تصویری از یک جام با نقش شیر و بز کوهی

تصویری از جامی با نقش شیر و بز کوهی را می‌بینید . استفاده از این جامها بین سالهای  1400 و 1000 پیش از میلاد در شمال ایران رواج داشت. جنس این جامها از طلا، نقره و برنز بود. این جامهای بزرگ از ورقهی نازکی از فلز ساخته میشد . سپس با نقش بزکوهی، اسب، شیر یا پرنده تزیین می شد.

دو جام ساخته شده از برنز و نقره به شمارههای 134685 و 134387 در موزه‌ی بریتانیا قرار دارند. جزییات تصویر نقش بسته بر جام بالا را در شکل دوم میتوان دید که در آن یک شیر بالدار به بزی حمله کرده است. شیر بالدار و بز، هر دو از نمادهایی است که در اشیای باستانی ایران بسیار به کار گرفته می‌شد.

 

 

در چوبی با نقش داریوش

تصویر بالا در چوبی جعبهای را نشان میدهد که برای نگهداری تندیسها به کار میرفت که احتمالن در نیایشگاهی قرار داشت. تصویر روی در داریوش اول را (521-486 پیش از میلاد) در سمت راست نشان می دهد که لباس فرعون بر تن دارد و در حال پیشکش هدیهای به خدای «آنوبیس» است و شخص ایستاده در سمت چپ «ایسیس» است. این اثر نیز با شماره ی AES 37496 در موزهی بریتانیا قرار دارد.

 

 

کتیبه‌ی بیستون(داریوش کبیر)

 

كتيبه‌های هخامنشی، منابع اصيلی هستند و معتبرترين‌شان كتيبه‌ی بيستون از داريوش كبير است. ا

در سايت كتيبه‌ی بيستون، دربند پنج آمده: « داريوش شاه گويد: تو كه از اين پس شاه خواهی بود خود را قوين از دروغ بپای . اگر چنان فکر کنی [ كه ] كشور من در امان باشد مردی كه دروغ‌زن باشد او را سخت كيفر بده.ا

بند هفت: «داريوش شاه گويد: اهورا مزدا را گواه می‌گيرم که آن‌چه من در همان يک سال کردم اين راست [ است ] نه دروغ .ا

 بند ده: «داريوش شاه گويد : اين [ است ] آن‌چه به وسيله‌ی من کرده شد پس از اين‌که شاه شدم. کمبوجيه نام پسر کوروش از نسل ما، او اين‌جا شاه بود. همان کمبوجيه را برادری بود بردی نام، هم مادر [ و ] هم پدر با کمبوجيه. پس از آن کمبوجيه آن بردی را بکشت، به مردم معلوم نشد که بردی کشته شده. پس از آن کمبوجيه رهسپار مصر شد، مردم نافرمان شدند. پس از آن دروغ در کشور بسيار شد هم در پارس، هم در ماد، هم در ساير کشورها. ا

بند یازده: «داريوش شاه گويد: پس از آن مردي مغ بود گئومات نام. او از پ ئيشی يا وودا ( پی شياووادا ) برخاست. کوهی [ است ] ارکديش ( ارکادري ) نام. چون از آن‌جا برخاست از ماه وی يخن یک چهارده روز گذشته بود. او به مردم چنان دروغ گفت [ که ]: من بردی پسر کوروش برادر کمبوجيه هستم. پس از آن مردم همه از کمبوجيه برگشته به سوی او شدند هم پارس، هم ماد، هم ساير کشورها. شاهی را برای خود گرفت. از ماه گرم پد 2 9 روز گذشته بود آن‌گاه شاهی را برای خود گرفت. پس از آن کمبوجيه به دست خود مرد. ا

بند دوازده: «داريوش شاه گويد: نبود مردی، نه پارسی، نه مادی، نه هيچ‌کس از تخمه‌ی ما که شاهی را گئومات مغ باز ستاند. مردم شديدن از او می‌ترسيدند که مبادا مردم بسياری را که پيش از آن بردی را شناخته بودند بکشت. بدان جهت مردم را می‌کشت که مبادا مرا بشناسند که من بردی پسر کوروش نيستم. هيچ کس يارای گفتن چيزی درباره‌ی گئومات مغ نداشت تا من رسيدم. پس از آن من از اهورا مزدا مدد خواستم. اهورا مزدا به من ياری ارزانی فرمود. از ماه باگاديش 3 10 روز گذشته بود. آن‌گاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آن‌هایی را که برترين مردان دستيار [ او ] بودند کشتم. دژي سيک ی ووتيش 4 ، نام سرزمینی نی‌سای نام در ماد، آن‌جا او را کشتم. شاهی را از او ستاندم. به خواست اهورا مزدا من شاه شدم اهورا مزدا شاهی را به من داد. ا

در بند سیزده، «داريوش شاه گويد: از آن جهت اهورا مزدا مرا ياری کرد و ايزدان(مخلوقات برتر خدا) ديگری که هستند که پليد نبودم. دروغگو نبودم  تبه‌کار نبودم. نه من، نه دودمان‌ام. به راستی رفتار کردم. نه به ضعيف نه به توانا زور نورزيدم. مردی که دودمان من همراهی کرد او را نيک نواختم. آن که زيان رسانيد او را سخت کيفر دادم .ا

بند چهارده: «داريوش شاه گويد: شاهی را که از تخمه‌ی ما برداشته شده بود آن را من برپا کردم. من آن را در جايش استوار نمودم. چنان‌که پيش از اين [ بود ] همان طور من کردم. من پرستشگاه‌هایی را که گئومات مغ ويران کرده بود، مرمت نمودم. به مردم چراگاه‌ها و رمه‌ها و غلامان و خانه هایی را که گئومات مغ ستانده بود، بازگرداندم. من مردم را در جای‌اش استوار نمودم، هم پارس، هم ماد و ساير کشورها را، چنان که پيش از اين [ بود ] آن‌چه را گرفته شده [ بود ] برگرداندم. به خواست اهورا مزدا من اين را کردم. من کوشيدم تا خاندان ما را در جای‌اش استوار نمايم چنان که پيش از اين [ بود ] آن‌طور من کوشيدم به خواست اهورا مزدا تا گئومات مغ خاندان ما را برنگيرد.ا

 بند پانزده: «داريوش شاه گويد: تو که از اين پس اين نپشته را که من نوشتم يا اين پيکرها را ببینی، مبادا [ آن‌ها را ] تباه سازی. تا هنگامی که توانا هستی آن‌ها را نگاه دار. ا

بند شانزده:  «داريوش شاه گويد: اگر اين نپشته يا اين پيکرها را ببینی [ و ] تباه‌شان نسازی و تا هنگامی که تو را توانایی است نگاه‌شان داری، اهورا مزدا ترا دوست‌باد و دودمان بسيار و زندگي‌ات دراز باد و آن‌چه کنی آن را به تو اهورا مزدا خوب کناد . ا

 

باسپاس از:ا

وبلاگ raeeka

وب‌سایت کتیبه‌ی بیستون

وبلاگ  ezad

 

 فرید ستوده - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت‌وپنج

یازدهم مهرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved