|
بخشی از ميدان نقش جهان در خطر فروريختن است
سایت پیکنت نوشت مرمتهایی که ازيک سال قبل در طبقهی دوم ميدان نقش جهان آغاز شده کم کم دارد به يک تخريب بزرگ تاریخی میانجامد. گفته میشود مصالح به کار رفته در اين مرمت باعث سنگين شدن سقف بازار شده و اکنون ترکهایی در اين بخش ديده میشود. طبقهی دوم ميدان نقش جهان به منظور احداث موزه و گالری آثار تاريخي راهاندازی میشود. سقف بازار ميدان نقش جهان به دليل مرمت طبقهی دوم اين ميدان دچار ترکهای شديدی شده و به همين علت کارشناسان معتقدند که به زودی فاجعهای جبرانناپذير در انتظار اين اثر ميراث جهانی است. مرمت طبقهی دوم اين ميدان به منظور احداث موزه است. به گزارش CHN مرمت طبقهی دوم ميدان نقش جهان ده سال قبل توسط مرحوم دکتر باقر آيتالله زاده شيرازي آغاز شد و وی بخشی از اين طبقهی ميدان را که به حجره شهرت دارند، مرمت کرد. اما در همان زمان کار متوقف شد و سپس از سال قبل دوباره مرمت اين حجرهها آغاز شد. داوود پاکنژاد، عضو انجمن دوستداران ميراث فرهنگي اصفهان دربارهی مرمتهای انجام گرفته گفت: مرمتهایی که ازيک سال قبل آغاز شده کم کم دارد به يک تخريب بزرگ تاریخی میانجامد. مصالح به کار رفته در اين مرمت باعث سنگين شدن سقف بازار شده و اکنون ترکهایی در اين بخش ديده میشود.
به گفتهی برخي کارشناسان،
مسئولان سازمان ميراث فرهنگی در مرمت طبقهی دوم ميدان نقش جهان از مصالح
ناهمگون، احتمالن از ميلگرد، سيمان و ... استفاده کردهاند و به اين ترتيب
سقف بازار توان نگهداری اين مصالح را ندارد و بيش از اندازه سنگين شده است. طبقهی دوم ميدان نقش جهان به منظور احداث موزهی و گالری آثار تاریخی راهاندازی میشود و به گفتهی مدير پايگاه ميراث فرهنگی ميدان نقش جهان، فرصتی را براي بازديد کنندهگان به وجود میآورد که ميدان را از طبقهی دوم نگاه کنند.
اين درحالی است که هماکنون
سقف بازار دچار آسيب شده و اگر در آينده مردم هم بخواهند روي طبقهی دوم
ميدان بروند میتوانند خسارتهای جبرانناپذيری را به بار بياورد. ميدان نقش جهان در سال 1359 به همراه دو اثر ديگر، يعني تخت جمشيد و چغازنبل در فهرست ميراث جهانی به ثبت رسيد. هرگونه دخل و تصرف در مرمت و احيای اين بنا بايد با تاييد مسئولان يونسکو باشد و در صورتی که سقف بازار ميدان نقش جهان فرو ريزد، امکان پيوستن اين اثر به ميراث در خطر وجود دارد. پيش از اين ساخت برج جهاننما در نزديکي ميدان نقش جهان باعث شده بود تا اين اثر مملی در خطر قرار گرفتن در فهرست ميراث در خطر جهان باشد. اما کوتاه شدن بخشی از طبقات اين برج باعث شد تا اين خطر از بين برود.
درگذشت ویلیام سفایر، نویسندهی نطقهای جانانهی ریچارد نیکسون ویلیام سفایر، یکی از برجستهترین کلامشناسان در نطقنویسی حرفهای، در صحنهی سیاستهای محافظهکارانهی امریکا به علت ابتلا به سرطان لوزالمعده در سن هفتادونه سالهگی در بیمارستانی در شهر راکویل ایالت مریلند درگذشت. بنابر نوشتهی وبسایت«صدای امریکا» ویلیام سفایر، معروفیت خود را بیش از هرچیز به خاطر نوشتن نطقهای جانانه برای ریچارد نیکسون، رییس جمهور فقید امریکا به دست آورد و سپس به خاطر سه دهه مقالهنویسی اثرگذار با افکار محافظه کارانهی قوی در روزنامهی لیبرال و روشنفکرانهی نیویورک تایمز.سفایر در روز هفدهم دسامبر 1929 در شهر نیویورک به دنیا آمد و با آن که پس از دوسال، تحصیلات دانشگاهی را رها کرد توانست کمی بعد در روزنامهی «هرالد تریبیون» آن زمان به کار بپردازد. او چندی بعد و پیش از آن که به سن سی سالهگی برسد، شغل روزنامهنگاری را ترک گفت و در یک شرکت تبلیغاتی مهم با موفقیت به کار روابط عمومی و فروش تبلیغات پرداخت. سفایر در سال 1957 با ریچارد نیکسون که در آن زمان معاون رییس جمهور بود در راه سفر مسکو آشنا شد. بعدها در سال 1960 نیکسون از سفایر دعوت کرد تا برای آماده ساختن نطقهای ریاست جمهوری در رقابتهای انتخاباتی علیه «جان اف کندی» با او همکاری کند. نیکسون در این رقابتها، شکست خورد و «کندی» به ریاست جمهوری رسید. اما هنگامی که بالاخره در سال 1968 نیکسون توانست به مقام ریاست جمهوری ایالات متحدهی امریکا برسد، سفایر را به عنوان نطقنویس خود استخدام کرد. این جابهجایی از مقام روابط عمومی یک شرکت تبلیغاتی به یکی از مهمترین مشاغل در کاخ سفید برای سفایر به آسانی انجام شد. سفایر با فرهنگ لغات خود درمیان عامهی مردم امریکا جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داد به خصوص هنگامی که با نطقهای جانانهای که برای دفاع از جنگ ویتنام برای نیکسون مینوشت مردم مخالف جنگ را «مردمی شکستگرا و همسو با یاس و بدبینی و منفی» خواند و این کلمات برای همیشه به نام ویلیام سفایر همراه بوده است. رسوایی نیکسون در ماجراهای «واترگیت» که در سال 1972 کوشیده بود تا با انجام عملیات غیرقانونی در کمپین انتخابات دوباره خود دخالت کند، نهایتن نیکسون را مجبور به استعفا از مقام ریاست جمهوری امریکا کرد. اما یک ماه پیش از آن، ویلیام سفایر توانسته بود در روزنامه آزادیخواه نیویورک تایمز یک ستون دایمی برای ابراز نظریات محافظهکارانهی خود به دست آورد وبه استخدام دایمی این روزنامه درآید. سفایر در این مورد گفته بود:« درواقع نیویورک تایمز دنبال کسی بود که نظریاتی مخالف با آنچه این روزنامه به آن اعتقاد داشت را بیان کند. من هم که از کاخ سفید نیکسون آمده بودم به خوبی میتوانستم این گونه مقالات را در اختیار آن ها بگذارم و به این صورت سیوپنج سال به این کار خود ادامه دادم.»
درخشش عکاس ایرانی در میان بهترین عکاسان علمی جهان
منجم آماتور برجسته و روزنامهنگار شناختهشدهی ایرانی موفق شد همراه با
مدیر عکسبرداری کاوشگر کاسینی، جایزهی عکاسی علمی لنر نیلسون را در سال
2009 کسب کند.ا بنیاد لنر نیلسون، در سال 1998 / 1377 به پاس خدمات لنر نیلسون، عکاس برجسته و مشهور سوئدی تاسیس شد تا روح فعالیتهای این عکاس بنام را در سراسر جهان گسترش دهد. در اطلاعیهی این بنیاد، کرولین پورکو بهخاطر ترکیب بهترین روشهای کاوش سیارات و تحقیقات علمی با ظرافت زیباییشناختی و استعدادهای آموزشی مستحق دریافت این جایزه اعلام شده و «بابک امینتفرشی» نیز بهخاطر احیای آسمان شب (طبیعتی که اغلب مردم مدرن آنرا از دست دادهند) و بردن مردم به سرزمینهایی دوردست که ستارهگان هنوز همانطور دیده میشوند که در سپیدهدم ظهور بشر در زمین دیده میشدند، این جایزه را برنده شده است. کرولین پورکو متولد 1953 / 1332 در نیویورک است. دکترای خود را در سال 1983 / 1362 از کالتک (انستیتو فناوری کالیفرنیا) در علوم سیارهای و جغرافیایی اخذ کرد و هماکنون، در موسسهی علوم فضایی مشغول به کار است. او هدایت آزمایشگاه سیکلوپس را برعهده دارد، جاییکه تصاویر ارسالی از ماموریت کاسینی-هویگنس تحلیل میشوند و پس از نگارش توضیحات، برای عرضه به عموم مردم آماده میشوند. خانم پورکو و همکاراناش تاکنون موفق شدهاند شش قمر جدید، چند حلقهی تازه و فورانهایی از یخ را در قطب جنوب انسلادوس (یکی از قمرهای عجیب سیاره زحل) کشف کنند که پیش از این برای اخترشناسان ناشناخته بود. وی همچنین یکی از اعضای گروهی است که قرار است سال 2015 / 1394، از سیاره پلوتو با استفاده از دوربینهای فضاپیمای نیوهورایزنز عکاسی کنند. بابک امینتفرشی که متولد سال 1357 در تهران است، سالها است با فعالیتهای ترویج علم و بهخصوص گسترش نجوم آماتوری در کشور شناخته شده و در سالهای اخیر با حضور در فعالیتهای بینالمللی، به چهرهای شاخص در عرصهی فعالیتهای ترویج نجوم در جهان بدل شده است. وی سالها است علاوه بر این فعالیتها، به عکسبرداری نجومی نیز مشغول است و بارها تصاویر برگزیدهی او، در نشریات مشهوری چون اسکایاندتلسکوپ و مرکوری و پایگاههای اینترنتی شاخصی چون ناسا و اسپیسودر داتکام منتشر شده است. وی از سال 1375 در شورای سردبیری و هیات تحریریهی مجلهی نجوم عضویت دارد و علاوه بر آن، با حضور در شاخهی آماتوری انجمن نجوم ایران، تلاش فراوانی در گسترش و اعتلای فعالیتهای نجوم آماتوری در سراسر کشور انجام داده است. وی همچنین مدیریت یکی از پروژههای سال جهانی نجوم را با عنوان توان (جهان در شب: The World At Night) برعهده دارد و عضو برد مشاوران اخترشناسان بدون مرز (Astronomers without Borders) است. امینتفرشی در پروژهی توان نیز سعی دارد با همکاری دیگر عکاسان در سراسر جهان، تصاویری از آسمان شب را بر فراز چشماندازهای قابل توجه روی زمین تهیه کند.
یادواره بهجت صدر، یکی از نخبگان هنر نقاشی در ایران
بنابر اعلام وبسایت صدای امریکا، «بهجت صدر» نقاش برجستهی ایرانی که در هنر نقاشی ازیک شهرت جهانی برخوردار بود، در روز نوزدهم مرداد ماه گذشته ضمن شنا در جزیرهی کرست در جنوب فرانسه، به دلیل سکته قلبی درگذشت. خانم صدر که از سالها پیش در فرانسه سکونت داشت هنگام مرگ هشتادوپنج ساله بود. این نقاش نوگرا، زادهی شهر اراک بود، در دانشسرای مقدماتی و پس از آن دانشکدهی هنرهای زیبای تهران به تحصیل پرداخت و در سال 1333 پس از دریافت پایاننامهی هنری خود با رتبهی نخست توانست به یک بورس تحصیلی در پاریس دست پیدا کند. اما با جایگزینی فرد دیگری به جای او، به ایتالیا رفت و پس از پایان تحصیلات و برگزاری چند نمایشگاه در ایتالیا به ایران بازگشت و به عنوان دانشیار به تدریس در دانشگاه مشغول شد. او نخستین زن ایرانی است که نقاشی آبستره، کولاژ و تکنیک پرده کرکره را در نقاشی به کار برد. او هم چنین نخستین زن ایرانی است که آثارش در سومین بینال (دوسالانه) تهران برندهی جایزهی اول می شود و بعد نیز به عنوان نخستین زن هنرمند ایرانی در دوسالانهی «ونیز» شرکت می کند. در سال 1345 با امکاناتی که «معصومه سیحون» مدیر و مسئول گالری سیحون تهران در اختیار بهجت صدر گذاشت، او کار کلاژی را به همراه چند آینهی مقعر و آویختن پرده کرکرهای که با یک موتور کوچک باز و بسته میشد، برای نخستین بار به عنوان یک کار خلاقه و کمنظیر هنری در ایران عرضه کرد که البته با انتقاد شدید منتقدان هنری داخل کشور روبهرو شد اما چندی بعد همین اثر در شهر پاریس به نمایش در آمد و به عنوان یک کار نو مورد توجه شدید هنردوستان آن دیار قرار گرفت. بهجت صدر در سال های اول انقلاب، برای دیدار دخترش به فرانسه رفت. اما با شروع جنگ و پس از آن با آگاهی از بیماری سرطان سینه و معالجه و دورههای شیمی درمانی، اقامتاش در فرانسه طولانی شد. ولی در تمام این مدت کلاژهای نقاشی و عکساش را ادامه داد. بهجت صدر در آثار اخیرش رنگهای سرد و مات را با بازی سایه روشنها با مواد گوناگونی همچون چوب، فلز، رنگ روغن و اکریلیک و... به کار برده است. او در طول فعالیت هنری خود، نمایشگاههای متعددی در داخل و خارج به صورت انفرادی و جمعی برگزار و جوایزی دریافت کرده است. آثار او در موزههایی همچون موزهی مینیاپولیس امریکا، موزهی هنرهای معاصر ایران، وزارت فرهنگ فرانسه، موزهی هنرهای پاریس، موزهی چکسلواکی، موزهی رم و... نگهداری میشود. بهجت صدر در فیلم مستندی که میترا فراهانی، نقاش و فیلمساز ساکن فرانسه در
واپسین ماههای حیات دربارهی او ساخته است میگوید:
قطع اجرای نمایش جیمز باند و وولورین در«برادوی» به خاطر زنگ گوشی تلفن همراه
وبسایت بیبیسی انگلیسی نوشت: دو بازیگر معروف سینما و تئاتر دنیل کریگ (بازیگر نقش جیمز باند) و هیو جکمن (بازیگر نقش ولوورین) اجرای نمایش دو نفرهی خود در برادوی را به علت زنگ گوشی تلفن همراه یک تماشاگر قطع کردند! هنگامی که زنگ تلفن این تماشاچی به صدا در میآید، جکمن ناگهان بازی خود را قطع میکند و رو به تماشاگر مزاحم میگوید: خواهش میکنم معذب نشین، تلفنتون را جواب بدین! این دو بازیگر معروف در نمایشی که این هفته در برادوی نیویورک شروع شده است، نقش دو پلیس شیکاگو را بازی میکنند. نکتهی جالب در این اتفاق این است که هر دو بازیگر در حین این اتفاق کاملن در نفش خود باقی ماندند و گفتوگوی ایشان با تماشاگر مزاحم، باعث خروج آن دو از نقش نشد. از این اتفاق فیلمبرداری شده و در یوتیوب به اشتراک گذاشته شده است.
عبدالفتاح سلطانی و جایزهی جهانی حقوق بشر نونبرگ
خبرگزاری هرانا گزارش داد دفتر حقوق بشر شهر نورنبرگ، جایزهی جهانی حقوق بشر امسال را روز یکشنبه چهارم اکتبر طی مراسمی به عبدالفتاح سلطانی اعطا میکند. شهر نونبرگ این جایزهی نقدی را که بالغ بر پانزده هزار یورو است، همه ساله به یکی از شخصیتهایی هدیه می کند که همهی توش و توان خود را در جهت دوستی و آشتی و حقوق بشر بکار میگیرند. عبدالفتاح سلطانی به باور دست اندرکاران، علارغم ممنوعیت کاری و بازداشتهای گاه و بیگاه، بیپروا و به طرز خستهگی ناپذیری همچنان به تلاش هایش برای دفاع از حقوق بشر در ایران ادامه میدهد. سلطانی در کانون مدافعان حقوق بشر که شیرین عبادی آنرا بنا نهاده عضویت دارد. جایزه را دکتر«اولریش مالی» شهردار نونبرگ طی مراسمی در اپرای این شهر به سلطانی پنجاهوپنج ساله هدیه خواهد کرد. روز دوشنبه بیستوهشتم سپتامبر، دفتر حقوق بشر نورنبرگ اعلام داشت که از طریق گفتوگوی تلفنی با دختر سلطانی با خبر شده است که وی در حال حاضر پاسپورت و اجازهی خروج دریافت کرده است اما افزود پایان هفته روشن خواهد شد که آیا آقای سلطانی خواهد توانست از کشور خارج شود و روز یکشنبه در نورنبرگ حضور پیدا کند یا خیر. روز یکشنبه چهارم اکتبر از اهالی شهر نونبرگ دعوت شده تا همراه خانواده و دوستان خود بر سر سفرهی صلح و آشتی که از ساعت یک تا پنج بعد از ظهر در خیابانهای شهر گسترده میشود گرد هم آیند و در جشنی که به این مناسبت بر پا میشود شرکت جویند. بر این سفرهی رنگین، برنامههای فرهنگی و هنری چیده میشود و شرکت کنندهگان با وضعیت حقوق بشر در چهار گوشهی جهان آشنا میشوند. ساعت چهار بعد از ظهر در «خانهی پیک» میز گردی بر پا میشود با عنوان «آیاحقوق بشر اسلام را به چالش میکشد؟» در این میز گرد «شیرین عبادی» برندهی جایزهی صلح نوبل، «کریم لاهیجی» رییس جامعهی دفاع از حقوق بشر در ایران و«هاینر بیله فلد» رییس انستیتوی حقوق بشر آلمان به گفتوگو مینشینند. به مناسبت اهدای جایزه، یک شب پیش از مراسم، روز شنبه سوم اکتبر ساعت هشت و نیم شب برنامهای با عنوان «با وجود همهی اینها» در نورنبرگ بر گزار میشود که در آن موسیقی، رقص و کلام به هم تنیده میشود. محمد رضا مرتضوی، استاد دف و تنبک که با نوآوریهایش در زمینهی نواختن سازهای کوبهای، در اروپا توجه همهگان را به خود جلب کرده به همراه همکاران آلمانی خود، فرازی از برنامههای فرهنگی شهر نورنبرگ ارایه میدهند که شهرصلح و حقوق بشر نامیده میشود . برنامهی مرتضوی بار دیگر روز یکشنبه ساعت هشت بعدازظهر در همان محل اجرا خواهد شد. همه ساله از تاریخ سیام سپتامبر تا دهم اکتبر، جشنوارهی فیلم های مستند و انیمیشین در نورنبرگ برپا میشود. موضوع جشنوارهی امسال به افتخار عبدالفتاح سلطانی به ایران اختصاص دارد.
اعطای جایزهی حقوق بشر بنیاد «لخ والسا» به سه بانوی ایرانی بنیاد لخ والسا، رییس جمهوری پیشین لهستان، جایزهی حقوق بشر سال 2009 خود را به سه تن از بانوان مبارز ایرانی «لادن و رویا برومند» و ا«شادی صدر» اعطا کرد.ا براساس بیانیهای که در روز دوشنبه به وسیلهی بنیاد «لخ والسا» منتشر شد، دیپلم افتخار و مدال و جایزهی یکصدهزار دلاری تعلق یافته به این سه بانو، به خاطر فعالیتهای پیگیر و ستایشبرانگیز آنان در راستای پیشبرد آزادی بیان، موازین حقوق بشر و دموکراسی در ایران به آنان اعطا شده است.ا در این بیانیه به ویژه از فعالیتهای «شادی صدر» و مبارزات این حقوقدان و روزنامهنگار مقیم ایران، علیه مجازاتهای وحشیانهای چون سنگسار، تجلیل به عمل آمده است. ا بنیاد لخ والسا در عین حال از فعالیتهای لادن و رویا برومند با هرنوع نژادپرستی و تبعیض و نیز نقض حقوق بشر در ایران تجلیل کرده است. فعالیت های لادن و رویا برومند، در چهارچوب بنیادی به همین نام صورت میگیرد که به نام «عبدالرحمن برومند» پدر فقید این دو تن ایجاد شده است. افزون براین، بنیاد برومند در اقدامات خیریه نیز فعال است.ا
بچه های خیابانی و ساختن آثار هنری با استفاده از زباله
وبسایت صدای امریکا مینویسد: «نروس پاتریک چیاو» هنرمندی است که بچههای فقیر و خیابانی را که در شرایطی نامساعد زندهگی میکنند برای جنگ بر ضد زباله و زبالهدانیهای بزرگی که شهر «دوالا» در کشور آفریقایی کامرون را در برگرفته، برانگیخته است. چیاو می گوید: «این نقشی است که من به عهده دارم و به این طریق میکوشم که تغییرات عمدهای در زندهگی این بچهها به وجود آورم. در این مدت هم باید بگویم توانستهام بسیاری از آنها را از گوشه وکنار خیابانها نجات بدهم.» پدر چیاو که او هم یک هنرمند نقاش است از کودکی به او آموخته است که چهگونه میتوان با استفاده از وسایل معمولی و در دسترس همهگان آثار هنری با ارزشی را خلق کرد. چیاو و لشگری ازهنرمندان آموزش دیدهی او، یا همان بچههای خیابانی، از میان زباله دانیهای بزرگ اطراف شهر که بوی گندیدهگی از آنها بلند میشود دنبال مواد جامد و قابل استفادهای از قبیل برگ گیاهان، کاغذ، پارچه، پلاستیک، مهرههای الکترونیکی و لاشه- های کامپیوترهای دورانداخته شده میگردند.ا چیاو هرگز دست از تلاش و کوشش برای خلق آثار هنری برنمیدارد. او با تاسیس انجمنی به نام «بچه ها برای صلح» میکوشد تا به بچههای خیابانی و فقیر، هنرهای مختلف را بیاموزد. کلاسهای او از آنجایی که انجمن محلی برای احداث یک کارگاه ندارد، اغلب در کوچه و خیابانهای شهر برپا میشوند. از دیدگاه بچههای خیابانی، چیاو هدیه خداست! او از عواید فروش کارهای هنری خود برای خریدن وسایل نقاشی و مجسمهسازی برای کارگاه آموزش بچهها استفاده میکند. در نمایشگاههایی که برای گروه ترتیب میدهد، تعداد زیادی از این آثار هنری از قبیل مهرههایی که از روزنامههای باطلهی خیس شده و چسب، درست شده و سپس روی آنها رنگ شده و به شکل گردنبند درآمده است به فروش میرسد. با این حساب «چیاو» نه تنها از هنر خود و بچههای خیابانی برای حفاظت از محیط زیست استفاده میکند، بلکه به این صورت عدالت اجتماعی را نیز مد نظر دارد. چیاو علاوه بر نقاشی، در کار گرافیک نیز هنرمندی شناخته شده و قابل است. او
به نقاشی روی تیشرت علاقهی خاصی دارد و سرامیک سازی هم میکند و در ضمن به
کار ساختن فیلمهای ویدیویی و چاپ و ویرایش آنها نیز اشتغال دارد.
سالن پذيرايی گردان نرون، کشف شد
باستان شناسان ايتاليایی موفق به کشف ويرانههایی شدند که به احتمال فراوان بخشی از سالن پذيرایی گردان کاخ نرون، سزار روم، بوده است. به گزارش ميراث آريا(chtn)، اين سالن که بخشی از کاخ طلایی«نرون» در شهر«رم» بوده، به گفتهی باستانشناسان روی يک سکوی چوبی قرار داشته و همزمان با حرکت زمين در روز و شب میچرخيده است. باستانشناسان پيش از کشف اين سالن، بخشی از مجموعهی بزرگ کاخ طلایی نرون شامل اتاقهایی با نقاشیهای ديواری عجيب را نيز در کاوشهای خود شناسایی کرده بودند. اين يافتهها که در حال حاضر در معرض ديد عموم قرار دارند، نزديک به دوسال به منظور کارهای مرمتی دور از ديد مردم قرار داشتند.
کاخ طلایی نرون که در قرن اول ميلادی روی تپهی پالاتين نزديک کلوزيوم ساخته
شد، یکی از عجيبترين ساختمانهای روم باستان به شمار میرود و اغلب به
منزلگاه عيش و خوشگذرانی نرون نيز ناميده میشود.ا
مجلهی اپیزود ، شمارهی شصتوپنج یازدهم مهرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |