مخملباف:‌ ایرانی‌ها می‌خواهند که جایزه‌ی صلح نوبل آینده به کروبی برسد

 

 محسن مخملباف جایزه‌ی بزرگ فستیوال حقوق بشر«نورنبرگ» که به خاطر یک عمر دست‌آورد هنری و فعالیت‌های حقوق بشری به وی اهدا شده بود را به مهدی کروبی تقدیم کرد.

به گزارش وب‌ساین تغییر، وی در مراسم اهدای جایزه گفت: «جایزه گرفتن و جایزه دادن در جهان امروز باید به نوعی مبارزه دموکراتیک تبدیل شود، من جایزه‌ام را تقدیم می‌کنم به مردبزرگی که تجاوز در زندان‌های ایران را با شجاعت افشا کرد. بسیاری از ایرانی‌ها او را برای جایزه صلح نوبل سال آینده پیشنهاد کرده‌اند، او در جامعه‌ای که استبداد با ایجاد ترس حکومت می‌کند با شجاعت مرزهای این ترس را عقب می‌زند. نام این شخص کروبی است».

وی افزود: «سی‌وچند سال پیش من و او در زندان‌های شاه شکنجه می‌شدیم و او آن روز هم چون امروز شجاع بود. کروبی در سی سال گذشته در هر مقامی بوده از حقوق بشر دفاع کرده است و هر زندان‌رفته و ظلم‌دیده‌ای، خاطره‌ای از حمایت‌های او را به یاد دارد. او برای این جایزه هزاران بار سزاوارتر از من است.»

 

 

برای اولین بار نوبل اقتصاد به یک زن تعلق گرفت

جایزه‌ی نوبل اقتصاد سال 2009 به «الینور اوستروم» و«اولیور ویلیامسون» اقتصاددانان امریکایی به خاطر فعالیت‌های‌شان در حوزه‌ی اداره‌ی اقتصادی (Economic Governance) تعلق گرفت.

به گزارش بی‌بی‌سی از سال 1968 که اهدای جایزه‌ی نوبل در عرصه‌ی اقتصاد آغاز شد، تا کنون هیچ زنی این جایزه را دریافت نکرده بود و«الینور اوستروم» اولین زنی است که این جایزه را دریافت می‌کند. به این ترتیب شمار جوایز نوبل در سال جاری که به زنان تعلق گرفته به شش رسید که تا کنون در تاریخ اهدای این جوایز بی‌سابقه بوده است.

جایزه‌ی نوبل در علوم اقتصادی، آخرین از مجموعه‌ی شش جایزه‌ای است که در عرصه‌های مختلف تحت عنوان نوبل به برجسته‌ترین افراد در این حوزه‌ها تعلق می‌گیرد و در طی بیست‌ونُه سال گذشته، جایزه‌ی نوبل اقتصاد بیست‌وچهار بار به پژوهشگران امریکایی اهدا شده است.

آکادمی سلطنتی علوم سوئد در بیانیه‌ی اعلام نام برنده‌گان جایزه‌ی نوبل اقتصاد، درباره‌ی خانم اوستروم که در دانشگاه ایندیانا تدریس می‌کند نوشته است که این جایزه را «به خاطر تحلیل او از مبحث اداره‌ی اقتصادی» اهدا کرده و آورده که فعالیت علمی او نشان داد چه‌گونه می‌توان اموال مشترک را توسط  گروه‌هایی که از آن‌ها استفاده می‌کنند اداره کرد.

این آکادمی اعلام کرده است آقای ویلیامسون نیز فرضیه‌ای را ایجاد کرد که براساس آن شرکت‌های تجاری به عنوان ساختاری برای حل و فصل تعارضات سازمانی به‌کار گرفته شوند. در بیانیه‌ی آکادمی سلطنتی علوم سوئد آمده است: «در سه دهه‌ی گذشته سهم نوآورانه‌ی این دو نفر باعث پیشرفت تحقیقات در زمینه‌ی اداره‌ی اقتصادی شده و این عرصه را از حاشیه‌ای بر علوم اقتصادی به جبهه‌ی اصلی توجه علمی بدل کرده است.»

سال گذشته «پال کروگمن» دیگر اقتصاددان امریکایی به خاطر تحلیل‌هایش در الگوهای بازرگانی جایزه‌ی صلح نوبل را برد.

 

 

مولانا ترك می‌شود، فارابی تركمن، فردوسی عرب و رودكی تاجیك‌

 

«باید برای بقیه‌ی‌ كشورها این ارزش را قایل شویم كه آن‌ها هم یك‌سری مباحث فرهنگی خود را ثبت كنند. این تمامیت‌خواهی است كه هیچ كشوری چیزی ثبت نكند، چون فقط من باید آن را ثبت كنم.» این گفته‌ی «بقایی»، رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور، پس از ثبت جهانی عاشیق‌لار به نام آذربایجان است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی «فردا»، این‌كه مولانا تُرك می‌شود و فارابی تركمن، این‌كه روزنامه‌ی الاتحاد امارات فردوسی را ملهم از پنج حماسه‌سرای عرب دانسته و به صراحت اذعان می‌دارد كه نام این پنج نفر نیز باید بر روی شاه‌نامه درج شود، این‌كه نه تنها خود رودكی كه هفت پشت او هم به تاجیك‌ها می‌رسد، این‌كه خاستگاه «سماع» بلاد عثمانی است و خالق آن تُرك‌ها و هزار «این‌كه»‌ی دیگر كه پایانی جز از دست رفتن بخش روشنی از تاریخ این مرز و بوم را دارد، دلیلی جز گشاده‌دستی ما ایرانیان برای بخشش فرهنگی خود ندارد.

ما كه همواره همسایه‌ها را به دزدیدن مفاخرمان متهم می‌كنیم در پی تصاحب موسیقی «عاشیق‌لار» توسط جمهوری آذربایجان و ثبت آن به نام خود در فهرست یونسكو نشان دادیم كه آن‌چه سرقت فرهنگ و تاریخ ایران را سبب می‌شود، سارق بودن همسایه نیست كه عامل اصلی بی‌اعتنایی مسئولان نسبت به مفاخر است. گو‌این‌كه واكنش رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به ثبت عاشیق‌لار توسط آذربایجان، صحه‌ای بر این مدعاست. عاشیق لار كه اكنون در فهرست میراث معنوی یونسكو به نام آذربایجان ثبت است متعلق به خطه‌ی وسیعی است كه عمده‌ی آن در ایران و بخشی هم در آذربایجان و تركیه قرار دارد.

 موسیقی عاشیق لار خاستگاهی ایرانی دارد و امروز با زنده‌گی مردم استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و بخش‌های شمالی همدان درآمیخته است. پرونده‌ی‌ موسیقی سنتی «عاشیق‌لار» سال پیش در آذربایجان غربی توسط مردم‌شناسان این استان در حال آماده شدن برای ثبت در فهرست میراث معنوی كشور بود و طبق پیش‌بینی‌های انجام‌شده این پرونده باید تا پایان سال 1387 آماده می‌شد اما سیاسی شدن سازمان میراث فرهنگی در همان برهه‌ی ‌زمانی، آن‌را از پرداختن به وظیفه‌ی اصلی خود بازداشت تا به رسم معمول، مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری امور مهم جهانی مانند پرونده‌ی «قره‌كلیسا» به تعویق بیفتد. اما عاشیق‌لار كه چون قره‌كلیسا و دیگر ابنیه‌ی تاریخی محدود به مكان نبود، حكایت دیگری یافت و در بی‌عملی مدیران ارشد میراث، مُهر مالكیت مملكتی دیگر را به گردن آویخت. پیش از این هم چوب این تعلل در مالكیت سماع توسط ترك‌ها بر پیكره‌ی فرهنگی ایران خورده بود.

یكی از مدیران سابق میراث فرهنگی كشور در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی«فردا»، ضمن طبیعی خواندن ثبت عاشیق‌لار توسط آذربایجان، اظهار داشت: این‌كه هر روز یكی از مواریث و یا مفاخر ادبی و تاریخی ما توسط دیگر كشور مصادره می‌شود دور از انتظار و عجیب نیست، چراكه مدیران فعلی میراث فرهنگی كشور نه دغدغه‌ی فرهنگ دارند و نه دغدغه‌ی میراث فرهنگی، این‌ها میراث فرهنگی را نمی‌شناسند زیرا در هیچ مكتبی و پای درس هیچ استادی زانو نزده و نیاموخته‌اند. از این‌رو هیچ سنخیتی با فرهنگ و میراث فرهنگی ندارند.

نتیجه‌ی بی‌عملی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری این شد كه تا تاریخ هست، جهان عاشیق‌لار را با نام آذربایجان بشناسد. این اتفاق نشان داد كه در کشور ما حرف و حدیث‌هاى دل‌نواز زیادى درباره‌ی فرهنگ و ارتقای جایگاه مباحث آن در داخل و خارج طرح مى‌شود اما تا این حرف و حدیث‌ها به منصه‌ی ظهور برسد راه بس طولانى است.

 

 

بزرگداشت حافظ در آلمان

وایمار، محل مناسبی برای بزرگداشت حافظ در آلمان است. در این شهر است که بنای یادبود نمادینی از گفت‌وگوی دو شاعر برجسته و نابغه‌ی ادبی ایران و آلمان، «حافظ» و «گوته» قرار دارد. «فستیوال دیوان شرق- غرب وایمار» به سرپرستی دکتر«کلاوس گالاس» کارشناس فرهنگی، در نظر دارد برای نزدیکی با «دنیای شرق» هر ساله میزبان فرهنگی کشوری از «جهان اسلام» باشد. به عنوان اولین مهمان این فستیوال برای سال 2009 میلادی، ایران درنظر گرفته شده است.

ایران‌پرس‌نیوز نوشت برگزاری این فستیوال به منظور برداشتن گام‌هایی عملی در نزدیکی بیش‌تر و درک متقابل فرهنگ‌هاست. خواست برنامه‌ریزان با انتخاب ایران و بررسی دیدگاه‌های «گوته» و «حافظ» به عنوان موضوع جشنواره، ایجاد پل فرهنگی است. پایه‌ی این پیوند در اثر بزرگ ادبی گوته «دیوان غرب- شرق» و ستایش وی از حافظ، ریخته شده است. قرار است هرساله روز دوازدهم اکتبر، روز بزرگداشت حافظ هم مانند بیست‌وهشتم اگوست، سال‌روز تولد گوته، در شهر «وایمار» گرامی داشته شود.

دکتر کلاوس گالاس، سرپرست هنری این فستیوال می‌گوید: «هدف این پروژه این است که با به وجود آوردن فضای گفت‌وگو، از پیش‌داوری‌ها و ترس‌های متقابل کاسته شود. هدف آن است که با برداشتن چنین گام‌هایی به نزدیکی و درک متقابل انسان‌ها، با فرهنگ‌ها و ادیان متفاوت از یک‌دیگر یاری شود».

دکتر گالاس براین نکته تاکید می‌کند که «به‌ویژه در برخورد با فرهنگی بیگانه است که تفاوت‌ها را می‌تواند دید. این امر پیش‌شرطی برای درک فرهنگ‌ها ازیک‌دیگر است. هدف ساختن پل تفاهم میان فرهنگ‌هاست. در اصل صلح و تفاهم را با انسان‌ها و یا کشورهایی می‌توان به وجود آورد که با آنان عدم تفاهم و یا برخورد خصمانه وجود دارد.»

از روز ششم اکتبر«فستیوال دیوان شرق- غرب وایمار» با افتتاح نمایشگاه هنر و کارهای دستی ایران آغاز می‌شود. همراه با این نمایشگاه کنسرت موسیقی ایرانی، داستان‌خوانی‌و جلسات بحث و گفت‌وگو در مورد فرهنگ و هنر ایران در سالن سمینارهای وایمار برقرار خواهد شد. در این فستیوال فرهنگی از گروه موسیقی سنتی ایران و نوازنده‌گانی مانند «امیر کلهر»‌، نوازنده‌ی تار و« سالار عقیلی» نوازنده‌ی سه‌تار دعوت به عمل آمده است. از نویسنده‌گان ایرانی هم «محمود دولت‌آبادی» در این فستیوال شرکت می‌کند. روز دوازدهم اکتبر‌، بیستم مهر‌، در کنار بنای یادبود و گفت‌و‌گوی نمادین حافظ و گوته، بخش زلیخا از دیوان غرب شرق گوته توسط هنرپیشه‌گان تئاتر آلمان و اشعار حافظ  توسط هنرمندان ایرانی روخوانی خواهند شد.

با امضای قرارداد فرهنگی میان مسئولین «وایمار» و «شیراز»، از فوریه‌ی گذشته، این دو شهر به عنوان دو کانون تاریخی ادب و فرهنگ، پیوند خواهر‌خوانده‌گی بسته‌اند. به دعوت «فستیوال دیوان شرق- غرب وایمار» از تاریخ دهم ژوئن، گروهی ازعلاقه‌مندان به فرهنگ و هنر شرق در آلمان، به ایران سفر کردند. از جمله نقاط مورد بازدید آن‌ها شهر شیراز و آرامگاه حافظ بود.

 

 

جايزه‌ی جهانی ماری كوری به خانم دكترایرانی در حوزه‌ی فيزيك پزشکی اعطا شد

ایسنا: كنگره‌ی جهانی فيزيك پزشکی و بيومهندسی (مهندسی زیستی ) جايزه‌ی جهانی ماری اسكودوهکی ـ كوری را به پاس خدمات برجسته‌ی‌ آموزشی، پژوهشی و مديريتی دكتر«اعظم نيرومندراد» در حوزه‌ی فيزيك پزشكی به اين استاد ايرانی اعطا كرد.

كنگره‌ی جهانی فيزيك پزشكی و بيومهندسی كه هر سه سال يك بار برگزار می‌شود، از تريبون‌های مهم و برجسته‌ی جهانی براي ارایه‌ی نتايج كارهای علمی فعلی و هم‌چنين اختراعات مهم درزمينه‌ی فن‌آوری‌های مرتبط با علوم بهداشتی به مخاطبان بين‌المللی است.

استاد نيرومندراد، رييس سابق سازمان بين‌المللی فيزيك پزشكی (IOMP)، رييس سابق فيزيك بالينی در دپارتمان پرتوپزشكی و استاد بازنشسته‌ی پرتوپزشكی مدرسه‌ی پزشكی دانشگاه جورج تاون است.

وی پس از تكميل مقطع تحصيلی دبيرستان در سال 1966 در تهران، برای ادامه‌ی تحصيل در رشته‌ی فيزيك و رياضي، بورسيه‌ی تحصيلی گرفت. نيرومندراد ليسانس خود را درسال 1970 در رشته‌ی رياضيات از موسسه‌ی تحقيقاتی سانی گرفت و درمقطع دكترا نيز در سال 1978 مدرك خود را در رشته‌ی فيزيك اتمی و مولكولی از دانشگاه ايالتی ميشيگان كسب كرد.

وي دوره‌ی پُست دكترای خود را با بودجه‌ی انستيتو ملی بهداشت امريكا در سال 1981 تكميل كرد و در سال 2006 به عنوان استاد تمام دانشگاه جرج تاون بازنشسته شد.

 

 

«دولت‌آبادی» و «چهلتن» در میزگرد نمایشگاه کتاب فرانکفورت

چهار نویسنده و خبرنگار روز چهارشنبه چهاردهم اکتبر، در میزگردی شرکت کردند که از سوی نهاد تبادل فرهنگی و دانشگاهی آلمان برگزار شد. دکتر جمشید فاروقی، سرپرست بخش فارسی «دویچه‌وله» گفت که با وجود مسئولیت‌های بسیار در زمینه‌ی گزارشگری، ایرانی‌ها فناوری جدید را به خدمت گرفته‌اند، به طوری که هر ایرانی تبدیل به یک گزارشگر شده است. وی به فیلم‌ها و گزارش‌های کوتاه از صحنه‌های تظاهرات در ایران اشاره کرد که با انتشار در شبکه‌های اینترنتی یوتیوب، توییتر و فیس‌بوک، به سرعت تمام در سراسر جهان انتشار یافتند و این روند هم‌چنان ادامه دارد.

محمود دولت آبادی، رمان‌نویس ایرانی، در مورد نقش رسانه‌های خارجی در بازتاب رویدادهای ایران گفت که او رسانه‌های داخلی کشورش را ترجیح می‌دهد. دولت آبادی افزود که مایل است حقایق را از طریق رسانه‌های داخل کشورش بخواند و بشنود. وی گفت که حذف سریع مسئله‌ی ایران از رسانه‌های غربی به معنای حذف و کتمان حقیقتی‌است که در ایران در حال رخ دادن است.

امیرحسن چهل تن، نویسنده، نیز در مورد نقش و نفوذ نویسنده‌گان ادبی در جامعه‌‌ی ایران گفت که یکی از دلایل محبوبیت نویسنده‌گان در ایران این است که جامعه نقشی مهم‌تر از یک نویسنده‌ی ادبی برای آنان قایل شده است. وی با ابراز تاسف گفت که از زمان نهضت مشروطیت بدین‌سو، مردم خواسته‌اند با نگاهی سیاسی به آثار ادبی و سبک نوین و داستان‌نویسی بنگرند و برخی جنبه‌های انتقادی این آثار را به جنبه‌های ادبی، هنری و زیبایی‌شناختی آن ترجیح داده‌اند. به همین دلیل دولت‌ها نیز نسبت به نویسنده‌گان و هنرمندان با حساسیت شدید برخورد می‌کنند و بر آن‌ها سخت می‌گیرند.

چهل‌تن گفت، در ایران سانسوری خشن عمل می‌کند که عرصه را بر تمامی نویسنده‌گان، شاعران و هنرمندان در عرصه‌های سینما، تئاتر، نقاشی و مجسمه‌سازی و غیره تنگ کرده است.

جمشید فاروقی در زمینه‌ی آزادی‌ها در ایران گفت که آزادی بیان در ایران وجود دارد، ولی آزادی پس از بیان وجود ندارد. وی افزود که در ایران مسئله فقط بر سر کنترل دولت بر رسانه‌ها نیست، بلکه حکومت قصد دارد رسانه‌ها را دولتی کند.

محمود دولت آبادی با اشاره به اظهارات خانم «هوفمن» گفت که عرصه‌های مختلف آزادی‌ها را باید از فردـ محوری خارج کرد و آن‌ها را در چارچوب قانون‌ـ محوری سنجید. وی گفت ترجیح می‌دهد در چارچوب آزادی‌های تصریح شده در قانون اساسی سخن بگوید و نظر خود را بیان کند، ولی در ایران قانون در حوزه‌ی مطبوعات، ادبیات و هنر نیز اجرا نمی‌شود.

امیرحسن چهل‌تن در زمینه‌ی تضادهای داخل کشور گفت که بحران حاکم بر ایران به رویارویی دو نیروی تجددخواه و سنت‌طلب بازمی‌گردد. ولی محمود دولت آبادی در این میزگرد براین باور بود که در ایران یک سنت اسطوره‌ای حاکم است. دولت آبادی به دو عنصر باستانی «خیر و شر» اهورایی و اهریمنی اشاره کرد که تا امروز تاثیر خود را بر جامعه‌ی ایران حفظ کرده است. وی گفت که غرب توانسته براین تضاد غلبه کند و از تز و آنتی‌تز یک سنتز بسازد. از نظر وی در ایران نیز سنت «خیر و شر»، اهورایی و اهریمنی یا تجدد و سنت، باید در فرایندی قرار گیرند که بتوان از آن سنتزی ارایه داد. از نظر دولت آبادی در این فرایند باید عنصرهایی از سنت را نیز حفظ کرد و با مدرنیته انطباق داد. وی گفت نویسنده‌گان ایران همواره در جبهه‌ی پیشرفت قرار داشته‌اند.

 

 

یک ایرانی، عنوان مهندس برتر کانادا را به خود اختصاص داد 

ایرانتو: دکتر جواد مستقیمی، استاد دپارتمان مکانیک و مهندسی صنایع دانشگاه تورنتو و متخصص برجسته‌ی مهندسی پلاسما، توانست عنوان مهندس برتر ایالت انتاریو در کانادا را در زمینه‌ی پژوهش و توسعه، به خود اختصاص دهد. بنابراین گزارش، دکترمستقیمی از شهرت بین‌المللی در زمینه‌ی پوشش‌های اسپری حرارتی برخوردار است. تلاش‌های او باعث پیشرفت‌های مهم در امور هوافضا، خودرو ، ژنراتورهای قدرت‌مند و صنایع پردازش منابع گردیده است.

این استاد دانشگاه، تولید و توسعه‌ی یک نرم‌افزار محاسباتی دینامیک سیالات را مدیریت کرده که برخورد و انجماد قطرات گداخته بر روی سطوح جامد را مدل سازی می‌کند. او به همین منظور شرکتی را با نام Simulent Inc تاسیس کرده تا کاربردهای عمومی و تجاری نرم‌افزار مذکور را وسعت ببخشد.

دکترمستقیمی، به تازه‌گی هدایت عملیات توسعه و ابداع نوعی مشعل قدرت‌مند پلاسما را برعهده داشته است که با توجه به منحصر به‌فرد بودن این تولید، شرکت دیگری با عنوان Ablazeon Inc بای بازاریابی و تولید انبوه آن تاسیس شده است. وی هم‌چنین، مدیر و بنیان‌گذار مرکز Advanced Coating Technologies است که به تحقیق پیرامون اسپری‌های حرارتی می‌پردازد.

دکترمستقیمی، تاکنون بیش از صدوبیست مقاله‌ی علمی به نگارش درآورده که در بیش از 1900 منبع مختلف درج شده است. انجمن مهندسین حرفه ای انتاریو و OSPE و مهندسان حرفه‌ای انتاریو PEO به‌طور مشترک، همه ساله مهندسان برتر استان را در حوزه‌های مختلف انتخاب می‌کند و قرار است مدال‌های مربوطه در ماه نوامبر امسال طی مراسمی در تورنتو به آنان اهدا شود. سال گذشته نیز دکتر سهراب روحانی در رشته‌ی بیوشیمی از دانشگاه وسترن انتاریو، توانست مدال برترین مهندس در تحقیق و توسعه را کسب کند.

 

 

برنده‌ی نوبل ادبیات: ایران، جايی که جنایت‌کاران حکومت می‌کنند

رادیو آلمان: حضور چین به عنوان میهمان نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت و شرایط سیاسی ایران، اعتراض«هرتا مولر» برنده‌ی نوبل ادبیات را برانگیخت. خانم مولر در گفت‌وگویی با آخرین شماره‌ی هفته‌نامه‌ی «دی تسایت» آلمان ابراز تاسف کرد که ترور کمونیستی در تاریخ هنوز به درستی درک نشده است و جهان هم‌چنان جنایات رژیم‌های دیکتاتوری را نادیده می‌گیرد.

هرتا مولر گفت: «به چین فکر کنید که میهمان نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت است. به هنرمندی بنام «آی وایوای» فکر کنید که نیروهای امنیتی او را به باد کتک گرفتند. این دردناک است که می‌کوشند این مسایل را نسبی قلمداد کنند و راه سازشی بیابند که به چین امکان حضور می‌دهد. یا این که فکر کنید به ایران، جایی که جنایت‌کارانی که باید خودشان محاکمه شوند، دیگران را به دادگاه می‌کشند، زندانی می‌کنند و حتا به قتل می‌رسانند».

برنده‌ی نوبل از این که موضوع رمان‌هایش با اعطای نوبل ادبیات به رسمیت شناخته شده است، ابراز شادمانی کرد و توضیح داد که دیکتاتوری و نابودی برنامه‌ریزی شده‌ی فرد، که در نظام‌های خودکامه اصلن به حساب نمی‌آید، اصلی‌ترین موضوعات کارش را تشکیل می‌دهند.
 

 

گروه آوازی تهران» برنده‌ی مدال طلای جشنواره‌ی«ریوادلگاردا» ایتالیا

موسیقی ما: گروه آوازی تهران به‌سرپرستی «میلاد عمران‌لو»، مدال طلای جشنواره‌‌ی «ریوادلگاردا» ایتالیا را كسب كرد. بنابراين گزارش و به نقل از روابط عمومی انجمن موسیقی، این جشنواره كه از هفدهم مهر در ایتالیا آغاز شده بود، شب گذشته به كار خود پایان داد.

دراین مراسم گروه آوازی تهران با اجرای سه قطعه با نام‌های «yeste say» و «كارناوال» اثر علی‌اكبر قربانی و كسب بیست‌وسه امتیاز از سی امتیاز، مدال طلای دوازدهمین جشنواره‌ی «ریوادلگاردا» را در بخش محلی كسب كرد.

گروه آوازی تهران چندی پیش نیز مدال طلای جشنواره‌ی‌ ترانه‌های محلی كشور اسپانیا را كسب كرده بود. انجمن موسیقی ایران ضمن تبریك، آرزومند درخشش بیش از پیش جوانان عرصه‌ی موسیقی در سطح بین‌الملل است.

 

 

سرقت از موزه‌ها؛ لوح زرين هخامنشی ذوب شد

ارزش‌مندترين اثری که طی سی سال اخير از موزه‌های ايران به سرقت رفته، لوح زرين هخامنشی است. اثری که یکی از چهار لوح زرين و سيمين کاخ آپادانا به شمار می‌آيد و در روز بیست‌وهفتم يا بیست‌وهشتم شهريور 1312، توسط «فردريک کرفتر» از اعضای هيات حفاری در تخت جمشيد از زير ستون‌های اصلی کاخ آپادانا به دست آمد.

ایران‌پرس‌نیوز می‌نویسد: اين الواح چهارگانه بلافاصله پس از حفاری به کاخ مرمر تهران (دفتر کار رضا شاه) و از آن‌جا به موزه‌ی ايران باستان انتقال يافت. يک جفت از آن‌ها هنگام افتتاح موزه‌ی شهياد در برج شهياد (آزادی کنونی) به اين مکان انتقال يافت. از آن‌جا که در جريان تظاهرات و شورش‌های خيابانی، امکان سرقت از موزه زياد بود، تمام اشيای آن که همه‌گی از آثار منحصر به فرد ايران به شمار می‌آمد، به موزه‌ی ايران باستان منتقل شد. در جريان اين نقل و انتقال يک جفت از الواح ناپديد شد. اين ماجرا بیست سال مسکوت ماند زيرا سندی مبنی بر انتقال آن‌ها به موزه‌ی ملی وجود نداشت و کسی متوجه‌ی مفقود شدن آن‌ها نبود.ا

هم‌زمان با ورود محمدرضا کارگر به موزه‌ی ملی و آغاز عمليات ساماندهی آثار اين موزه، خبر گم شدن اين آثار و بازجویی از مسئول موزه در خلال سال‌های 1357 تا 1360 انتشار يافت. لوح سيمين پيداشد اما پرونده‌ی مفقود شدن لوح زرين به جایی نرسيد. هرچند دستگاه قضایی و مسئولان سازمان ميراث فرههنگی در هيچ يک از گزارش‌های مطبوعاتی خود، نام متهم و روند دادرسی را فاش نکرده‌اند، اما شنيده می‌شود متهم به ذوب کردن لوح زرين و فروش طلای آن اعتراف کرده است.ا

روزنامه‌ی ابتکار هم نوشت: دزدها تنها به سراغ موزه‌های پايتخت نمی‌آيند. چند سالی است که موزه‌های شهرستان‌ها هم مورد توجه آن‌ها قرار گرفته است. سرقت از موزه‌ی پارس شيراز، مهم‌ترين نمونه بود. قرآن خطی، که یکی از نمونه‌های کمياب در دنيا به شمار می‌آمد، سال 1382 به سرقت رفت و تاکنون سرنخی از آن به دست نيامده است. نيمه‌ی اول سال 1385 موزه‌ی «آشتيان» و «تفرش» هم مورد دستبرد واقع شد که اطلاعات چندانی از نحوه‌ی وقوع و اموال مسروقه انتشار نيافت. نيمه‌ی نخست تيرماه همان سال نيز، سايت رسمی سازمان ميراث فرهنگی، خبری مبنی بر سرقت سه مداليون از موزه‌ی مشروطه‌ی تبريز منتشر کرد.ا

 

 

«بازی هوس» در پاریس

«زهرا امیرابراهیمی» در وبلاگ خود، از نمایشگاه تازه‌ترین عکس‌های «شیرین نشاط» چنین نوشت:

شیرین نشاط عکاس ایرانی که اولین فیلم بلندش «زنان بدون مردان» جایزه‌ی شیر نقره‌ای را در جشنواره‌ی ونیز به دست آورد، مجموعه‌ای جدید از عکس‌هایش را به همراه یک ویدیو در گالری«ژروم دو نوآرمون» به نمایش گذاشته است.

نشاط در این نمایشگاه که با عنوان «بازی‌ هوس» برگزار شده، چهارده عکس رنگی به نمایش گذاشته است و در هر قاب، شخصیتی را در یک میزانسن و در برابر یک تصویر دیواری قدیمی که شعرهایی با مضمون عاشقانه و به خط فارسی بر آن نوشته شده به تصویر کشیده است.

او به دعوت بنیادی در امریکا و به همراه چند هنرمند دیگر به یکی از شهرهای زیبای «لائوس» که به عنوان مرکز بودیسم شناخته می‌شود می‌روند تا با اثرگرفتن از فضای حاکم بر آن‌جا به خلق اثری هنری بپردازند.

او در مصاحبه‌هایش از برخورد با زنان و مردانی در نزدیکی یک معبد تعریف می‌کند که با وجود داشتن شصت تا هشتاد سال سن مانند جوانانی هجده ساله به خواندن آوازی مشغول بودند. نشاط این آواز را به سوال و جوابی تشبیه می‌کند که میان زنان و مردان، به صورت آوازی عاشقانه رد و بدل شده است.

او پس از سفر اول خود با لائوس در سال 2005 به تحقیق درباره‌ی موسیقی و شعرهایی که شنیده است می‌پردازد و سال 2008 با آگاهی بر آن که این هنر پس از انقلاب کمونیستی در لائوس در حال از بین رفتن است، به آن جا بازمی‌گردد و با پیدا کردن زنان و مردانی که شعرشان را شنیده بود به خلق اثری از هنر آن‌ها دست می‌زند.

نشاط با نشاندن دو دسته زنان و مردان روبه‌روی دوربین، تصویرهر دسته را جداگانه ثبت کرده و آن‌ها را بر روی دو دیوار رودرروی هم به نمایش گذاشته است. شعرهایی که مثل یک بازی میان این زنان و مردان مسن رد و بدل می‌شود زیبا هستند و تصویر صورت‌های‌شان وقتی به خواندن آواز خود یا شنیدن آواز دیگری مشغول‌اند، روحیه‌ی عجیبی را به نمایش می‌گذارد که می‌توان هزاران آرزو و علاقه به زنده‌گی را در آن لمس کرد.

شیرین نشاط مثل همیشه من را غافلگیر نمی‌کند. چگونه‌گی چیدمان در عکس‌ها و در ویدیو ادامه یا تکرار میزانسی است که همیشه در کارهای وی دیده‌ام. این البته شاید تداوم درستی باشد که غافلگیر نشدن من از آثارش نمی‌تواند آن را نفی کند. این بار اما از دیدن یک فرهنگ دیگر جز فرهنگ ایرانی و اسلامی در اثرش خوش‌حال شدم. درباره‌اش که می‌خواندم نظرش درباره‌ی شباهت فرهنگ ایرانی با آن‌چه که به عنوان بعد فرهنگی لائوس از آن نام می‌برد برای‌ام جالب بود.

نشاط معتقد است که تاریخ سیاست ایران و لائوس به هم شباهت فراوانی دارد چرا که در هر دو کشور پس از انقلاب و براندازی حکومت پادشاهی، تغییر دولت و سیاست باعث تغییر کامل فرهنگ شده است.
 

 

نمایش‌های ایرانی در تماشاخانه‌های آلمانی

شش گروه نمایش ایرانی، به روال سال‌های گذشته، به «مولهایم» در آلمان آمده‌اند تا در مدت شش روز از بیستم تا بیست‌وششم مهرماه، نمایش‌های خود را در خانه‌ی تئاتر«روهر» در این شهر اجرا کنند. این نمایش‌ها از میان آثار شرکت‌کننده در بیست‌وهفتمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر فجر (1387) برگزیده و در قالب برنامه‌ی تبادل فرهنگی با ایران، به آلمان فرا خوانده شده‌اند، بِده‌بِستانی که به‌عنوان بخشی از برنامه‌ی فرهنگی «جاده‌ی ابریشم»، از یک دهه پیش آغاز شده است.

وب‌سایت «دویچه‌وله» گزارش داد این دهمین بار است که گروه‌های نمایش ایرانی به خانه‌ی تئاتر«روهر» دعوت می‌شوند. گروه‌های نمایشی این خانه‌ی تئاتر نیز در دهه‌ی گذشته دستِ‌کم پنج بار میهمان همکاران ایرانی خود بوده‌اند. تئاتر روهر، به گفته‌ی «روبرتو چولی»، به دنبال تئاتری مستقل و سطح بالاست. تئاتری که به «نمایش» به عنوان هنری دست اول می‌نگرد، نه هنری تحت تاثیر موسیقی و ادبیات و...ا

خانه‌ی تئاتر«روهر» در سال 2008 شش نمایش ایرانی را زیر عنوان «سنت و مدرنیته در تئاتر ایران» به آلمان دعوت کرد. در طول برگزاری برنامه‌ی یادشده، هر روز دو نمایش، یکی «سنتی» و دیگری «مدرن» به اجرا درآمدند. در روز پایانی نیز میزگردی با موضوع سنت و مدرنیته برگزار شد. در این میزگردِ تحلیلی، «روبرتو چولی» و «هلموت شِفِر»، از پایه‌گذاران و مدیران هنری تئاتر روهر، و «نیما دهقان» و «سیامک احصایی»، دو کارگردانی که نمایش‌های «کادنس» و «ترمینال» را به مولهایم آورده بودند، به گفت‌وگو نشستند.

امسال یعنی سال 2009، نمایش‌هایی به برنامه‌ی «چشم‌انداز تئاتر ایران» فرا خوانده شده‌اند که فصل اشتراک‌شان موضوعات اجتماعی است. به این موضوعات در قالب‌های مختلف، گاه سنتی‌تر و گاه مدرن‌تر، گاه با کلام و گاه بی‌کلام و گاه تلخ و گاه طنز، پرداخته شده است.

محمد یعقوبی با «خشک‌سالی و دروغ» به آلمان آمده، نمایشی که به بیان دروغ و پنهان‌کاری‌ها، خیانت و مشکلات زناشویی و سردرگمی و ناتوانی طرفین در حل مشکلات زنده‌گی مشترک‌شان می‌پردازد.

نیما دهقان نمایش «مادر مانده»، نوشته‌ی «حمیدرضا آذرنگ» را بر صحنه‌ی «روهر» کارگردانی می‌کند؛ نمایشی که چندمین تجربه‌ی مشترک این دو هنرمند است و هم‌چون کارهای پیشین نویسنده، مرگ و زنده‌گی برزخی را دست‌مایه کرده است.

«عجیب ولی واقعی» نام نمایشی به کارگردانی «یاسر خاسب» است که با زبان بدن، سعی در انتقال معنا به بیننده را دارد. «عروسی در سایه» را «علی عابدی» به آلمان آورده تا در قالبی طنز، مضمونی ضد جنگ را روایت کند. «رضا گشتاسب» با «خواب برهنه‌ی برف» از یاسوج به مولهایم آمده و «زهرا صبری» نیز بازیگران و عروسک‌های «زمین و چرخ» را کارگردانی می‌کند.

پروژه‌ی «جاده‌ی ابریشم»، به‌عنوان بخشی از فعالیت‌های بین‌المللی خانه‌ی تئاتر روهر آلمان، در پی دادوستد فرهنگی با کشورهایی‌ست که در مسیر جاده‌ی ابریشم قرار دارند.

وزارت‌خانه‌های امور خارجه و كار و امور اجتماعی آلمان، دست‌اندرکاران فرهنگ و ورزش و بنگاه‌های اقتصادی و صنعتی ایالت «نوردراین ـ وستفالن»، موسسه‌ی فرهنگی «گوته» و بخش آموزشی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسكو)، از جمله حامیان و سرمایه‌گذاران پروژه‌ی یادشده هستند.

 

مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت‌وهفت

بیست‌وپنجم مهرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved