|
تو را از بین صدها گل جدا کردم تو سینه جشن عشقتو به پا کردم برای نقطه ی پایان تنهایی تو تنها اسمی بودی که صدا کردم عشق من ، عشق من عشق من ، عشق من اولین بار این ترانه را روی فیلم عروسی یکی از دوستان خانواده گی مان شنیدم که از لحظه ای که داماد به گل فروشی می رفت و دسته گل عروس را تا انتخاب می کرد تا وقتی که می رفت به آرایشگاه دنبال عروس و عروس خانم زیبایش را سوار ماشین مزین به گل می کرد و با هم خیابان ها را طی می کردند تا به محل جشن برسند این ترانه همسفر آن ها بود. از همان زمان عاشق این ترانه شدم و با این که نُه سال بیش تر نداشتم اما از همان موقع تصمیم گرفتم که هر زمان عروسی کردم از فیلمبردار بخواهم که این ترانه را روی فیلم عروسی من هم بگذارد. و حالا ، در همین تابستانی که داریم کم کم به آخرین ماه اش نزدیک می شویم، من به آرزویم رسیدم و فیلم عروسی من هم با این ترانه آغاز می شود ، درست مثل همان فیلم عروسی که در کودکی دیدم اما حالا بازیگران این صحنه ی عاشقانه خودم و «حمید» عشق زنده گی ام هستیم و من با این که همیشه طرفدار صدای «گوگوش» بوده ام و با این که از ترانه ی «دلکوک» که با صدای زیبای گوگوش عزیزم بر فیلم عروسی ام همراه شده بسیار لذت می برم اما این قسمت از فیلم که ترانه ی « عشق من» را دارد بیش تر از بقیه ی قسمت های آن دوست دارم چون مرا یاد کودکی و آن رویاها و آرزوهای زیبایش می اندازد و از این که می بینم به آن چه که در آن روز تماشای فیلم عروسی و شنیدن این ترانه در آن زمان آرزو کرده ام رسیده ام، انرژی زیادی برای ادامه ی راه زنده گی ام می گیرم و امیدوار می شوم که حتمن به دیگر آرزوهای شیرین ام هم خواهم رسید. جالب است بدانید که وقتی از مسئول میکس فیلم عروسی ام خواستم که این ترانه را بر صحنه های فیلم مختلف بگذارد، گفت که:« نود درصد مشتریان ما در این سال ها همین را از ما خواسته اند و من به جرات می توانم بگویم که این ترانه را روی نود تا نود پنج درصد از فیلم های عروسی (در این بیست و چند سالی که از زمان اجرای این ترانه می گذرد) گذاشته اند.» خوب که فکر کردم و خاطرات خودم را هم از انواع فیلم های عروسی که در این سال ها دیده ام، مرور کردم و دیدم حق با او است و راست می گوید. این ترانه روی فیلم عروسی خواهر خودم هم هست. روی فیلم های عروسی دخترخاله ها و پسرخاله ها و پسر عموها و خلاصه همه ی کسانی که من می شناسم و تا امروز فیلم عروسی شان را دیده ام هم هست و به یاد آوردم که هربار دیدن این فیلم ها و شنیدن این ترانه بر آن ها، آرزوی کودکی ام را جان داده بود. اصلن این ترانه هم انگار جزیی از سنت های عروسی ما ایرانی ها شده و همان طور که همه طبق سنت مراسم، ماشین گل می زنیم و عروس به آرایشگاه می بریم و دسته گل عروس می خریم و سفره ی عقد می اندازیم، همه هم این ترانه را سرآغاز فیلم زنده گی مشترک مان می کنیم که به راستی هم ترانه ی زیبا و مناسب و دلنشینی است و بهترین جای شنیدن و لذت بردن از آن هم بر همین فیلم های عروسی است . بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن با دستات حلقه یی از گل بساز و گردن من کن اگه از مرگ باورها از آدم ها دلم سرده نوازش کن تو دستامو که خیلی وقته یخ کرده که خیلی وقته یخ کرده عشق من ، عشق من عشق من ، عشق من من با این مطلب، قصد نقد این ترانه را نداشتم که اصلن نقد ترانه کار من نیست. من فقط این مطلب را نوشتم که یادی از زنده یاد «فرزین» بکنم و درودی بفرستم به روان پاک اش که این ترانه ی زیبا را به جشن عروسی ما که خاطره انگیزترین و زیباترین شب زنده گی مان است هدیه داده است. ای کاش نام ترانه سرا و آهنگساز این ترانه ی زیبا و ماندگار را هم می دانستم تا از آن ها هم «به نام» برای این هدیه ی زیبا تشکر کنم اما حیف که نمی دانم و مجبورم بدون ذکر نام شان ، نهایت تشکر و قدردانی را از آن ها داشته باشم. با سپاس از نشریه ی «اپیزود» که اجازه داد نوشته ی ساده و بی آلایش من در این مجله ی خواندنی منتشر شود و من بتوانم احساس ام را درباره ی این ترانه ی زیبا با شما قسمت کنم، امیدوارم این نوشته ی من بهانه ای باشد تا شما هم یک بار دیگر این ترانه را با دل و جان بشنوید وهمراه آن به شادی های عاشقانه یی که دوست دارید در زنده گی تان داشته باشید فکر کنید و آرزو کنید به تک تک آن ها برسید و البته از یاد هم نبرید که درودی نثار روح ِ عاشق شادروان «فرزین» که چندین سال است از میان ما رفته است، کنید. دیگه دل واپس ِ بودن واسم بسه دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه زیادیم کرده پژمردن، زیادیم کرده غم خوردن توی بیداد تنهایی، در عین زنده گی مردن عشق من ، عشق من عشق من ، عشق من
شهده شمسایی - مجله اپیزود ، شماره هفت بیست و ششم امرداد 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |