اسفندیار منفردزاده هنرمند برجسته و صاحب‌نام در زمینه‌ی هنر موسیقی ایران است.  او در سال  1319 درتهران متولد شد.  در زمینه‌ی تحصیل به هنرستان موسیقی رفت و پس از فراغت از تحصیل از هنرستان موسیقی، وارد دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. آثار او بیش‌تر از روی  غریزه و ذوق درونی خودش آفریده شده است.ا

منفردزاده زمانی که شانزده ساله بود در برنامه‌ی صبح رادیو با «جمال وفایی» آغاز به کار کرد.  از آن‌جا به لاله‌زار رفتو بعد هم به رادیو ایران و برای ارکستر جوانان آهنگ‌سازی ‌کرد. اوحدود هشت سال با رادیوی ملی ایران همکاری کرد و حدود پنج سال نیز در اداره‌ی فعالیت‌های فوق برنامه‌ی دانشگاه تهران همکاری داشت. در طول این دوران دو قطعه صفحه ای به نام های تخت جمشید و فتح بابل را نوشت که در دانشگاه اجرا شد.ا

  از سال 1349  همکاری خود را با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد و ریاست مرکز آموزش فیلم‌سازی این کانون را بر عهده گرفت. ا

اسفندیار منفردزاده  در زمینه‌ی آهنگ‌سازی برای ترانه، با استودیو طنین همکاری می‌کرد. اما به تدریج به ساخت موسیقی فیلم پرداخت و بعدها نیز کارش را بیش‌تر در همین زمینه ادامه داد. او در گفت‌گو با «دویچه‌وله» در مورد روی آوردن‌اش به موسیقی فیلم گفت:ا

 ا«به بیست ساله‌گی که رسیدم، کیمیایی بود، من و عشق سینما. او می‌خواست فیلم بسازد، و من هم میل این کار را داشتم. درواقع تفکیک شغل و تفویض اختیار کرده بودیم. او به من می‌گفت، تو باید موزیک متن بسازی و من هم به او می‌گفتم، تو باید کارگردانی کنی. به هرحال ما با هم بودیم و با این رویا هم بزرگ می‌شدیم. خوب یادم هست، شانزده یا هفده سال‌ام بود که به مادرم فشار می‌آوردم خانه‌مان را بفروش و پول‌اش را بده به ما که می‌خواهیم فیلم بسازیم، یا مسعود می‌خواهد فیلم بسازد و من هم می‌خواهم موزیک بسازم. فکرش را بکنید، تنها خانه! نه این‌که ما ثروتمند بوده باشیم! این تنها خانه بود. یعنی شما توقع ما را نگاه کنید، این‌که مادر خانه‌اش را بفروشد تا ما دوتا بتواینم فیلم بسازیم. و این‌که حالا او چه فیلمی خواهد ساخت در آن سنین، واقعن جالب بود. خب این میل و این رویا بود، و وقتی آدم با این رویا زنده‌گی بکند، می‌رود دنبال‌اش و می‌رسد به آن‌جا که بسازد، رایگان بسازد و بدون دستمزد بسازد و با اصرار بسازد و بعد، برسد به موسیقی و فیلم «قیصر» و بازهم همواره رایگان و با اصرار و این‌که بالاخره تحمیل موسیقی یا در واقع تحمیل این شغل به مجموعه‌ی مشاغل تولید فیلم درسینمای ایران.»ا

 منفرد زاده در سال 1348 بعد از ساختن موسیقی فیلم «قیصر» عملن وارد رشته‌ی آهنگ‌سازی فیلم شد. حرفه‌ای که تا آن زمان به معنی امروزی بی‌سابقه بود. او بعد از ساختن موسیقی فیلم قیصر، به مدت نُه ماه  برای ادامه‌ی تحصیل به شهرهای برلین و وین رفت. ا

اما «قیصر» نخستین فیلمی نبود که اسفندیار منفرزاده برای آن موسیقی ساخت. او پیش از قیصر هم یک‌بار موسیقی فیلم ساخته بود اما خودش آن را ا«ست‌گرمی » می‌نامد. این فیلم «بیگانه بیا» نام داشت و در واقع نخستین فیلم«مسعود کیمیایی» بود که در سال 1347 ساخته شد و آب و رنگ امریکایی اروپایی داشت. این فیلم داستان یک مثلث عشقی بود و آن‌چه در تصویرهای این فیلم دیده می‌شد از خانه‌ای که در آن زنده‌گی می‌کردند و نوع زنده‌گی و نوع گفتار و رفتار به هیچ عنوان ایرانی نبود. حتا برای جنازه هم در این فیلم از تابوت استفاده شده بود و همه‌ی صحنه‌های فیلم، به آن آب و رنگی کاملن غیرایرانی داده بود.ا

به دلیل این‌که فضالی فیلم، غیرایرانی بود، بنابراین موسیقی متن آن نیز مطابق با فضای فیلم مایه‌های غیرایرانی داشت.ا

اسفندیار منفردزاده در باره‌ی فیلم «بیگانه بیا» و موسیقی آن می‌گوید:ا

ا«چون همه چیز خارجی‌اش خوب بود، ما هم در تلاش بودیم که به اصطلاح بدلی آن را درست کنیم که جنس خارجی باشد و ادا و اعتبار خارجی، یعنی ادای فیلم اروپایی و فیلم امریکایی را داشته باشد. و اتفاقن این ادا را هم درآوردیم و هیچ‌کس باور نمی‌کرد که آن موسیقی را یک ایرانی، یا اصلن من ساخته باشم. جالب این است  همان روز اولی که نمایش این فیلم شروع شد و یک روز چهارشنبه بود،  با کیمیایی به سینما رفتیم. خب در چند نوبت  فیلم را توی سالن سینما دیدیم، تماشاگران هم حسابی با مسخره‌گی و پرخاش‌گری و به عادت همیشه‌گی فحش و هر جوری که دل‌شان می‌خواست، انزجاری نسبت به این فیلم  اعلام کردند که چک خورد توی گوش من و سازنده‌ی فیلم و این باعث شد که... یعنی هیچکس مثل من و کیمیایی این شانس را نداشته که نقد بشود و به این خشونت هم نقد بشود، تا برود دنبال‌اش و فکر کند چه باید بکند که کاری که می‌کند هویت ایرانی داشته باشد.»ا

بعد از«بیگانه بیا» بلافاصله فیلم «قیصر» که هویتی کاملن ایرانی داشت ساخته شد. بر اساس تجربه‌ای که در ساخت«بیگانه بیا» به دست آورده بودند، قیصرکاملن ایرانی ساخته شد و به قول منفردزاده، همه‌ی اجزای فیلم «قیصر» و سلول‌هایش کاملن ایرانی بود. این فیلم در زمان خود به موفقیت چشمگیری دست یافت و به فروش فوق‌العاده‌ای رسید. اگرچه که منتقدان سرسختی هم داشت اما در قلب جامعه و از دیدگاه عامه‌ی مردم،  به موفقیت رسید. موسیقی فیلم قیصر، نام اسفندیار منفردزاده را بر سر زبان‌ها انداخت و به جز فروش بالای فیلم، هزاران صفحه‌ی چهل‌وپنج  دور از موسيقي متن این فیلم  نیز منتشر شد و به فروش رفت.ا

اسفندیار منفردزاده پس از قیصر، کار خود را بر روی موسیقی فیلم متمرکز کرد، چه موسیقی متن و چه ترانه برای فیلم. او در سال 1349 بریا فیلم‌های «رقاصه‌ی شهر» ساخته‌ی شاپور قریب، «حسن کچل» و «طوقی» ساخته‌ی علی حاتمی و «رضا موتوری» ساخته‌ی مسعود کیمیایی موسیقی نوشت. ا

منفرد زاده در فیلم «رضا موتوری»، دست به ابتكار تازه‌ای زد و در تیتراژ فیلم، از ترانه‌ای که«شهیار قنبری» نوشته بود با صدای «فرهاد» استفاده كرد، چنین کاری پیش از این در سينمای ايران سابقه نداشت. خود منفرد زاده بعدها در فيلم‌های «خداحافظ رفيق»  و «تنگنا» از ساخته‌های امير نادری، همین روش ابتکاری خود را تکرار کرد و بسیاری از آهنگ سازان نیز از شیوه‌ی او پیروی کردند.ا

منفردزاده در برابر این پرسش که چرا از صدای فرهاد استفاده کرده است به «دویچه‌وله» گفت:ا

 ا«فرهاد فارسی نمی‌خواند، من او را از کوچینی می‌شناختم و از صدای‌اش لذت می‌بردم. صدای متفاوتی می‌خواستم که این کار به عنوان موسیقی متن روی فیلم باشد. موسیقی پاپ متداول آن روز هم که مثلن قبل‌اش ویگن خوانده بود و می‌خواند، آن جنسی نبود که من می‌خواستم. از این بابت بود که به فرهاد اصرار فراوانی کردم، که به هرحال آمد و لطف کرد و خواند. ترانه‌ی «مرد تنها» یا «صدای بی‌صدا»  سروده‌ی شهیار قنبری، برای اولین‌بار روی فیلم ایرانی، فیلم «رضا موتوری» به عنوان موسیقی متن ارایه شد.»ا

منفردزاده در سال 1350 موسیقی فیلم‌های خداحافظ رفیق(امیرنادری) و داش‌آکل (مسعود کیمیایی) را ساخت.ا

سال 1351 فیلم‌های خواستگار( علی حاتمی) تپلی (رضا میرلوحی) و بلوچ(مسعود کیمیایی) از موسیقی اسفندیار منفردزاده بهره‌مند شدند.ا

سال 1352برای سه فیلم نفرین( ناصرتقوایی)، خاک (مسعود کیمیایی)  و تنگنا (امیرنادری)موسیقی ساخت. در سال 1354 فقط در یک فیلم کار کرد، فیلم معروف«گوزن‌ها» ساخته‌ی مسعود کیمیایی.ا

منفردزاده  برای موسیقی متن دو فیلم «قیصر» و «رضا موتوری» برنده‌ی جایزه‌ی «سپاس» از جشنواره‌ی فیلم سپاس در تهران شد.ا

اسفندیار منفردزاده در سال 1356 نیز با فرزان دلجو همکاری کرد و موسیقی فیلم «ماهی‌ها در خاک می‌میرند» را ساخت و پس از آن نیز به دنبال وقوع انقلاب اسلامی در ایران و مشکلاتی که بر اثر این انقلاب برای اهالی موسیقی و سینما پیش آمد، منفردزاده ایران را ترک کرد و هم اینک نیز در سوند اقامت دارد.ا

  به جز فیلم‌های نام‌برده، او هم‌چنين برای تعدادی از فيلم‌های كوتاه «كانون پرورش فکری» موسیقی متن نوشت. از جمله:  پسر و ساز و پرنده  رهایی و قصه‌ی درخت هلو در سال 1350 پسرشرقی و هفت تيرهای چوبی در سال 1354.ا

منفرد زاده كارگردان دو فيلم كوتاه هرگز (1352) و بهارك (1355) برای «كانون پرورش فکری» بود كه موسیقی هر دو فيلم نيز از ساخته‌های خود او است. ا

منفردزاده پس از مهاجرت از ایران، با چند آوازخوان معروف از جمله«ابی» همکاری محدودی داشت و نیز آلبومی با صدای یک آوازخوان جوان به نام «سالار» با آهنگ‌های اسفندیار منفردزاده منتشر شد.ا

او در دوران اقامت‌اش در خارج از كشور، موسیقی متن ميهمانان هتل آستوريا ساخته‌ی رضا علامه زاده در سال 1367 و فیلم چهره‌ی دشمن ساخته‌ی حسن ايلداری در سال 1368 را نیز ساخت.ا

گفتنی‌ست که بیش‌ترین همکاری اسفندیار منفردزاده در زمینه‌ی ترانه، همکاری با «فرهاد» بود.ا

اسفندیار منفردزاده یکی از متعهدترین هنرمندان ایرانی است. او در طول اقامت‌اش در خارج از ایران، همواره در راه به آزادی رسیدن وطن‌اش تلاش کرده و در بیش‌تر گردهمایی‌های سیاسی شرکت داشته است. شعار سیاسی معرووف اسفندیار منفردزاده این است:ا«زندان‌های سیاسی تعطیل باید گردد.»ا

ا

از نظر این هنرمند گرامی سرزمین‌مان، آزاد شدن زندانیان سیاسی کافی نیست، بلکه زندان‌های سیاسی باید برچیده شود که سرزمین ما دیگر هیچ‌گاه زندانی سیاسی نداشته باشد.ا

با آرزوی سلامتی و بهروزی و پیروزی برای اسفندیار منفردزاده، هنرمند متعهد سرزمین‌مان

 

آنسه امیری - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت‌وپنج

یازدهم مهرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved