بهرام رادان، متولد هشتم اردیبهشت 1358 بازیگر خوش‌چهره‌ی سینمای ایران، که چهره‌اش معمولن روی بیل‌بردهای خیابان‌ها زیاد دیده می‌شود،  فارغ‌التحصیل رشته‌ی مدیریت بازرگانی از دانشگاه آزاد اسلامی است.

نقطه‌ی مشترك همه‌ی نقش‌هایی كه بازی كرده، «عصيان» است رويای‌اش، فرو رفتن در جلد يك آدم معترض، درحالی‌كه شخصن اين‌‌گونه نيست. خودش در باره‌ی این رویا می‌گوید: «شايد شنيدن موسيقی دهه‌ی 1960 قبل از ورودم به سينما تاثيرگذار بوده، هميشه اين چهره‌ی معترض را از دور می‌ديدم و وقتی اين چهره مال من می‌شود، خيلی لذت می‌برم.» ا

رادان دوره‌ی بازیگری را در سال 1378  در آموزشگاه هیوا فیلم گذراند، اما خودش می‌گوید فقط تفریح بود و بعد بیش‌تر توضیح می‌دهد: «تفریح بود،این‌قدر تفریح که بیش‌تر مثل یک شوخی بود، یک‌سری که دور هم جمع شدیم و رفتیم کلاس بازیگری و حتا خجالت می‌کشیدیم که بگوییم ما می- رویم کلاس بازیگری، می‌گفتیم می‌رویم کلاس کامپیوتر، و زمانی هم که انتخاب شدم، راست‌اش من دو سه هفته بیش‌تر کلاس نرفته بودم و بعد از پشت شیشه‌های کلاس، دو سه نفر آمدند و باهم صحبت کردند و ما هم مشغول بازیگری بودیم ولی آن‌ها صدای ما را نمی‌شنیدند و بعد من را به هم‌دیگر نشان دادند و بعد از کلاس آمدند جلو، یک آدرسی به من دادند و من هم به آن آدرس رفتم، که تا مدت‌ها بعد هم تا دو شب قبل از فیلم‌برداری من نمی‌دانستم که نقش چندم هستم، فقط فکر می‌کردم که باید یک حضوری در این فیلم داشته باشم. سناریوی«شور عشق » را به من دادند و من هم خواندم و بعد نقشی را که به من گفتند من دیدم که این نقش در سناریو چه‌قدر زیاد است!! بعد فهمیدم که نقش اول است و بدون تمرین یادم است که اولین پلانی که از من گرفتند، اولین پلانی است که در فیلم است.»ا

بنابراین «رادان» در همان سال 1378 به دلیل چهره‌ی جذاب‌اش، برای بازی در فیلم «شورعشق» ساخته‌ی «نادر مقدس» انتخاب شد. «شورعشق» فیلمی با ارزش‌های هنری نبود اما فروش خوبی داشت، در واقع صددرصد تجاری بود و جالب این‌که نخستین فیلمی بود که «زرشک زرین» گرفت. اما بهرام رادان بازی در این فیلم را از همه‌ی  بازی‌هایش بیش‌تر دوست می‌دارد، در مورد دلیل این دوست داشتن، رادان می‌گوید: « چون معصوم و روراست بود. هنوز درگير سياست‌های بازيگری و پشت صحنه‌ی سينما نشده بودم. توصيف بازی در شورعشق سخت است؛ يك بچه‌ی بيست ساله‌ی بی‌ادعا با كم‌ترين اطلاع درباره‌ی بازيگری و سينما و مناسبات كه اولين فيلم‌اش را بازی می‌كند.» ا

در سال 1379 «رادان» در سه فیلم پشت هم ایفای نقش کرد: «آبی» ساخته‌ی حمید لب‌خنده، «ساقی» ساخته‌ی محمدرضا اعلامی و «آواز قو» ساخته‌ی سعید اسدی. در چهارمین نقش آفرینی‌اش یعنی فیلم «آواز قو» نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد در پنجمین جشن خانه‌ی سینما شد و بعد از این چهار فیلم، به مدت یک‌سال هیچ‌گونه فعالیت سینمایی نداشت. خودش در این باره گفته است: «پس از آواز قو كه فيلم چهارم‌ام بود، به اين نتيجه رسيدم كه چهار عمل اصلی را انجام داده‌ام و فرصتی برای اشتباه كردن ندارم. به همين دليل محتاط شدم و يك سال كار نكردم.»ا

بعد از یک‌سال وقفه، «بهرام رادان» بازی در فیلم «رُز زرد» ساخته‌ی«داریوش فرهنگ» را به خاطر مسايل مالی پذيرفت و این فیلم،  فيلم موفقی نبود.  بعداز این فیلم، دوباره به مدت  شش ماه همه‌ی فيلم‌نامه‌های پیشنهادی را رد كرد تا اين‌كه بازی در فیلم«عطش» به او پيشنهاد شد که بنابرگفته‌ی خودش، بازی در این فیلم را فقط به خاطر رفاقت با «حسين فرح‌بخش» قبول كرد. اما هنگام بازی در«عطش» ماجرای آشنایی و ارتباط  با بهروز افخمی و بازی در فیلم«گاوخونی» پيش آمد.ا

رادان در باره‌ی چه‌گونه‌گی بازی‌اش در فیلم «گاوخونی» گفت: «اولين‌بار علی‌معلم ارديبهشت سال 1381 زنگ زد و گفت رمان گاوخونی مدرس صادقی را بخوان. فکر ‌کردم چنين داستانی اصلن نمی‌تواند به فيلم تبديل شود. با خودم گفتم اگر من بخواهم چنين كاری كنم، براساس مفهوم رمان، قصه‌ای می‌نويسم و بعد آن را به فيلم‌نامه تبديل می‌كنم. ولی افخمی با وفاداری كامل، فيلم را ساخت. بعد از خواندن در جلسه‌ای هم با افخمی و معلم صحبت كرديم، ولی همه‌چيز متوقف شد. چند ماه بعد در روزنامه‌ها خواندم افخمی می‌خواهد «فراموش‌خانه» را بسازد و فكر كردم همه‌چيز تمام شده، ولی زمان فيلم‌برداری «عطش» افخمی تماس گرفت و گفت بيا استوديو كمی صدا ضبط كنيم و بعد هم كه فيلم ساخته شد. ولی فكر می‌كنم افخمی بعد از اولين نمايش‌های گاوخونی به من اعتماد كرد. چون رابطه‌ای كه بين ما بعد از اكران شكل گرفت، خيلی با رابطه‌ی قبلی متفاوت بود.»ا

 رادان بعد از«گاوخونی» بلافاصله در فیلم«شمعی در باد» ساخته‌ی پوران درخشنده بازی کرد. او برای بازی در این فیلم جایزه‌ی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را در جشنواره‌ی فجر به دست آورد. رادان در باره‌ی بازی در فیلم«شمعی در باد» گفت: ا

ا«كار كردن با يك كارگردان زن برای‌ام مهم بود. از طرفی وقتی يك فيلم‌ساز پس از چند سال می‌خواهد فيلم بسازد، اين يك موقعيت طلایی برای بازيگر است، چون آن فيلم‌ساز با تجديد قوا و انگيزه‌ی زيادی به ميدان برمی‌گردد تا خودش را دوباره ثابت كند. وقتی فيلم‌نامه را خواندم تصميمم برای همكاری با پوران درخشنده محكم‌تر شد. فقط يك نگرانی داشتم كه به خودش هم گفتم. او می‌خواست درباره‌ی مواد مخدر فيلم بسازد، درحالی‌كه خودش حتا سيگار هم نمی‌كشد. او دست من را به عنوان بازيگر باز گذاشت، چون به من اطمينان كرد. متوجه شد نسل جوان را می‌شناسم و اجازه داد اين شناخت را منتقل كنم.»ا

در سال 1383 او همراه با«فاطمه معتمد آریا» در فیلم «گیلانه» ساخته‌ی رخشان بنی‌اعتماد بازی کرد. بازی او در فیلم «گیلانه» مورد تحسین منتقدین قرار گرفت. رادان می‌گوید««گیلانه» فیلم من نبود فیلم خانم معتمد آریا بود و همان‌طور که از اسم‌اش پیداست فیلم رنج‌های یک زن بود. من فقط در این تابلوی نقاشی حکم بک‌گراند ماجرا را داشتم. حداکثر سعی من این بود که هرچه‌قدر این بک‌گراند کمتر بتواند خودنمایی بکند، می‌تواند بیش‌تر کمک بکند به بازیگر اصلی فیلم، چون بعضی مواقع من خیلی به این ماجرا اعتقاد دارم که بعضی از فیلم‌ها هستند که لزومن فیلم کسی دیگری هستند و بقیه‌ی نقش‌ها که در کنارش هستند و دارند کمک می‌کنند که بهتر آن نقش دیده بشود. من یادم است که ما شاید پانزده جلسه تست گریم‌های متفاوت داشتیم خانم بنی‌اعتماد و معتمدآریا خیلی به من کمک کردند. فردی بنام دکتر دبیری که ایشان چه‌قدر به من کمک کردند، یک جانباز شیمیایی بود به نام آقای عباس محمدی همه‌ی این‌ها دست به دست هم‌دیگر دادند تا من بتوانم کاری را انجام بدهم.» ا

و بعد هم‌زمان صحبت دو فيلم پیش آمد: «سربازهای جمعه» ساخته‌ی مسعود کیمیایی و فيلمی كه «محمدحسین فرح‌بخش» تصمیم به ساخت‌اش داشت با نام «کما». رادان در این مورد می‌گوید: «در دوئلی كه با خودم داشتم، فيلم كيميايی را انتخاب كردم  چون می‌خواستم  فيلمی از كيميایی را در كارنامه‌ی خود داشته باشم.»ا

رادان این انتخاب را صددرصد درست می‌داند و در مورد تجربه‌ی همکاری با «کیمیایی» می‌گوید:ا

ا« کیمیایی كاريزمای فوق‌العاده‌ای دارد. انرژی و امواج مثبت او به همه منتقل می‌شود. چهره‌اش با عينك و مو و ريش هم خيلی به اين حالت كمك می‌كند. مطمئن‌ام اگر وارد جمعی شود كه از سينما هيچ چيز نمی‌دانند و او را نمی‌شناسند، باز هم جلب توجه می‌كند. حرف‌های قشنگ و شنيدنی زيادی در آستين دارد و حتا سكوت‌اش هم پر از حرف است. اين كاريزما خيلی‌ها را مسخ می‌كند. من فكر می‌كنم طرفداران پروپاقرص كيميایی، مسخ خودش هستند، نه فيلم‌هايش و شخصيت‌های فيلم‌هايش. ا

اگر بازيگری در حد و اندازه‌ی بهروز وثوقی امروز در فيلم او بازی كند، حاصل‌اش فيلم كيميايی است و نه فيلم وثوقی. او در اين سن و سال مثل يك دريانورد پير است كه ديگر از هيچ موجی نمی‌ترسد. سايه‌ی كيميايی به‌شدت روی فيلم‌هايش سنگينی می‌كند. انديشه فولادوند از زمان نوشته شدن فيلم‌نامه‌ی«سربازهای جمعه» حضور داشته و نقش مهمی هم در فيلم دارد. تمام تلاش‌اش را هم به عنوان بازيگر به خرج داده، ولی باز سربازهای جمعه، فيلم كيميایی است. به نظر من اين فيلم نه «سربازهای جمعه» است نه «سربازهای نقره»، «سربازهای كيميایی» است.»ا

پس از «سربازان جمعه»، سیروس الوند پیشنهاد بازی در فیلم «رستگاری در هشت‌وبيست دقيقه» را به «رادان» داد.  این فیلم‌نامه را چند سال قبل‌اش «محمد متوسلانی» پيشنهاد داده بود و «رادان» با آن آشنایی داشت. او کار با «سیروس الوند» را آغاز کرد. خودش در مورد بازی در این فیلم گفت: «فيلم سختی بود. نزديك صد روز فيلم‌برداری ادامه داشت. يك‌بار از شدت خسته‌گی به الوند گفتم اين كار الان برای‌ام كابوس است. هرچه می‌گرفتيم، تمام نمی‌شد. همه شده بودند برنامه‌ريز. ولی شنيده‌ام سيروس خيلی راضی است. اما من دوست داشتم كمی احتياط را كنار می‌گذاشت. در ميانه‌ی فيلم‌برداری اين فيلم ،سفر به جشنواره‌ی كن به خاطر نمايش فیلم «گاوخونی» پيش آمد...»ا

بهروز افخمی دو هفته قبل از جشنواره‌ی «كن» تصميم گرفت فیلم «ته دنيا» را با نقش‌آفرینی «بهرام رادان» بسازد. افخمی قصه‌ی «ته دنيا» را به رادان داد که بخواند.  ده روز بعد به جشنواره‌ی «كن» رفتند و این فیلم را نیز ساختند.ا

رادان در باره‌ی بازی در نقش یک معتاد می‌گوید: «وقتی به يك بازيگر ايرانی نقش معتاد پيشنهاد می‌شود، يك ترس بزرگ وجود دارد؛ اين‌كه بهروز وثوقی در گوزن‌ها پرونده‌ی بازی در نقش معتاد را بسته است. ولی جوان معتاد امروز خيلی با سيد گوزن‌ها فرق دارد. اين مسئله را وقتی كلاس چهارم دبيرستان بودم فهميدم. دو ماه با كسی معاشرت داشتم كه ناگهان فهميدم هرويينی است، ولی من در اين مدت متوجه نشده بودم. اين تجربه كمك كرد قالب معتاد را تغيير دهم. طوری كه وقتی او را می‌بينی، فكر می‌كنی يك آدم خسته است. در سكانس آژانس اتومبيل اين حالت را خوب می‌توان تشخيص داد؛ وقتی فرزين درباره‌ی پيانو صحبت می‌كند و چشم‌هايش می‌رود.»ا

رادان هم‌چنین در باره‌ی بسیاری از محدودیت‌های ساخت فیلم و دشواری نقش‌آفرینی بازیگران در سینمای ایران می‌گوید: اگر می‌شد همه‌ی چيزها را نشان داد كه همه‌ی فيلم‌ها جور ديگری ساخته می‌شدند. ما زنده‌گی عادی‌مان را نمی‌توانيم روی پرده بسازيم يا ببينيم. این موضوع، نقش‌آفرینی را برای بازیگر بسیار دشوار می‌کند. در فرانسه وقتی با بازيگران فرانسوی دراين‌باره صحبت می‌كرديم، اصلن نمی‌فهميدند. يكی‌شان پرسيد: «اگر در يك صحنه نامزدت روی زمين بيفتد و رو به مرگ باشد، چه كار می‌كنی؟ گفتم: می‌روم بالای سرش، بعد شروع كردم به بازی كردن. خنده‌شان گرفت! هرچه هم توضيح می‌دادم كه اين به فرهنگ و عرف و قوانين ما برمی‌گردد، متوجه نمی‌شدند.»ا

بهرام رادان برای بازی در فیلم «سنتوری» ساخته‌ی «داریوش مهرجویی» نیز جایزه‌ی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را از آن خود کرد.ا

اینک نیز خبرها حاکی از آن است که قرار شده فیلم«قیصر» دوباره ساخته شود و این بار «بهرام رادان» نقش قیصر را بازی کند. اگر این‌گونه باشد این نخستین فیلم ایرانی است که به‌طور رسمی بازسازی می‌شود، اما با توجه به فضای استثنایی سینمای ایران که «رادان» هم به آن اشاره کرد، چه‌گونه باید ساخته شود؟ آیا فیلم درستی خواهد بود؟ بازسازی یک فیلم موفق، در چنین فضای نابهنجاری گمان نمی‌کنم کاری منطقی باشد. با این حال علی معلم در مورد این بازسازی گفت: «قرار بود از خود مسعود کیمیایی بخواهیم که صحنه‌ی اول فیلم را کلید بزند و این در تاریخ سینمای جهان بی‌نظیر است و فیلمی نداریم که برای بازسازی‌اش خود کارگردان فیلم اولیه، بیاید و آن را کلید بزند.»ا

 

منابع:ا

دانش‌نامه‌ی ویکی‌پدیا

ماه‌نامه‌ی فیلم -  علی مصلح حیدرزاده

وب‌سایت ایران‌آکتور

وبلاگ دوستداران بهرام رادان

وب‌سایت تابناک

 

 آنسه امیری - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت‌وهشت

دوم آبان ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved