|
موج جدید تصفیهی استادان علوم انسانی و حقوق به دنبال سخنان رهبری roozonline به دنبال تاکید خامنهای رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر بازنگری در «علوم انسانی» در سطح دانشگاههای کشور، دور جدید تصفیهی استادان و تغییرات در دانشگاه «علامه طباطبایی» آغاز شد. به این ترتیب دانشجویان این دانشگاه که گفته میشود بزرگترین دانشگاه اختصاصی علوم انسانی در سطح ایران و خاورمیانه است درحالی سال جدید را آغاز میکنند که استادان سرشناس آنها با موج جدید تصفیه رفتهاند. روندی که از ابتدای روی کار آمدن حجهالاسلام شریعتی دردولت نهم آغاز شده بود، اینک با صدور فرمان خامنهای، طیف گستردهای از اساتید را از تدریس بازداشته است. براساس خبر یک منبع آگاه تاکنون پنج تن از اساتید مبرز دانشکدهی حقوق این دانشگاه که به ویژه در رشتهی حقوق بشر تدریس میکردند به اشکال گوناگون از تدریس منع شدهاند. در عمدهترین این تصفیهها «دکتر محمدرضا ضیاء بیگدلی» استاد برجستهی حقوق بینالملل در ایران و رییس سابق دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه که کتاب حقوق بینالملل عمومی او بیش از بیستوپنج بار تجدید چاپ شده و به عنوان یکی از چهرههای شاخص و معتبر در کلیهی دانشکدههای حقوق سراسر کشور شهرت دارد، با حکم بازنشستهگی اجباری مواجه شده و از ابتدای امسال از تدریس وی جلوگیری به عمل آمده است. دکتر بیگدلی هیچگاه در مسایل سیاسی اظهار نظری نکرده است اما گفته میشود علت بازنشستهگی اجباری او مخالفت با فشارهای گستردهای است که رییس این دانشگاه جهت پذیرش برخی افراد در دورهی دکترای دانشکده حقوق اعمال میکند. به عنوان نمونه تنها در یک مورد سال گذشته دختر یکی از روحانیون بلندپایه با در دست داشتن مدرک ممتاز قرائت قرآن و بدون گذراندن حتا یک واحد از دروس کارشناسی حقوق، جهت تحصیل در دورهی دکترای حقوق بینالملل به گروه حقوق بینالملل دانشگاه علامه معرفی شد که با وجود مخالفت اعضا، سرانجام با دستور مستقیم رییس دانشگاه در این دوره پذیرش شد. در تغییر دیگری از برگزاری کلاسهای «دکتر علی آزمایش» برجستهترین استاد حقوق جزا و کیفر بینالمللی کشور در دانشگاه علامه، ممانعت به عمل آمده است. دکتر آزمایش که از اساتید برجسته و شناخته شده در سطح بینالمللی است، بیش از بیست مقالهی علمی به زبان فارسی و ده مقالهی تخصصی به زبانهای خارجی در سابقهی علمی خود دارد. گفته میشود دکتر آزمایش که به صورت مدعو سالها در دانشگاه علامه تدریس میکرد همواره بر این نکته تاکید داشته است که به دلیل عدم تناسب موازین قوانین جزایی پس از انقلاب با مبانی علمی دانش حقوق، او قصد ندارد کتابی در زمینهی حقوق جزایی در ایران تالیف کند. همچنین از ابتدای سال جاری از تدریس «دکتر حسین شریفی طرازکوهی» استاد دیگر رشتهی حقوق بشر در دانشگاه علامه طباطبایی که پرکارترین مترجم و مولف در زمینهی حقوق بشر در سالهای اخیر در ایران است، با توسل به بهانههای اداری ممانعت به عمل آمده است. به علاوه از تدریس دو استاد دیگر این دانشگاه نیز جلوگیری به عمل آمده است؛ حتا گفته میشود در یک مورد، مقامات دانشگاه با طرح اتهامات اخلاقی اقدام به اخراج یکی از اساتید کردهاند. سال گذشته نیز«دکتر محمد محمدی گرگانی» رییس گروه حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبایی بازنشستهی اجباری شد و پیش از آن هم از تدریس «دکتر مرتضا مردیها» در دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی این دانشگاه ممانعت به عمل آمده بود.
حداد عادل به دانشجویان ناسزا گفت zamaaneh غلامعلی حداد عادل، رییس سابق مجلس شورای اسلامی، استاد فلسفه در دانشگاه تهران است که در مقطع دکترا تدریس میکند. او روز یکشنبه برای تشکیل کلاس درس خود در دانشگاه تهران حاضر شد؛ اما اتفاقاتی افتاد که حسین وحدتخواه، دانشجوی فلسفهی دانشگاه تهران آنها را این گونه بیان میکند: آقای حداد عادل برای تشکیل کلاس خود از جلوی دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی رد میشود. تعداد ۱صد تا صدوپنجاه تن از دانشجویان این دانشکده که آقای حداد عادل را میبینند، شروع به هو کشیدن میکنند و کم و بیش شعارهایی هم میدهند. ایشان هم خیلی عصبانی میشود و به دانشجویان فحش میدهد و ناسزا میگوید. ایشان به بچهها میگوید: «فلان فلانشدهها، شماها را میگیرم، همهتان را به زندان میاندازم و ...» سریع هم با آقای رهبر، رییس دانشگاه تماس گرفته میشود که ایشان نیز حراست دانشگاه را به دانشکدهی ادبیات میفرستند. اما دانشجویان پیش از رسیدن حراست متفرق شده بودند. ماجرای برخورد با حدادعادل به این شکل بود و بیش از آن که تجمع باشد، حالت یک دعوا را داشت. کلاس آقای حداد عادل در نهایت برگزار نشد، چون ایشان بعد از این اتفاق خیلی عصبانی شد و در حین اینکه حراست دنبال دانشجویان میگشتند و آنها را پیدا نکردند، اسکورتهای آقای حداد عادل نیز ایشان را سوار ماشین کردند و با خود بردند. او افزود: بچههای رشتهی فلسفهی دانشگاه تهران، تیپهای محافظهکاری هستند و کلاسها برگزار خواهد شد. به خصوص که بچههای مرحلهی دکترا دو سه نفری بیشتر نیستند. اگر در دانشگاه هم امکان برگزاری کلاسها نباشد، در منازل افراد، مجلس یا هر جای دیگر میتوانند این کلاسها را برگزار کنند. ولی بعید است که ایشان از این به بعد بتواند راحت به دانشگاه بیاید. احتمالن هر بار که به دانشگاه بیاید، همین وضعیت باشد و شعارهایی علیه ایشان داده شود. به هر صورت استقبال گرمی از وی نخواهد شد.
مراسم بازگشایی دانشگاهها با حضور احمدینژاد!!! رادیوزمانه دوشنبه ششم مهرماه قرار بود محمود احمدینژاد برای شرکت در مراسم بازگشایی دانشگاهها در دانشگاه تهران حاضر شده و سخنرانی کند. اما خبرگزاری مهر شب پیش اعلام کرده بود که ایشان به علت کسالت و خستهگی ناشی از سفر نیویورک نمیتواند به دانشگاه بیاید. به این ترتیب کامران دانشجو حدود ساعت ده صبح برای ایراد سخنرانی و حضور در مراسم بازگشایی دانشگاهها از در پشتی کتابخانهی مرکزی که در طرف صحن نماز جمعه قرار دارد، وارد دانشگاه شد. مهرداد بزرگ، دانشجوی دانشگاه تهران و عضو انجمن دانشجویان لیبرال، از وقایع این روز میگوید: حدود 1500 تا 2000 دانشجو به طور خودجوش و بدون این که فراخوانی داده شود، جلوی کتابخانهی مرکزی تجمع کردند. جلوی درهای دانشگاه، نیروهای حراست دانشگاه خیلی بیشتر از پیش بودند و از همان اول صبح، تعداد خیلی زیادی از نیروهای امنیتی هم دور دانشگاه حاضر بودند. اما نیروی انتظامی نبود. با شروع تجمع، نیروی انتظامی هم دور دانشگاه زیاد شد. کنترل هم شدید بود. چهرهها تطبیق میشد و به این شکل مانع ورود همهی دانشجویان به دانشگاه میشدند. امکان ورود به سالن سخنرانی نبود. چون طبق معمول این چند ساله (مانند سال 86 که آقای احمدینژاد سخنرانی داشت و سال 87 که آقای داوودی، معاون اول ایشان سخنران مراسم بود) فقط تعداد محدودی از دانشجویان، با دعوتنامه، به علاوهی مسئولین دانشگاه و اساتید مدعو، اجازهی ورود به سالن سخنرانی را داشتند. کتابخانهی مرکزی هم از صبح تعطیل میشود و نیروهای حراست جلوی در آن میایستند و مانع ورود دانشجویان میشوند. ساعت حدود دهوسی دقیقه، دانشجویان به طور خودجوش جلوی کتابخانهی مرکزی با نشانههای سبز، دستبند و پلاکاردهای سبز تجمع کردند و شروع به شعار دادن کردند. شعارها هم حول استعفای دولت کودتا، علیه دولت و به طرفداری از آقای موسوی، آقای کروبی، آیات عظام منتظری و صانعی متمرکز بود. همچنین شعارهایی در مورد آزادی زندانیان سیاسی و دانشجویان زندانی که هنوز وضعیتشان نامعلوم است، سر داده میشد. ما اصلن نتوانستیم خبری از داخل سالن به دست بیاوریم. چون هیچ دانشجوی «غیرخودی» نمیتوانست وارد سالن شود. بلندگویی بیرون از سالن کار گذاشته نشده بود. درابتدا فضا مقداری امنیتی بود و نیروهای حراست مانع اجتماع دانشجویان میشدند. ولی چون جمعیت زیاد شد، دیگر برخوردی صورت نگرفت. دانشجویان هم به سمت در اصلی و از آنجا به سمت خیابان منتهی به خیابان شانزده آذر راهپیمایی کردند. البته طبق خبری که از بچهها گرفتهام، گویا چند نفر را بیرون دستگیر کردهاند. نمیدانم نحوهی این دستگیریها به چه شکل بوده است و چه کسانی بودهاند، اما مطمئن هستم که دستگیریهایی صورت گرفته است. چون دانشجویانی که خود شاهد این دستگیریها بودند، به ما اطلاع دادند.
استادان و دانشجویان محل سخنرانی جواد لاریجانی را ترک کردند iran-emrooz مراسم افتتاحیهی کنفرانس«زبان، شناخت و واقعیت» در پژوهشگاه دانشهای بنیادین (IPM )، با سخنرانی جواد لاریجانی برای صندلیهای خالی آغاز شد! کارگاه سه روزهی «زبان، شناخت و واقعیت» از صبح سه شنبه هفتم مهرماه، با شرکت اساتید فلسفه و دانشجویان دکتری از دانشگاههای شریف، تربیت مدرس، علوم و تحقیقات و انجمن حکمت و فلسفهی ایران در پژوهشگاه دانشهای بنیادین (IPM )، پژوهشکدهی فلسفهی تحلیلی آغاز گردید. این در حالی است که به محض آغاز سخنرانی جواد لاریجانی که رییس این پژوهشگاه و مسئول مرکز برگزاری این همایش میباشد، تمام دانشجویان و اکثریت قریب به اتفاق اساتید، در اعتراض به مواضع نامبرده در قضایای پس از کودتای انتخاباتی و بهویژه هتاکیهای چند روز گذشتهی او نسبت به میرحسین موسوی، سالن سخنرانی را ترک کردند تا سخنرانی رییس پژوهشگاه برای صندلیهای خالی انجام شود! نکتهی جالب توجه، ترک سالن توسط تعداد کثیری از اساتید بنام فلسفه است. جواد لاریجانی که دچار شوک شده بود پس از قریب ده دقیقه و سخنرانی برای هفت یا هشت نفر از کارکنان پژوهشگاه، مجبور به ختم سخنرانی خود و ترک سالن گردید! به نظر میرسد شیوع این فرآیند در سمینارها و کنفرانسهایی که مسئولان دولتی برای ایراد سخن حضور پیدا میکنند، یکی از موثرترین روشهای نافرمانی مدنی علیه کارگزاران و دوستداران دولت کودتاست.
ترس از تجمع سبزها دیدار«احمدینژاد» با کارکنان دولت ایران را لغو کرد rahesabz شبکهی جنبش راه سبز ( جرس): در پی ترس از برگزاری تجمع اعتراضی طرفداران جنبش سبز، محمود احمدینژاد از حضور در محل دیدار با گروه اندکی از ایرانیان مقیم امریکا که به دعوت دفترحفاظت منافع جمهوری اسلامی در این کشور برگزار شده بود، خودداری کرد. طبق اعلام قبلی دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی مقرر شده بود تا تعدادی از ایرانیان مقیم امریکا که بهصورت گزینشی انتخاب شده بودند در محلی که از پیش اعلام نشده بود با وی دیدار داشته باشند. درهمین ارتباط روز پنجشنبه دوم مهرماه، دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی در امریکا به همین دعوت شدهگان اندک و گزینشی که اغلب از خانوادهها و وابستهگان کارمندان همین دفتر و دیگر ادارات مربوط به دولت ایران هستند اعلام کرد که ساعت هقت جمعه شب در طبقه B هتل اینتر کانتیننتال شهر نیویورک (محل اقامت رییس دولت کودتا و همراهاناش) حضور یابند تا با محمود احمدینژاد دیدار و گفتوگو کنند. بنابراخبار رسیده، برگزار کنندهگان این مراسم به دلیل ترس از تجمع طرفداران جنبش سبز و اطلاع رسانی از عدم استقبال ایرانیان از این دیدار، حتا تلفن همراه همین دعوت شدهگان گزینشی را نیز در مقابل هتل اینترکانتیننتال از آنها گرفتند. با این همه تدابیر خاص و بیسابقه و علارغم حضور چهل نفر دعوت شده و صدوبیست نفر همراه محمود احمدینژاد در محل برگزاری این دیدار در ساعت مقرر (هفت عصر) ، مسئولان برگزاری این دیدار و نزدیکان رییس دولت کودتا ساعت هشت شب و پس از دادن شام به دعوت شدهگان اعلام کردند که وی بنا به دلایلی در این برنامه حضور نخواهد یافت. لغو این دیدار درحالی است که در سالهای گذشته، معمولن دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی بیش از هزار نفر را برای این دیدار و مراسم دعوت میکرد، اما در سال جاری و با توجه به اعتراضات اخیر به نتیجهی انتخابات ریاست جمهوری و همچنین تجمعات اعتراضی گستردهی ایرانیان مقیم امریکا در نیویورک به حضور محمود احمدینژاد، برای این مراسم کمتر از پنجاه نفر دعوت شده بودند. مصطفا رحمانی سرپرست دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی در دعوتنامهای که پیش از این برای بعضی از ایرانیان گزینش شدهی مقیم امریکا ارسال کرد ، تاکید کرده بود که «تقاضا میشود چند تن از ایرانیان آشنا و مورد اعتماد خود را نیز معرفی نمایید تا برای آنان کارت دعوت به منظور حضور در جلسه مذکور ارسال گردد. شایان ذکر است که با توجه به فضای حساس ناشی از تحولات اخیر پس از انتخابات در ایران، خواهشمند است در معرفی افراد دقت کامل مبذول فرمایید تا خدای ناکرده آرامش جلسه دچار اختلال نشود.»ا
امریکا در پی تحریمهای شدید و پردامنه علیه ایران رادیو فردا روزنامهی«نیویورک تایمز» روز دوشنبه با اشاره به تازهترین اظهار نظرهای مقامات امریکا خبر داد که دولت این کشور در آستانهی مذاکرات اول اکتبر، پنجشنبه، با ایران در جستوجوی راههای موثرتر برای اعمال فشار بر ایران است. نیویورک تایمز از قول مقامات امریکایی گزارش میدهد که مجموعهی تحریمهای احتمالی شامل اعمال فشار اقتصادی شدیدتر بر موسسات مالی و بانکها و قطع جریان سرمایهگذاری در صنایع نفت و گاز ایران خواهد بود. همزمان دولت امریکا میکوشد که کشورهای بیشتری را به سیاست تحریم جلب کند تا در صورت عدم موافقت روسیه یا چین در شورای امنیت سیاست اعمال فشار بر ایران فلج نشود. سیاست منع صادارت بنزین و گازوئیل به ایران ممکن است از حمایت لازم برخوردار نشود، چرا که متحدان اروپایی امریکا معتقدند این نوع تحریم به مردم عادی ایران فشار زیادی خواهد آورد و ممکن است افکار عمومی را علیه غرب تحریک کرده و در نهایت به نفع دولت ایران تمام شود. نیویورک تایمز معتقد است که سیاست امریکا برای جلب تعداد بیشتری از کشورها به تحریم ایران از هفتهی پیش که احداث یک مرکز هستهای دیگر در ایران برملا شد تقویت شده است. حتا اسرائیل که مدتهاست بر بیثمر بودن سیاست تحریم تاکید میکرد اکنون تمایل بیشتری به سیاست دولت امریکا نشان میدهد. هیلاری کلینتون، وزیر خارجهی امریکا، در تازهترین مصاحبهی خود، ضمن اذعان به این نکته که پیدا کردن راههای موثر برای اعمال فشار به ایران کار سادهای نیست تاکید کرد که مثل نمونهی کُرهی شمالی، دولت امریکا دریافته است که با تشکیل یک ائتلاف وسیع میتوان سیاستهای تنبیهی موثری را به کار بست.
پس از مخابرات، سپاه پاسداران«تراکتور سازی کردستان» را نیز تصاحب کرد rojpress پس از کش و قوسهای فراوان سرانجام «شرکت مالی و اعتباری مهر» وابسته به سپاه پاسداران علارغم مقاومت شدید مدیران شرکت تراکتور سازی کردستان، موفق به تصاحب آن شده و به مدیر عامل کنونی آن اخطار داده که در اولین فرصت ممکن استعفا دهد و این خواسته با مخالفت مدیر مذکور و مقامات مسئول در استانداری کردستان مواجه گردیده است. شرکت تراکتور سازی کردستان که بخشی از شرکتهای اقماری تراکتورسازی ایران است، از شروع سال در برنامهی خرید سپاه پاسداران قرار گرفته است اما مقاومت مدیران آن تا چند روز گذشته این اقدام را به تاخیر انداخته بود. این درحالی است که طی چند روز گذشته «موسسه مالی و اعتباری مهر» وابسته به سپاه پاسداران اقدام به خرید آن کرده و از مدیر کنونی آن را تحت فشار قرار داده که یا در اسرع وقت استعفا داده و یا آنکه وام هنگفتی از موسسهی نامبرده درخواست کند، اما این خواسته نیز مورد قبول وی قرار نگرفته است. اصرار مسئولین شرکت مهر وابسته به سپاه مبنی به استعفای مدیرعامل تراکتور سازی کردستان ابعاد دیگری به قضیه داده است تا آنجا که مدیرعامل تراکتور سازی کردستان ضمن مخالفت با استعفا و گرفتن وام، گفته که به غیر از برکناری به هیچ شیوهی دیگر مسئولیتاش را واگذار نخواهد کرد. یک منبع آگاه در استانداری کردستان ضمن افشای این خبر اعلام کرد که اختلاف بر سر فروش کارخانهی تراکتور سازی کردستان تا جایی پیش رفته که استاندار خود شخصن برای جلوگیری از این اقدام سپاه پاسداران به تهران رفته و مقامات مسئول در کابینه دولت و وزارتخانههای مرتبط را از مسئله آگاه کرده اما تا کنون تلاشهایش نتیجهای نداده است.
iranpressnews سایت فرارو در تهران: برخی شنیدهها حاکی از آن است که سیستمهای روسی جهت ارسال پارازیت بر شبکههای ماهوارهای در تهران فعال شدهاند. سیستم مجهز روسی ارسال پارازیت كه اغلب در جنگهای مدرن الكترونيك برای اختلال در رادارها استفاده میشود با تغییراتی، به قدرت بالایی برای ارسال امواج جهت اختلال در پخش شبکههای ماهوارهای دست یافته است. در اين سیستم اسيلاتورهایی در پهناي باند مايكروويو استفاده شده كه تمامی كانالهای ماهوارهای را دچار اختلال میكند. قدرت باندهای ارسال شده بالاتر از قدرت امواج مايكروويو یعنی از یک تا چند گیگاهرتز است که اثرات سوء برای بدن انسان و موجودات زنده دارد. طی روزهای گذشته دسترسی به شبکههای ماهوارهای در برخی مناطق تهران با اختلالهای گسترده مواجه است.
استاد فرانسوی از «سرقت علمی» وزیر راه احمدینژاد میگوید رادیو فردا چندی پيش نشريهی علمی «نیچر» در مقالهای مدعی شد که کامران دانشجو وزير کنونی علوم، در مطلبی که درسال 2009 منتشرکرد، بخش مهمی از متون و ارقام خود را از روی مقالهی دانشمندان کُرهی جنوبی کپیبرداری کرده است. دو هفته پس از اين افشاگری، روزنامهی ليبراسيون چاپ پاريس، روز شنبه از سرقت علمی ديگری خبر داد که توسط حميد بهبهانی وزير راه کابينه دولت دهم انجام گرفته است. برپايهی اين خبر، حميد بهبهانی به همراه دو ايرانی ديگر، حسن زياری و محمد خيبری، بخشهايی از مقالههای يک استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم دريايی به نام «کريستوف کلارامان» را که با شراکت همکاران کُرهای و کانادايیاش نوشته بود و در نشريهی ترانسپورت متعلق به دانشگاهی در ليتوانيا چاپ شده بود، کپیبرداری کرده و درسال 2006، به نام خود در نشريهی دانشگاه علم و صنعت چاپ کرده اند. کريستوف کلارامان، استاد دانشگاه در رشتهی کامپيوتر و پژوهشگر در انستيتوی آکادمی دريايی فرانسه در گفتوگو با از راديو فردا در بارهی اين کپیبرداری واکنش نشان میدهد. کريستوف کلارامان: به نظرمن جای تاسف دارد که يک فرد اهل علم، دست به کپیبرداری بزند. اين کپی برداری آشکار است، چرا که مقالهای که درسال 2006 توسط آقای بهبهانی و دو تن از همکاراناش در نشريهی «ترانسپورت» چاپ شد، در واقع، چيدهمانی از مطالب گردآوری شده در دو مقالهی من بوده، که دو سه سال پيش از آن با شراکت همکارم «بين جانگ» از دانشگاه سوئد، تهيه کرده بودم. به اضافهی مطلب ديگری که با همکاری «جری فوربس» همکار کانادايیام نوشته بودم.
گمرک کانادا، محمولهی هستهای به مقصد ایران را کشف کرد iranto ایرانتو: مقامات کانادایی ادعا کردند ایران یک برنامهی پیچیدهای را در کانادا برای به دست آوردن مواد مرتبط با تولیدات هستهای خود به کار گرفته است. «جورج وب» رییس آژانس مرزی کانادا در گفتوگو با روزنامهی نشنال پست، اظهار داشت، ماموران گمرک این کشور، هفتهی گذشته، محمولهای شامل برخی قطعات سانتریفوژ و کنترلرهای قابل برنامهریزی را کشف کردند که تهیه کنندهگان آن قصد داشتند از طریق کشور ثالث به مقصد ایران منتقل کنند. در بین قطعات مذکور، میکروچیپهایی نیز یافته شده که برای امور دریانوردی مورد استفاده قرار میگیرد. میکروچیپها که به اندازهی یک بند انگشت هستند، از کشورهای امریکا، ژاپن و دانمارک تهیه شده و قرار بود از طریق کانادا به امارات منتقل شود. اما مقامات مسئول احتمال میدهند که مقصد نهایی آن ایران باشد. یک استاد روابط عمومی و بینالملل دانشگاه اتاوا معتقد است، ایرانیان تنها با تهیهی نمونهای از دستگاهها و قطعات پیشرفتهی مورد نیاز خود در این زمینه، بلافاصله نسبت به ساخت و ابداع مشابه داخلی آن اقدام میکنند، بنابراین من تصور نمیکنم آنها در صنایع خود، مستقیمن نیازمند استفاده از اصل قطعات باشند. ماه آوریل گذشته نیز، پلیس تورنتو، فردی را بنام «محمد یادگاری»، به اتهام ارسال مواد غیرمجاز به ایران را بازداشت کرد. جلسهی محاکمهی وی قرار است در ماه ژانویهی آینده ( دی ماه) برگزار شود. رییس آژانس مرزی کانادا معتقد است، بیشتر محمولههای غیرمجاز از طریق بندر راس الخیمه امارات به ایران منتقل میشود. کانادا از مواضع کشورهای غربی در قبال برنامهی هستهای ایران حمایت میکند.
پروندهی قتل دکترزهرا بنیيعقوب اينبار بهدنبال يافتن حقيقت خواهد بود؟ الهه شریف پور - صدای امریکا در سايت اينترنتی
مدرسهی فمينستی خبر تفهيم اتهام دو تن از متهمان مرگ مشکوک «زهرا بنی يعقوب»
درزندان منتشر شده است. اين دو تن قرار است تنها به سه جرم جعل سند،
توقيف غير قانونی در جرايم غيرمشهود و سرپيچی از دستور مقام قضايی در
دادگاهی در آبان ماه در تهران محاکمه شوند. خانوادهی اين پزشک
جوان با توجه به ابهامات ارایه شده در مورد چگونهگی مرگ زهرا در مدت کوتاه
بازداشتاش توسط مقامات زندان معتقدند که فرزندشان به طرز مشکوکی کشته
شده است و به همين علت آنها از مسئولان ستاد امر به معروف همدان شکايت
کردهاند. هرچند پدر و مادر زهرا بنیيعقوب از زمان مرگ مشکوک دخترشان در
بازداشتگاه همدان همواره برای روشن شدن زوايای پنهان اين پرونده تلاش کردهاند اما تاکنون به نتيجهای نرسيدهاند. آقای سلطانی با اشاره به پروندهی «زهرا كاظمی» عکاس ايرانی تبار تبعهی کشور کانادا که او هم در شرايط مشکوکی در زندان اوين به قتل رسيده است میگويد: «با وجود اينكه سالها از آن زمان میگذرد اما هنوز حتا وکلای پروندهی زهراکاظمی نتوانستهاند به نتيجهای برسند.» عبدالفتاح سلطانی که عضو کانون مدافعان حقوق بشر در تهران است وتاکنون هزينهی سنگينی برای پذيرفتن دفاع از اينگونه پروندهها پرداخته است در بارهی برگزاری دادگاه دکتر زهرابنی يعقوب در ماه آينده میگويد: «اصلن قابل پيش بينی نيست و بستهگی دارد به اينکه چهقدر قاضی در پی يافتن حقيقت است؟ » پروين نبی مادر زهرا بنیيعقوب در پی انتشار اخبار مربوط به شکنجه، تجاوز و قتل گروهی از بازداشت شدهگان شرکت کننده در هفتههای گذشته در ايران، از قربانيان خواسته بود که با سربلندی بگويند چه بلاهايی سرشان آمده است. خانم نبی گفته است: «زهرای من اگر زنده بود حتمن خيلیها را رسوا میکرد . جوانان بگويند و نترسند اين گفتنها کمک میکند که ديگرانی که الان در زندان هستند يا بعدها شايد دستگير شوند، شکنجه نشوند.»
استاندارمازندران : وزیر بازرگانی کشاورزان را به خاک سیاه نشانده است جمیل علیزاده شایق( دبیر انجمن برنج کشور ) در گفتوگو با «خبر» به جزئیات پشت پردهی داستان برنج پرداخت. به زمانی که سیدمحمد کریمی استاندار مازندران در جلسهی شورای اداری استان متبوع خود به واردات برنج توسط مسئولان وزارت بازرگانی تاخت و آنها را مسبب روزگار سیاه کشاورزان قلمداد کرد: «وزیر بازرگانی بهجای اینکه تنظیم بازار را انجام دهد، با واردات بیش از حد برنج، کشاورزان مازنی را به خاک سیاه نشانده است.» دبیر انجمن برنج میگوید: فروردین ماه سال گذشته نرخ جهانی برنج افزایش یافت و برخی کشورهای صادرکننده اعلام کردند که صادرات خود را محدود خواهند کرد. وزارت بازرگانی هم با «ژست» حمایت از تولید و مصرفکننده، تعرفهی واردات برنج را صفر کرد. بهانهی وزارت بازرگانی هم برای این اقدام این بود که باید واردات انجام میشد. پس از این بحران قیمت جهانی مرغوبترین برنج صادراتی (باسماتی پاکستانی)از هزار دلار در هر تن به ششصد دلار در هر تن رسید. وی به آمار گمرک اشاره کرد و گفت: در آمار گمرک آمده است که در سال 87 برنجهای وارداتی به ایران به طور متوسط هر تن پانصد دلار بوده است که این نشان دهندهی این است که برنجهای چهارصد دلار در هرتن و ششصد دلار در هر تن هم وارد شده است که میانگین آن پانصد دلار در هر تن بوده است، بنابراین با کاهش قیمت برنج دیگر دلیلی نداشت که تعرفه صفر بماند، هنوز هم هیچ کس نمیداند که چرا تعرفه صفر ماند. وی به روند افزایش واردات در سال 87 اشاره کرد و با تشبیه دولت به «آشپز» گفت: روند واردات برنج با تعرفه صفر درصد آنقدر ادامه پیدا کرد که آشپز هم از این آش شور صدایاش درآمد. در هشت ماههی سال 87 رقمی بالغ بر 975 هزار تن برنج وارد کشور شد. این درحالیاست که در سال 85 یک میلیونودویست هزار تن و در سال 86 یک میلیونوچهارصد هزار تن برنج وارد کشور شد.
مجلهی اپیزود ، شمارهی شصتوپنج یازدهم مهرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |