|
گزارشی از مراسم جشن مهرگان میان زرتشتیان کرمان و یزد: دکتر «مری بویس» که مطالعات فراوان و گستردهای در بارهی زرتشت و آیین زرتشتی و زرتشتیان امروز در ایران و هند دارد، در کتاب «مطالعات میترایی» در بارهی مراسم مهرگان میان زرتشتیان یزد و کرمان مطالبی دارد: در این روز زرتشتیان لباس نو میپوشند و شادی میکنند و سفرهای میچینند و به ویژه درون مرغی را با مواد غذایی پُر میکنند و آنرا میپزند و بر سر خوان میگذارند. کتاب اوستا، آیینه، سرمهدان، شربت و گلاب و شیرینی و سبزی و میوه، بخ ویژه انار و سیب و گلهای رنگارنگ بر روی سفره میچینند و کنارههای سفره را با آویشن خشک میآرایند. در ظرفی از آب، گیاه خوشبوی آویشن با چند سکهی نقره و چند عدد سنجد و بادام و پسته ریخته، با شمع و لالهی روشن بر سر خوان میگذارند و اسفند و کُندُر بر آتش میسوزانند. به هنگام ظهر، اهل خانه از کوچک و بزرگ، به شادی در سر خوان در برابر آیینه میایستند و دعا میخوانند و سپس شربت میخورند و برای میمنت سرمه به چشم میکشند و آویشن را با نقل و سنجد بر سر هم میریزند و به یکدیگر شادباش میگویند. در این روز برای تازه دامادها و نامزدها، پارچه و شیرینی و غیره میبرند و به تنگدستان یاری میکنند. اگر نوزادی در این روز متولد شود، نامی بر او میگذارند که کلمهی مهر در آن باشد، مانند: مهرداد، مهرناز، مهرنوش، مهربانو، مهردخت، مهران و ... در برخی از روستاهای زرتشتی نشین یزد، آیین قربانی کردن گوسفند برای ایزدمهر هنوز پایدار است و رد روز مهرگان، گوسفندی را که به هنگام زایش، نذر مهرایزد شده است و آن را به خوبی پرورش دادهاند، با مراسم بسیار جالب و ویژهای همراه با نیایش و رقص و شادی قربانی میکنند. این قربانی در روز جشن مهرگان و سه روز پس از آن انجام میگیرد و گوسفند بایستی در هاونگاه( از بامدادان تا نیمروز) در زیر پرتو خورشید قربانی شود. گوسفند قربانیشده را تنورخانه بریان میکنند و سینهی گوسفند بریان را بر روی سه سنگ که نماد گفتار نیک و کردار نیک و انیدشهی نیک است، میگذارند و مراسم ویژهی «ذرون مهرایزد» انجام میگیرد. سپس گوسفند بریان با پوست آن و مقداری از دنبهی خام گوسفند به در ِمهر(=آتشکده) برده یمشود. دنبه نثاری است برای فروزان کردن آتش. در این هنگام همهگان«خورشید نیایش» و«مهر نیایش» میخوانند و پنج روز پس از مهرگان همه جا جشن و شادی است و جملهی«جشن مهرایزد مبارک» بر سر زبانهاست.
سخن شاعران در ارتباط با جشن مهرگان: فردوسی شاعر بزرگ ایرانزمین در بارهی مهرگان ئ دلیل برپایی این جشن میگوید: فریدون چو شد بر جهان کامگار.....................ندانست چون خویشتن شهریار به رسم کیان تاح و تخت مهی...............................بیاراست با کاخ شاهنشهی به روز خجسته سر مهر ماه..................................بر سر برنهاد آن کیانی کلاه زمانه بیاندوه گشت از بدی......................................گرفتند سر یک ره ایزدی می روشن و چهرهی شاهنو................................جهان گشت روشن سر ماه ِنو بفرمود تا آتش افروختند.......................................همه عنبر و زعفران سوختند پرستیدن مهرگان دین اوست................................تنآسانی و خوردن آیین ِاوست کنون یادگار است از او ماه مهر..........................به کوش و به رنج ایچ منمای چهر
اسدی توسی نیز در «گرشاسبنامه» همین دلیل را برای مهرگان در شعر خود آورده است: همان سال ضحاک را روزگار........................دُژم گشت و شد سال عمرش هزار بیامد فریدون به شاهنشهی.......................................وزآن مارفش کرد گیتی تهی سرش را به گرز کیی کوفت خُرد..................................ببستاش به کوه دماوند بُرد چو در برج شاهین شد از خوشه مهر.......................نشست او به شاهی سر ماه مهر بر آرایش مهرگان جشن ساخت............................به شاهی سر از چرخ مه برفراخت
رودکی نیز در اشعار خود به آیین مهرگان رد ایران زمین اشاره کرده است: ملکا جشن مهرگان آمد.........................جشن شاهان و خسروان آمد جز به جای ملحم و خرگاه..................................بدل باغ و بوستان آمد مورد به جای سوسن آمد باز...........................می به جای ارغوان آمد تو جوانمرد و دولت تو جوان..........................می به بخت تو جوان آمد
منوچهری نیز در یک مسمط زیبا، در بارهی مهرگان چنین گفته: شاد باشید که جشن مهرگان آمد ........................... بانگ و آوای دُرای کاروان آمد کاروان مهرگان از خزران آمد...................................یا از اقصای بلاد چینستان آمد نه از این آمد، بالله نه از آن که از فردوس برین و از آسمان آمد مهرگان آمد، هان بگشاییدش در...........................اندر آرید و تواضع بنماییدش از غبار راه ایدر بزداییدش............................... بنشانید و به لب خر بخاییدش خوب دارید و فراوانب ستاییدش هر زمان خدمت لختی بفزاییدش
قطعهی مشهور و زیبای مسعود سعد سلمان: روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان...............................مهر بیفزای نگار ماهچهر مهربان مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر......................مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان جام را چون لاله گردان از نبید بادهرنگ.........................وندرآن منگر که لاله نیست اندر بوستان
ناصرخسرو: باد مهرگان چو برفکند .........................چرخ را زا ابر تیره پیرهن
سوزنی سمرقندی: با مهرگان چو نیک فتاد اتفاق عید.......................... خونریز و برگریز پدید آمد و عیان
رشیدالدین وطواط: آمد خجسته موسم قربان به مهرگان.......................خونریز این به هم شد با برگریزان بجوی مهر من ای نوبهار حُسن که من..................به کارت آیم همچون به مهرگان آتش
معزی: مهرگانب ر تو همایون باد و از تاثیر بخت..................سال سرتاسر همه ایام چون مهرگان
فرخی سیستانی: به فرخی و به شادی و شاهی ایرانشاه..................... به مهرگانی بنشست بامداد پگاه
عنصری: مهرگان آمد گرفته فالاش از نیکی مثال.................... نیکروز و نیکجشن و نیکوقت و نیکحال
مهر و مهرگان گرامی باد
منابع: جشنهای آتش، جشن مهرگان - تالیف هاشم رضی دیوان شاعران
فرید ستوده - مجلهی اپیزود ، شمارهی شصتوشش هجدهم مهرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |