشبس فعلی غلبه خواهد شد، زیرا چرخهی تحول به راه افتاده است. اما ما باید صبور باشیم. در رابطه با ایران باید صبور بود. تاریخ جامعهی ما مسیر دیگری را طی کرد. جهان مدرن غرب، هیتلر را تحمل نکرد و سرنگون کرد. جالب آن است که جهان مدرن در ایران برعکس آن عمل کرد. در دههی پنجاه، سیا در ایران علیه دولت منتخب و دموکرات مصدق دست به کودتا زد. او همچنین گفت: بسیاری از آثار من هنوز در ایران منتشر نشدهاند. خوانندهگان من هنوز چیزی در بارهی آنها نمیدانند. یکبار، وقتی یکی دیگر از نویسندهگان محبوب، کشور را ترک کرد، مردم از این کار متاسف و نومید شدند. این تصور که ممکن است مردم را مایوس کنم، برایام وحشتناک است. محتوای آن چیزی که من مینویسم با طبیعت و مردم وطنام پیوند دارد.
پرونده قتل «فروهر»ها بر صحنهی تئاتر
در آستانهی یازدهمین سالروز قتل پروانه و داریوش فروهر، پروندهی قتلهای زنجیرهای، بر صحنهی تئاتر گشوده میشود. «یک پرونده، دو قتل» نام نمایش مستندی است که بر پایهی این پرونده با کارگردانی «نیلوفر بیضایی» هماکنون بر صحنه است. بنابر گزارش وبسایت دویچهوله، «یک پرونده، دو قتل» پس از اجرا در فستیوال سینمای تبعید گوتنبرگ (سوئد)، روزهای شنبه سیویکم اکتبر و یکشنبه اول نوامبر در سالن تئاتر بینالمللی شهر فرانکفورت آلمان بر صحنه آمد. این نمایش روز چهاردهم نوامبر نیز در فستیوال تئاتر ایرانی کلن اجرا خواهد شد. برای نوشتن متن نمایش، «نیلوفر بیضایی» بیش از شش ماه با همکاری «پرستو فروهر»، اسناد و مدارک مربوط به قتل فجیع فروهرها را زیر و رو کرده است. به همین دلیل این نمایشنامه تا آنجا که به ارایهی واقعیات مربوط میشود، موفق است و میتواند بر آگاهی تماشاگر بیافزاید. اما نمایش در جامعیت خود دارای همان دشواریهایی است که تئاتر روایی متکی بر متن، اغلب با آن دست به گریبان است. نمایش با ضربههای ناقوس کلیسا آغاز میشود که مرگ را ندا میدهند. سپس سه بازیگر بر صحنه حاضر میشوند و با ضربآهنگی نظامی پای میکوبند تا فضای میلیتاریستی حاکم را تداعی کنند. ایجاز، ویژهگی سمبل است که باید به صورت کوتاه و غیرمستقیم «واقعیت» را تداعی کند. اما در آغاز نمایش «یک پرونده، دو قتل» پای کوبیدن شبهنظامی بازیگران بر صحنه، آنقدر طولانی میشود که ویژهگی سمبولیک خود را از دست میدهد. «هرمین عشقی»، بازیگر جوانی که در بسیاری از کارهای «نیلوفربیضایی» نقشآفرینی کرده و بهترین حضور خود را در«بوف کور» ارایه داده است، در نمایش «یک پرونده، دو قتل» نقش خبرنگار جوانی را دارد که تصمیم میگیرد جزئیات قتل فروهرها را دنبال کند، اما حرکات او دایمن تحت کنترل امنیتیها است و سرانجام نیز تهدید میشود. فاجعه آنجا است که برای این خبرنگار، تفکیک یک دوست قدیمی که از آغاز مخالف کنجکاویهای او است، با ماموران امنیتی دشوار میشود. در زمینهی جستوجوی اسناد و شواهد، تلاشهای «نیلوفر بیضایی» با یاری «پرستو فروهر» به بار نشسته است. او بهویژه در پرتو افکندن بر اعترافات عاملان قتل فروهرها و سایر قتلهای زنجیرهای، موفق است و میتواند از لابهلای این اعترافات، که جزئیات تکاندهندهی آنها به تناوب توسط «فرهنگ کسرایی» و «حمید سیاح» بیان میشوند، روشن کند که عاملان قتلها، فرمانبرداران کور آمرانی هستند که همچنان، مصون از تعقیب قضایی، بر مسند قدرت تکیه زدهاند.
مراسم يادبود «قيصرامينپور» در مشهد برگزارمیشود به گزارش ايسنا، مراسم يادبود «قیصرامینپور» شاعر واستاد فقيد دانشگاه، روز يكشنبه، هفدهم آبانماه، درسالن آمفیتئاتر دانشگاه پيام نور مشهد برپا خواهد شد. به گفتهی مجيدكمالیزاده - دبير مراسم يادبود قيصرامينپور - در اين مراسم، مصطفا محدثی خراسانی دربارهی شعر و شخيصت امينپور سخنرانی خواهد كرد و شاعران جوان نيز به شعرخوانی خواهند پرداخت. همچنين به گفتهی او، در اين مراسم يادبود، جشنوارهی شعری نيز با موضوع آزاد برگزار خواهد شد كه در پايان مراسم، به شاعران جوان برگزيده، هدايايی به رسم يادبود اهدا خواهد شد. قيصر امينپور متولد دوم ارديبهشتماه سال 1338 در گتوند خوزستان بود، كه هشتم آبانماه سال 1386 درگذشت.
کنسرت خانم «پریسا» درسوئد
پریسا خواننده نامدار ایرانی، جمعهشب سیام اکتبر، در «جشنوارهی بینالمللی موسیقی عرفانی» در سالن بزرگ مرکز کنسرت شهر«اپسالا» در سوئد برای ایرانیها و سوئدیهای علاقهمند به آواز سنتی ایران هنرنمایی کرد. به گزارش بیبیسی، این کنسرت که با همکاری «فرهنگسرای پویا» در پاریس به مدیریت هنرمند ایرانی «عباس بختیاری»، سازماندهی شده بود، با پیشدرآمدی در دستگاه شور و با نوازندهگی «ایمان وزیری» با تار، «احسان ذبیحی» با کمانچه و «دارا افراز» با تمبک، آغاز شد. «پریسا»، شانزده قطعهی آوازی و تصنیف از جمله «ضربی و نصیرخانی»، «برداشتی از شکسته»، «شمس و قمرم آمد»، «چه دانستم»، «مطربا نرمک بزن»، «من غلام قمرم» و «همه هست آرزویم» را همراه با گروه همراه خود، برای مشتاقان سوئدی و ایرانی در سالن خواند.ا این هنرمند زاده شهسوار که به زودی شصت ساله میشود، با همان توان و هنرمندی سالهای اوج هنری خود، در جشنوارهی بینالمللی موسیقی عرفانی شرکت کرده بود و علاقهمندان ایرانی و غیرایرانی موسیقی سنتی ایران، استقبال خوبی از کنسرت او کردند. وی آوازها و تصنیفهای خود را در دو بخش «ابوعطا» و «ماهور» ارایه کرد: سه تصنیف و چهار تکخوانی در مایهی ابوعطا، و پنج تصنیف و چهار تکخوانی در دستگاه ماهور. به عقیدهی پریسا، امروز هنرمندان ایرانی با چنگ و دندان دارند موسیقی سنتی ایران را حفظ میکنند. این هنرمند معتقد است که موسیقی ایرانی موسیقی جهانی است چراکه عرفان مستتر در آن، مسئلهای جهانی است.ا فعالیتهای پریسا در سالهای بعد از انقلاب، به دلیل دگرگونیهایی که در سیاست فرهنگی کشور روی داد و بهویژه محدودیتهایی که برای زنان هنرمند ایجاد شد، به ناگزیر متوقف شد تا اینکه شانزده سال بعد، فعالیت دوبارهی خود را در زمینهی آوازخوانی با اجرای کنسرت در خارج از کشور آغاز کرد. سه سال پیش از این تاریخ نیز او شروع به تعلیم آواز به زنان علاقهمند کرده و همین باعث شده بود تا دوباره به دنیای حرفهای گذشتهاش پیوند یابد. جدا شدن از دنیای هنر برای این هنرمند پرآوازه که در خانوادهای هنردوست به دنیا آمده و از دوران نوجوانی کار خود را آغاز کرده بود آسان نبود. چراکه او درواقع با موسیقی بزرگ شده بود.ا این خواننده از سال 1352 تا 1357 نیز در مركز حفظ و اشاعهی موسيقى سنتى، فعالیت میکند که وابسته به سازمان راديو و تلويزيون بود و توسط داريوش صفوت از استادان بهنام موسیقی سنتی ایران، پايهگذاری شده بود. در این دوران، وی با استاد «عبدالله دوامى» (1359- 1270 خورشیدی) و سبك اجراى تصنيفهاى قديمى و آواز سنتى آشنايى پيدا میکند. از جمله فعالیتهای متعدد پریسا در این دوره، شرکت در «جشنواره موسيقى آسيا» در كشور ژاپن در میانهی سال 1357 بود.ا آخرین کنسرت پریسا در سالهای قبل از انقلاب در جشن هنر شیراز برگزار شد. سال 1357 آخرين سالِ از دورهی نخست فعاليت حرفهاى وی بود. سپس دوران توقف فعالیت هنری او آغاز میشود. توقفی که تا سال 1370 ادامه مییابد. در این سال، مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى، از پریسا دعوت میکند تا برای تعلیم آواز سنتی ایران به زنان شروع به فعالیت کند. وی حدود چهار سال با این مركز همكارى میکند تا این كه پس از گذشت شانزده سال از انقلاب 1357، در سال 1374 با گروهى عازم سفر خارج از كشور میشود و كنسرتهايى در چند كشور اروپايى اجرا میكند. پس از بازگشت از سفر، همكارى پریسا با مركز حفظ و اشاعهی موسیقی سنتی قطع میشود و از این مقطع به بعد به تعلیم خصوصی آواز به زنان علاقهمند در داخل و اجرای کنسرت در اروپا و امریکا میپردازد.ا وی تا به امروز در دهها کنسرت و جشنواره در حدود سی کشور جهان، چون امریکا، کانادا، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، سوئد، دانمارک، نروژ، بلژیک، مراکش، هلند، انگلیس، فنلاند، سوئیس، افغانستان و پاکستان حضور داشته است.ا
جايزهی بهترين كتاب فانتزی به نويسندهگان استراليا و امريكا رسيد به گزارش ايسنا، مجمع جهانی نويسندهگان آثار فانتزی در كاليفرنيایامريكا، فهرست برندهگان سال 2009 جوايز خود را اعلام كرد، كه در بخش بهترين رمان، «مارگو لاناگان» - نويسندهی استراليايی - برای كتاب «تكههای ترد» به همراه «جفری فورد» - نويسندهی پنجاهوچهارسالهی امريكايی - برای كتاب «سال سياه» مشتركن جايزهی بهترين رمان فانتزی سال 2009 را كسب كردند. جفری فورد پيشتر سه بار جايزهی مجمع جهانی نويسندهگان آثار فانتزی، جايزهی«نبولا» و جايزهی«ادگار آلن پو» را كسب كرده است. او همچنين در بخش بهترين مجموعهی داستان كوتاه، جايزهی بهترين كتاب فانتزی امسال، برای «زندهگی غرقشده» نويسندهی برتر نام گرفت. به گزارش روزنامهی گاردين، در بخش بهترين رمان كوتاه نيز «اگر فرشتهگان بجنگند» نوشتهی«ريچارد بووس» امريكايي بهترين اثر شناخته شد.
«فرانسيسكو آيالا» نويسندهی اسپانيايی در صدوسه سالهگی درگذشت فرانسيسكو آيالا- نويسندهی سرشناس اسپانيايی- در سن صدوسه سالهگی درگذشت. به گزارش ايسنا، «آيالا «كه آثارش بيشتر مضمون سوءاستفاده از قدرت دارند و سالها در دانشگاههای معتبر امريكا تدريس میكرد، روز سهشنبه، دوازدهم آبان، در خانهاش در مادريد از دنيا رفت. او كه متولد سال 1906 در گرانادا در جنوب اسپانيا بود، از روشنفكران قرن بيستم اسپانيا محسوب میشد كه اولين رمان خود را در نوزده سالهگی نوشت و با طيف وسيعی از آثار داستانی، جايزههای معتبری بهدست آورد. آيالا درسال 1991، جايزهی ادبی«سروانتس» را كسب كرد و در سال 1998، نوبل ادبيات اسپانيا، يعنی جايزهی «پرنسآستورياس»، را به كارنامهی افتخارات خود افزود. به گزارش فرانسپرس، وزير فرهنگ اسپانيا با انتشار پيام تسليتی، اعلام كرد، «آيالا» ديد گستردهای نسبت به تاريخ اسپانيا و قرن گذشتهی اين كشور ايجاد كرد. آيالا در اواخر جنگ داخلی اسپانيا و پس از بهقدرت رسيدن ژنرال فرانكو، به تبعيد رفت و در سال 1980، پنج سال پس از مرگ اين ديكتاتور به كشورش بازگشت. او در چند دانشگاه معتبر امريكا از جمله پرينستون و نيويورك، ادبيات اسپانيولی تدريس میكرد. «ته شيشه» و «بازگشت» از معروفترين آثار اين نويسندهاند.
مجلهی اپیزود ، شمارهی هفتاد شانزدهم آبان ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |