|
ده سينماگر ايرانی به امريکا میروند
به گزارش وبسایت اعتماد، گروهی ده نفره از سينماگران ايرانی از جمله محمدمهدی عسگرپور، ابراهيم حاتمیکيا، رخشان بنیاعتماد و سيدرضا ميرکریمی به دعوت آکادمی اسکار از جمعهی هفتهی آينده در برنامهی بررسی سينمای ايران در امريکا شرکت میکنند. اين اتفاق درحالی رخ میدهد که چندی پيش اعضای هيات رییسهی آکادمی اسکار به دعوت خانهی سينما برای برگزاری کارگاههای تخصصی به ايران سفر کردند. سفر اين افراد با اعتراض معاون هنری رییس جمهور که در دولت اخير بر مسند معاونت سينمایی وزارت ارشاد تکيه زده است، روبهرو شد. «شمقدری» که در اوج اختلاف با جعفری جلوه معاونت سينمایی دولت نهم قرار داشت، وزارت ارشاد را در تصميمگيری خانهی سينما دربارهی دعوت از اين افراد مقصر دانست و اعضای آکادمی اسکار را منتسب به نظام سرمايهداری و سياسی هاليوود دانست که در آن فيلمهای ضدايرانی ساخته میشود. دامنهی اعتراضات او فراتر هم رفت تا جایی که مجلسيان حامی رییس دولت که حرفهای معاون فرهنگی را همراستا با ايده و ديدگاه احمدینژاد می دانستند، سه وزير ارشاد، اطلاعات و امورخارجه را برای پاسخ دربارهی حضور اين افراد که «شمقدری» آنها را هاليوودیها میخواند به مجلس فراخواندند. واکنشها و اعتراضات اصولگرايان مجلس و معاونان رییس دولت و هنرمندان همنظرشان به سفر اعضای آکادمی اسکار تا جایی ادامه پيدا کرد که «سيد گانيس» رییس آکادمی اسکار در یکی از کارگاههای تخصصی گفت: «ما برای سياست به ايران نيامدهايم بلکه برای کار فرهنگی به ايران آمده ايم. ما نمايندهگان هاليوود نيستيم، ما نمايندهگان آکادمی اسکار هستيم.» حالا و در آستانهی نشستن شمقدری بر صندلی معاونت سينمایی، قرار است عدهیی از سينماگران ايرانی به دعوت آکادمی اسکار که اعضای سفرکردهاش به ايران، با تمام حرف و حديثهای شنيده شده خاطرات و لحظات جالبی را از سفر به ايران در سايت رسمی آکادمی اسکار ثبت کردند به امريکا بروند. آنها برای شرکت در برنامهی «از نزديک و شخصی؛ فيلمسازان ايرانی از زبان خودشان» که با همکاری آکادمی اسکار و آرشيو فيلم و تلويزيون يوسیالای در سالن «جيمز بريج» برگزار میشود، سفر میکنند. در اين برنامه قرار است پس از نمايش هشت فيلم از سينمای امروز ايران، جلسهی بحث و بررسی با حضور يک يا چند نفر از عوامل هر فيلم برگزار شود. محمدمهدی عسگرپور، ابراهيم حاتمیکيا، سيدرضا ميرکریمی، رخشان بنی اعتماد، امين تارخ، فرهادی توحيدی، فاطمه معتمدآريا، مجتبا راعی، عليرضا رئيسيان و مجتبا ميرتهماسب سينماگرانی هستند که به نمايندهگی از سينمای ايران در برنامهی «از نزديک و شخصی» شرکت و سينمای ايران را به مخاطبان امريکایی معرفی میکنند. به گزارش مهر برنامهی سينماگران ايرانی در طول اين سفر به اين شرح است: نخستين جلسهی اين برنامه ساعت 30/19 به وقت محلی روز جمعه نهم اکتبر با حضور تمام سينماگران ايرانی برگزار میشود و بعد از آن فيلم سينمایی «به همين سادهگی» به نمايش درمیآيد. در نشست نقد و بررسی اين فيلم، ميرکریمی حضور خواهد داشت. مستند «بانوی گلسرخ» هم روز شنبه پس از نمايش با حضور «ميرتهماسب» بررسی میشود. «به نام پدر» حاتمیکيا هم همان روز پس از مستند چهل دقيقهیی «بانوی گل سرخ» به نمايش درمیآيد و با حضور فيلمساز شاخص سينمای جنگ مورد بررسی قرار میگيرد. روز يکشنبه یازدهم اکتبر، نوبت به نمايش فيلم سينمایی «سفر به هيدالو» میرسد که در جلسهی بحث و بررسی پس از آن«راعی» حضور خواهد داشت. برنامهی «از نزديک و شخصی؛ فيلمسازان ايرانی از زبان خودشان» روز پنجشنبه پانزدهم اکتبر با نمايش «مادر» زندهياد علی حاتمی در «لينوود دان تيهتر» آکادمی اسکار ادامه میيابد که در نشست پس از آن «امين تارخ» بازيگر فيلم شرکت میکند. همان روز «پروندهی هاوانا» هم به نمايش درمیآيد و در نشست نقد و بررسی آن «رئيسيان» و «توحيدی» کارگردان و نويسنده حضور میيابند. اين برنامه روز جمعه با نمايش دو فيلم ديگر در لينوود دان تيهتر آکادمی اسکار به پايان میرسد؛ ابتدا «گيلانه» که با حضور «بنیاعتماد» و «معتمدآريا» کارگردان و بازيگر نقد و بررسی میشود و درنهايت هم «هفت و پنج دقيقه» به نمايش درمیآيد و با حضور عسگرپور و توحيدی کارگردان و نويسنده مورد بررسی قرار میگيرد. سايت آکادمی اسکار در توصيف سينمای ايران چنين نوشته است: سينما در ايران- سرزمين شاعران و داستانسرايان- تاریخی طولانی و تاثيرگذار دارد. جامعهی بزرگ و تثبيتشدهی هنرمندان سينمای ايران، امروز در تهران و ديگر نقاط فعاليت میکنند و مهارتهای فنی و شيوهی روايت شاعرانهی آثار آنان از سوی مخاطبان و جشنوارههای سينمایی تحسين شده است. فيلمسازان جوان و ساختارهای متفاوت روایی هم در سينمای ايران ظهور کردهاند. یکی از قدیمیترين جشنوارههای سينمايی ايران در امريکا در يو سیالای برگزار میشود اما جلسههای نمايش فيلم به ندرت با حضور فيلمسازان همراه بوده است. اين برنامه فرصتی است برای نمايش فيلم و شنيدن روند توليد هرکدام از زبان خالقان آنها. اين جملات ستايشآميز از سينمای ايران حاصل حضور اعضای آکادمی اسکار است که به دعوت خانهی سينما به ايران سفر کردند و در کارگاههای تخصصی، چند فيلم ايرانی را تماشا کردند و به بحث و بررسی آن پرداختند. بسياری با رسيدن سمت معاونت سينمایی به«جواد شمقدری» و مطرح شدن نامهایی چون عليرضا سجادپور و... برای تصدی زيرمجموعههای معاونت سينمایی ارشاد، به آغاز درگيریهای معاونت سينمایی ارشاد و خانهی سينما اشاره کردند. شايد سفر سينماگران به امريکا بار ديگر مورد اعتراض افرادی که آمدن اسکاریها را به ايران جايز نمیدانستند قرار گيرد. آنها که بحثهای سياسی را به فرهنگ مرتبط میدانستند، اين روزها در معاونت سينمایی نقشهای اساسیتری دارند. پيشنهاد میدهيم قبل از هر تصميمگيری، سری به سايت آکادمی اسکار بزنند و خاطرات خوش سينماگران امريکایی از سفر به ايران و نگاه تحسينآميزشان به فيلمهای ايرانی را بخوانند، آن وقت شايد يادشان بيايد تعامل فرهنگی با سينماگران دنيا و آشنا شدن فرهنگها خیلی هم به سياست مربوط نيست. و اما وبسایت صدای امریکا در این بارهی این موضوع نوشت: به دعوت آکادمی علوم و هنرهای سینمایی امریکا، سازمانی که مسئولیت برگزاری اهدای جوایز اسکار در هالیوود را برعهده دارد، ده تن از کارگردانان، فیلمنامهنویسان و بازیگران سینمای ایران برای شرکت در مجموعهی برنامه هایی تحت عنوان « از نزدیک و شخصی» در لسانجلس حضور خواهند یافت. این دعوت که بنابر گفتهی «فاطمه معتمدآریا»، بازیگر ایرانی و یکی از اعضای هیات میهمان، یک دعوت «کاملن صنفی» محسوب میشود هیچگونه ارتباطی به روابط سیاسی بین دو کشور ایران و امریکا ندارد. آرشیو فیلم و تلویزیون دانشگاه کالیفرنیا در لسانجلس که هرسال جشنوارهای را تحت عنوان «سینمای ایران» در این محل برگزار میکند، امسال با درنظر گرفتن شرایط حساس روابط سیاسی دو کشور ایران و امریکا، تنها به خبرنگاران «لسانجلس تایمز» اجازه داده است تا با اعضای هیات سینماگران ایرانی مصاحبههای مطبوعاتی به عمل آورند. «کلی گرامل» مدیر روابط عمومی آرشیو فیلم و تلویزیون دانشگاه کالیفرنیا به صدای امریکا می گوید:«با درنظر گرفتن شرایط حساس سیاسی کنونی، ما تصمیم گرفتیم که پوشش این رویداد هنری را انحصارن به روزنامهی لسانجلس تایمز محدود کنیم.» پیش از این «جواد شمقدری» تهیه و اکران فیلمهایی مانند «بدون دخترم هرگز» فیلم «300» ماجرای نبرد ترموفیل بین ارتش ایران و یونان که چهره ناهمگونی از ایرانیان را به تصویر کشیده است و هم چنین فیلم برندهی اسکار«کشتی گیر» با شرکت «میکی رورک» را نمونههایی از توهینهای سینماگران امریکایی به ایران خوانده بود.ا
داستان زندهگی نخستین نخستوزیرهند بر پردهی سینما میآید
ستارهی سرشناس سینمای هند در فیلم سینمایی «تابستان هندی» به کارگردانی «جو رایت» بریتانیایی، نقش «جواهرلعل نهرو» نخستین نخستوزیر تاریخ هند را بازی میکند. به گزارش مهر، گاردین اعلام کرد «عرفانخان» در این پروژهی سینمایی به جمع بازیگران سرشناس بریتانیایی یعنی «کیت بلنچت» و «هیو گرانت» میپیوندد که قرار است تمام صحنههای آن در هند فیلمبرداری و برای اکران در سال 2011 آماده شود. دو ستارهی بریتانیایی نقش لرد بومنتباتن و همسر او را در این فیلم ایفا میکنند. فیلمنامهی «تابستان هندی» به دلیل داشتن برخی صحنههای حساسیتبرانگیز مربوط به «جواهرلعل نهرو» با این شرط از سوی مقامهای هندی اجازه تولید پیدا کرده که آن صحنهها حذف یا تعدیل شود. فیلم بر اساس کتابی به همین نام تولید خواهد شد که «الکس فن تونزلمان» ستوننویس بخش سینمایی سایت «گاردین» آن را نوشته است. «خان» قرار است در «تابستان هندی» نقش جواهرلعل نهرو نخستین نخستوزیر تاریخ هند را بازی کند که بین سالهای 1947 تا 1964 بر این کشور حکومت کرد. «بلنچت» نقش همسر لرد مونتباتن را بازی میکند که رابطهی او با نهرو دستمایهی داستان فیلم است و«گرانت» هم به نقش لرد مونتباتن ظاهر خواهد شد. عرفان خان از اوایل دهه 1980 یکی از ستارهگان سرشناس سینمای هند بوده و در سالهای اخیر هم در عرصهی بینالمللی جایگاهی خاص پیدا کرده است. او با بازی در فیلمهای سینمایی «مبارز» ساختهی آصف کاپادیا و «دارجیلینگ با مسئولیت محدود» وس اندرسن به چهرهای بینالمللی تبدیل شد و با حضور در«میلیونر زاغهنشین» دنی بویل جایگاه خود را محکمتر از قبل کرد. «جو رایت» فیلمساز سیوهفت سالهی انگلیسی، فیلمهای تحسینشدهی «غرور و تعصب» و «تاوان» را در کارنامه دارد و «تکنواز» او با بازی جیمی فوکس و رابرت داونی جونیر، این روزها بر پردهی سینماهای جهان است.
آنجلينا جولی و برادپيت سفيران صلح در بغداد
فانفورفیلم نوشت «آنجلينا جولی» که بعد از بچهدار شدناش اعلام کرده بود قصد دارد چند وقتی در فيلمها حاضر نشود، اين روزها مرتبن از اين کشور به آن کشور میرود تا سفير خوبی برای يونسکو باشد. او در آخرين سفرش به عراق رفته است تا به گفتهی خودش توجه مردم جهان را به اين کشور جنگزده جلب کند. آنجلينا جولی سیوسه ساله، که يد طولایی در انتقاد عليه جرج بوش دارد، فرزند جان وويت (بازيگر فيلم کابوی نيمه شب) است. او سال گذشته دخترش را بعد از سفر به ناميبيا به دنيا آورد و با کمک سيصدهزار دلاریاش به بيمارستان محل تولد شيلو (دخترش)، آنها را حسابی به شوق آورد. کمک يک ميليون دلاری او و همسر بازيگرش «براد پيت» به بچههای آفريقا هم کمی بعد رخ داد، گرچه بعد از فروش عکسهای شيلو، اين زوج بازيگر هفتميليون دلار درآمد داشتند. جولی در سفرهای ديگرش به کلمبيا، هند و پاکستان نيز رفته است. او در ديدارش از کلمبيا، سراغ پناهندهگان کاستاريکایی رفت تا در اردوگاه آنها، وضعيت کودکان آواره را از نزديک ببيند.آنجلينا جولی برای بازی در فيلم «دختر از هم گسيخته» اسکار نقش مکمل بهترين بازيگر زن را از آن خود کرد.
شارون استون به پروژهی سينمايی «رضايت» پيوست
شارون استون بازيگر آثاری چون «برادههای باريك» و «متخصص» در پروژهی سينمايی« رضايت» با «كريس ايونز» و«كاريت ون هوتن» (بازيگر والكيری) همبازی میشود. به گزارش ايسنا، اين پروژه كه زمستان سال آينده مقابل دوربين خواهد رفت، توسط «آينا كاميلری» كارگردانی میشود. بنابراعلام هاليوود ريپورتر، داستان فيلم «رضايت« زندهگی زنی تنها در شهر لندن را به تصوير میكشد كه با از دستدادن يكی از دوستاناش كه زنی جسور و قابل اتكا برای «استون» بهشمار میرفته است، در زندهگی شخصياش دچار مسایل حاد میشود. شخصيت اصلی فيلم «رضايت» پس از آشنايی با فردی در يك آژانس مسافرتی، به آينده اميدوارتر میشود. فيلمنامهی «رضايت» توسط «سيمون بورك» به نگارش درمیآيد و در شهرهای لندن و رم مقابل دوربين خواهد رفت. شارون استون که تا بهحال موفق به دريافت جايزهی «گلدن گلوب و «امی» شده است، شهرتاش را بيشتر مديون فيلم پرفروش و جنجالی «غريزه اصلی» است.
کاپیتالیسم، تازهترین هدف در تیررس «مایکل مور»
«کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» تازه ترین فیلم مستندساز امریکایی، «مایکل مور» است که ازدر سینماهای امریکا به نمایش آمد. این فیلم درشصتوششمین جشنوارهی سینمایی ونیز در ایتالیا به شدت مورد استقبال قرار گرفت و نشریهی سینمایی «ورایتی» چاپ هالیوود، نیز از آن به عنوان «بهترین فیلم مایکل مور تا این تاریخ» نام برده است.ا به گزارش صدای امریکا فیلم مستند «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» فیلمی است که هرچند «مایکل مور»تهیهی آن را از چند سال پیش آغاز کرده، اما تحت تاثیر شرایط اقتصادی اخیر در امریکا او آن را «به تمام مردمی که همه چیز خود را از دست دادهاند» اهدا کرده است. مایکل مور با همان نخستین فیلم خود «راجر و من » تناقضهای چشمگیری نیز بین خود و لیبرالهای امریکایی به وجود آورد که دیدگاههای این فیلمساز را پرخاشگر و در تقابل با «لیبرالیسم» و تجارت آزاد خواندهاند و تا امروز ضمن انتقاد از مایکل مور برای توصیف او ازکلماتی چون: عوامفریب، ریاکار، خودشیفته، تبلیغاتچی، شکمباره و سوءاستفادهگر استفاده کردهاند! اما مایکل مور که خود را «فیلمسازی ساده، با سیصد پوند وزن و یک کلاه بیسبال که از شهرک کارگری کوچکی برخاسته است» میخواند میگوید هربار که فیلم مستند تازهای را به روی اکران سینماها میفرستد با خود میاندیشد شاید این بار بالاخره به خاطر مسایلی که در آن مطرح کرده است این آخرین فیلم او باشد:« اما من از انتقاد دست نمیکشم!» درفیلم«کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» کمتر نشانهای از ویژهگیهای آشنای فیلمسازی «مور» دیده میشود و او در این فیلم 126 دقیقهای و تا حدی پیچیده میکوشد تا تمام وقایع اقتصادی حاضر از جمله بستهی کمکی، حذف نظارت مالی دولت، فروپاشی صنعت خودروسازی در امریکا، خط مشیهای ادارات بیمه وبسیاری از مسایل دیگر را با هم مرتبط سازد. مایکل مور درجشنوارهی سینمایی «ونیز» درمورد فیلم تازهی «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» به خبرگزاری رویتر گفته است:«من همیشه تحت تاثیر انسانهای خوبی که برای زندهگی تلاش و کوشش میکنند قرار میگیرم. کسانی که برای زندهگی خیلی سخت کار میکنند و به فکر مصالح دیگران هستند، اما متاسفانه زندگیشان مستقیمن در اثر تصمیمات عدهای از آدمهایی که اصلن به فکر خوشبختی آنها نیستند تخریب میشود.» بااین همه «مایکل مور» میگوید که هدف اصلی او از ساختن فیلم «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» ایجاد سرگرمی و خنداندن تماشاگران بوده است: «میخواستم شاید باعث شوم تا شما کمی بخندید یا کمی گریه کنید. هرکدام از این نتایج مرا خوشحال خواهد کرد.»
طلسم اكران «به رنگ ارغوان» ابراهيم حاتمیكيا میشكند؟!
با گذشت شش سال همچنان رسمن وضعيت نمايش«به رنگ ارغوان» ابراهيم حاتمیكيا مشخص نشده است و با پيگيریهای خبرنگار ايسنا از وزارت ارشاد، همچنان هيچ پاسخی رسمی مبنی بر مشخص شدن وضعيت نمايش اين فيلم و رفع توقف نمايش آن اعلام نشده است، اما اميد میرود هر چه زودتر خبر رسمی رفع توقف نمايش اين فيلم از طرف مسئولان مربوطه منتشر شود. به گزارش ايسنا، شش سال قبل در آستانهی برگزاری جشنوارهی فيلم فجر سال 83؛ خبر رسيد كه فيلم «به رنگ ارغوان» ساختهی ابراهيم حاتمیكيا به نمايش در نمیآيد. سيدجمال ساداتيان ـ تهيهكنندهی اين فيلم درهمان سال به ايسنا گفت: مسئولين مربوط به موضوع فيلم، خواستند كه فعلن «به رنگ ارغوان«در جشنواره نمايش داده نشود،ممكن است بعد از مذاكرات راه حلهايی ارايه شود و فيلم بعدن به نمايش درآيد اما هيچ چيز مشخص نيست. همان زمان ابراهيم حاتمیكيا نامهای خطاب به يونسی وزير اطلاعات وقت نوشت كه در بخشی از آن آمده است:«شايد « به رنگ ارغوان» گل سرخ خارداری باشد كه دل ياران را ريش كرده است؛ ولی شما میدانيد كه من نيتی جز تقديم گل نداشتم. شهادت میدهم كه به عنوان پدرمعنوی« به رنگ ارغوان «با ميل و خواست شخصی خودم فيلم را از شركت در جشنوارهی فجر محروم میكنم. میگويم محروميت و اين سخت و دردناك است. میدانم كه شما نيز همچون من از اينكه حاصل يكسال زحمت اهالی هنر در دولت هنر دوست خاتمی چنين سرنوشتی پيدا كرده است، متاسف هستيد. ولی با اطمينان و با صدای رسا میگويم كه اجازه به هيچ خناسی نخواهم داد كه اين رود ارادت را بركهای ساكن تصور كند كه میتواند ماهيان نامشروع خود را پرورش و صيد كند. من و يارانام منتظر روزی خواهيم بود كه « به رنگ ارغوان» در فضايی صرفن فرهنگی به همراه شما و يارانتان؛ در منظر نگاه مخاطبان اصلی آن قرار گيرد.» حكايت نمايش و پروانهی نمايش گرفتن «به رنگارغوان«ادامه داشت تا سال 86 كه محمود اربابی مدير وقت اداره كل نظارت و ارزشيابی وزارت ارشاد، در نشست خبری در جمع خبرنگاران در پاسخ به وضعيت نمايش «به رنگ ارغوان» گفت: هنوز اين فيلم را نديدم و اكران آن فعلن مسئلهی ما نيست. اربابی مشكل فيلم به رنگ ارغوان را متعلق به دورهی قبل میدانست و توضيح داد: من هنوز اين فيلم را نديدهام. توقيف اين فيلم يك مسئله یقانونی است كه از سوی نهادی دنبال شده و فيلم در اختيار آن نهاد است و مسئلهی فعلی ما نيست و اطلاعات ويژهای هم ندارم. اما وقتی فيلمی را قانونی متوقف میكنند، مسئوليتی برای پرداخت هزينهی آن فيلم وجود ندارد و اين مسايلی كه مطرح میشود جنبهی خبری دارد.» و اما در بهمن ماه 87 و در آستانهی برگزاری جشنوارهی فيلم فجر، سيد جمال ساداتيان تهيهكنندهی «به رنگ ارغوان» در نامهای خطاب به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستار نمايش اين فيلم در جشنوارهی فيلم فجر شد. و در پاسخ به اين نامه، شمقدری مشاور رییسجمهور در امور هنری در مصاحبهای اعلام كرد: پس از تماشای «به رنگارغوان» طی گزارشی به حضور آقای احمدینژاد گفتم كه منعی برای اكران آن نمیبينم. آقای رییسجمهور نيز گفتند پس چرا تا به حال اکران نشده است، گفتم بعضیها مخالف اکران آن هستند، مثلن آقای يونسی وزير اطلاعات دورهی اصلاحات همچنان مخالف اکران فيلم است. شمقدری كه طی دو هفتهی گذشته مسئوليت معاونت سينمايی وزارت ارشاد را برعهده گرفته است، در ادامه مطرح كرد: احمدینژاد تاکيد کردند پس تلاش کنيد نظر مسئولين امر در وزارت اطلاعات نيز اخذ شود، در حال مذاکره و برگزاری جلسهای با وزارت اطلاعات در روزهای آينده بوديم که اين نامهی سرگشاده منتشر شد. او ادامه داد: شخصيت و جايگاه فرهنگی آقای حاتمیکيا به عنوان فيلمساز انقلاب و دفاع مقدس آنقدر ارزش دارد که مسئوليت اکران فيلم را به عهدهی خودش بگذاريم و مجوز آن توسط وزارت ارشاد صادر شود.»
وزارت دادگستری سوئیس با درخواست آزادی رومن پولانسکی، کارگردان مشهور لهستانیتبار به قید وثیقه، مخالفت کرده است. وزارت دادگستری سوئیس دلیل این مخالفت را احتمال زیاد فرار آقای پولانسکی از سوئیس ذکر کرده است. بیبیسی گزارش داد رومن پولانسکی که هفتادوشش سال دارد، در تاریخ بیستوششم سپتامبر در شهر زوریخ سوئیس بر اساس حکم جلبی که سی و یک سال پیش در امریکا برای او صادر شده بود، بازداشت شد. آقای پولانسکی در سال 1977 میلادی متهم شد که در ایالت کاليفرنيای امریکا به دختری سیزده ساله تجاوز کرده است. رومن پولانسکی اعتراف کرده بود که با این دختر رابطهی جنسی داشته، اما پس از دريافت احضاريه دادگاه، از امريکا به اروپا گريخت. او برای دریافت جایزهای که قرار بوده است به مناسبت تجلیل از کارنامهی هنریاش به او داده شود، به سوئیس سفر کرده بود. دولت سویس میگوید براساس معاهدهی قضایی ویژهای که در سال 2005 میلادی با دولت امریکا امضا کرده، چارهای جز بازداشت رومن پولانسکی نداشت. به گفتهی مقامهای سوئیسی، دولت امریکا اکنون باید برای تحویل این فیلمساز مشهور رسمن از سویس درخواست استرداد وی را بکند. دولت فرانسه از بازداشت رومن پولانسکی، که دارای تابعیت این کشور است، ابراز تاسف کرده و خواهان آزادی او شده است. رومن پولانسکی در سال 2002 به خاطر تهیهی فيلم «پيانيست» برندهی جايزهی اسکار شد، اما چون نمیتوانست وارد امريکا شود، نتوانست این جایزه را شخصن دريافت کند.
جشنوارهی فیلم حقوق بشر«نورنبرگ» و فیلمهای ایرانی در آن
«پرسپکتیو» (چشمانداز) قدیمیترین جشنوارهی فیلمی است که موضوع فیلمهای آن حقوق بشر است. در این جشنواره فیلمهای سینمایی، مستند و کارتون با کیفیت بالا که به حقوق بشر توجه دارند، نمایش داده میشود. محل برگزاری جشنواره نورنبرگ است ،شهر معروف به صلح و حقوق بشر. وبسایت دویچهوله در این باره نوشت: جشنوارهی فیلم حقوق بشر نورنبرگ جشنوارهای است مستقل که هر دو سال یکبار با سازماندهی انجمن جهانی فیلم حقوق بشر و شهرداری نورنبرگ در ماه اکتبر برگزار میشود. همراه با آن جایزهی حقوق بشر نورنبرگ نیز هر دو سال یکبار اعطا میگردد. موضوع بخش ویژهی ششمین جشنوارهی جهانی فیلم حقوق بشر نورنبرگ، سینمای ایران است. انتخاب سینمای ایران در بخش ویژه، در همخوانی با تعلق جایزهی حقوق بشر نورنبرگ به «عبدالفتاح سلطانی» انجام گرفته است. نخستین فیلمی که از این بخش به نمایش درآمد، آخرین فیلمی است که هنرپیشهی ایرانی-آلمانی، «یاسمین طباطبایی» در آن ایفای نقش کرده به نام «آلتیپلانو» (منطقهای میان بولیوی و پرو). «آلتیپلانو» فیلمی است در بارهی موقعیتهای انسانی، نابرابریهایی که انسان را در وضعیت ویژهای قرار میدهد، رسالت خبر و روزنامهنگاری. این فیلم سه ماه دیگر در سینماهای آلمان اکران خواهد شد. فیلم جدید «روزهای سبز» ساختهی «حنا مخملباف» در روز یازدهم اکتبر و برای نخستین بار در آلمان، در جشنوارهی فیلم پرسپکتیو به نمایش گذاشته میشود. این فیلم دورهای کوتاه و روزهای پرتاب و تاب آستانهی انتخابات بحثبرانگیز خرداد ماه در ایران را بررسی کرده است. قرار است خود«حنا مخملباف» در روز و محل نمایش فیلم در نورنبرگ حضور یابد. پتر لوم، کارگردان چک، فیلم خود «نامههایی به رییس جمهور» را نشان خواهد داد که مستندی است در بارهی دوره بحثانگیز انتخابات ریاست جمهوری ایران. فیلم مستند دیگری بنام Raugh Cut، از «فیروزه خسروانی» به نمایش درخواهد آمد که موضوع آن قوانین مربوط به پوشش اسلامی زنان است. فیلم «یک لحظه برای آزادی» ساختهی «آرش ریاحی» که پیش از این در آلمان اکران شده، نیز از دیگر فیلمهای شرکتکننده در این بخش است. در مجموع هشتادوچهار فیلم از چهل کشور دنیا برای کسب عنوان برترین فیلم با هم رقابت میکنند. از جمله فیلمهای مورد توجه در فستیوال «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه»، ساختهی مایکل مور است که مستندی است دربارهی بحران اقتصادی کنونی. این فیلم برای نخستین بار در این جشنوارهی در آلمان به نمایش درمیآید. ترکیب هیات ژوری بینالمللی است و به گفتهی «سهیل آصفی» روزنامهنگار ایرانی که امسال خود در این هیات عضویت دارد، یک کارگردان بلژیکی و سینماگری از فستیوال حقوق بشر هلند از اعضای آن هستند. هیات ژوری، فیلمهای بخش مسابقه را از روز هشتم اکتبر تماشا خواهد کرد و در روز یازدهم اکتبر مراسم پایانی و اهدای جوایز خواهد بود. آصفی دربارهی معیارهای انتخاب فیلم در فستیوال به دویچهوله چنین توضیح داد: «ما در هیات داوران در این فستیوال که اساسن به عنوان درخور تامل حقوق بشر برگزار میشود، علاوه بر جنبههای زیباییشناسانه آثار ارایه شده، به مضامین فیلمها هم توجه ویژهای داریم، مضامینی که بر دگراندیشی و دگرباشی تاکید دارد و زاویهی نگاهی که به ما میگوید که قضاوت کردن کار سادهای نیست و باید در هر پدیدهای که پیرامون ما وجود دارد، تامل کرد.»
يک فيلم کوتاه ايرانی نامزد بخش مستند جشنوارهی«گراندآف» لهستان شد فيلم کوتاه «يک روز پر درد» به کارگردانی «ستار چمنیگل«بهعنوان تنها نمايندهی سينمای ايران، در بخش مستند فيلمهای مستقل جشنوارهی «گرندآف» کانديد دريافت جايزه شده است. به گزارش ايسنا، روابط عمومی موسسهی «ستاک فيلم» اعلام كرد: فيلم کوتاه «يک روز پر درد» به کارگردانی «ستار چمنیگل» به عنوان تنها نمايندهی سينمای ايران، در بخش مستند سومين دورهی جوايز فيلمهای مستقل جشنوارهی «گرندآف» لهستان برای دريافت جايزه کانديد شده است. از ميان هفتصد فيلم راهيافته به بخش مستند فيلمهای مستقل جشنوارهی«گرندآف» از فيلمسازان سراسر دنيا، اين فيلم کوتاه ايرانی با همراه چهار فيلم ديگر از کشورهای روسيه، لهستان، برزيل و اکراين، انتخاب شدهاند و برای دريافت جايزه با هم به رقابت خواهند پرداخت. بخش مستند سومين دورهی جوايز فيلمهای مستقل جشنوارهی «گرندآف» در روزهای بیستوهشتم تا سیام آبانماه امسال (نوزدهم تا بیستویکم نوامبر 2009) در شهر ورشو کشور لهستان برگزار میشود. اين رويداد سينمای مستقل در نوامبر 2006 در ورشو تاسيس شده است و نخستين دورهی آن در سال 2007 برگزار شد. هجده کشور اروپایی در راهاندازی جوايز «گرندآف» نقش دارند و نمايندهگانی که همهگی با سينمای مستقل مرتبط هستند، همه ساله در برگزاری و داوری آن مشارکت مینمايند. برگزيدهگان سومين جوايز مستقل «گرندآف» روز بیستوسوم آبان 1388 (چهاردهم نوامبر 2009) در شهر ورشو معرفی میشوند. بنابر اين گزارش، کارگردان ايرانی ستار چمنیگل از روزهای نوزدهم تا بیستویکم نوامبر 2009 برای نمايش فيلم کوتاه «يک روز پر درد» در اين رويداد هنری که مهمترين رويداد سينمای مستقل کوتاه اروپایی به شمار میرود در ورشو پايتخت کشور لهستان حضور خواهد داشت. همچنين فيلمهای برگزيدهی اين دوره، در بيش از بیست شهر لهستان برای عموم مردم به نمايش درخواهند آمد. در اين دوره از جشنواره شرکت کرده بودند. فيلم کوتاه مستند «يک روز پر درد» در مورد پيرمردی است که در يکی از روستاهای کردستان ايران با استفاده از جراحی سنتی به درمان مردم میپردازد و شکستهگیهای بدن آنها را درمان میکند. اين فيلم مستندی از زندهگی و کار اين پيرمرد را برای مخاطب بازگو میکند.
برترین فیلمهای دههی 1950 سینمای جهان معرفی شدند پایگاه اینترنتی موویفون چهل فیلم از آثار کلاسیک دههی 1950 را برگزیده و دیدن آنها را به علاقهمندان جدی سینما توصیه کرده است. به گزارش مهر، «تام جانسن» منتقد و نویسندهی موویفون ضمن ستایش از حال و هوای سینمای هالیوود در دوران پس جنگ دوم جهانی به ویژه از منظر روانشناسی و ایجاد تعلیق در سینما، چهل فیلم برگزیدهی خود را معرفی کرد. در این فهرست ترکیبی از آثار وسترن، کمدی، معمایی و درامهای رمانتیک به چشم میخورد. «در بارانداز» ساختهی الیا کازان با نقشآفرینی «مارلون براندو» در صدر این جدول قرار دارد. «اتوبوسی به نام هوس»، «آواز در باران»، «بعضیها داغشو دوست دارن»، «پنجره عقبی»، «پل رودخانه کوای»، «جویندهگان»، انیمیشن «سیندرلا»، «راههای افتخار» و «شمال از شمال غربی» فیلمهایی است که ردههای دوم تا دهم را به خود اختصاص دادهاند. از دیگر فیلمهای مهم این فهرست میتوان به «دوازده مرد خشمگین»، «سرگیجه»، «غول»، «شور زندهگی»، «صلات ظهر»، «راشومون»، «وحشی»، «بن هور» و «شرق بهشت» اشاره کرد. در میان کارگردانان نام آثار «آلفرد هیچکاک» بیش از دیگر فیلمسازان به چشم میخورد و «براندو» بیش از هر بازیگر دیگری در فیلمهای این فهرست حضور دارد.
مايكل مان جنگهای داخلی اسپانيا را به تصوير میكشد
با كسب امتياز ساخت فيلم از روی رمان «انتظار برای رابرت كاپا«توسط شركت «كلمبيا پيكچرز»، مايكل مان به زودی ساخت فيلمی اقتباسی را آغاز میكند. بنابر اعلام كامينگ سون، اين فيلم دوسال از زندهگی »رابرت كاپا»، يك عكاس جنگ در زمان درگيریهای داخلی اسپانيا را به تصوير خواهد كشيد. بنابراين گزارش، «رمان انتظار برای رابرت كاپا» به قلم «سوزانا فورتز» به نگارش درآمده و فيلمنامه توسط «جيمز بوترورث» نوشته خواهد شد. داستان فيلم از سال 1935 در پاريس آغاز میشود، زمانی كه «كاپا» بهعنوان يك پناهنده از مجارستان به فرانسه رفته بود، او پس از آشنايی با «تارو» كه او هم يكی از پناهجويان از آلمان نازی است وارد عرصهی عكاسی میشود و برای فعاليت خبری و ثبت لحظات جنگ اسپانيا داخلی راهی آن كشور میشود. رابرت کاپا(1945-1913) با نام اصلی «آندره ارنو فرديمن»، در اکتبر سال 1913 در بوداپست به دنيا آمد.او يکی از مهمترين عکاسان قرن بيستم است که به خاطر عکسهای تکان دهندهای که از درگيری در خطوط مقدم جبهههای جنگ جهانی دوم و جنگ داخلی اسپانيا گرفته مشهور است. مايكل مان چندی پيش فيلم «دشمنان مردم» را كارگردانی كرده است و به عنوان تهيهكننده با پروژهی سينمايی «هنكاك» همكاری داشته است. مايكل مان شصتوشش ساله كه سال 2006 فيلم «فساد در ميامی» را روی پرده داشت، خالق آثاری چون «آخرين بازمانده موهيكانها»و «امپراتوری«است.
نقشآفرينی «مارك والبرگ» در بازسازی يك فيلم ايسلندی
مارك والبرگ بازيگر صاحب سبك هاليوودی در بازسازی فيلم»ريكجاويك _ روتردام» نقشآفرينی میكند. به گزارش ايسنا، نسخهی اصلی اين پروژهی سينمايی كه اثری در ژانر تريلر بهشمار میرود، امسال به عنوان نمايندهی كشور ايسلند در مراسم اسكار به رقابت با ساير فيلمها میپردازد. بنابراعلام هاليوود ريپورتر، «اسكار جونسون«كارگردانی نسخهی اوليهی اين فيلم را برعهده داشته است. بنابراين گزارش،«بالتازار تورماكور» كه در نسخهی نخست «ريكجاويك _ روتردام» بهعنوان تهيهكننده و بازيگر حضور داشت، كارگردانی نسخهی جديد اين فيلم را برعهده خواهد داشت. آرون گازيكووسكی نگارش فيلمنامهی اين اثر را پذيرفته است و داستان يك مامور مخفی را روايت میكند كه در پی انهدام يك باند قاچاق الكل بين ايسلند و هلند است. »مارك والبرگ» با فيلم «مرحوم» اثر«مارتين اسكورسيزی » کانديد اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل مرد شد، از ديگر آثاراو میتوان به «اتفاق» و پروژهی «استخوانهای دوست داشتنی» اثر« پيتر جكسون» اشاره كرد.
هجدهم مهرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |