|
در اوستا، «مهر» بزرگترین ایزدان است و در مقدمهی«مهریشت» آمده که «اهورامزدا» وی را در بزرگی و شکوه و توانایی، همقدر و همسنگ خود آفرید. نام این ایزد در سانسکریت Mitra و در اوستا Mithra و در پهلوی Mitr آمده است. به گفتهی«یوستی» به معنی و مفهوم رابطه و پیوندی است میان روشنایی محدث و نور و فروغ ازلی. در واقع «مهر» به معنای خورشید نیست. در اوستا ایزد خورشید، ایزد جداگانه با نام و ویژهگیهای خود است. در حالیکه «مهر» فروغ و پرتو و انوار خورشید است و این اشاره در بند سیزدهم «مهریشت» تصریح شده است. خورشید در اوستا Hvare-Khshaeta میباشد. بنابر گفتهی«دارمستتر»، مهر به معنای دوستی و محبت است، به معنای پیشرو و دوستی و داور بزرگ میباشد. به موجب تقویم اوستایی، سال به دو فصل تقسیم میشد: تابستان بزرگ (هم) Hamma و زمستان بزرگ (زَیَن) Zayana. مهرگان در آغاز زمستان بزرگ قرار داشت. نوروز آغاز بهار و «مهر» آغاز پاییز است. در این دو زمان، ایرانیان دو جشن بزرگ خود را برپا میکردند با مراسم و آدابی مشترک. هر دو جشن از عظمت و اعتبار برخوردار بود و نمیتوانستند یکی را بر دیگری برتری دهند.
بیگمان جشن اصلی مهرگان بایستی آغاز پاییز و اول مهر باشد، اما چون شانزدهم این ماه نیز روز مهر است، به همین جهت به موجب اقتران دو نام ماه و روز مطابق معمول، جشن اصلی را در روز شانزدهم مهر میگرفتهاند. در پارسی باستان، در کتیبههای هخامنشی هرچند که به صراحت از این جشن نام برده نشده، اما به واسطهی اخبار مورخان یونانی و رومی، از جشن «میتراکانا» یاد شده است. جشن مربوط به مهر، در سراسر خطهی آسیای صغیر، باشکوه و حشمت، تخت عنوان «میتراکانا» برگزار میشد و با مراسم بابلی و جشنهای«دیونوسوسی» و«باکوسی» و«اورفئوسی» آمیخته شده بود که جشنهای مربوط به خدایان یونانی بهشمار میرفت. در جشنهایی که در این سامان به افتخار «میترا» برپا میشد، روحانیان میترایی که «مغان» خوانده میشدند، در جلو حرکت میکردند. چنانکه در شرح نوروز آمده است، به موجب اخبار کسانی چون«کسروی» و «جاحظ»، دو رسم عمدهی نوروز و مهرگان، بارعام دادن و اهدای هدایای مردم به پادشاه و وصول خراج و مالیات بوده است. بیگمان ساسانیان در برگزاری جشنها و آداب مربوط به آن ، از گذشتهگان و به ویژه ادامهی سنتهای هخامنشی پیروی میکردند. این جشن در دورانی از فصل بود که محصولات کشاورزی برداشت میشد و از این بابت مالیات اخذ میشد، به همین جهت مالیاتها در همین جشن به خزانه واریز میشد.
شاهان هخامنشی کاخی ویژه جهت انجام مراسم مذکور در نوروز و مهرگان داشتند که در هنگام بارعام، نمایندهگان طبقات مختلف در روزهایی ویژه در آن کاخ بار یافته و پس از عرض تهنیت و تبریک و مراسم ادای احترامات مرسوم و اهدای هدایا، مرخص میشدند. چگونهگی و نوع این هدایا را در سنگبرجستههای تختجمشید میتوان ملاحظه کرد که نمایندهگان اقوام تابعه و ملل، به ترتیب در صفهایی منتظر باریافتن میباشند و هر نمایندهای نمونهای از اقلام و هدایا را در دست دارد. در دورهی اشکانیان یا پارتها، دوباره توجه به آداب و رسوم برگزاری جشنها و دین زرتشتی و اوستا جلب شد. جشن مهرگان با همان تشریفاتی که در دوران هخامنشی برگزار میشد، در زمان اشکانیان نیز مورد توجه و عمل بوده است. در طول جشن مهرگان هر روزی از این جشن بزرگ را آهنگ و لحنی ویژه بود، چون: مهرگانی، مهرگان بزرگ و مهرگان خُردک. البته نغمههای بهاری و خزان را نیز شاید بتوان در شمار این الحان به حساب آورد. خوان مهرگانی یکی از مراسم مهم جشن مهرگان بود که در واقع تقدیس خوراکها و نوشابههایی است که در مراسم دینی کاربرد داشت. در این خوان خوراکیهایی که ویژهگی داشت عبارت بودند از: ترنج، شکر، عناب، سیب، خوشهای از انگور سفید، هفت شاخه از هفت گیاه، نان گرد کوچک از آرد حبوبات، اسپند و شیر و آویشن. اکنون نیز آویشن از جمله سبزیهای مقدس است که در مراسم و شعایر دینی و سنتی کاربردی فراوان دارد. مثلن در کاسهای پٍرآب، سکه و آویشن مینهند تا بوی خوش بپراکند. در مجمر یا آتشدان چوبهای خوشبو و اسفند و عود میسوزاندند. ظرفهایی از بادام و پسته میگذارند. از خوراکهای دیگری نیز در این سفره استفاده میشود، این خوراکیها میان زرتشتیان یزد و کرمان، اندکی تفاوت دارد: آش، حلول، نان ویژهای که در روغن کنجد سرخ شده، کُماج، چیمال یا چنگمال که از روغن و نان و خرما درست میشود و نیز خوراکی ویژه که به آن «دون Duna ) میگویند درست میکنند که ویژهی مراسم مذهبی است و از عدس و نخود و لوبیا و شلغم و سیبزمینی یخته درست میشود. در مراسم مهرگان مانند مراسم نوروز، مقداری از خوراک«دون» را بر پشتبام مینهادند به امید آنکه بهرهی اسب مهرایزد شود. گرداگرد سفرهی مهرگان نیز با آویشن تزیین میشد. هر خانوادهای در گرد سفره به شادی میپرداخت. نخست نیایشهای ویژه تلاوت میشد، آنگاه همه به هم تبریک و شادباش میگفتند و کامشان را شیرین میکردند. به چشمها سرمه میکشیدند و مراسم با شادی و پایکوبی ادامه مییافت.
در جشن مهرگان نیز مانند جشن نوروز از مستمندان و بینوایان دستگیری میشد. همچنین رسم بود که هر خانوادهای برای تازهعروسان و نودامادان، هدایایی در این روز میفرستادند. از جمله مراسم دیگر اینکه هر نوزادی در جشن مهرگان به دنیا میآمد، یا نام«مهر» و یا نامی که کلمهی «مهر» در آن ترکیب باشد بر نوزاد مینهند، مانند: مهر، مهرآفرین، مهرداد، مهرنوش، مهرزاد، مهرشاه، مهرگان، مهرچهر، مهراندخت، مهرناز، مهربانو و... در روز جشن مهرگان یا سه روز بعد از آن، همراه با تشریفاتی ویژه و شادی و پایکوبی، در هاونگاه، یعنی از طلوع خورشید تا ظهر، گوسفند قربانی میکردند و این عمل واجب بود در زیر تابش پرتو آفتاب انجام شود. گوسفند یا مرغ قربانی را درسته در تنور میپزند و پیش از نهادن بر سر سفره، توسط موبد «یشته Yashte» میشود، یعنی با آدابی همراه با تلاوت اوستا، تقدیس میگردد. بخشی از سینهی گوسفند را به سه قسمت تقسیم کرده و روی سه سنگ قرار میدهند که کنایه از سه شعار و اصل دین زرتشت یعنی اندیشه و گفتار و کردار نیک است. برای یشته کردن گوسفند قربانی معمولن یا موبد را به خانه میآوردند و یا گوسفند بریان را به «درمهر» یا «آتشکده» میبردند تا مراسم تقدیس انجام شود. پوست و دنبه متعلق با آتشکده است، دنبه را در آتش مینهند تا فروزان بسوزد، هنگام یشته کردن، حاضران دو نیایش «خورشید نیایش» و «مهرنیایش» را تلاوت میکنند. مرغ یا گوسفندی را که چنین بریان شود«اندوم Endum» میخوانند و سفرهی مهرگانی را «ودرین Vederin» میگویند و در همین سفره است که انواع میوههای فصل و گل و ریحان و لُرک و بوهای خوش و کتاب اوستا و آیه، سرمهدان، شربت، شراب، شیرینی و به ویژه از میوهها، انار و سیب گذاشته میشود و دور آن نیز با آویشن تزیین میشود. سرزمین کهن ما پٍر از جشن و پایکوبی و آداب و رسوم پسندیده و اخلاقی است. تلاش کنیم آداب و رسوم این سرزمین کهن متمدن را حفظ کنیم. جشن ایرانی «مهرگان» بر همهی هموطنان خجسته باد
برداشتی از جشنهای آتش، جشن مهرگان - تالیف هاشم رضی
فرید ستوده - مجلهی اپیزود ، شمارهی شصتوپنج یازدهم مهرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |