|
خاطرات یك گیشا كارگردان: راب مارشال / فیلمنامه: رابین سویكورد (بر اساس رمانی از آرتور گلدن) مدیر فیلمبرداری: دایون بیب / تدوین: پیترو اسكالیا / موسیقی متن: جان ویلیامز بازیگران: ژانگ زی ئی، گونگ لی، كن واتانابه، سوزاكا اوگو، سانانتا فوترمن، میشل یوه محصول: 2005 / امریكا / مدت زمان: 145 دقیقه جوایز: برندهی جایزهی اسکار بهترین طراحی صحنه، طراحی لباس و بهترین فیلمبرداری و نامزد اسکار بهترین موسیقی متن، صداگذاری و بهترین ترکیب صدا برندهی جایزهی «گلدن گلاب» بهترین موسیقی متن و نامزد «گلدن گلاب» بهترین بازیگر زن درام برندهی جایزهی «بافتا» برای بهترین موسیقی متن، طراحی صحنه و بهترین فیلمبرداری و نامزد«بافتا» برای بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین طراحی و بهترین چهره پردازی برندهی جایزهی «گرمی» بهترین موسیقی فیلم
خلاصهی داستان: داستان فیلم در دهههای سی و چهل میلادی و در كشور ژاپن اتفاق میافتد. در این زمان دولت ژاپن از نظام مستبد امپراتوری، به كشوری دموكراتیك و خواهان صلح تبدیل شده است. چیو (سوزاكا اوگو) دختر بچهای است كه در خانوادهای فقیر، در دهكدهای كوچك زندهگی می كند. روزی والدین چیو به خاطر فقر بسیار، چیو را به زنی كه صاحب یگ گیشاخانه در توكیو است میفروشند. از طرفی ساتسو (سانانتا فوترمن) خواهر بزرگتر چیو نیز به یك فاحشهخانه در توكیو فروخته شده است. چیو كه از خواهرش جدا شده در ابتدا به دنبال ساتسو میگردد تا او را پیدا كند، ولی پس از اولین دیدارش با ساتسو برای همیشه از او جدا میشود. چیو (از این پس ژانگ زی ئی) كه می- داند گیشاها با فواحش فرق دارند (گرچه كار هر دو خدمت به مردان است)، تصمیم به یادگیری و كسب مهارت در زمینهی هنرهای گیشا میشود تا بدین وسیله بتواند كه از طریق ارایهی هنر و مهارتاش و نه از بدناش كسب درآمد كند، اما در این میان مشكلاتی فراوانی سر راه چیو قرار می گیرد.
هاتسو مومو (گونگ لی) كه پولسازترین گیشای توكیو به حساب میآید به خاطر نگرانی از به خطر افتادن موقعیت خودش، مانع از به تحقق پیوستن آروزهای چیو میشود. بدین ترتیب چیو از تحصیل در گیشاخانه محروم شده و آوارهی كوچهها و خیابانها میشود. تا اینكه روزی مردی با عنوان رییس (كن واتانابه) مجذوب زیبایی چیو میشود و به همین دلیل او را زیر پروبال خود میگیرد. چیو از رییس میخواهد كه او را برای تبدیل شدن به یك گیشا حمایت كند. رییس نیز چیو را با یك گیشای معروف به نام مامهآ (میشل یوه) آشنا میكند تا مهارتهای گیشا را به او آموزش دهد. چیو كه اسم گیشایی «سایوریی» را برای خود انتخاب كرده، برای تبدیل شدن به گیشای اول توكیو باید با هاتسو مومو رقابت كند و ....
دنیای سرشار از رنگ، خالی از عطر خاطرات یك گیشا بر خلاف كاراكترهای ضعیفی كه در فیلمنامهاش با آنها برخورد میكنیم، از یك سیر داستانی جذاب و گیرا برخوردار است و فیلم موفقی از كار در آمده، در واقع دنیایی كه داستان فیلم در آن میگذرد پر از جلوههای بصری فوقالعاده است كه تنها و تنها دوربین یك كارگردان با هوش مثل «راب مارشال» از عهدهی به تصویر كشیدن آنها بر میآید. خاطرات یك گیشا داستانی ساده و تكراری دارد. داستانی كه هر بینندهای اعم از عام و خاص، بارها و بارها با آن برخورد كرده، قصهای كه مشابه آنرا به كرات در فیلمهای سطح پایین بهخصوص در سینمای هند دیدهایم. «دختر بچهای فقیر كه سرانجام پس از تحمل ناملایمات و سختیهای زمانه به خوشبختی میرسد».
اما این تكراری بودن قصه دلیل بر این نیست كه فیلم «راب مارشال» اثری در حد و اندازههای سایر آثار ساخته شده با این سیر داستانی است. البته شاید یكی از دلایل این امر، همكاری او با بزرگانی مانند «جان ویلیامز» بوده كه طنین موسیقیاش بسیاری از حفرههایی را كه میتوانست به نقطه ضعفی برای فیلم تبدیل شود، پر كرده است و یا حضور فیلمبرداری مانند «دایون بیب» كه با نحوهی چرخاندن دوربیناش تصویری واضح از دنیایی كه سایوریی در آن زندهگی میكند را به بیننده القا میكند.
یكی دیگر از دلایل موفقیت فیلم نوع هیجانی است كه «راب مارشال» سعی كرده در طول فیلم آنرا در یك خط ثابت نگه دارد.هیجانی كه فیلم را هر لحظه، آبستن حادثهای تازه میكند و بیننده را از نظر احساسی با خود همراه میسازد. گرچه این سیر ثابت هیجانی با وارد شدن شخصیت هاتسومومو كه از جنس آشنای همان ضد قهرمانهای كلاسیك است تا جایی بالا میگیرد كه خروجاش از داستان، فیلم را ناگهان دچار یك ضعف محسوس میكند. اما خاطرات یك گیشا به رغم ضعفهای فیلمنامهایاش و اوج و حضیضهایی كه در طول فیلم با آن مواجه میشویم، فیلم خوب و جذابی است و قادر است كه بیننده را تحت تاثیر خود قرار دهد. برشهای بلند - پایگاه تحلیلی خبری سینما مجلهی اپیزود ، شمارهی هفتاد شانزدهم آبان ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |