روز دهم آبان در تقويم زرتشتى به نام «آبان» است و اکنون در گاهشمارى جديد اين روز، شش روز به عقب آمده و چهارم آبان شده است. دليل اين تفاوت اين است که در گاهشمارى قديم، همه‌ی ماه‌هاى سال سی روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال سی‌و‌یک روزه است، اين روزها تغيير مى کنند.

«آبان» به نام آب و فرشته‌ی آب است. اين فرشته به نام «برزيزد» نيز خوانده مى‌شود. در اوستا «اپم نپات» و در پهلوى«آبان» گفته مى‌شود. آب جمع باران است. در اوستا و پهلوى«آپ» و در سانسکريت «آپه» و در فرس هخامنشى «آپى» آمده است. اين عنصر مانند عناصر اصلى (آتش، خاک، هوا) در آيين مقدس است و براى هر يک از آن ها فرشته ی مخصوصى تعيين شده است.

در جشن آبانگان، پارسيان به ويژه بانوان در کنار رود، دريا و يا چشمه، فرشته‌ی آب را نيايش مى‌کنند. آبى را که اوصاف سه گانه‌اش (رنگ، بو و مزه) تغيير مى‌يافت، براى آشاميدن و شست‌وشو به کار نمى‌بردند.

«ابوریحان بيرونى» در «آثار الباقيه» در مورد جشن آبانگان چنين مى‌نويسد:

«آبان روز، روز دهم آبان است و آن عيدى است که به واسطه‌ی توافق دو اسم، آبانگان مى‌گويند. در اين روز «زو» پسر تهماسب از سلسله‌ی پيشداديان به پادشاهى رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آن‌ها امر کرد و در اين روز به کشورهاى هفت‌گانه خبر رسيد که «فريدون»، بيوراسب (ضحاک) را اسير کرد و خود به پادشاهى رسيده و به مردم دستور داده است که خانه و زنده‌گى خود را مالک شوند.»

هم‌چنين درباره‌ی پيدايش جشن آبانگان روايت است که در پى جنگ‌هاى طولانى بين ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا کاريزها و نهرها را ويران کنند. پس از پايان جنگ، پسر تهماسب که «زو» نام داشت دستور داد تا کاريزها و نهرها را لايروبى کنند و پس از لايروبى، آب در کاريزها روان گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند. در روايت ديگرى آمده است که پس از هشت سال خشک‌سالى، در ماه آبان، باران آغاز به باريدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد.

در اوستا «آبان» فرشته‌اى است که به عنوان فرزند آب‌ها معرفى شده است. اين اوست که آب‌ها را پخش می‌کند (يشت ،8 بند 34) او نيرومند و بلند قامت است و داراى اسب تندرو. او مانند هرمزد مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر مى‌شود که خداى آب‌ها است.

زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن‌ها، به آدريان‌ها مى‌روند و پس از آن به کنار جوى‌ها و نهرها مى‌روند و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا) که توسط موبد خوانده مى‌شود، اهورا مزدا را ستايش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را مى‌نمايند و پس از آن به شادى مى- پردازند.

احترام به آب امروز نيز در کشور کم آب ما مشهود است. آب در ميان مردم  مايه‌ی روشنى است و اگر ناخواسته، آبى به روى کسى پاشيده شود، مى گويند: «آب روشنايى است». يا اين که پشت سر مسافر آب مى پاشند تا سفرش بى‌خطر انجام گيرد و زود بازگردد.

هم‌چنین اين اعتقاد که «آب نطلبيده، مراد است» همه نشان از احترام و ارزشى است که مردم ايران نسبت به اين مایع حيات‌بخش قایل هستند. ا

جشن آبان با ستايش و نيايش و شادمانی و در کنار چشمه سارها و رودها برگزار می‌شد. اين جشن نيز به مانند بيش‌تر جشن‌های کهن ديارمان، نزديکی روحی ايرانیان با طبيعت را نمايان می‌سازد. آنانی که در چندين هزار سال پيش از اين، به پاسداری و پرستاری از آب، خاک، باد و آتش نامی شده بودند. کاری که اگر چه در اين هنگام به پرداختن به آن بر خود می‌بالند و فخرش را به ديگران می‌فروشند.

با شادباش دوباره‌ی جشن ایرانی «آبانگان» به همه‌ی ایرانیان فرهنگ‌دوست، باید که جوانان این مرز و بوم، از فرهنگ ایرانی خود پاسداری کنند و جشن‌های باشکوه ایرانی را هرگز از یاد نبرند.ا

 

منابع : پایگاه اینترنتی عصر ایران - تاریخ ما

 

  فرید ستوده - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت‌ونُه

نُهم آبان ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved