نمی‌دانم به «نازنین» باید چه عنوانی داد، به این دختر زیبای ایرانی که همه‌ی تحصیلات‌اش، هنرش و زیبایی‌اش را در راه فرزندان سرزمین‌اش صرف می‌کند،  سرزمینی که در آن متولد شده اما هیچ‌گاه در آن‌جا زنده‌گی نکرده است. سرزمینی که همه‌ی قلب و روح این دختر جوان هنرمند را احاطه کرده و از او نازنینی ساخته است که امروز او را با نام«نازنین افشین‌جم» می‌شناسیم، نه تنها ما ایرانی‌ها، که جهان او را می‌شناسد و تحسین‌اش می‌کند.

نازنین افشین جم پس از فارغ‌التحصیل شدن در رشته‌ی روابط بین‌المللى وعلوم سیاسى، به عنوان مربى جوانان نزد صلیب سرخ در کانادا مشغول به کار شد. نازنین که خلبان است در ضمن آوازخوانی ایرانی‌ست که تا به امروز  از شهرت خود نه برای پول‌ساختن، که براى جلب افکار عمومى جهان  به وضعیت زنان و کودکان در ایران بهره گرفته است.

نازنین در سال 2003 به عنوان ملکه‌ی زیبایی کانادا انتخاب شد. این جایگاه کمی نبود، اما او حتا شرکت‌اش در این مسابقه را نیز به دلیل کمک به شرایط زنان و جوانان ایران عنوان کرد:

 «من از ابتدا و حتا قبل از اين که به عنوان دختر شايسته انتخاب شوم، هدف‌ام اين بود که بتوانم در مورد حقوق بشر ايران و ساير کشورهايی که نقض حقوق بشر در آن‌ها وجود دارد، مانند چين و برمه فعاليت کنم و به خودم گفتم چه‌گونه می‌توانم صدای‌ام را قوی‌تر کنم و پيام خودم را بيش‌تربه مردم برسانم و از اين مسئله ايده گرفتم که در مسابقه‌ی دختر شايسته شرکت کنم تا بتوانم اين فعاليت را انجام دهم و خوشحال‌ام که توانستم اين کار را انجام دهم. زيرا از آن موقع که دختر شايسته شدم، روزنامه‌ها و خبرنگاران بيش‌تر می‌خواهند در مورد نقض حقوق بشر در ايران بدانند.»

او هم‌چنین در گفت‌وگویی با »اشپیگل آن‌لاین» گفت:

 «فکر می‌کنم خداوند درباره‌ی هر انسانی برکتی ارزانی داشته است. من همیشه می‌خواستم این توانایی‌ها را برای کمک به دیگران به کار ببندم و علاقه‌ام نسبت به هنر را با فعالیت برای حقوق بشر ترکیب کنم. همان زمانی هم که جوان بودم، رنج دیگران مرا به خود مشغول می‌کرد. و هر چه از سن‌ام گذشت بیش‌تر به دنبال راه‌های مشخصی رفتم که بتوانم توجه دیگران را به این رنج‌ها جلب کنم. من در این راه از هنرپیشه‌گی، آوازخوانی و حتا زیبایی خودم استفاده کردم.»

 واقعن به چنین ذهنی چه باید گفت؟ به چنین وجدانی چه نامی می‌توان نهاد؟ گمان می‌کنم همان صفت«نازنین»، توصیف این همه انسان‌دوستی و عشق به سرزمین مادری باشد. آری! مناسب‌ترین عنوان برای «نازنین افشین‌جم» همان «نازنین» است، نازنین‌دختر ایران، دخترواقعی ایران که از جنس صالح‌ترین فرزندان ایران خانم است، و نه دخترخوانده‌های غیرواقعی و تحمیلی که عده‌ای به‌زور می‌خواهند با نام «دخترایران» برای‌شان شناسنامه بگیرند.

جای خوش‌حالی‌ست که نسلی تحصیل‌کرده و متعهد دردنیای آوازخوانی ایران ظهور کرده است، نسلی از جنس نازنین افشین‌جم و شهرزاد سپانلو. نسلی که با نیت انسان‌دوستانه به هنر آوازخوانی روی آورده‌اند و تفاوت عمده‌ای با آوازخوانان کاباره‌ای و کنسرتی و شایعه‌ای و رابطه‌ای دارند. اینان معنای مصطلح «آوازخوان زن» را برهم زده‌اند و از این کلمه، معنایی سالم و زیبا ساخته‌اند. مهم نیست که آوازخوانانی از جنس نازنین، در سال چند کنسرت دارند و چه‌قدر درآمد از این راه  به دست می‌آورند، مهم این است که محیطی سالم در دنیای آوازخوانی توسط نازنین‌ها و شهرزادها به وجود آمده است.ا

نازنین افشین‌جم، آوازخوان و فعال حقوق بشر برای حقوق زندانیانی که هنوز به سن قانونی نرسیده‌اند مبارزه می‌کند.او یک فعال واقعی حقوق بشر است، نه به تظاهر، که به واقع همه‌ی هنر و تحصیلات و زنده‌گی خود را وقف این راه کرده است. او مانند برخی هنرمندان نیست که فقط و فقط با گذاشتن نام حقوق‌بشر در وبلاگ‌شان، در این زمینه نیز تظاهر می‌کنند، درحالی‌که هیچ کار مثبتی در این زمینه انجام نداده‌اند و توان انجام دادن آن‌را هم ندارند.ا

نازنین اما  به کاری موثر دست زد. اودر سال 2007 وب‌سایتی مستقل برای فعالیت‌های حقوق بشر خود تاسیس کرد، وب‌سایتی آبرومندانه با نام«اعدام کودکان را متوقف کنید». اومی‌کوشد به مقام‌های ايران بگويد، شما اعلاميه‌ی حقوق بشر و معاهده‌ی حفظ حقوق کودکان و نوجوانان را امضا کرده‌ايد و براين اساس نبايد افرادی را که در سن زير هجده سال مرتکب جرم و جنايت می‌شوند، اعدام کنيد.ا

این نشانی وب‌سایت نازنین است:ا

   www.stopchildexecutions.com 

نازنین در مورد این وب‌سایت می‌گوید: ما کمپینی زیر عنوان «اعدام کودکان را متوقف کنید!» درست کردیم و تلاش می‌کنیم زنده‌گی کودکانی را به نمایش بگذاریم که در حال حاضر منتظر اجرای حکم اعدام خود هستند. در ايران حدود صدوپنجاه کودک در خطر اعدام هستند، در حالی که ایران معاهده بین‌المللی ممنوعیت اعدام کودکان را امضا کرده است. ما می‌خواهیم دولت ایران را زیر فشار بگذاریم. این کمپین ادامه‌ی آن فعالیتی است که ما بر اساس آن توانستیم زنده‌گی یک دختر ایرانی را از اعدام نجات بدهیم. ما به این نتیجه رسیدیم که اگر با هم‌دیگر عمل کنیم، می توان نقش موثری بازی کرد.»ا

نازنین هم‌چنین می‌گوید: روی وب‌سايت‌مان يک تومار داريم که تا کنون حدود هفده‌هزار امضا گرفته‌ايم و فعالان حقوق بشرازجمله «شيرين عبادی» و «مهرانگيز کار» و وکلای مختلف در ايران و بعضی دولت‌ها مانند سوئد، کانادا و پارلمان اروپا آن را امضا کرده‌اند. از همه جا امضا گرفته‌ايم که ما را حمايت کنند.».ا

نازنین فاتحی دختری بود که در ایران به اعدام محکوم شده بود، بیش‌تر مردم داستان غم‌انگیز او را می‌دانند، اما با فعالیت‌های جدی و موثر«نازنین افشین‌جم» و یاران‌اش بود که این دختر بسیار جوان از اعدام شدن نجات یافت. نازنین افشین‌جم، برای جلوگیری از اعدام این دختر جوان،  سیصد و پنجاه هزار امضا جمع‌‌آوری کرد و با تلاش‌های خود توانست نظر سازمان‌های مهم جهانی را به این اعدام غیرمنصفانه جلب کند و عاقبت نیز نازنین  را از اعدام نجات داد. او در این باره می‌گوید:  با کمک افراد بسياری در دنيا از جمله «شادی صدر»، آقای«مصطفايی»، سازمان‌ها و پارلمان‌های کشورها، سازمان ملل و اتحاديه‌ی اروپا همه بر روی کمپين نازنين فاتحی فشار وارد کرديم و خوش‌بختانه آيت‌الله شاهرودی يک حکم جديد صادر کرد و توانستيم او را از زندان بيرون آوريم.ا  

ا«نازنین افشین جم» می‌گوید که هنوز با نازنین فتحی در تماس است و می‌داند که او دوباره به مدرسه می‌رود و آرزو دارد که وکیل بشود تا بتواند به زنانی که مورد تبعیض قرار می‌گیرند کمک کند.ا

نازنین در مورد این وب‌سایت مهم می‌گوید: به تازه‌گی ليستی را به این وب‌سایت اضافه کرده‌ايم که تازه‌ترين ليست در مورد بچه‌هايی که در زندان هستند، می‌باشد. بعضی از بسته‌گان اين بچه‌ها برای ما می‌نويسند، عکس‌های آن‌ها را برای ما می‌فرستند و داستان‌شان را و اين که چرا در زندان هستند وچرا می‌خواهند اعدام‌شان کنند. ما سعی می‌کنيم اين اطلاعات را منتشر کنيم و از دولت‌های مختلف بخواهيم به ايران فشار بياورند تا جلوی اين اعدام‌ها گرفته شود. ما مستقيم هم بر دولت ايران فشار می‌آوريم، زيرا خودشان معاهده‌های بين‌المللی را امضا کرده‌اند که کودکان زير هجده سال را اعدام نکنند.ا

نازنین می‌گوید: من در ایران متولد شده‌ام. با ایرانیان احساس پیوند می‌کنم. من هزاران ای‌میل از ایران دریافت می‌کنم. مردم به من درباره‌ی ماجراهای تکان دهنده‌شان می‌نویسند و امیدوارند که به آن‌ها کمک کنم. آن‌ها فکر می‌کنند من می‌توانم صدای آن‌ها باشم. و این برای من یک موضوع خیلی جدی‌ست.ا

«نارنین افشین‌جم» و «احمد باطبی» - سخنگوی مجموعه‌ی فعالان حقوق بشر در ایران- در سپتامبر 2009، یک سخنرانی داشتند با محوریت حقوق بشر در سازمان ملل متحد. در این سخنرانی نماینده‌ی ایران با اعتراض به صحبت‌های مطرح شده و اسناد و مدارک ارایه شده، خواستار جلوگیری از صحبت‌های سخنرانان شد، اما رییس جلسه صحبت‌های سخنرانان را قانونی دانسته و اعتراض نماینده‌ی ایران را وارد ندانست.

چندی پیش نیز «انجمن هنری جکسون» به همراه تشکلی به نام «کنفدراسيون دانشجويان ايرانی در لندن»، نازنين افشين جم، فعال حقوق بشر را به لندن دعوت کردند و برای‌اش جلسات متعددی از کنفرانس خبری گرفته تا گفت‌وگو در مجلس بريتانيا و ملاقات با نماينده‌گان دو مجلس این کشور برگزار کردند. «انجمن هنری جکسون» يکی از موسسه‌های پژوهشی استراتژيک بريتانيا در سياست خارجی است که می‌گويد هدف‌اش اشاعه‌ی دموکراسی، آزادی و صلح در سراسر جهان است. يکی از فعاليت‌های اين انجمن، برگزاری جلسات بحث و گفت‌وگوست.

رادیو فردا در گفت‌وگویی ویژه از نازنین پرسید: به لندن آمده‌ايد تا برای اين کمپين و مسایل مطرح شده در آن، حمايت مقام‌های انگليس را جلب کنيد. در کنفرانس خبری مطرح کرديد از زمانی که مسئله‌ی پرونده‌ی هسته‌ای ايران حاد شده است، توجه همه به اين مسئله معطوف شده و حقوق بشر ناديده گرفته می‌شود. شما می‌خواهيد نگذاريد اين اتفاق بيفتد، آيا توانستيد پيام خود را برسانيد؟

و نازنین پاسخ داد: «بله، در پارلمان تلاش کردم اين مسئله را مطرح کنم. تمام صحبت‌هايم درباره‌ی اين بود که بايد تمام دولت‌ها و افراد در دنيا، تلاش و توجه‌شان را به اين مسئله در ايران معطوف کنند. به گريه‌های ايرانيان گوش کنند که می‌خواهند پيام‌شان را به سراسر دنيا برسانند که چه‌قدر سختی می‌کشند.»

نازنین افشین‌جم معتقد است که  زنان در ایران از قدرت زیادى برخوردارند و به خاطر تعداد زیاد جوانان در ایران. این دو جنبش در صورت اتحاد، می‌توانند سبب خیلى تغییرات در ایران شوند. از این طریق می‌توان آزادى و دمکراسى به دست آورد و سرانجام انسان‌ها می‌توانند براى خود تصمیم بگیرند.

مردم فهیم و فرهیخته، آنانی که چشم بینا و گوش شنوا و هوش طبیعی دارند، آنانی که تحصیل‌کرده هستند و اهل مطالعه  و از ذهنی روشن برخوردارند، تفاوت سره و ناسره را به‌خوبی تشخیص می‌دهند، تفاوت بین آوازخوانی از جنس«نازنین» را با آوازخوانانی که از نام«حقوق بشر» تنها برای تزیین وبلا‌گ‌شان استفاده می‌کنند، به خوبی می‌دانند. نسل‌های بعدی نیز حتمن با درک این قبیل تفاوت‌ها پا خواهند گرفت و در نسل آینده، هنرمندی، نام هنرمند مردمی و متعهد می‌گیرد که از جنس«نازنین» باشد.ا

 

با سپاس از«رادیو فردا» ، وب‌سایت«ژورنالیست» و «اشپیگل آن‌لاین»ا

 

 آنسه امیری - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت‌وهفت

بیست‌وپنجم مهرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved