|
«مسعود رسام» كارگردان «خانهی سبز» درگذشت
»مسعود رسام» كارگردان سينما و تلويزيون، ساعت چهارده عصر يكشنبه، دهم آبانماه، پس از شانزده ماه دست و پنجه نرم کردن با سرطان خون، در سن پنجاهودو سالهگی درگذشت. «رسام» متولد 1336 در تهران و فارغالتحصيل رشتهی كارگردانی ازمدرسهی عالی تلويزيون و سينما (دانشكدهی صداوسيما) بود. او فعاليت هنریاش را از سال 1358 در تلويزيون با تهيهكنندهگی و كارگردانی فيلمهای كوتاه، تئاتر و سريال آغاز كرد. وبسایت دویچه وله نوشت: آنان که کودکی و نوجوانیشان را با سالهای ابتدایی انقلاب آغاز کردهاند، خوب به یاد دارند مجموعهی تلویزیونی «محله بروبیا» را در آن سالهای بمب و موشک. «رضا ژیان» کیمیاگر و «حمید جبلی» شاگرد بیاستعداد او، «فردوس کاویانی» پادشاه یونان باستان و «آتیلا پسیانی» فرزندش و «اکبر عبدی» با آن بازی درخشاناش در نقش «کودک اولیه». سال بعد، «محلهی برو بیا» به «محلهی بهداشت» تبدیل شد وهمانقدر محبوب ماند. «داریوش مودبیان»، کارگردان و «بیژن بیرنگ»، نویسندهی این دو مجموعه بودند که تهیهکنندهگی آن را «مسعود رسام» برعهده داشت. «بردهرقصان» اما از جنسی دیگر بود و داستان زندهگی یک برده را روایت میکرد. در تمامی این مجموعهها «رسام» تهیهکننده بود. اما ورود او به دنیای کارگردانی با مجموعهی«همسران» آغاز شد. داستان دو زوج از دو نسل، با بازی فردوس کاویانی، مهرانه مهین ترابی، فرهاد جم و الهام پاوهنژاد. «خانهی سبز» تسلط «رسام» در کارگردانی را نیز ثابت کرد. روایت ساده و روزمرهی خانوادهای از طبقهی متوسط شهری. واقعی بودن شخصیتها و آدمها و بازیهای به یاد ماندنی خسرو شکیبایی، مهرانه مهینترابی، آتنه فقیهنصیری و رامبد جوان، این مجموعه را به یکی از به یادماندنیترین مجموعههای پس از انقلاب بدل کرد. مسعود رسام به همراه یار همیشهگیاش بیژن بیرنگ، سالهای خاکستری دههی شصت را برای نسلی که کودکی و نوجوانیاش را در این دهه آغاز کرده بود، کمی رنگین کرد. ایسنا گزارش داد مسعود رسام كه به دلیل بیماری از مدتها قبل تحت درمان قرار گرفته بود، از خرداد ماه امسال در بيمارستان عرفان تحت نظر پزشكان قرار گرفت. از رسام، سريالهای ماندگاری چون «بزرگ مرد كوچك«،» دريايیها»، «همسران»، «مرواريد سرخ»، «چاق و لاغر» و فيلمهای «سيندرلا» و «علی وغول جنگل» نيز به يادگار مانده است. آخرين اثر وی، سريال «غيرمحرمانه» بود كه آن را برای شبكهی تهران ساخت.
در ايران شاهماهی رودخانه بودم، اما در هاليوود ماهی در اقيانوسام
»گلشيفته فراهانی» اعلام كرد: «در ايران من يك شاهماهی در رودخانه بودم، اما در هاليوود مثل يك ماهی در اقيانوس هستم و اين خيلی سخت است«. به گزارش ايسنا، شبكهی تلويزيونی «الجزيره» در مصاحبه با «گلشيفته فراهانی» كه درجريان برگزاری اولين جشنوارهی فيلم «ترايبكا» دوحه انجام شد، به پای صحبت گلشيفته فراهانی نشست. اين بازيگر بیستوشش ساله گفت: «در ايران بهترين فيلمنامهها به من پيشنهاد میشد، اما در خارج از ايران برای گرفتن يك نقش بايد بجنگم، اما اين چالش ارزش دارد، چون اولين بازيگر زنی هستم كه بعد از انقلاب در هاليوود بازی كردهام.« الجزيره با اشاره به اينكه اولين نقشآفرينی »فراهانی» در چهارده سالهگی در فيلم «درخت گلابی» داريوش مهرجويی بوده است، از قول وی نوشت: «میخواستم مردم را تحت تاثير قرار بدهم. با نواختن موسيقی كلاسيك، شما برای جمعی از مردم مینوازيد كه تحصيلكرده و با معلومات هستند. من میخواستم تغيير مثبتی در اين اكثريت ايجاد كنم و در اين راه سينما بهترين زبان بود.« وی اظهار كرد: «يكی از اهداف من اين بود كه نوع ديگری از رفتار يك ستاره را معرفی كنم. من عاشق فلسفه تائوئيسم هستم. يك مثل هست كه میگويد انسان بايد مثل اقيانوس زندهگی كند. اقيانوس بيشترين آبهای جهان را دارد، اما در پايينترين نقطهی زمين قرار گرفته و آب همه رودخانهها به آن میريزد .من هميشه سعی كردهام كه مطابق اين فلسفه زندهگی كنم.« »فراهانی» با اشاره به اينكه چشم مردم ايران اكنون به حضور او در هاليوود دوخته شده و بايد به انتخاب نقشهايش دقت كند گفت :اگر من شكست بخورم، آنها شكست خوردهاند و اگر موفق باشم، موفقيت آنها است. وی در ادامه گفت: «من به مردم كشورم احترام میگذارم، به من دختر كشور میگفتند. چه بخواهم يا نه، من نمايندهی ايران هستم و مردم مسئوليت من را بيشتر میكنند.« گلشیفته، بازيگر فيلمهای«بهنام پدر» و»ميم مثل مادر» در مقايسهی هاليوود و سينمای ايران گفت: «در هاليود به بازيگران احترام بيشتری میگذارند و ساخت فيلم بسيار حرفهایتر است. در ايران بازيگری يك حرفه محسوب نمیشود و فيلمها بيشتر به شكل تجربی ساخته میشوند و شرايط برای بازيگر سخت است. شما بايد به بوم، نور و همه چيز توجه كنيد، اما در هاليوود اين كارها را در اطراف شما، خودشان انجام میدهد و صحنه مثل قلمرو پادشاهی بازيگر است.« «فراهاني» در پايان با تاسف از اينكه فرصت بازي در فيلم «شاهزاده پارسي» را از دست داده است، تاكيد كرد مطمئمنا اين را جبران خواهد كرد. گفتني است: «جواد شمقدري» معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هفته گذشته رسما اعلام كرد، «گلشيفته فراهاني» از نظر ما مشكلي براي ادامهي كار در ايران ندارد و نميتوان بهدليل بازي در يك فيلم گفت كه به ايران برنگردد.
بازداشت پانزده سینماگر در حوادث اخیر
فرهاد توحیدی قائممقام مدیرعامل خانهی سینما میگوید که در حوادث پس از انتخابات ایران، پانزده تن از سینماگران بازداشت شدهاند. آقای توحیدی علت بازداشت این افراد را «مشکلات پیشآمده» عنوان کرده است. رادیو زمانه گفت به گزارش روز یکشنبه خبرگزاری ایلنا، فرهاد توحیدی همچنین از «بینتیجه» بودن تلاشهای خانهی سینما برای «کمک» به هنرمندان بازداشت شده خبر داده است. وی با این حال، اشارهای به نام این سینماگرانی که در چهار ماه گذشته دستگیر شدهاند، نکرده است. در جریان انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری ایران، بسیاری از هنرمندان و بازیگران سینما و تئاتر و تلویزیون با حضور در خیابانها از نامزدی میرحسین موسوی حمایت کردند. «فاطمه معتمدآریا» از جمله بازیگرانی است که با ستاد انتخاباتی آقای موسوی همکاری داشت و چندی پیش از سوی مقامهای امنیتی، گذرنامهاش توقیف شد و نتوانست از کشور خارج شود. خانم معتمدآریا قرار بود به همراه مجتبا میرتهماسب، جهت شرکت در برنامهی بررسی سینمای ایران، به امریکا سفر کند که از خروج آنها جلوگیری شد. فاطمه معتمد آریا، ابراهیم حاتمیکیا، رضا میرکریمی، مجتبا راعی، علیرضا رئیسیان، محمدمهدی عسگرپور، امین تارخ، فرهاد توحیدی و مجتبا میرتهماسب از جمله سینماگرانی هستند که شش ماه پیش از سوی خانهی سینما برای اعزام به این سفر انتخاب شده بودند. جعفر پناهی، فیلمساز صاحبنام ایرانی که برای عقد قرارداد فیلم جدیدش عازم پاریس بود نیز از دیگر سینماگرانی است که خروج وی از کشور ممنوع اعلام شده است. جعفر پناهی، که از «جنبش سبز» و دیدگاههای معترضان انتخاباتی حمایت میکند، پیش از این درحالی که برای گذاشتن گل بر مزار جانباختهگان رویدادهای اخیر به بهشت زهرا رفته بود، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. تاکنون شماری از معترضان انتخاباتی در ایران ممنوعالخروج شده و گفته میشود دهها بازیگر سرشناس ایرانی نیز با دستور شفاهی، ممنوعالتصویر شدهاند. آقای توحیدی دربارهی توقیف گذرنامهی خانم معتمدآریا و آقای میرتهماسب گفته که گذرنامهی این افراد به حکم قضایی توقیف شده است. وی اضافه کرده که حل مشکل «معتمدآریا» و«میرطهماسب»، نیازمند «اهرمهای قویتری» است، اما در این میان باید به جای برخورد «احساسی، رویکرد عقلانی» را در پیش گرفت.
»استيو مارتين» و «آلك بالدوين» مجريان مراسم اسکار 2010
به گزارش مهر، آكادمی اسكار روزگذشته اعلام كرد،«استيو مارتين»، كمدين معروف هاليوود و «آلك بالدوين» اجرای مراسم اسكار 2010 را برعهده خواهند داشت. »آلك بالدوين» كه در عرصهی سياست نيز فعالیت دارد، در سال 2003 نامزد اسكار بازيگر مكمل مرد بود كه در رقابت با «تيم رابينز» شكست خورد. اين برای اولينبار نخواهد بود كه مراسم اسكار، دو مجری دارد، پيشتر نیز در سال 1987 سه نفر بهعنوان مجری مراسم انتخاب شده بودند و در دههی هفتاد هم بارها اين مراسم با اجرای چند مجری برگزار شده بود. به گزارش رويترز، «استيو مارتين» دوبار در سالهای 2003 و 2001 سابقهی اجرای مراسم اسكار را داشته است، اما «آلك بالدوين«اولين تجربه خود را خواهد داشت. هشتادودومين مراسم جوايز اسكار روز يكشنبه، هفتم مارس 2010 در سالن«كداكتیاتر» لسانجلس برگزار خواهد شد و شبكهی تلويزيونی ABC امريكا آن را برای بيش از دویست كشور، بهطورمستقيم پخش خواهد كرد.
آثار برتر تاريخ سينما در دههی چهل معرفی شدند آثار برتر تاريخ سينما در دههی چهل ميلادی انتخاب و معرفی شدند و در اين ميان فيلمهای «كازابلانكا» (مايكل كورتيس)، «همشهری كين» (اورسن ولز) و»شاهين مالت» (جان هيوستون) در صدر ايستادند. به گزارش ايسنا، فيلم انيميشن «فانتزيا» (1940)، «كی لارگو» (1948) با بازی «همفری بوگارت» و «لورن باكال»، «ربكا» (1940) اثر «آلفرد هيچكاك»، «زندهگی سری والترميتی» 1947سال،» فروشگاهی در گوشه» (1940)، «معجزه در خيابان 34 »(1947) «ساعت دوازده» سال1949، آ«آرزوهای بزرگ» (1946) براساس داستان «چارلز ديكنز»، جزو فيلمهای سی تا چهل اين دستهبندی قرار گرفتهاند. بنابر اعلام پايگاه اطلاعرسانی مووی فون، فيلمهای «دزد و دوچرخه» (1948)، «مرد گرگنما» 1945، «زنگها برای كه به صدا درمیآيد» 1942، «مرا در خيابان سنت لوئيس ملاقات كن» 1944، «پستچی هميشه دوبار زنگ میزند» 1946، «گنجهای سيرامادره» 1948، «همه مردان پادشاه» 1949 در رتبههای بیست تا سیام اين فهرست جای گرفتهاند. فيلمهای «منشی همهكاره» 1940، «آمبرسيونهای باشكوه» 1942، «مرد آرام» 1947، «پايان هفتهی گمشده» 1945، «بهترين سالهای زندهگی ما» 1946، «داشتن و نداشتن» 1944، «ديكتاتور بزرگ» 1940،» هملت» 1948 ، در ردهی آثار ده تا بیست برترين آثار تاريخ سينما در دههی چهل، قرار گرفتهاند. فيلم انيميشن «بامبی» 1942، «مرد سوم» 1949،»داستان فيلادلفيا» 1940، «هويت دوگانه» 1944، «خوشههای خشم» 1940، «چه زندهگی شگفتانگيزی است» 1946، «شاهين مالت» 1941،«همشهری كين» (1941)، «كازابلانكا» 1942 ، جزو فيلمهای اول تا دهم اين ليست هستند.
فیلم «در بازار سکس» در جشنوارهی فیلم وین
جشنوارهی بینالمللی فیلم وین(ویناله) در کنار دهها فیلم داستانی و مستند، فیلمی به نام«در بازار سکس» را به نمایش گذاشت. این فیلم به زندهگی جنسی در ایران میپردازد و مشکلات پیچیدهای که از این بابت جامعه را فراگرفته است. «دویچهوله» گزارش داد فیلم «در بازار سکس» به کارگردانی «سودابه مرتضایی»، نگاهی متفاوت به موضوع آشنای مشکل رابطهی جنسی در ایران امروز است. فیلم پس از مقدمهای تاریخی، دشواریهای رابطهی جنسی را بر بستر فشارها و محدودیتهای موجود نشان میدهد. جامعهی اسلامی که پس از انقلاب بهمن 1357 شکل گرفت، قصد دارد تمام امور و مناسبات اجتماعی را بر پایهی موازین شرعی تنظیم کند. با این قالببندی ایدئولوژیک، جامعه برای ارضای نیازی اولیه، با مشکلاتی بغرنج مواجه شده، به گونهای که در عرصهی روابط جنسی، بحرانی واقعی پدید آمده است. حاکمیت اسلامی رابطهی جنسی را تنها در قالب زناشویی طبق موازین شرعی میپذیرد و هر نوع رابطه میان مرد و زن را خارج از چارچوب خانواده منع میکند. مدافعان حقوق زنان انتقاد میکنند که فشارها و محدودیتها عملن فقط بر زنان تحمیل میشود. در اینجا هم درست مانند حجاب، این زنان هستند که باید زیر چادر اسیر بمانند، تا مردان از «وسوسهی شیطانی» در امان باشند! منتقدان فقه سنتی عقیده دارند این تنها زنان هستند که ناگزیرند فشار موازین شرعی را تحمل کنند، زیرا«جامعهی اسلامی» این امکان را برای مردان فراهم آورده که از نظر جنسی در«آزادی و رفاه» کامل باشند. آیین شرع به مرد مسلمان اجازه میدهد که چهار زن عقدی (ازدواج دایمی) داشته باشد و در کنار آن از ازدواج موقت نیز بهره ببرد، که در متون دینی به «متعه» یا صیغه معروف است. فیلم خانم «مرتضایی» چند سرنوشت نمونه را در جامعه ایران ردیابی کرده است: از زبان زنی مطلقه، مردی مجرد و ملایی جوان، جوانب گوناگون معضل جنسی در ایران روایت میشود. در فقه اسلامی صیغه مقولهای بحثانگیز، حتا در میان مسلمانان فرقههای گوناگون است. اهل تسنن، به طور کلی متعه (ازدواج موقت) را امری خلاف و مغایر با اخلاق اسلامی میدانند. در برابر بیشتر فقهای شیعه، صیغه موقت را پاسخی مناسب برای نیازهای جنسی دانستهاند. عرف جامعه، طبق برداشتهای فرهنگی، صیغه را امری نکوهیده میداند که زنان را به تیرهروزی و بدنامی میکشد. در میان بسیاری از فرهیختهگان نیز متعه به مثابهی نوعی «فحشای قانونی» ارزیابی میشود. اما در جامعهای که در آن راه روابط سالم جنسی از هر سو بسته شده، شاید صیغه هم راه مفری باشد: جوانی که امکان ازدواج ندارد و در سن نسبتن بالا هنوز خود را از برقراری رابطهای پایدار ناتوان میبیند، یا بیوه زنی که از همسر طلاق گرفته یا شوی خود را از دست داده است و دیگر امکانی برای ازدواج دایم در پیش رو ندارد. بیشتر طرفداران حقوق زنان عقیده دارند که متعه تنها افزاری برای لذتجویی بیشتر مردان است. این مردان، به ویژه مردان متاهل و ثروتمند هستند که از صیغه بهره میبرند. آنها میتوانند به هوسرانیهای خود جنبهی قانونی بدهند و در کنار همسر، یک یا چند زن جوان را به عقد خود درآورند. پس از آنکه مدت صیغه سر آمد، این زن است که با سرنوشتی ناروشن رها میشود، نه تنها هیچ حق و حقوقی دست او را نمیگیرد، بلکه چه بسا کودکی «نامشروع» و شهرتی خراب روی دستاش میماند. مهمترین جشنوارهی سینمایی اتریش از بیستودوم اکتبر تا چهارم نوامبر در وین جریان داشت.
جايزهی يادبود «فدريكو فلينی» به «سيدنی لومت» اعطا میشود
بنياد سينمايی«فدريكو فلينی» از يك عمر دستاورد سينمايی «سيدنی لومت»، كارگردان نامدار هاليوود تقدير خواهد كرد. به گزارش ايسنا، بنياد سينمايی «فدريو فلينی»، كارگردان فقيد و نامدار سينمای ايتاليا اعلام كرد، «سيدنی لومت»، كارگردان هشتادوپنج سالهی امريكايی، روز شنبه، طی مراسمی جايزهی ويژهی «فدريكو فلينی» را به پاس يك عمر دستاورد سينمايی دريافت خواهد كرد. پيشتر چهرههای سرشناسی چون «مارتين اسكورسيزی«، » رومن پولانسكی» و «مانوئل دی اوليريرا» اين جايزه را كسب كرده بودند. به گزارش ورايتی، در اين همايش دو روزه، «سيدنی لومت» كه بيش از پنجاه فيلم سينمايی كارگردانی كرده است، از رابطهی دوستانهاش با »فلينی» صحبت خواهد كرد. اعطای اين جايزه به «سيدنی لومت» همزمان با پنجاهمين سال ساخت شاهكار «فلينی»، يعنی «زندهگی شيرين» انجام میگيرد. خالق «بعدازظهر سگی» كه چهاربار نامزد بهترين كارگردانی اسكار شده است، در سال 2004 موفق به كسب جايزهی اسكار افتخاری شد. وی در سال 1975 جايزهی خرس طلای برلين را برای «دوازده مرد خشمگين» كسب كرد و در سال 1977 برای فيلم «شبكه» بهترين كارگردان جوايز گلدن گلوب شد.
مجلهی اپیزود - شمارهی هفتاد شانزدهم آبان ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |