«باراک اوباما» برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل شد

به گزارش بی‌بی‌سی، کمیته‌ی نوبل، «باراک اوباما» رییس جمهورامریکا را به عنوان برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل در سال 2009 اعلام کرد. کمیته‌ی نوبل اعلام کرد این جایزه را به خاطر «تلاش فوق‌العاده برای تقویت دیپلماسی بین‌المللی و ترغیب به همکاری میان مردم» به آقای اوباما می‌دهد.ا

کمیته‌ی نوبل، تلاش‌های آقای اوباما برای تقویت موضع نهادهای بین‌المللی و ترغیب به خلع سلاح هسته‌ای را نیز مورد تاکید قرار داد. در سال جاری شمار افراد نامزد برای دریافت جایزه‌ی صلح نوبل به رقم بی‌سابقه‌ی دویست‌وپنج  نفر رسیده بود و از جمله مورگان چانگیرای، نخست وزیر زیمبابوه و سیما سمر رییس کمیسیون حقوق بشر افغانستان و نخستین زنی که پس از سقوط طالبان در کابینه‌ی این کشور حضور یافت در میان این فهرست قرار داشتند.ا

فرد برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل که توسط اعضای کمیته‌ی پنج نفره نوبل انتخاب می‌شود، علاوه بر یک مدال طلا، یک لوح افتخار و مبلغ ده میلیون کرون سوئد (معادل 1.4 میلیون دلار) نیز دریافت می‌کند.ا

کمیته‌ی نروژی نوبل در هنگام اعلام نام برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل، در بیانیه‌ای عنوان کرد: «بسیار به ندرت کسی به اندازه‌ی آقای اوباما توجه جهانیان را به خود جلب کرده است و در مردم خود، امید به آینده ایجاد نموده است.»

«دیپلماسی او براین اساس بنا شده که رهبران جهان، باید مردم را بر اساس ارزش‌ها و عقایدی که اکثریت مردم جهان به آن اعتقاد دارند هدایت کنند.»

آقای اوباما نوزدهمین فرد امریکایی است که به دریافت جایزه‌ی صلح نوبل مفتخر می‌شود.

در هزاره‌ی سوم میلادی، پس از جیمی کارتر (2002) و ال گور (2007) او سومین امریکایی است که نام‌اش به عنوان برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل اعلام شده است.

 

 

روايت «سرير» از ثبت رديف موسیقی ايرانی در يونسكو

دكترمحمد سرير، رییس خانه‌ی موسيقی و رییس كميته‌ی ملی موسيقی يونسكو در گفت‌وگويی، از تلاش چند ساله برای ثبت رديف موسيقی ايرانی در يونسكو خبرداد. به گزارش همشهري‌آنلاين به نقل از سايت «خانه‌ی موسيقی» وي دراين گفت وگو  ثبت ردیف‌های موسیقی سنتی ایران را به عنوان میراث معنوی یونسکو اتفاقی بزرگ و افتخاری برای ايران دانست و افزود: اين كار ظرفيت بالای اين هنر والا را نشان می‌دهد.

رییس کمیته‌ی ملی موسیقی  در ایران گفت: اهمیت و اعتبار این اتفاق هم در داخل و هم در خارج قابل تامل است چرا که در خارج از کشور، ثبت موسیقی ایرانی به عنوان میراث جهانی قطعن جایگاه فرهنگی ایران در بین ملل مختلف را ارتقا بخشیده و تاثیرات بسیار مهمی را در پی خواهد داشت و در بُعد داخلی نیز، این رخداد ارزش‌مند یک بار دیگر به ما و مسئولان این نکته را یادآوری کرد که موسیقی ایرانی دارای ظرفیت‌های بسیار بالایی است که نباید از آن غافل شویم و جا دارد که هم مسئولان و هم هنرمندان با توجه به این پتانسیل ارزش‌مند افق‌های روشن‌تری در برنامه ریزی‌های خود برای آن ترسیم کنند.

دکتر سریر درباره سابقه‌ی فعاليت كميته‌ی موسيقی يونسكو در ايران گفت : ازقریب چهار سال پیش کمیته‌ی موسیقی یونسکو درایران که در خانه‌ی موسیقی مستقر بود کار خود را برای ثبت ردیف‌های موسیقی به عنوان یک میراث جهانی در یونسکو آغاز کرد و از آن‌جا که بررسی این امور در یونسکو هر دو سال یک بار انجام می‌پذیرد، ما فرصت زیادی برای انجام این کار نداشتیم. ما برای تهیه‌ی پرونده‌ی مربوط به ردیف‌های موسیقی سنتی به حمایت ارگان‌های دولتی برای تامین بودجه نیاز داشتیم ومتاسفانه علارغم تلاش برای جلب مشارکت ارشاد هیچ پاسخ مثبتی نگرفتیم و لذا مدتی این کار به حالت تعلیق درآمد واز آن‌جا که  با گذشت زمان، فرصت ارایه‌ی اسناد به سازمان یونسکو نیز از دست می‌رفت، من در مصاحبه‌ای از وجود این میراث معنوی گران‌قدر در ایران و نبود امکانات برای ارایه‌ی آن به سازمان جهانی یونسکو صحبت کردم و متعاقب این مصاحبه بود که یکی از مدیران میراث فرهنگی با من تماس گرفت و پس از اطلاع از اهمیت و ارزش موضوع، آماده‌گی سازمان میراث فرهنگی را برای همکاری و تامین بودجه‌ی مورد نیاز اعلام کرد.

دکتر سریر در خصوص نحوه‌ی عملکرد کمیته و نوع همکاری استادان در تهیه‌ی این پرونده گفت: در کمیته‌ی موسیقی یونسکو در ایران دوازده نفراز موسیقی‌دانان و پژوهشگران موسیقی عضو هستند که در طول جلسات متعددی که داشتیم تمامی اسناد مکتوب را در ارتباط با ردیف‌های موسیقی سازی و آوازی گرد آوردیم و پس از اعلام پشتیبانی از سوی میراث فرهنگی و برای تکمیل پرونده مبادرت به تهیه‌ی فیلم مستند با جلب همکاری دیگر استادان برجسته کردیم که در این میان از همکاری بزرگان ردیف موسیقی مانند محمدرضا شجریان، داود گنجه‌ای،  حسين علیزاده، حاتم عسگری، فرهاد فخرالدینی، کیانی، پيرنياكان، طلایی، ظریف، ناصح‌پور و دیگر استادان استفاده بردیم.

عضو کانون مدرسان خانه‌ی موسیقی در پاسخ به این پرسش که کدامیک از ردیف‌های سازی و آوازی برای ثبت در یونسکو ارایه شده است گفت: هیچ کدام از ردیف‌های مشخصی که وجود دارد به عنوان ردیف‌های تهیه شده در کمیته‌ی موسیقی یونسکو ارایه نشده وهدف ما ارایه‌ی کلی دستگاه‌ها، آوازها، نغمه‌ها و گوشه‌هایی است که در ردیف‌های مختلف گرد آمده است.ا

مدیرعامل خانه‌ی موسیقی در پایان با اشاره به این‌که بخش بین‌الملل این خانه در آینده طرح‌های دیگری نیز در زمینه‌ی گسترش ارتباط با موسیقی دیگر ملل دنیا در دست اقدام دارد گفت: ما در اواخر همین ماه با برگزاری گردهمایی کوچکی که در محل خانه‌ی موسیقی خواهیم داشت از تمامی دست اندرکاران تهیه‌ی پرونده‌ی موسیقی یونسکو دعوت خواهیم کرد تا به نوعی از همکاری و هم‌گامی آن‌ها در به دست آوردن این موفقیت ارزش‌مند سپاس‌گزاری کرده واز نقش آن‌ها را در به ثبت رسیدن این ردیف‌ها قدردانی کنیم.ا

 

 

درگذشت «مشفق همدانی» روزنامه‌نگار، نویسنده و مترجم ایرانی

مشفق همدانی، روزنامه‌نگار، نویسنده و مترجم برجسته‌ی ایرانی، رییس پیشین خبرگزاری پارس، یکی از پایه‌گذاران بنگاه نشر صفی‌علی‌شاه، موسسه‌ی انتشاراتی که او به کمک برادران خود تاسیس کرده بود و از پایه‌گذاران روزنامه‌ی کیهان که از پس از انقلاب 57 در شهر لس‌انجلس سکونت گزیده بود روز پنج‌شنبه دهم مهرماه در سن نودوهشت ساله‌گی در این شهر درگذشت.ا

وب‌سایت صدای امریکا در این مورد نوشت: مشفق همدانی که در جامعه‌ی ادبی زمان خود به «آقای مشفق» و «آقای مشفق بزرگ» نیز معروف بود در دوران زنده‌گی پُربار خود نه تنها ترجمه‌ی آثار تربیتی، فلسفی و روان‌شناسی مهم جهان را برای نخستین باربه خواننده‌گان فارسی زبان ارایه داد بلکه در طول سال‌ها به ترجمه‌ی برخی از مهم‌ترین آثار ادبی جهان از جمله، برادران کارامازوف، آنا کارنینا، شاه‌کارهای شیلر و مادام بواری پرداخت. کتاب‌هایی که از آن زمان تا کنون بارها تجدید چاپ شده است.  تعداد تالیفات مشفق همدانی به بیش از پنجاه کتاب می‌رسد، او آثار اصلی و بدیعی چون «نیم قرن روزنامه نگاری»، «عشق و عشق» و« تحصیل کرده‌ها» را نیز نوشته و نویسنده‌ی صدها مقاله، داستان، بحث‌های اجتماعی و تفسیرهای سیاسی نیز بوده که در طول دوران زنده‌گی مطبوعاتی او در ایران منتشر شده است.ا

مشفق همدانی در سال 1291 شمسی درخانواده‌ای یهودی در همدان زاده شد و در مدرسه آلیانس این شهر به تحصیل پرداخت و در نوجوانی تحت تاثیر شخصیت و سرنوشت شموئیل حییم، ادیب و روزنامه‌نگار یهودی مبارزی که از خویشان او نیز به شمار می‌رفت به کار روزنامه‌نگاری علاقه‌مند شد. مشفق بیست ساله بود که دو کتاب فلسفی مهم را به فارسی برگرداند و در دبیرستان دارالفنون دبیر زبان فرانسه شد. دوره‌ی دانشسرای عالی را در رشته‌ی فلسفه و علوم تربیتی در مدتی کوتاه‌تر از معمول طی کرد و هم‌زمان با کار در وزارت امور خارجه، به ریاست خبرگزاری پارس منصوب شد.ا

آقای مشفق بزرگ روزنامه‌نگاری را با روزنامه‌های ایران، مهر و مهرگان آغاز کرد و در آستانه‌ی حمله‌ی متفقین به ایران با دکتر مصباح‌زاده و عبدالرحمان فرامرزی در تاسیس روزنامه‌ی کیهان شرکت داشت و چندی بعد نیز به سردبیری آن برگزیده شد. او بعدها مجله‌ی«کاویان» را انتشار داد و یکی از پشتیبانان جدی دکترمصدق در جنبش ملی کردن صنعت نفت به شمار می‌رفت که پس از ماجرای بیست‌وهشتم مرداد به خاطر این هواداری دفترش به آتش کشیده شد و خود او به زندان افتاد و پس از آن هم از ایران به ایتالیا تبعید شد.ا

در بازگشت از تبعید، مشفق همدانی که زبان ایتالیایی را فراگرفته بود علاوه بر ترجمه‌ی کتاب‌هایی به این زبان، مدتی نیز در کار ترجمه برای دوبلاژ فیلم‌های ایتالیایی از جمله فیلم‌های «ویتوریو دسیکا» و «آلبرتو سوردی» پرداخت که در آن دوران در ایران از محبوبیت زیادی برخوردار بودند.ا

مشفق همدانی پس از انقلاب ابتدا به رم رفت و سپس ساکن شهر لس‌انجلس و محله‌ی ایرانی‌نشین وست وود شد. او هم چنان در طول سال‌ها و تا هفته‌های آخر حیات به کار ترجمه ادامه داد و در همین دوران «نامه‌های تولستوی» را به زبان فارسی ترجمه کرد.ا

مشفق همدانی در سال 1991 در لس‌انجلس مبادرت به چاپ کتاب «خاطرات نیم قرن روزنامه‌نگاری» خود که مصادف با حوادث عظیمی در تاریخ نیم قرن اخیر ایران است کرد. او در این مورد گفته است:«اکثریت مردم ایران که از چنگ یک حکومت خودکامه به سرزمین غربت گریخته‌اند با وجود همه‌ی ناملایمات و گرفتاری‌های روزمره، قلب‌شان هم‌چنان برای خاطر ایران و یادبودهای ایران و حوادث ایران و آگاهی از چگونه‌گی حادثه‌ای که این‌سان بر آنان فرود آمده است می‌تپد و شاید من با نگارش این خاطرات بتوانم مرهمی بر زخم‌های جان‌کاه روح‌شان باشم.»

محمد جعفر محجوب نیز در پیش‌گفتارخود بر کتاب خاطرات نیم قرن روزنامه نگاری می‌نویسد: « جوهر اصلی این کتاب اما چیز دیگری است. این که مردم ایران با همه سختی‌ها که کشیده و بدبختی‌هایی که دیده‌اند، اگر راحت‌شان بگذارند با اقلیت‌های دینی به مهربانی رفتار می‌کنند و تعصب ندارند چنان که یهودیان در شهر همدان که مردم آن به داشتن اعتقادات محکم دینی معروف‌اند، دوهزار و پانصد سال است که در پیش و پس از اسلام زیست می‌کنند و همان مسلمانان معتقد همدان هنوز که هنوز است به زیارت مقبره‌ی استر می‌روند و حتا نذر و نیاز برای آن می‌برند.»

 

 

 برندگان جایزه‌ی نوبل فیزیک 2009

 جایزه‌ی نوبل فیزیک به دانشمندانی از چین، انگلیس وامریکا اعطا شد. نیمی از این جایزه به فیزیکدان چینی‌-انگلیسی‌ به نام «کایو» به خاطر کار بر روی انتقال نور توسط فیبر‌های نوری جهت مقاصد ارتباطی‌ اعطا شد. نیمه‌ی دیگر جایزه، به دو فیزیکدان از امریکا به نام‌های «اسمبت» و «بویل» به خاطر اختراع یک مدار نیمه رسانای تصویری در حس‌گرهای سی‌سی‌دی اعطا شد

خبرآن‌لاین در این زمینه نوشت: نوبل فیزیک 2009 به مخترعان فیبرنوری و دوربین دیجیتال اختصاص یافت، پدیدآورنده‌گان زیرساخت‌هایی که ارتباطات گسترده‌ی دیجیتالی امروز را تشکیل می‌دهند. جایزه‌ی نوبل فیزیک امسال به دو دستاورد علمی مهم اختصاص یافته که به شکل‌گیری بنیان جوامع شبکه‌ای دنیای امروز کمک کرده‌اند. این دستاوردها نه‌تنها ابزارهای جدیدی را برای کاوش‌های علمی تولید کرده‌اند، که نوآوری‌های عملی فراوانی را در زنده‌گی روزمره‌ی تک‌تک انسان‌ها به‌وجود آورده‌اند.ا

چارلز کائو از دانشگاه چینی هنگ‌کنگ، «ویلارد بویل» و «جورج اسمیت» از آزمایشگاه «بل» در ایالات متحده موفق شدند جایزه‌ی نوبل فیزیک  را از آن خود کنند. چارلز کائو، نیمی از جایزه‌ی امسال را برای کشف تاریخی خود در چگونه‌گی استفاده از فیبرهای نوری برای انتقال پرتوهای نور دریافت کرده است. ویلارد بویل و جورج اسمیت نیز هریک یک‌چهارم جایزه را برای اختراع مدارهای نیمه‌رسانای تصویربرداری یا همان سی.سی.دی‌ها دریافت کرده‌اند.

هریک از برنده‌گان یک لوح نفیس دست‌ساز و یک مدال طلای نوبل که چهره‌ی «آلفرد نوبل» روی آن حک شده دریافت خواهند کرد و مبلغ جایزه که ده میلیون کرون سوئد ( بیش‌از یک میلیون دلار امریکا) است، به نسبت‌های یادشده بین آن‌ها تقسیم خواهد شد.ا

 

 

یک نویسنده‌ی زن آلمانی، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبی

وب‌سایت صدای امریکا نوشت پیتر انگلاند، دبیردایمی آکادمی اهدای جوایز نوبل در سوئد در حضور خبرنگاران از سراسر جهان رسمن اعلام کرد که:«جایزه‌ی نوبل ادبیات سال 2009 به نویسنده‌ی آلمانی‌تبار، «هرتا مولر» اهدا خواهد شد. نویسنده‌ای که با تمرکز بر روی اشعاری با کلام‌های صادقانه، محرومیت‌های اجتماعی رابه بهترین نحو به تصویر کشیده است.»

خانم مولر یکی از اقلیت‌های آلمانی‌تبار اهل رومانی است که شناخت عمیقی از زنده‌گی تحت رژیم حاکم مادام‌العمری چون چائوشسکو، سیاست مدار کمونیست رومانیایی که  روز کریسمس 1989 به همراه همسرش النا توسط انقلابیون تیرباران شد دارد. آثار«هرتا مولر» که در آن زمان مرتبن توسط دولت کمونیست رومانی سانسور می‌شد به صورت قاچاقی به آلمان ارسال می‌شد وهمواره با نقدهای غوغا برانگیزی روبه‌رو بوده است.

مولر نهایتن در سال 1987 به همراه همسر خود به آلمان مهاجرت کرد. نوشتارهای او از این تاریخ به بعد در رابطه با دشواری‌های زنده‌گی در یک دهکده‌ی کوچک آلمانی زبان در رومانی و فساد و سرکوبی‌هایی که در آن جا جریان داشت و هم‌چنین مبارزات این زن نویسنده برای دست یافتن به آزادی بیان بوده است.

پیتر انگلاند، «مولر» را یک پدیده‌ی ادبی و یک نویسنده‌ی فوق‌العاده می‌خواند:« همه‌ی برنده‌گان برجسته‌ای که به جایزه‌ی نوبل ادبی دست پیدا کرده اند، مسلمن هنرمندان منحصر به‌فرد و استثنایی بوده‌اند. اما شیوه‌ی نگارش مولر، زبانی که او در نوشته‌های خود به کار گرفته است از یک طرف و از سویی دیگر این مسئله که او واقعن داستانی در مورد زنده‌گی در یک کشور تحت رژیم دیکتاتوری دارد و قصه‌ی رشد و نمو به عنوان یک اقلیت در یک کشور دیگر که درواقع او را درمیان افراد خانواده‌اش نیز به صورت غریبه‌ای درآورده است همه و همه از نکات بسیار قوی و محکمی است که در داستان‌های او وجود دارد.»

خانم مولر پنجاه‌وشش ساله، بنابر گزارش‌های رسیده از این موفقیت بی‌نهایت خوش‌حال است به‌خصوص در این رابطه که بسیاری از افراد معتقدند اهدای این جایزه به او، در واقع یک نشانه‌ی تائید و تاکید بر ریشه‌کن شدن کمونیسم در اروپا از بیست سال پیش تا کنون بوده است.

مولر سومین اروپایی است که در طول سه سال متمادی به جایزه‌ی نوبل ادبی دست پیدا می‌کند. او هم‌چنین دهمین فرد آلمانی‌تبار و دوازدهمین زنی است که توانسته است این افتخار مهم ادبی و بیش از ۱/۴ میلیون دلار پول نقد از طرف آکادمی نوبل را از آن خود سازد.ا

 

 

آثار دوره‌ی ساسانی در معرض تخريب جدی

اثر باستانی «بلاد شاپور» يا شهر قديمی «ده‌دشت» متعلق به دوران ساسانی در کهگيلويه و بويراحمد، به مکانی برای استعمال موادمخدر و چرای دام بدل شده است که برای حفظ اين اثر با ارزش و رونق گردشگری در اين منطقه بايد تدابيری از سوی مسئولان امر اتخاذ شود.

به گزارش خبرنگار مهر در ياسوج، شهر قديمی «ده‌دشت» براساس دست نوشته‌های تاريخی، «بلاد شاپور» نام داشت و توسط شاپور اول ساسانی، فرزند اردشير اول ايجاد شده و براساس فارس‌نامه‌ی ناصری، اين شهر باستانی زمانی يک شهر بزرگ بوده است.
اين شهر حدود دوهزار خانه، مسجد، حمام و کاروان‌سرا داشت که بسياری از اين آثار هنوز برجای مانده است. «بلاد شاپور» در اواخر دوره‌ی صفويه به خاطر عدم امنيت در راه‌های بازرگانی آن صدماتی ديده و در زمان هرج و مرج دوره‌ی زنديه غارت و ويران شد.

اين شهر باستانی از معماری خاصی بر خوردار است و آثار زيبايی از قبيل آب انبار، امام‌زاده‌ها، ارگ حکومتی و برج و باروها در آن مشخص است که توجه محققين و صاحب‌نظران آثار تاريخی را به خود جلب کرده است. مصالح به‌کار برده‌شده در اين بناها، از نوع گچ ساروج، آهک، لاشه و تنها در سقف گنبدی حمام آن آجر به کار رفته است.ا

اما این شهر اکنون به مکانی امن و بی‌خطر برای معتادين پُرخطر و نقطه‌ای کور و هراس‌انگيز برای شهروندانی بدل شده که شايد آرزو کنند هرگز اين ميراث کهن و نشان تمدن را نداشتند که اينک به دليل بی‌توجهل مسئولان، به جای هويت‌بخشی، بستری برای هويت‌سوزی و زوال جوانان اين شهر شده است.
شايد آن روز که شاپور ساسانی بنای اين شهر را نهاد تا آبادانی را به مردمان‌اش هديه دهد، هيچ‌گاه گمان نمی‌برد که روزی به جای زنده‌گی، مرگ در آن سکنا گزيند و بوی تلخ نيستی در کوچه پس کوچه‌های آن به مشام برسد.

يکی از فعالين فرهنگی اين شهر گفت: تاکنون جنازه‌ی بيش از سی معتاد را از اين منطقه‌ی باستانی جمع آوری کرده‌اند که بر اثر استعمال مواد مخدر جان سپرده‌اند. اکبرآيين يادآور شد: حضور معتادان در اين مکان علاوه بر تخريب اين اثر باستانی، آن را تبديل به زباله‌دانی از وسايل تزريق مواد مخدر کرده است که بوی تعفن از آن بلند می‌شود.ا

يکی ديگر از فعالين فرهنگی اين شهر نيز گفت: باتوجه به اين‌که بافت ساختمان‌های اين شهر تاريخی از سنگ و گچ تشکيل شده است، طی سال‌های گذشته، برخی از افراد اقدام به تخريب اين بناها می‌کردند و مصالح ساختمانی آن را برای ساخت خانه، مورد استفاده قرار می‌دادند.

درحالی که اعتياد گريبان بلاد شاپور و جوانان ده‌دشت را گرفته تا هويت ديرينه را از آنان بگيرد و داغ بر دل تاريخ و مادران کوه گيلويه بگذارد، مسئولان سازمان ميراث فرهنگی استان به دليل آن‌چه دستور اکيد سازمان ميراث فرهنگی کشور عنوان کردند، حاضر به پاسخ‌گويی به خبرنگار مهر نشدند.

ميراث فرهنگی، سند هويت و شناسنامه‌ی يک ملت است، شناسنامه‌ای که اگر گم شد ديگر به جای آن المثنا صادر نمی‌شود.
 


 

جشنواره‌ی عکس، هنر و مستند ایران در لندن

وب‌سایت بی‌بی‌سی اعلام کرد نمایشگاه «تهران در گذر» از دو هفته پیش در مدرسه‌ی اقتصاد و علوم سیاسی لندن آغاز شده و در طول یک ماه آینده مجموعه ای فیلم های مستند چند مستند ساز ایرانی را به نمایش خواهد گذاشت که با نشست های بحث و گفت و گو و سخنرانی همراه خواهد بود.ا

مالو هالاسا مبتکر و طراح بریتانیایی نمایشگاه به بی‌بی‌سی فارسی گفت که اندیشه‌ی برگزاری نمایشگاه حاصل کار بر روی کتاب مصور تهران در گذر است.

خانم هالاسا می‌گوید: «نمایشگاه تهران در گذر، هنر و مستند از ایران در واقع بر اساس کتابی است که من به همراه مستندساز ایرانی و خبرنگار نیوزویک «مازیار بهاری» بر روی آن کار کردیم و در ماه فوریه‌ی امسال منتشر شد.ا

از آن پس ما در باره‌ی این گفت‌وگو می کردیم که نمایشگاهی بر اساس کتاب برگزار کنیم چرا که ما مجموعه‌ی ارزشمندی از عکس و آثار مستند از ایران در اختیار داشتیم. شما می‌دانید که مازیار برای پوشش انتخابات ایران به ایران رفت و من کار بر روی نمایشگاه را شروع کردم.ا

به گفته‌ی خانم هالاسا نمایشگاه از سوی چند سازمان یزرگ در اروپا حمایت شده است. بنیاد میراث ایران هم از جمله حامیان نمایشگاه و جشنواره است. در طول جشنواره‌ی «تهران در گذر» سه اثر از سه فیلم‌ساز ایرانی به نمایش در خواهد آمد که هریک از فیلم‌ها، جنبه‌ای کمتر دیده‌شده از تحولات ایران را نشان می‌دهد.ا

ا«تهران دیگر انار ندارد» ساخته‌ی مسعود بخشی، «آیت‌الله آنلاین» ساخته‌ی مازیار بهاری و «شمارش معکوس» یا کنکور ساخته‌ی خاطره حناچی آثاری هستند که در نمایشگاه به نمایش درخواهند آمد. در بخشی از نمایشگاه روایت مصوری از تاریخ تهران که نوشته‌ی «مسعود بهنود» است بازدیدکننده‌گان انگلیسی زبان را با تحولات عمده‌ی تهران در طول عمر خود آشنا می‌کند.ا
در مجموعه‌ی «تهران در گذر» آثاری از خسرو حسن زاده و صادق تیرافکن و عکس‌هایی از نیوشا توکلیان، عباس کوثری، جواد منتظری، مجید سعیدی، کیان امامی، امید صالحی، پیمان هوشمندزاده به نمایش گذاشته شده است .ا

مجموعه‌ای از عکس‌های «کاوه گلستان» هم در نمایشگاه دیده می‌شود. کاوه گلستان چهره‌ی شناخته شده‌ی عکاسی خبری در سطح جهانی است که در فروردین سال 1383 هنگام تصویر برداری برای شبکه‌ی خبری بی‌بی‌سی در کردستان عراق بر اثر انفجار مین کشته شد.ا

در روزهایی که رسانه‌های دنیا هرروز تصاویر و اخبار روزمره‌ی تحولات ایران و بحران سیاسی در گذار آن را تکرار می‌کنند، جشنواره‌ی «تهران در گذار» در یکی از مهم‌ترین مراکز پژوهشی و فرهنگی روایت هنرمندان ایرانی از لایه‌های عمیق‌تر تحولات زنده‌گی در ایران را بازگو می‌کند.ا

 

 

«تی.اس.الیوت» محبوب‌ترین شاعر بریتانیا شناخته شد

تی.اس.الیوت، شاعر مدرن قرن بیستم و سراینده‌ی شعر معروف «سرزمین هرز» در جددیترین نظرسنجی اینترنتی به عنوان محبوب‌ترین شاعر مردم بریتانیا شناخته شده است.

بنابه گزارشمهر به نقل از سایت تلگراف، طی نظرسنجی آن‌لاین که روز ملی شعر از سوی بی.بی.سی انجام شده از میان هجده‌هزار رای، الیوت در صدر فهرست سی شاعر برتر قرار گرفته‌است. جان دان، بنجامین زفانیا، ویلفرد آون، فیلیپ لارکین، ویلیام بلیک، ویلیام باتلر ییتس،جان بتجمن، جان کیتس و دیلان توماس دیگر شاعرانی هستند که جزو ده شاعر برتر از سوی مخاطبان برگزیده شده‌اند.

آلن ینتوب، مدیر هنری بی.بی.سی عنوان می‌کند: این نظرسنجی پاداش هیجان‌انگیزی برای همه‌ی ماست، از این که می‌بینیم شعر چنین مخاطبان گسترده‌ای دارد و مردم چنین مشارکتی در انتخاب شاعر محبوب خود نشان می‌دهند. وی ادامه می‌دهد: این نظرسنجی نشان از علاقه‌ی روبه رشد مردم به شعر و نمایانگر آن است که متون کلاسیک هم‌چنان از نظر محبوبیت به قوت خود باقی‌اند.

جودیت پالمر، مدیر انجمن شعر نیز با ابراز تعجب از نتیجه این انتخاب گفت: الیوت شاعری فلسفی است و آثارش پر از کنایه‌های کلاسیک است. چنین انتخابی از عامه‌ی مردم زیاد انتظار نمی‌رفت. به نظر من این نشان می‌دهد که هنوز خواننده‌گان بسیاری برای شعر وجود دارد، کسانی که شعر می‌خوانند و می‌توانند از فهرستی بلندبالا، شاعر محبوب‌شان را انتخاب کنند. این نظرسنجی درحالی انجام شده‌است که آمارهایی که سال گذشته از سوی انجمن سوادآموزی بریتانیا انجام گرفته، نتایج کم و بیش ناامید کننده‌ای از وضعیت توجه به شعر نشان می‌دهد، بنا به این آمارها تنها نیمی از معلمان مدارس ابتدایی می‌توانند نام بیش از دو شاعر را به یاد بیاورند و هم‌چنین نشان می‌دهد که اشعار کلاسیک به طور فزاینده‌‌ای به نفع اشعار مهمل و تقلیدی کنار رفته‌اند.

 

برترین دانشگاه های جهان در سال 2009

بی‌بی‌سی اعلام کرد برترین دانشگاه‌های جهان در سال 2009معرفی شدند و دانشگاه «هاروارد» هم‌چنان عنوان بهترین دانشگاه جهان را حفظ کرد. در فهرست اعلام شده، امریکای شمالی که در سال 2008 از میان صد دانشگاه برتر جهان، چهل‌ودو دانشگاه را به خود اختصاص داده بود، امسال  تنها سی‌وشش جایگاه از صد دانشگاه برتر را در اختیار دارد.ا

این رتبه‌بندی بر پایه‌ی یک نظرخواهی جهانی از دانشگاهیان و کارفرمایانی که فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها را استخدام می‌کنند، انجام شده است. در فهرست جدید، سی‌وشش دانشگاه اروپایی در میان صد دانشگاه برتر جهان قرار دارند و تعداد دانشگاه‌های آسیایی از چهارده به شانزده افزایش یافته است. دانشگاه «کمبریج» از رتبه‌ی سوم به دوم رفته و «آکسفورد» از پله‌ی چهارم به رتبه‌ی پنجم نزول کرده است. «کالج لندن» نیز با سه پله پیشرفت از رتبه‌ی هفتم به چهارم رسیده است.ا

دانشگاه «توکیو» که در رتبه‌ی بیست‌ودوم قرار گرفته، برترین دانشگاه آسیایی است و دانشگاه «هنگ کنگ» نیز توانسته از رتبه‌ی بیست‌وششم به بیست‌وچهارم برسد.

امسال رده‌بندی متفاوت میان دانشگاه‌ها و انستیتوهای تخصصی نیز انجام شد که انستیتوهای اروپایی در این بخش بسیار موفق بوده‌اند. در بخش علوم اجتماعی، مدارس لندن و در حوزه‌ی اقتصاد و مهندسی، مدارس پاریس برترین رتبه‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. برخی از دانشگاه‌ها و اساتید و مسئولان دانشگاه درخصوص این نظرسنجی نظراتی را مطرح کردند.

وندی پیت، مدیر دانشگاه‌های برتر انگلستان (Russell group) می‌گوید: «پیام این رده‌بندی کاملن مشخص است، دانشگاه‌های بریتانیا در صدر دانشگاه‌های برتر بین‌المللی هستند. اما درعین حال کشورهایی مثل چین و کره که سرمایه‌گذاری بسیاری برای ارتقا انستیتوهای‌شان انجام داده‌اند، دارند به ما می‌رسند. »

ده دانشگاه برتر جهان در سال 2009 عبارتند از: 1-هاروارد، 2- کمبریج، 3- ییل، 4- کالج لندن، 5- کالج امپریال لندن، 6- آکسفورد، 7- شیکاگو، 8- پیرینستون، 9- انستیتو تکنولوژی ماساچوست، 10- انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا و دانشگاه کلمبیا.

 

 

کنسرت موفق حامد نیک‌پی در لس‌انجلس

بنابرنوشته‌ی وب‌سایت صدای امریکا، «حامد نیک‌پی» آهنگ‌ساز، خواننده و نوازنده‌ی مستعد و جوان ایرانی که در چند سال کوتاهی که از اقامت او در امریکا می‌گذرد، توانسته است موسیقی تلفیقی تازه‌ای را با استفاده از ترکیب موسیقی سنتی ایرانی، نواهای فلامنکو، موسیقی جاز امریکایی و سازهای کوبه‌ای خلق کند در نخستین کنسرت خود در لس‌انجلس با استقبال شدید تماشاگران و دوستان این نوع موسیقی روبه‌رو شد.

حامد که در سال 1356 در تهران متولد شده است، از کودکی به نوازنده‌گی تار پرداخت و بعدها نزد استاد منوچهر دینی به یادگیری سه‌تار مشغول شد. اوبه مکتب هوشنگ ظریف راه یافت و بعدها و پس از مدتی کار با استاد جلیل عالی‌نژاد تصمیم گرفت که تنبور را به عنوان ساز اصلی خود انتخاب کند.

نقطه‌ی عطف زنده‌گی هنری «حامد نیک‌پی» درسال 2003 و هنگامی بود که او با گروه «دالاهو» به سرپرستی «مسعود حبیبی» به فستیوال بزرگ موسیقی صوفی جهانی به نام «جهان خسرو» راه پیدا کرد. حامد چند صباحی بعد با گروه موسیقی «پدرام درخشانی» در چند فستیوال موسیقی ایرانی در شهرهای مختلف آلمان، ایتالیا وفرانسه به اجرای موسیقی پرداخت.

تور کنسرت‌های اخیر«حامد نیک‌پی» که پیش از لس‌انجلس در شهرهای مونترال، سن‌فرانسیسکو و ونکوور نیز با موفقیت اجرا شده است، به مناسبت انتشار دومین و تازه‌ترین آلبوم این موسیقی‌دان جوان ایرانی است. آلبومی که «آسوده» نام دارد وترکیبی است از موسیقی سنتی ایرانی با ریتم و هارمونی موسیقی فلامنکوی اسپانیایی بر روی اشعاری از مولانا، عماد خراسانی و شاعر معاصر فریدون مشیری.

حامد نیک‌پی درمورد نوگرایی درموسیقی سنتی می‌گوید:« من تا حدود بیست ساله‌گی از طرفداران پروپاقرص موسیقی سنتی بودم. اما بعدها به این واقعیت پی بردم که جوانان هم‌نسل من و نسل بعد از ما در این دنیای پرمشغله امروزی وقت و فرصت کافی ندارند که به عمق موسیقی سنتی و اصیل ما پی ببرند و با گوشه‌ها و ردیف‌های آن آشنا شوند. در نتیجه این موسیقی را به اندازه‌ی کافی هیجان‌انگیز نمی‌دانند. این نسل به دنبال طعم جدیدی از موسیقی ایرانی می‌گردد و همین مرا به سوی دگرگونی‌هایی که امروز در موسیقی من می‌بینید کشاند.»

کنسرت حامد نیک‌پی که با همکاری «فرزین فرهادی» آهنگ‌ساز و نوازنده‌ی ساکن لس‌انجلس و سه نوازنده‌ی یونانی، اسپانیایی و امریکایی برگزار شد، علارغم هم‌زمان شدن آن با کنسرت شهرام ناظری توانست جمعیتی بیش از هزارودویست نفر را به سالن باشکوه ویلشیر ایبل شهر لس‌انجلس بکشاند.

 

 

«دروب 2» نمایشگاه هنر معاصر ایران، ترکیه و کشورهای عربی

 دویچه‌وله گزارش داد چهارشنبه هفتم اکتبر 2009 میلادی، نمایشگاه «دروب 2»  با شرکت شانزده هنرمند معاصر از کشورهای ایران، ترکیه، مراکش، تونس ومصر در گالری  (WA T E R H O U S E & D O D D) در لندن افتتاح ‌شد. «دروب 2» دومین نمایشگاهی است که این گالری به آثار هنرمندان معاصر کشورهای این مناطق اختصاص داده‌است.

ری واترهاوس (Ray Waterhouse)، مدیر گالری و گرداننده‌ی هنری این نمایشگاه، علت برگزاری مجدد نمایشگاه «دروب» را استقبال چشمگیر بازدیدکننده‌گان این نمایشگاه در سال گذسته بوده‌است. نمایشگاه «دروب 2» تا روز بیست‌وسوم اکتبر 2009 ادامه خواهد داشت

ری واترهاوس گرداننده‌ی هنری این نمایشگاه در مورد هنرمندان منتخب این نمایشگاه چنین می‌گوید: «گرچه انتخاب این هنرمندان دلایل سیاسی نداشته و هدف گرداننده‌گان این نمایشگاه پخش پیام یا شعار‌های سیاسی در شرایط کنونی نبوده،  با وجود این آثار به‌نمایش گذاشته‌شده، پیام‌های سیاسی خود را به‌همراه دارند، چرا که آثار این هنرمندان نتیجه‌ی برخورد آنان به جنبه‌های مختلف زنده‌گی و شرایط اجتماعی و سیاسی موجود درایران و دیگر کشورهای خاورمیانه است. طبیعی است که این هنرمندان در ‌آثار خود به سرکوب هنری موجود در کشورشان، نقش زنان و ریشه‌های فرهنگی خود می‌پردازند و نظرات سیاسی خویش را بازگو می‌کنند».

پرویز تناولی به درستی به‌مثابه پدر مجسمه‌سازی مدرن در ایران به‌شمار می‌آید. او هنر معاصر ایران را به‌شکلی زیربنایی تحت تاثیر قرار داده و پیش‌گام بسیاری از جنبش‌های هنری مانند جنبش «سقاخانه» بوده است. نفوذ هنری او روی دو نسل از هنرمندان معاصر ایران غیرقابل انکار است.

در این نمایشگاه یکی از جدیدترین آثار «پرویز تناولی» مجسمه‌ی برنزی «دیوار و نوشته» ـ که در سال 2009 میلادی ساخته شده ـ به نمایش گذاشته شده‌است. تناولی در این مجموعه با الهام گرفتن از نقش‌های ‌برجسته‌ی مصری و سومری، دیواره‌ی مجسمه‌های برنزی را با نقش برجسته حکاکی کرده‌است.

نوشته‌های این کتیبه به‌گفته‌ی او «خط جهانی» است که به خط فارسی و عربی شباهت دارد.  پرویز تناولی به این نقش‌های ‌برجسته معنایی شخصی و عارفانه داده و پیام خود را به گوش جهان می‌رساند.  دیواره‌های تناولی، نماد مرزبندی و جدایی نیستند، بلکه به‌گفته‌ی تناولی، مجموعه مجسمه‌ی «دیوارهای ایران» نماد تکامل و بهبودی هستند.

مجسمه‌های برنزی مجموعه‌ی «دیوارهای ایران» در بسیاری از موزه‌های هنری جهان ، از جمله «موزه‌ی هنر مدرن وین» و «موزه‌ی لودویگ» شهر آخن و هم‌چنین مجموعه‌های هنری تهران و اصفهان به نمایش گذاشته شده‌ است. یکی از جالب‌ترین مجسمه‌های برنزی این مجموعه‌ی«آه پرسپولیس» در سال گذشته در سطح جهانی مورد استقبال فراوان قرار گرفت.

در نمایشگاه «دروب 2» برای اولین بار مجموعه عکس‌های «مردان سیاه‌پوش» نشان داده می‌شود. مردان سیاه‌پوش در  آثار «صادق تیرافکن» عزاداران عاشورا هستند. به گفته‌ی او عزاداری عاشورا جنبه‌ای کاملن مردانه دارد. او عزاداران عاشورا را با تمام احساسات‌شان نشان می‌دهد. 

 


«مصطفا گرگین‌زاده» درگذشت

مصطفا گرگین زاده موسیقی‌دان پیش‌کسوت، سحرگاه چهاردهم مهر در بیمارستانی در تهران دار فانی را وداع گفت.

به گزارش مهر مصطفا گرگین زاده متولد سال 1301 در یکی از محله‌های قدیمی تهران و کارمند بازنشسته‌ی راه آهن بود که آموزش موسیقی را در مدرسه‌ی موزیک نظام، نزد استادانی چون غلامحسین مین باشیان، سروان داود نجمی و ایروانی اعظم شروع کرد.

وی علاوه بر نوازنده‌گی ترومپت، آهنگ‌هایی نیز در دهه‌ی سی ساخته که در سال‌های اخیر برخی از آن آهنگ‌ها از جمله تصنیف «بُردی از یادم» منتشر شده است.

محمدرضا گرگین زاده (برادرزاده‌ی آن مرحوم) که خود ازفارغ التحصیلان موسیقی است در مصاحبه‌ای در باره عموی خود چنین گفته است :  «برجسته‌گی کار ایشان (مصطفا گرگین زاده) بیش‌تر در نوازنده‌گی‌شان بوده است که با ساز غربی «ترومپت» ایرانی می‌زده که کار بسیار مشکلی است. من خودم تک‌نوازی ایشان را در«سه گاه» شنیده‌ام. ابتکار دیگر ایشان این بود که در ترومپت «سوردین» می‌گذاشت که این کار رنگ خاصی به ارکستر می‌داد و هم‌چنین قدرت نوازنده‌گی ایشان به‌خصوص برای ارکستر بسیار باارزش بود، چون ایشان در ارکستر نظام کار کرده بود، نوازنده ای «نوتیست» بود، نت را می‌گذاشت جلویش و با قدرت می‌زد و ارکستر را با خودش جلو می‌برد. این ویژه‌گی‌ها در آن زمان بسیار شاخص بود و همه دوست داشتند که این رنگ و ویژه‌گی در ارکستر ایجاد شود و من یادم هست که «پرویز یاحقی» خیلی از نوازنده‌گی ایشان تعریف می کرد.»

مصطفا گرگين زاده در دوران فعاليت هنری خود با هنرمندان برجسته‌ی موسيقی ازجمله ابراهيم خان منصورى، مهدى خالدی، حبيب‌اللَّه بديعى، لطف اللَّه مجد، على تجويدى، حسين تهرانى و بسياری ديگرهمكارى داشته است.

 

 

«کیهان‌کلهر» کنسرت خود در نیویورک را به مردم ایران تقدیم کرد

به گزارش موج سبز، «کیهان کلهر» کمانچه‌نواز چیره‌دست ایرانی، کنسرت خود به مناسبت روز جهانی موسیقی برای «دانیل پرل» در نیویورک را «ایران، آوای امید» نام داد و تقدیم کرد به مردم ایران و به یاد «پرویز مشکاتیان».

کیهان کلهر در بروشور کنسرت‌اش نوشته است: این اجرا را تقدیم می کنم به مردم ایران، به استقامت و پایداری‌شان در این برهه‌ی خاص از تاریخ و به نگاه و بصیرت‌شان در ساختن جهانی بهتر و به فداکاری‌شان برای عدالت.

کیهان کلهر، هفته‌ی پیش هم در جریان سفر احمدی‌نژاد به نیویورک در جمع سبزهای معترض حاضر شده بود و هم‌دلی خود را با اصلاح‌طلبان ایران اعلام کرده بود.

 


 

بازی در نقش یک امریکایی در اپرای ایتالیایی

به گزارش رادیو فردا، اپرای«مادام باترفلای» یکی از آثار مشهور«جاکومو پوچینی» موسیقی‌دان ایتالیایی، که در ماه ژوئن امسال در شهر فلورانس ایتالیا به روی صحنه رفت و بار دیگر در اواخر سپتامبر در همین شهر به اجرا درآمد. از ویژه‌گی‌های این اجرا این بود که یکی از نقش‌های مهم این اپرا را«بهرام تاج‌آبادی» خواننده‌ی ایرانی اپرا، به عهده داشت. «بهرام تاج‌آبادی» سی‌وسه سال دارد و چند سالی است که ایتالیا را برای پرورش هنری خود برگزیده است.

اپرای مادام باترفلای، داستان زنی ژاپنی به نام چیوچیوسان است که عاشق یک ملوان خوش‌گذران امریکایی می‌شود که به او قول بازگشت می‌دهد. اما او که به امریکا بازگشته است پس از سه سال با همسرامریکایی‌اش به ژاپن برمی‌گردد و چیوچیوسان با دیدن این منظره خودکشی می‌کند. این در حالی است که شارپلس، کنسول امریکا در ناکازاکی، که در جریان این عشق و دل‌داده‌گی قرار می‌گیرد مرتب به چیوچیوسان سفارش می‌کند که چنین ماجرایی ممکن است نتیجه‌ی خوبی به همراه نداشته باشد. اما علا‌رغم توصیه‌های شارپلس، مادام باترفلای عاشق می‌ماند و سرانجام خودکشی می‌کند.ا

بهرام تاج‌آبادی در همین ارتباط به  رادیوفردا گفت: بعد از این که در ماه ژوئن این اپرا را در فلورانس اجرا کردیم، تهیه‌کننده‌گانی آن‌جا بودند که برای دو اجرای مادام باترفلای در چهاردهم و هفدهم سپتامبر در فلورانس ایتالیا پیشنهاد همکاری دادند.

نقش شارپلس نقش بسیار حساسی بود. به این جهت که شارپلس می‌خواست به پینکرتون بگوید که زنده‌گی فقط خوردن و خوابیدن نیست. بلکه پرنسیپ‌های اخلاقی مهم‌تری هم وجود دارد که در راس همه‌ی این امور قرار می‌گیرد. من نقش شارپلس را دوست داشتم به همین دلیل هم نشستم و متن این اپرا را از ایتالیایی قدیم به ایتالیایی جدید و فارسی ترجمه کردم. برای این که باید می‌دانستم در این اپرا چه می‌گویند. من همیشه قبل از اجرا باید از یک منبع و مرجع معنوی الهام بگیرم تا بتوانم روی تماشاگر تاثیرگذار باشم. به همین علت هم نقش شارپلس را دوست داشتم.

پلاسیدو دومینگو با «میرلا فرنی» قبلن این اپرا را اجرا کرده‌اند. این اپرا یکی از سخت‌ترین اپراهای جاکامو پوچینی است. این اپرا همراه با اپراهای لابوهم و توسکا از مهم‌ترین اپراهای پوچینی هستند. ضمن این که شخصیت پینکرتون نیز در واقع برداشتی از زنده‌گی پوچینی است.
من اپرای ایتالیایی را به اپرای سایر کشورها ترجیح می‌دهم به این علت که به اعتقاد من اپرای ایتالیایی بااحساس‌تر است، شاید به همین دلیل است که بهتر می‌توانم اپراهای پوچینی و وردی را اجرا کنم.

بنابر صحبت‌هایی که شده است قرار است اجرای اپرای باترفلای به صورت یک تور بزرگ در کشور اسپانیا برگزار شود. به جز اپرای مادام باترفلای، صحبت از اجرای اپرای کارمن هم شده است.

 

مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت‌وشش

هجدهم مهرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved