زويا پيرزاد، برنده‌ی جايزه‌ی «کوريه انترناسيونال» شد

خبرنامه‌ی گويا - زويا پيرزاد، نويسنده‌ی مطرح ايران برنده‌ی جايزه‌ی «کوريه انترناسيونال»، هفته نامه‌ی پرتيراژ فرانسه، در سال 2009 شد. هيات داوران «کوريه انترناسيونال» متشکل از هفت نفر و به مديريت «ايزابل لوز»، نويسنده و روزنامه‌نگار (معاون سردبير کوريه انترناسيونال)، از ميان ده کتاب راه يافته به مرحله‌ی نهايی، سرانجام کتاب «طعم گس خرمالو»، مجموعه‌ای از پنج داستان کوتاه زويا پيرزاد را در روز بیست‌ویکم اکتبر، به عنوان بهترين کتاب سال برگزيد.

اين دومين دوره‌ی جايزه‌ی ادبی «کوريه انترناسيونال» بود. اين جايزه هر سال به يک کار تحقيقی، داستان کوتاه و يا رمان از کشورهای مختلف جهان تعلق می‌گيرد که در طول دوازده ماه گذشته به زبان فرانسوی ترجمه شده و در فرانسه به بازار کتاب آمده باشد. در اين دوره کتاب‌های نويسنده‌گانی از کشورهای ايران، امريکا، ايتاليا، مکزيک، پرتقال، اوکراين، برزيل، استراليا، لبنان و مصر به مرحله‌ی نهايی رسيدند.

جايزه‌ی نخستين دوره را سال گذشته، آقای «يو هوآ»، نويسنده‌ی چهل‌ونه ساله و معروف چين به خاطر رمان «برادران» به دست آورد. اين رمان يکی از پرفروش‌ترين رمان‌ها در چين بود و بيش از يک ميليون تيراژ داشت.

زويا پيرزاد حاصل پيوند پدری روس و مادری ارمنی است و در سال 1331 در آبادان به دنيا آمده است. پيرزاد پيش از روی آوری به داستان‌نويسی کتاب‌هايی ترجمه کرد که از جمله‌ی ‌آن‌ها می‌‌توان به «آليس در سرزمين عجايب»، اثر لوييس کارول و «آوای جهيدن غوک» که مجموعه‌ای است از هايکوهای شاعران آسيايی، اشاره کرد.

زويا پيرزاد تاکنون سه مجموعه داستان: «مثل همه عصرها»، "«يک روز مانده به عيد پاک» و «طعم گس خرمالو» و دو رمان: «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» و «عادت می‌کنيم» را در ايران منتشر کرده است. در کنار اين کتاب‌ها، سه مجموعه داستان کوتاه «زويا پيرزاد» نيز در يک کتاب با عنوان «سه کتاب» توسط نشر مرکز در تهران تجديد چاپ شده است.

زويا پيرزاد در ايران با رمان «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» شهرت يافت. اين رمان جايزه‌های فراوانی دريافت کرد که از آن جمله می‌توان به جايزه‌ی بهترين رمان سال 1380 پکا، جايزه‌ی بهترين رمان بنياد هوشنگ گلشيری در سال 1380 و لوح تقدير جايزه‌ی ادبی «يلدا» در سال 1380 اشاره کرد. داستان کوتاه «طعم گس خرمالو» نيز پيش از اين در ايران جايزه بيست سال ادبيات داستانی در سال 1376 را به دست آورده بود.

زويا پيرزاد از معدود نويسنده‌گان ايرانی است که همه‌ی آثارش به زبان فرانسه ترجمه شده‌اند. کريستف بالايی مترجم فرانسوی آثار زويا پيرزاد، که برگردان «طعم گس خرمالو» نيز از ترجمه‌های اوست، مدرس زبان و ادبيات فارسی در مدرسه زبان‌های شرقی است و به آثار معاصر و داستان کوتاه و ادبيات زنان علاقه‌ی ويژه‌ای دارد. کريستف بالايی «زنان بدون مردان» از شهرنوش پارسی‌پور را نيز به فرانسه ترجمه کرده است. نشر زولما که ناشر آثار زويا پيرزاد در فرانسه است از استقبال خواننده‌گان کتاب‌های پيرزاد، بسيار خشنود است.

 

 

ژیلا بنی‌یعقوب برنده‌ی جایزه‌ی آزادی بیان شد

جایزه‌ی جهانی «آزادی بیان» که از سوی نهاد غیردولتی «روزنامه‌نگاران کانادایی برای آزادی بیان» بنیان گذارده شده، در سال 2009 به طور مشترک به «ژیلا بنی‌یعقوب» و روزنامه‌ی روسی «نووایا گزتا» اعطا شده است.ا

به گزارش رادیو زمانه در اطلاعیه‌ی این سازمان غیردولتی آمده که این جایزه به خاطر «شجاعت فوق‌العاده و غلبه بر مشکلات بزرگ برای گزارش اخبار» از ایران و روسیه، به خانم بنی‌یعقوب و روزنامه نووایا گزتا اعطا شده است.ا

ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار، سردبیر و یک فعال برجسته‌ی حقوق زنان است که در سال‌های اخیر بارها از سوی مقام‌های قضایی احضار و بازجویی شده است. خانم بنی‌یعقوب در جریان حوادث پس از انتخابات ایران به همراه همسرش بهمن احمدی امویی بازداشت شد و پس از تحمل شصت روز زندان، به قید وثیقه آزاد شد، اما همسرش که او نیز روزنامه‌نگار است بیش از چهار ماه است که در زندان به سر می‌برد.ا

روزنامه‌ی روسی «نووایا گزتا» از جمله روزنامه‌های مستقل در روسیه است که تاکنون چهار تن از کارکنان آن به قتل رسیده‌اند.ا

 

 

جایزه صلح برای رامین جهانبگلو

رادیو زمانه گزارش داد«رامین جهانبگلو» فیلسوف و نویسنده‌ی ایرانی، برنده‌ی سی‌امین جایزه‌ی صلح انجمن سازمان ملل در اسپانیا شد. رامین جهانبگلو که به اتهام «ارتباط با بیگانه» صدوبیست‌وپنج روز در زندان‌های جمهوری اسلامی به‌سر برده از استادان دانشگاه و نظریه‌پردازان سیاسی ایرانی مقیم کانادا است.

اهداکننده‌گان این جایزه، دلیل اهدای آن به آقای جهانبگلو را «سهم او در زمینه‌ی درک فلسفه‌ی غرب در ایران» ذکر کرده و افزودند: «او به عنوان یکی از اعضای اصلی جنبش روشن‌فکری ایران، یکی از نخستین اندیشمندان آن کشور است که درباره‌ی منابع فلسفی خشونت‌گریزی بر پایه‌ی آرمان‌های مهاتما گاندی و مارتین لوترکینگ سخن گفته‌است.»

سازمان اعطاکننده‌ی این جایزه یعنی «یوان‌اِی» (انجمن سازمان ملل)، یک سازمان غیر دولتی است که از سال 1362 در بارسلون اسپانیا مستقر است و از سوی سازمان ملل متحد به‌رسمیت شناخته شده‌است. اهداف این سازمان پیش‌برد اصول سازمان ملل، حقوق بشر و آزادی عنوان شده‌است.

رامین جهانبگلو که با سیاست‌های محمود احمدی‌نژاد مخالف است در اردیبهشت 1385 هنگام ورود به ایران در فرودگاه مهرآباد دستگیر شد و پس از تحمل زندان و گرفته شدن اعتراف، با سپردن وثیقه از زندان آزاد شد. از آقای جهانبگلو کتاب‌ها و نوشتارهای فراوانی در زمینه‌ی فلسفه غرب و نوگرایی انتشار یافته‌است.

 

 

رزا منتطمی درگذشت

رزا منتظمی، مشهورترین معلم آشپزی ایران و نویسنده‌ی کتاب پر تیراژ «هنر آشپزی»، در سن هفتادوهشت ساله‌گی در تهران درگذشت. کتاب «هنر آشپزی» برای نخستین‌بار در سال 1343 با ششصد دستور غذایی از سوی این بانوی ایرانی انتشار یافت که در زمان کوتاهی طرفداران زیادی پیدا کرد. این کتاب در سال‌های اخیر در دو جلد و با دستور تهیه‌ی 1700 غذای ایرانی و فرنگی تجدید چاپ شده است.

بنابر گزارش رادیو زمانه، خانم منتظمی گفته بود از سال 1337 در تهران کلاس آشپزی و شیرینی‌پزی داشته‌ است و هزاران نفر در کلاس‌های او شرکت می‌کردند. کتاب رزا منتظمی چند دهه است در منزل بیش‌تر ایرانی‌ها وجود دارد و تاکنون به طور رسمی بیش از پنجاه بار تجدید چاپ شده و به فروش رفته است. انتشار و فروش این کتاب منبع درآمد اصلی خانم منتظمی در پنجاه سال گذشته بود.

پنج سال پیش از این، رزا منتطمی در گفت‌وگو با خبرگزاری میراث فرهنگی از وزارت ارشاد برای ندادن کاغذ برای تجدید چاپ کتاب «هنر آشپزی» انتقاد کرده بود. ناشر کتاب «هنر آشپزی»، خود خانم منتظمی بود. وی در یک دوره نسبتن طولانی این کتاب را در منزل‌اش به فروش می‌رساند.

وب‌سایت «آر‌اف‌ای» در باره‌ی او نوشت:  اودر سال 1305 یا 1306 بدنیا آمد و هشتادو سه سال زنده‌گی کرد. هر چند که در سال‌های اخیر در اثر سنگینی بار رنج‌هایی که در اطراف‌اش می‌دید می‌گفت انگار دویست سال عمر کرده است. او در چند سال گذشته به علت کهولت و بیماری قادر به حرکت و کار نبود. اوبخش بزرگی از زنده‌گی‌اش را با تحرک، کاردانی و نوجویی به هزاران زن جوان و کمتر جوان در کلاس‌هایش درس آشپزی داد. او اولین زنی بود که آشپزی را با نگاهی مدرن به عنوان یک هنر وارد باور عمومی کرد.

 

 

سخن از «هایده» و حنجره‌ای خدادادی

بنابرگزارش بی‌بی‌سی، مستند «سخن از هایده» از جمله فیلم‌های به نمایش درآمده در نهمین جشنواره‌ی جهانی سینمای تبعید در سوئد است. این مستند یک‌صد دقیقه‌ای، کاری است از «پژمان اکبرزاده»، پیانیست و روزنامه نگار بیست‌ونه ساله‌ی ایرانی مقیم هلند. این فیلم، بیست‌وپنجم اکتبر در تالار«هاگابیون» در گوتنبرگ نمایش داده می شود. فیلم در ماه مه 2009 در جشنواره‌ی فیلم «نور» در لس‌انجلس، نامزد جایزه‌ی بهترین مستند شد.ا

ا«سخن از هایده» نگاهی فشرده اما دقیق به فعالیت‌ها و آثار برجای مانده از این خواننده‌ی محبوب ایرانی دارد. اشاره به ترانه‌های آغازین خواننده، ذکر نام پدیدآورنده‌گان آثار، نمایش صفحه‌های قدیمی و ویدیوهای مرتبط با تک تک کارها، گفت‌وگو با چهره‌های موثر در شکل گرفتن آثار و... نشان از انجام یک پروژه‌ی پژوهشی گسترده با تکیه بر دانش موسیقایی و هم‌چنین رسانه‌ای دارد.ا

محتوای مستند البته گاه حال و هوایی بسیار سیاسی به خود می‌گیرد. پژمان اکبرزاده البته در مصاحبه‌هایش گفته درصدد بوده تا از فضای اجتماعی-سیاسی هر دوره هم اطلاعاتی در اختیار مخاطب قرار دهد تا چشم انداز دقیق‌تری از شرایط کاری هایده به‌ وجود آید.اما در بخش‌هایی از مستند، این موضوع رنگ دیگری به خود می‌گیرد؛ به‌ویژه در صحنه‌ی آغازین فیلم که هایده از انقلاب ایران به عنوان یک «بلا» یاد می‌کند. این هایده است که چنین تعبیری دارد ولی قرار دادن این صحنه در آغاز فیلم، به گونه‌ای حرف شخص مستندساز است که شاید تنفر خود از ترک ایران به دلیل شرایط را این‌گونه از زبان هایده ابراز می‌کند.ا

فیلم با روایتی شخصی و شاید مشترک با بسیاری از ایرانیان، از چگونه‌گی آگاه‌شدن از درگذشت هایده آغاز می‌شود. پژمان اکبرزاده از کودکی‌اش در ایران می‌گوید که حتا از وجود چنین خواننده‌ای بی‌خبر بوده و واکنش مردم به درگذشت هایده، توجه او را به این صدا جلب می‌کند.آگاهی مستندساز از موسیقی موجب ارایه‌ی کاری نشده که تنها افراد آشنا با جنبه‌های تکنیکی موسیقی بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، برای این دسته البته اطلاعات جالبی در فیلم ارایه می‌شود ولی نکته‌ی با ارزش این است که بیننده غیرمتخصص و ناآشنا با جنبه‌های فنی موسیقی هم، می‌تواند مسایل را لمس ‌کند و از افت و خیزهای خواننده‌گی هایده آگاه شود.ا

ا«سخن از هایده» خواننده‌ای را روایت می‌کند که با آثار«علی تجویدی» در برنامه‌ی گل‌های رادیو ایران می‌درخشد، سپس به بازار موسیقی کافه‌ای در تهران می‌افتد، اندک اندک در موسیقی پاپ جایگاهی در خور می‌یابد و کمی بعد، وقوع انقلابی که خواننده‌گی زنان را ممنوع می‌کند، او را ناگزیر به ترک کشورش می‌کند. ارتباط هایده با دربار پهلوی نیز در آن سالیان، بارها سوژه‌ی بحث و شایعات بود. «پژمان اکبرزاده» برای دنبال کردن داستان، حتا به سراغ ملکه‌ی پیشین ایران در پاریس می‌رود و از او جویای جزییات بیش‌تری می‌شود؛ فرح پهلوی از دوران ترک ایران و اقامت در مصر می‌گوید و این‌که چه‌گونه هایده «همیشه دوستی‌اش را حفظ کرد»، موضوعی که برخی را بدون آشنایی کامل با آثار هایده از او رویگردان ساخت.ا

با وقوع انقلاب، فضای فیلم دچار دگرگونی می‌شود: صحنه‌های تظاهرات در تهران، آتش‌زدن سینما رکس و روزهایی که بسیاری در حال ترک همیشه‌گی ایران بودند. هایده در مصاحبه‌هایش، انقلاب را «فتنه» می‌نامد و می‌گوید تنها امیدش برای زنده ماندن، بازگشت به ایران است. ترانه‌های او و شیوه خواندنش نیز دگرگون می‌شود.ا

مستند در لابه‌لای بخش‌های گوناگون، از فضای دشوار کار در جامعه‌ی ایرانی در لس‌انجلس نیز حکایت می‌کند. به کنسرت‌های پر سر و صدای هایده در اسرائیل می‌رسد و سپس اجراهای او در رویال آلبرت هال لندن، به رهبری فرنوش بهزاد، برنامه‌ای که گویی از نخستین کنسرت‌های بزرگ ایرانی در سال‌های پس از انقلاب در خارج بوده است.در ادامه، افت هنری هایده در سال‌های پایانی محسوس می‌شود، ترانه‌هایی که کمتر نمونه‌ای از آن‌ها در یادها مانده است. علاقه‌ی مستندساز به خواننده در این بخش و هم‌چنین قسمت‌های مربوط به درگذشت هایده مانع از نگاه بی‌طرفانه به موضوع نشده است. ا

در این فیلم مستند، فرح پهلوی، با مثالی زیبا، هایده را به عنوان «ماریا کالاس ایران» قلمداد می‌کند: من فکر می‌کنم هایده را باید «جسی نورمن ایران» محسوب کرد؛ از لحاظ صدا، درشتی، بیان و حرکات صورت. تصور می‌کنم هایده برای نسل‌های بعدی ایرانیان، به عنوان یکی از یادگارهای فرهنگی، باقی خواهد ماند.ا

 

 

انصراف معتمدآریا از نمایش شاهنامه‌ی فردوسی

فاطمه معتمدآريا به دليل عدم امكان همراهي با نمايش «شاه‌نامه‌ی فردوسی» در آلمان، از حضور در اين گروه انصراف داد.ا

اين بازيگر در گفت‌وگو با ايسنا، گفت: دوسال پيش اين پروژه‌ براساس طرحی از «محمد چرمشير» و كارگردانی«استفان ويلند» برنامه‌ريزی شد و تمرين كار طی دو ماه گذشته درتالار وحدت آغاز شد كه قرار است تمرينات از دوازدهم آبان در فرايبورگ آلمان ادامه داشته باشد. وي افزود: پيرو تماسی كه حراست وزارت ارشاد با مركز هنرهای نمايشی داشته است به من اعلام شد اجازه‌ی فعاليت برون‌مرزی ندارم و به همين دليل از حضور در اين نمايش انصراف دادم.ا

معتمد‌آريا تصريح كرد: در پي اعلام انصراف‌ام، كارگردان كار طي تماس‌هايی اصرار مكرر داشتند تا به هرجا كه لازم هست نامه بنويسند و درخواست حل مشكل را داشته باشند كه با توجه به اين‌كه تضمينی برای گرفتن پاسپورت و خروج از كشورم وجود ندارد، پيشنهاد دادم بازيگر ديگری را جايگزين كنند كه در نهايت «مائده طهماسبی» انتخاب شد و من از انتخاب ايشان استقبال كردم.ا

اين نمايش كه توسط مركز هنرهای تجسمی و مركز تئاتر فرايبورگ تهيه می‌شود، قرار است از اواسط آذرماه به‌مدت ده شب در تهران و ده شب در آلمان به روی صحنه رود. پرويز پور حسينی، نگار عابدی و اشكان خطيبی ديگر بازيگران ايرانی اين نمايش هستند كه در كنار چهار بازيگر آلمانی ايفای نقش می‌كنند.ا

 

 

فیلم کنسرت مایکل جکسون به زیبایی آن‌چه را که می‌توانست باشد نشان می‌دهد

در یکی ازبخش‌های پایانی فیلم کنسرت مایکل جکسون به نام «این است»، فیلمی که از روی صحنه‌های تمرین کنسرتی که با واقعه‌ی مرگ این ابرستاره پاپ، هرگز در لندن اجرا نشد برداشته شده است، یک رد و بدل دوستانه میان مایکل و «کنی اورتگا»، طراح رقص و کارگردان فیلم «این است» جریان پیدا می‌کند. کنی اورتگا با شوخی برخی از حرکات معروف رقص مایکل جکسون از جمله حرکات دست و خنده‌های کودکانه او را تقلید می کند.ا

فیروزه خطیبی در بخش از گزارش‌اش در مورد این فیلم، در وب‌سایت صدای‌امریکا می‌نویسد: مایکل جکسون که نظاره‌گراین صحنه است ضمن شوخی و خنده به «اورتگا» می‌گوید:«من این حرکات را از مهمانداران هواپیما وقتی درهای خروج اضطراری را به مسافران نشان می‌دهند یاد گرفته‌ام.»ا

این یکی از لحظات درخشان فیلم کنسرت مایکل جکسون است که نه تنها جنبه‌هایی از خلاقیت و هنرآوازخوانی و رقص مایکل جکسون را نشان می دهد، بلکه به نوعی گوشه‌هایی از افکار واندیشه‌های این خواننده‌ی فقید و پرطرفدار را نیز برای تماشاگران و هواداران بی‌شمار او روشن می- سازد.  تماشاگرانی که از طریق فیلم «این است» فرصتی می‌یابند تا به جهان از دریچه‌ی چشم مایکل جکسون نگاه کنند و ارتباطی که او از طریق صدا و حرکات موزون با تماشاگرانش ایجاد می‌کرده است را بهتر بشناسند. ا

فیلم «این است» تنها درچند بخش کوتاه چنین فرصتی را به تماشاگران خود می‌دهد تا بتوانند با پروسه‌ی هنری و حرفه‌ای مایکل جکسون آشنا شوند. اما همین چند صحنه‌ی کوتاه کافی است تا از فیلم حاضر، یک سند ارزش‌مند وقابل بررسی به وجود آورد که  درعین حال از نقطه نظرسینمایی هم یک فیلم زیبا و حساب شده محسوب شود.ا

فیلم «این است» بیش از هرچیز نوعی ستایش است از جرم سماوی و صدای ملکوتی مایکل جکسون که درفیلم آن را، سالم، دست نخورده و فناناپذیر می‌بینیم. هرچند مایکل جکسون درزمان مرگ پنجاه ساله بود و با وجود بیماری‌ها و دردهای گوناگونی که در طول ده سال گذشته از آن‌ها رنج کشیده بود، اما این وقایع لااقل درفیلم حاضر به نظر می‌رسد که تاثیری بر کیفیت صدا و حرکات او نداشته است.ا

درمجموع فیلم کنسرت مایکل جکسون که با صحنه‌هایی شورانگیز و زیبا، که گاه حتا درمکانی بین واقعیت و رویا قرار گرفته است، به صورتی آزار دهنده است، چرا که تماشای این صحنه‌ها، تماشاگر را به این اندیشه وامی‌دارد که چنان‌چه این سلطان پاپ زنده می‌ماند و کنسرت‌های خود را طبق برنامه اجرا می‌کرد، با انرژی و هیجانی که درحرکات او در فیلم مشاهده می‌شود،  شاید می‌توانست یکی از مهم‌ترین بازگشت‌های موفقیت‌آمیز به صحنه‌ی هنررا در تاریخ موسیقی جهان به وجود آورد.ا

در بخش دیگری از فیلم «این است» مایکل جکسون دریک مستند کوتاه که قرار بود برروی پرده‌ی بزرگ تالار کنسرت به نمایش درآید، تبدیل به یکی از ستاره‌گان فیلم‌های قدیمی هالیوود می‌شود و در فیلم‌هایی از «گیلدا» با شرکت «ریتا هیورث» گرفته تا «این چه جای تنهایی است» تماشاگر شاهد حضور مایکل جکسون درکنار چهره‌های به‌یادماندنی سینمای هالیوود است.ا

اورتگا، فیلم «این است» را که دراصل برای آرشیو خصوصی مایکل جکسون ساخته شده بود به شیوه‌ای کارگردانی کرده است که تماشاگر را مجذوب خود می‌کند و به جای نمایش صحنه‌هایی از تمرین‌های سخت وملال آور خسته کننده، او را به دنیای خالص و شکننده‌ی مایکل جکسون، این هنرمند کم‌نظیر می‌برد واو را درحال انجام حرفه‌ای نشان می‌دهد که از آن لذت می‌برده و به خاطر آن آفریده شده بود.ا

 

 

ائتلاف «کیوسک» با جنبش سبز علیه ائتلاف پارک ژوراسیک

ا«کیوسک» از جمله گروه‌های موسیقی است که از همان ابتدا، حامی جنبش سبز بوده است. معمولن گروه‌های موسیقی از طریق فروش سی‌دی و یا فایل‌ آهنگ‌های خود روی اینترنت درآمدی کسب می‌کنند و امکان ادامه‌ی فعالیت هنری خود را تضمین می‌کنند. اما بعد از اعتراضات مردمی به نتیجه‌ی انتخابات ایران، گروه کیوسک ترجیح داده به هر مناسبتی، با توزیع مجانی کارهای خود با مردم هم‌دلی کند.ا

آرش سبحانی در گفت‌وگویی با رادیو زمانه در این مورد گفت: حقیقت‌اش این بود که کسی این آماده‌گی را نداشت که این اتفاقات درون ایران بیافتد، اما حالا که پیش آمده و میان مردم هم‌دلی ایجاد شده و مردم عزم‌شان جزم شده که تا حق‌شان را نگیرند از پا ننشینند، ما دیدیم که تنها کاری که می‌توانیم بکنیم که کمکی بشود به این حرکت، این است که به هر مناسبتی که مردم قرار است بیایند و اعتراضی بکنند، ما هم سعی کنیم با یک موسیقی، با یک قطعه، حضور خودمان را اعلام کنیم و کمک کنیم به این جنبش.ا

ما با استفاده از یوتیوب و دیگر امکانات می‌خواهیم کارهای‌مان را بطور مجانی روی سایت‌ها بگذاریم که دوستان استفاده کنند و ارتباط‌مان را این‌جوری برقرار کنیم.این حلقه‌ی اتصال اعضای این حرکت، وب‌سایت‌هایی از این دست است.ا

 

 

 

قراردادن عکس مقبره ملاحسن كاشی به جای گنبد سلطانیه در سایت یونسکو

به گزارش CHN، در سايت يونسكو به همراه عكس ملاحسن كاشی اين توضيحات قرار داده شده است: « گنبد سلطانيه بزرگ‌ترين گنبد آجری جهان و مقبره اولجايتواست که نام خود را به سلطان محمد خدابنده تغيير داد و از آثار مهم دوره ايلخانيان به حساب می‌آيد ... اين بنا بسيار زيبا از حيث معماری و تزيين و بزرگی در دنيا مشهور است ... گنبد مزبور بنايی است هشت ضلعی که طول هر ضلع آن هشتاد گز است. هشت مناره نيز در اطراف گنبد دارد ... قديمی‌ترين گنبد دوپوش موجود در ايران است ... رنگ گنبد آبی است ... گنبد از کاشی‌های فيروزه‌ای رنگ پوشيده و سقف داخل اتاق‌های بالا با گچ‌بری‌های و آجرهای رنگارنگ تزيين يافته‌است ... ساخت اين گنبد در سال 702 هجری قمری به دستور الجايتو در شهر سلطانيه، پايتخت آن زمان ايلخانيان آغاز شد و در سال 712 هجری قمری به اتمام رسيد ... »

اين در حالی است كه ملاحسن كاشی از مداحان معروف اهل بيت دردوره‌ی صفوی بوده و به همين دليل پس از مرگ، وی را در نزديكی گنبد سلطانيه دفن كرده و برای‌اش آرامگاهی خاص می‌سازند. در حال حاضر عكس مقبره مذكور در سايت ميراث جهانی در پرونده گنبد سلطانيه قرار دارد و تمامی مراجعه كننده‌گان به سايت ميراث جهانی توضيحاتی از گنبد سلطانيه در كنار عكس مقبره ملاحسن كاشی مطالعه می‌كنند و به غلط اين مقبره‌ی كوچك را گنبد سلطانيه می‌پندارند.

 

 

حراج ملاقات با ماندلا و بوسه توسط بازیگرهالیوود

دفتر نلسون ماندلا، رییس جمهوری سابق آفریقای جنوبی و رهبر مبارزات ضد نژادپرستی در این کشور، اعلام کرده است که چارلیز ترون، بازیگر سینمای هالیوود، اجازه نداشته است قرار ملاقات با آقای ماندلا را به حراج بگذارد.

به گزارش بی‌بی‌سی، خانم ترون در یک برنامه‌ی خیریه، سفری به مسابقات جام جهانی فوتبال در سال 2010، ملاقات با نماد ضد آپارتاید و بوسه‌ای هفت ثانیه‌ای بر لبان او را به مبلغ صدوچهل هزار دلار فروخته است.اما بنیاد آقای ماندلا به بی‌بی‌سی گفت که هنوز تقاضایی از این هنرپیشه‌ی امریکایی، که زاده‌ی آفریقای جنوبی است، دریافت نکرده است. بنیاد ماندلا گفت ملاقات با رهبر مبارزات ضد نژادپرستی آفریقای جنوبی «کاری شاق» است و حتا بنیادهای خیریه متعلق به آقای ماندلا اجازه ندارند زمان ملاقات با او را به حراج بگذارند.

گزارش شده است که این بازیگر سینمای هالیوود، سی‌وچهار ساله، در جریان جمع‌آوری پول برای کارهای خیریه، که در هفته‌ی گذشته در سانفرانسیسکو برگزار شده بود، در یک حراجی شرکت داشته است. او در ابتدا، سفری به آفریقای جنوبی را که شامل بلیت مسابقات جام جهانی فوتبال و ملاقات با نلسون ماندلا می‌شده، به فروش گذاشته است، اما وقتی بالاترین خریدار فقط حاضر شده است سی‌وهفت هزار دلار بابت تمام آن‌ها پرداخت کند، خانم ترون اعلام می‌کند که حاضر است برای هفت ثانیه خریدار نهایی را ببوسد.

این موضوع باعث می‌شود قیمت پیشنهاد شده تقریبا سه برابر و صدوسی‌هزار دلار شود. اما در آخرین لحظات یک زن می‌گوید اگر بوسه به بیست ثانیه برسد، حاضر است صدوچهل‌هزار دلار پرداخت کند. خانم ترون با بوسیدن این زن برای بیست ثانیه در مقابل حاضران اعلام می‌کند به مبلغ صدوچهل هزار دلار رضایت داده است.

 

 

استاد دانشگاه شيراز برنده‌ی نشان‌علمی«فرهنگستان علوم جهان سوم» شد

دكتر رضا منصوری، استاد فيزيك دانشگاه صنعتی شريف و يكي از اعضای ايرانی فرهنگستان علوم جهان سوم (TWAS) در انتخابات اخير اين فرهنگستان برای يك دوره‌ی سه ساله‌ی ديگر به عضويت شوراي پنج نفره‌ی فرهنگستان انتخاب شد.

دكتر منصوری كه شهريور 85 در دهمين كنفرانس فرهنگستان علوم جهان سوم(TWAS) به عضويت اين شورا درآمده با اعلام اين مطلب به خبرنگار ايسنا خاطرنشان كرد: بيستمين نشست عمومی و يازدهمين كنفرانس عمومی فرهنگستان علوم جهان سوم (TWAS) از بیستم تا بیست‌وسوم اكتبر جاري در شهر «دوربان» آفريقای جنوبی برگزار شد.

به گفته‌ی وی، در اين اجلاس هم‌چنين دكتر حبيب فيروزآبادی، استاد شيمی دانشگاه شيراز و عضو فرهنگستان علوم و فرهنگستان علوم جهان سوم به عنوان برنده‌، نشان سخنران برتر TWAS در سال 2010 معرفي شد. اين نشان علمی بين‌المللی، پاييز سال آينده در بيست‌ويكمين نشست عمومی فرهنگستان علوم جهان سوم كه در حيدرآباد هند برگزار می‌شود به اين دانشمند ايرانی و دو محقق ديگر از هند و مكزيك اعطا خواهد شد.

گفتنی‌ست، فرهنگستان علوم كشورهای جهان سوم (TWAS) با هدف ارتقاي توان‌مندی علمی و توسعه‌ی پايدار در كشورهاي جنوب تاسيس شده و شناسايی، حمايت و ترويج مزايای علمی و پژوهشی در جنوب، تدارك تسهيلات ضروری براي دانشمندان جوان اين كشورها به منظور پيشرفت در فعاليت‌های علمی، تسهيل ارتباط بين دانشمندان و موسسات علمی در جنوب، تشويق همكاري بين دانشمندان و مراكز علمی و پژوهش‌های علمی درباره‌ی مسایل و مشكلات عمده‌ی كشورهاي در حال توسعه، از ديگر اهداف تاسيس اين سازمان است.

 

 

مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت‌ونُه

نُهم آبان ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved